تاریخ انتشار :

اتریش

شرایط عضویت در مجمع اسلامی شیعیان اتریش

شیعیان بر اساس دستورات ائمه معصومین علیهم السلام  به همزیستی مسالمت آمیز و مدارا با همه ابنای بشر از هر نوع اعتقادی باور دارند و در صورت نیاز به گفتگوی علمی با دیگر اندیشان ، بر مبنای ادب و احترام می پردازند.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )دین اسلام در اتریش از سال ١٩١٢ میلادی به رسمیت شناخته شده است  .در این سال  قانون اسلام (Islamgesetz)، توسط امپراتور فرانتس یوزف یکم و پس از الحاق بوسنی و هرزگوین به اتریش، به مجموعه قوانین این کشور اضافه شد و در ۲۵ ام فوریه ۲۰۱۵ اصلاحیه جدید آن به تصویب مجلس اتریش رسید.

 

جامعه اسلامی شیعیان اتریش

 

تعداد مسلمانان در اتریش بیش از ٧٠٠ هزار نفر است که حدود ٨ درصد از تعداد کل مردم را تشکیل می دهد و دومین دین (بعد از مسیحیت) در کشور می باشد.

دولت اتریش برای تمام ادیان و مذاهبی که به صورت قانونی مورد تایید قرار بگیرند امتیازها و حقوق زیادی در نظر می گیرد و و بر اساس حق آزادی عقیده و بیان و همچنین احترام به حقوق اقلیت های دینی و مذهبی تصریح شده در قانون اساسی،  آنها را هم پیمان، شریک و شهروندی یکسان با اکثریت جامعه می داند.

رسمیت کامل (Anerkennung )برای یک دین بالاترین جایگاهی است که جمهوری اتریش میتواند به یک جامعه مذهبی اعطا کند.

از جمله امتیاز ها و حقوقی که دولت دموکراتیک اتریش برای اقلیت های دینی و مذهبی به رسمیت شناخته شده، در نظر میگیرد عبارتند از :

١-حق رعایت و انجام تمام واجبات و احکام شرعی و اجرای کامل مناسبت های مذهبی در  محیط مدارس،دانشگاه ها، بیمارستان ها، ارتش، زندانها و همچنین حق داشتن عبادتگاهها در سطح کشور

٢-آموزش اعتقادات، اخلاق و احکام مذهب مورد نظر بر اساس درخواست خانواده ها و دانش آموزان در مدارس ابتدائی و متوسطه

٣- آموزش مبانی اعتقادی، اخلاقی و فقهی دین مد نظر در دانشگاه ها

۴-  بدست آوردن جایگاه مستقر در هیات نظارت رادیو تلویزیون دولتی اتریش و به جهت کنترل برنامه ها و پاسخگویی

۵- حق اعتراض و تلاش برای لغو قوانین مغایر با احکام دین یا مذهب رسمیت یافته

در عین حال برای پذیرش این ادیان به صورت قانونی شرط هایی وجود دارد که به شرح زیر می باشد:

١ـ وجود تعداد کافی از پیروان آن مذهب که حداقل ۲ هزارم جمعیت اتریش می باشد

٢ـ عدم وجود اختلاف بین قوانین آن مذهب و قوانین کشور اتریش

٣ـ داشتن استقلال مالی

مذهب اهل تسنن در سال ۱۹۷۹ و مذهب علوی در سال ۲۰۱۳ توسط دولت اتریش به رسمیت شناخته شدند. با توجه به ماده ۶۸ قانون اساسی اتریش مورخ ۱۸۷۴، این مذاهب می توانند از تمامی حقوق معنوی و حقیقی این قانون استفاده نمایند و اجازه فعالیت در قالب موسسه ها و انجمن های قانونی در مدارس و دانشگاه ها را دارند.

دولت اتریش با توجه به ماده ۱۹ قانون اساسی، مورخ ۱۹۹۸،مذهب شیعه اثنی عشری را به عنوان موسسه قانونی با مسولیت محدود به رسمیت شناخت  .(Bekenntnisgemeinschaft) با توجه به محدود بودن آن، این مذهب امکانات حقوقی مذاهب دیگر، از جمله حق تدریس در مدارس و دانشگاه ها را ندارد. این مذهب برای بدست آوردن حقوق کامل همانند دیگر مذاهب نیاز به حداقل ۱۸۰۰۰ پیرو(باتوجه به سرشماری سال۲۰۲۰) را دارد.

در همین راستا مجمع شیعیان اتریش،با حمایت تمام و کمال مراجع معزز تقلید، اقدام به تاسیس و ثبت نام از تمامی محبین و شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام نموده، تا بتواند پرچم ولایت اهل بیت علیهم السلام را بالا ببرد و حقوق اولیه و مزایای قانونی زندگانی شیعی را برای پیروان امام زمان علیه السلام در کشور اتریش تضمین نماید.

لازم به ذکر است مجمع اسلامی شیعیان اتریش تاکنون توانسته است حقوق و مزایای زیر را برای پیروان و اعضای این مذهب محقق کند:

١ـ تعطیلی مدارس در اعیاد فطر، قربان، غدیر خم و عاشوراء

٢ـ تعطیلی کارمندان و کارگران در عید غدیر و روز عاشوراء

٣ـ وجود قبرستان اختصاصی شیعیان در بخشی از قبرستان مرکزی شهر وین

۴- امکان اعطاء معرفی نامه رسمی به مراکز و مؤسسات دولتی و خصوصی اتریشی برای مساجد، مؤسسات فرهنگی و انجمن های غیر دولتی فعال شیعی

۵- امکان اعطاء معرفی نامه رسمی به مراکز و مؤسسات دولتی و خصوصی اتریشی، ادارات، کارخانجات، سرباز خانه ها، مدارس و دانشگاه ها به منظور تأمین حقوق شرعی اعضای جامعه شیعیان به طور مثال برای دانش آموزان، سربازان و کارمندان

۶ـ رعایت و پیگیری حقوق انسانی و شرعی زندانی های شیعه در زندان های اتریشی

شرایط عضویت در مجمع اسلامی شیعیان اتریش (دوازده امامی):

١ـ اعتقاد به مبانی مذهب حقه تشیع و بخصوص ولایت، سرپرستی و جانشینی امامان دوازده گانه علیهم السلام از امیرالمومنین علیه السلام تا حجت ابن الحسن المهدی امام زمان علیه السلام

٢ـ داشتن آدرس سکونت رسمی در اتریش(Meldezettel )

سوال اول :

آیا عضویت من و خانواده ام در این مجمع میتواند به روند اقامتی من در اتریش، کسب پاسپورت یا منظر دیگر آسیبی وارد سازد؟

پاسخ:

خیر، از آنجا که این جامعه کاملا بر اساس قوانین اتریش و در راستای آزادی های مصرح در قانون اساسی و بر مبنای مجوزهای لازم قانونی اخذ شده از دولت اتریش شکل گرفته است و اهداف و عملکردهای آن مغایر با قوانین و مقررات  اساسی و موضوعه اتریش نمی باشد عضویت در این جامعه، به هیچ عنوان ربطی به پروسه کسب اقامت و پاسپورت اتریشی شما نخواهد داشت و از منظر حقوقی هیچ اثر منفی نخواهد داشت.بلکه به واسطه آن که شما به عضویت یک تشکل مذهبی معتدل، غیر رادیکال، صلح طلب و به دور از حواشی در آمده اید و از فرقه های سلفی و وهابی، رادیکال و تندروی سیاسی که بعضا ناقض ارزش های اساسی جامعه اتریش هستند، آشکارا فاصله گرفته اید، یک امتیاز مثبت تلقی میشود.

سؤال دوم:

آیا عضویت در این جامعه هزینه مالی در بر خواهد داشت؟

پاسخ:

خیر، عضویت در جامعه ایمانی شیعیان هیچ گونه هزینه مالی در بر نخواهد داشت.

سوال سوم:

آیا این مجمع، متعلق به شیعیان با ملیت خاصی میباشد؟

پاسخ:

خیر، هرگز، این مجمع متعلق به تمامی محبین و مؤمنین به ولایت امیرالمؤمنین و یازده فرزند معصوم ایشان علیهم السلام میباشد، فرقی نمیکند  از چه رنگ و نژاد و ملیت و طبقه ای هستیم، مهم آن است که همگی به حبل الله المتین خداوند که وجود مقدس امیرمؤمنان علیه السلام هستند چنگ بزنیم و در تحت لوای ولایت ایشان برای کسب حقوق و آزادی های اولیه دینی خودمان، طبق قوانین موضوعه اتریش تلاش کنیم.

سؤال چهارم :

آیا عضویت در این جامعه محدود به سنین خاصی است؟

پاسخ:

خیر، همگی فرزندان شیعیان از بدو تولد میتوانند به عضویت این جامعه درآیند.

سؤال پنجم:

آیا افرادی که پاسپورت یا اقامت دائم در اتریش ندارند نیز میتوانند در این جامعه ثبت نام نمایند؟

پاسخ:

بله، عضویت در این جامعه ایمانی، شرط اقامتی خاصی ندارد و همه افرادی که آدرس سکونت رسمی در اتریش (Meldezettle) دارند میتوانند به عضویت این جامعه درآیند، اعم از آنکه دانشجو باشند، یا آنکه در روند پناهندگی دارای کارت سفید، سبز یا جواب مثبت باشند.

سوال ششم:

رابطه و نسبت این مجمع با سیاست چگونه است؟ آیا این مجمع در امور سیاسی کشور اتریش یا سایر کشورها دخالت خواهد داشت؟

پاسخ:

بر اساس قانون اساسی اتریش، دخالت و اعمال نظر اجرایی ادیان در سیاست های داخلی ممنوع میباشد، بر این اساس مجمع نیز بنایی بر مداخله در امور سیاسی ندارد، اما از نقطه نظر حفظ حریم اعتقادی اسلام راستین و مذهب اهل بیت علیهم السلام و حمایت و حافظت از حقوق شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام، این مجمع وظیفه خود میداند که در تعامل و گفتگو و نصیحت و ارائه مسیر صحیح و جلوگیری از ضایع شدن حقوق مادی و معنوی شیعیان کوشا باشد.

سوال هفتم:

چه مذاهب یا گروه هایی ‌توانسته اند جمعیت خودشان را ثبت کنند؟

پاسخ:

در حال حاضر یهودیان، بوداییان، اهل سنت و علوی ها و بیش از ١١مذهب مختلف مسیحی توانسته اند مذهب و گرایش دینی خود را ثبت کامل نمایند و از بالاترین حقوق و امتیازات آن بهره مند گردند.

از طرف دیگر هندوها، بهاییان، سیک ها، متصوفه و چند گروه دیگر مسیحی نیز، همچون شیعیان ثبت اولیه را به سرانجام رسانده و به دنبال ثبت کامل خویش هستند.

سوال هشتم:

چرا تأسیس جامعه شیعیان در اتریش امری ضروری و لازم است؟

پاسخ:

جامعه اتریش جامعه ای سکولار و در  عین حال مسیحی است، دولت که گرایشی سکولار دارد مدیریت امور فرهنگی را با      قدرت و جدیت برعهده دارد و در مدارس، مؤسسات فرهنگی و دانشگاه ها بر تحمیل عقاید خویش میکوشد و در تلاش برای  یکسان سازی تمامی اقلیت هاو مهاجران حتی از نسل اول میباشد که به پروژه پیوستگی و ادغام شهرت دارد.

در عین حال بر اساس قانون اساسی که حق آزادی بیان و حقوق ادیان و اقلیت های دینی را به رسمیت شناخته است دولت اجازه میدهدکه ادیان یا اقلیت های دینی رسمیت یافته، از حق آموزش فرزندان خویش بر اساس مذهب و گرایش دینی خود حتی در مدارس دولتی برخوردار باشند و این حق را داشته باشند که فرزندان خود را مطابق با عقاید خود تربیت کنند و نسل آنها براساس عقاید خودشان ادامه پیدا کند و از تباهی دینی نسل های بعدی خود جلوگیری کنند؛ و دولت تمامی تسهیلات مالی و غیر مالی مورد نیاز را در این مورد درمدارس و محیط های دیگر فراهم میکند.

بنابر این اگر شیعیان که عمدتا از کشورهای پاکستان، افغانستان، ایران و عراق و سوریه هستند و به اغراض اقتصادی یا سیاسی به کشور اتریش مهاجرت نموده اند؛درصدد حفظ نسل خود و انتقال ارزش های دینی و و رساندن پیام غدیر و اهل بیت علیهم السلام به فرزندان خود هستند، چاره ای ندارند جز آنکه در تشکیل این جامعه رسمی ایمانی پیش قدم شوند و در عین حفاظت از ایمان خود وخانواده هایشان، مکتب اهل بیت علیهم السلام و اسلام راستین را نیز به جوامع اروپایی معرفی نمایند. در غیر این صورت مهاجرت آنها حکم تعرب بعد از هجرت را میتواند داشته باشد که بر طبق فتاوای فقها امری مذموم ونکوهش شده محسوب  میگردد. شاید بتوان گفت مشارکت شیعیان در تشکیل این امر یک واجب کفایی برای حفظ و گسترش ارزش های ایمانی شیعی و ناب اسلامی در اروپا است.

امام رضا علیه السلام میفرمایند:

رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا،» فَقُلْتُ لَهُ: «فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟» قالَ: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنالاَتَّبَعُونا.«خداوند، رحمت کند آن بنده ای را که امر ما را زنده کند!». گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: «علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردمْ زیبایی های گفتار ما را می دانستند، از ما پیروی می کردند».

در این دوره ای که در اروپا بسیاری از افراد در جاهلیت مدرن غوطه ور شده اند و از آنجا که مکتب حقه اهل بیت علیهم السلام را نمیشناسند،هیچ دین و راه عقلانی و فطری برای نیل به سعادت نمی یابند؛ تلألؤ خورشید هدایت امام زمان روحی فداه       میتواند دلهای مرده راجان و زندگی بخشد. بجاست که شیعیان حضرتش با همدلی و همراهی، مذهب اهل بیت علیهم السلام را رسمیت کامل بخشند و ضمن صیانت از نسل های بعدی خویش، شمیم ولای حجت الله را در ظلمات گمراهی بگسترانند.

سوال نهم:

آیا این مجمع باعث اختلاف پراکنی بین مسلمانان در اتریش نخواهد شد؟

پاسخ:

خیر، مجمع اسلامی شیعیان اتریش به دنبال تضمین حقوق و آزادی های اساسی  شیعیان و جلوگیری از تباهی اعتقادی ایمانی فرزندان و حفظ نسل های مؤمنین است و نه ایجاد انشقاق و به هم ریختن جامعه. شیعیان نه تنها از ستیز در میان سایر مسلمانان پرهیز دارند بلکه از انشقاق میان بقیه پیروان ادیان ابراهیمی و غیرآن نیز ، برحذر هستند.

شیعیان بر اساس دستورات ائمه معصومین علیهم السلام  به همزیستی مسالمت آمیز و مدارا با همه ابنای بشر از هر نوع اعتقادی باور دارند و در صورت نیاز به گفتگوی علمی با دیگر اندیشان ، بر مبنای ادب و احترام می پردازند.

ائمه معصومین علیهم السلام به ما آموخته اند که حسن معاشرت و همنشینی را با برادران اهل سنت داشته باشیم و رفتارمان با آنها محبت آمیز و هدایت گر باشد؛ به عیادت از بیمارانشان برویم، در تشییع جنازه هایشان شرکت کنیم، حقوقشان را ادا کنیم و اماناتشان را به درستی بازپس دهیم.

نکته دیگر آنکه بر مبنای دستور قرآن به برداران حضرت یوسف که “فادخلوا من ابواب متفرقه” (که یعنی در هنگام ورود به کاخ عزیز مصر همگی از یک در وارد نشوید بلکه از درهای مختلف وارد شوید تا دشمن بر شما غلبه نکند)، شیعیان و اهل سنت می بایست با حفظ هویت و مبناهای خویش، در اهداف و دغدغه های مشترک  اجتماعی و سیاسی با اتحاد و یکپارچگی همراستا گردند و از نیروی دوچندان خویش برای غلبه بر چالش ها بهره مند گردند.

سؤال دهم:

آیا نمی شود شیعیان نیز داخل همان گروه اهل سنت باشند و مذهبی مستقل را تأسیس ننمایند؟

پاسخ:

جواب این سوال را از چند بعد مورد بررسی قرار میدهیم:

ابتدا از جهت آموزشی و تربیتی 

تجربه این چهل ساله در کشور اتریش و پس از رسمی شدن مذهب اهل سنت و جامعه اهل تسنن اتریش از سال ١٩٧٩ و برقراری      کلاسهای آموزشی و دینی آنها در مدارس نشان میدهد نه تنها در آموزش خود سهمی برای یادگاران گرانسنگ پیامبر صلی الله علیه و    آله یعنی تعالیم وحیانی عترت پیامبر و اهل بیت علیهم السلام را در نظر نمی گیرند بلکه همواره با سانسور مطالب حقه، مذهب شیعه را تخطئه می سازند و  با تکفیر اعتقادات شیعی، در عمل شیعیان را حتی بخشی از جامعه اسلامی هم به حساب نمی آورند. در کلاسهای  درسی عمدتا با ترویج مطالب باطل و غیر عقلانی در گوش جوانان، آنها را به سمت سلفی گری، وهابیت و رادیکالیسم سوق میدهند و بسیاری از جوانان شیعی را از میراث علمی، عقلی و فرهنگ غنی اهل بیت علیهم السلام حداقل در اعتقاد، فاصله دار یا دور میسازند، تا جایی که برخی از فرزندان سادات ایرانی که اصالتا شیعه بوده اند تحت تعالیم باطل معلمان سنی در مدارس دولتی در این سال های اخیر به داعش یا بعضا گروه های رادیکال پیوسته اند.

نوجوان یا جوان شیعه نیز که در کلاس درس دینی با معلم سنی خود همراهی نکند مورد تحقیر و توهین قرارداده و مورد انزوا قرار       میگیردو به صورت هدفمند درصدد سنی سازی و دور کردن فرزندان شیعه از فرهنگ و اعتقادات خویش هستند.

گرچه شرکت در کلاس های دینی در مدارس اتریش امری اختیاری است؛ اما بسیاری از والدین  شیعی  برای دور کردن فرزندان از فضای لائیک و داروینیسمی مدارس، فرزندان خود را با خوشبینی به کلاس های دینی اهل سنت می سپارند، غافل از آنکه فرزندشان از چاله ای به چاله یا چاهی دیگر رهنمون شده است. لذا میتوان گفت به همان دلیل که مراکز و حوزه های علمی شیعه در قرون اولیه اسلامی از مراکز اهل سنت فاصله گرفت و شیخ الطائفه (طوسی) ، حوزه علمیه نجف را به طور مستقل راه اندازی نمود، نیاز هست که شیعیان نیز مراکز علمی خود را به صورت مستقل در دانشگاه ها و مدارس مستقلا و با ثبت رسمی مذهب شیعه برقرار نمایند.

 

 

از بعد پذیرش مذهبی و آیینی 

جامعه اهل سنت به هیچ عنوان به شیعیان اجازه برگزاری مراسم و مناسبت های مذهبی خود را در فضاهای عمومی وین نمی دهد و طی این ۴٠ ساله نشان داده است از کمترین سعه صدری برخوردار نیست و اگر شیعیان خود برای خویش مکان اختصاصی نداشته باشند به هیچ عنوان جامعه اهل سنت، شیعیان را بخشی از خود به حساب نیاورده و تسهیلاتی که دولت بدانها داده است را در اختیار شیعیان قرار نمی دهند؛ حتی در بسیاری از مساجد سطح شهر وین، شیعیان برای نماز خواندن دچار آزار و بدرفتاری و بعضا تکفیر و تهدید می شوند و این مسأله در اروپا که مهد آزادی های اساسی است، غیر قابل تحمل و دهشتناک است.پس میتوان به درستی گفت مشابه آنچه را که از سانسور و بدرفتاری با شیعیان اهل بیت علیهم السلام در طول چهارده قرن صورت گرفته است را در محیط های مساجد و مدارس بر علیه شیعه انجام میدهند و عملا جایگاهی برای شیعیان و تعالیم و مراسم های آنها متصور نیستند.

 

 

از بعد سیاسی اجتماعی

بیش از صد سال است که در اتریش، اسلام پس از الحاق بوسنی و هرزگوین به عنوان یکی از ادیان رسمی پذیرفته شده و دومین دین  بعداز مسیحیت محسوب شده است. در طی دهه های اخیر و پس از شیوع افراطی گری سلفی ها و وهابیون و ظهورداعشیان، جامعه و مردم اتریش بیش از حد نسبت به مسلمانان اهل سنت بدبین و بدگمان شده اند و اهل سنت از جایگاه بسیار نازلی برخوردار شده اند. تا جایی که هر سیاستمدار پوپولیستی که بخواهد اقبال بیشتر و رأی بالاتری جمع کند شروع به بدگویی به مسلمان و بعضا اسلام میکند.

حاکمیت اتریش اکنون با یک چالش جدی روبروست، از یک طرف اسلام بیش از صد سال است که به عنوان یک دین رسمی محسوب گشته است و دومین دین اتریش محسوب میشود و از طرف دیگر آن گرایش دینی که از اسلام شناخته اند( مذهب اهل تسنن) در تضاد کامل باعقلانیت و فطرت الهی بشری و همچنین ارزش های اصلی اروپا همچون آزادی بیان و عقیده و حقوق بشر قرار دارد. به این سبب مجموعه حاکمیت اتریش به دنبال و درپی آن است که با تصویب قوانین و اتخاذ تصمیمات ویژه و گوناگون جلوی رشد اسلام افراطی (مذهب اهل تسنن) را بگیرد.

از آن جایی که در کشورهای آلمانی زبان و بخصوص اتریش، اسلام در نگاه نوع جامعه تماما معادل مذهب اهل سنت تلقی می شود وعمدتا حتی اندک شناختی هم از اسلام ناب اهل بیت علیهم السلام و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه ندارند و اهل سنت هم با میدان دادن به افراطیون وهابی مسلک عملا آبروی اسلام را در جوامع اروپایی برده اند، بر شیعیان است تا با بیان حقایق عقلانی و فطری اسلام راستین در مکتب اهل بیت علیهم اسلام، دین حقیقی را به مردم بنمایانند و دامن اسلام را از این زشتی ها، خشونت ها، توحش ها، مطالب باطل وغیر عقلانی برهانند.

از بعد حقوقی نیز می توان گفت اهل سنت نماینده مناسبی برای جامعه مسلمانان نبوده اند و در بزنگاه های حساس با نشان دادن چراغ سبز به دولت در سخت گیری به مسلمانان و تصویب قوانین ضد قرآنی و اسلامی سکوت کرده اند  یا واکنش مقتضی را نشان نداده اند. البته آن ها چون می دانند تمامی این سخت گیری ها و تصویب قوانین ضد اسلامی به خاطر نفرت و ترس جامعه اتریش از اسلام اهل سنت و به دلیل عیان شدن چهره خشونت بار و ضد عقلانی این مذهب است، طبعا نمی توانند در مقام دفاع از اسلام و مسلمانان برخیزند چرا که خود کرده تدبیر نیست.

نمونه بارز این مسأله قانون ممنوعیت داشتن پوشش برای دختران زیر ١٠ سال در مدارس است که بیش از یک سال بود که با چراغ سبز جامعه اهل سنت به تصویب رسیده بود و دولت بنا داشت که آن را در مرحله بعد تا ١۴ سال افزون نماید. چرا که در فقه اهل سنت و در میان شافعیان و حنبلیان سن بلوغ دختران،  اتمام پانزده سال و در میان حنفیان هفده سال و مالکیان هجده سال میباشد.جالب این که در این قانون هندوها و یهودیان مستثنی شده اند اما هیچ کس به فکر مذهب حقه اهل بیت علیهم السلام نبوده است، چرا که اساسا اهل سنت، برای شیعیان جایگاه خاصی قائل نیستند تا به جهت حقوقشان تلاش نمایند. زین سبب متاسفانه و شوربختانه بسیاری از دختران شیعه و علویات، از ترس اقدامات تنبیهی دولت، حجاب از سر برداشتند یا بسیاری از خانواده ها از دخترانشان خواستند که حجاب را در مدارس بردارند و خدا میداند که اثر این قانون در نسل های بعدی شیعیان مقیم اتریش چه میتوانست باشد که با لطف خدا با لغو قانون توسط دادگاه قانون اساسی بی اثر شد.

از منظر دیگر حقوقی نیز میتوان گفت از آنجا که دولت، هویت اعتقادی مذهبی شیعه جعفری امامیه را در سال ٢٠١٣ به صورت محدود به رسمیت شناخته است اساسا دیگر به هیچ وجه امکان ادامه حیات جامعه شیعه در زیر چتر جامعه اهل سنت ممکن نیست.و افراد معلوم الحالی نیز که تاکنون (حداقل دوبار و برخلاف مصالح جامعه شیعیان ) در این جهت تلاش نموده اند با واکنش منفی و قاطع دولت مواجه شده اند. چرا که استدلال قضات دولتی آن بوده است که ما نمی توانیم در یک کشور دو مذهب شیعه متفاوت داشته باشیم و چون یک بارهویت اصلی شیعه به رسمیت شناخته شده است، دولت هویت دیگری برای شیعیان در زیر مجموعه اهل سنت به رسمیت نخواهد شناخت .

از این رو اگر شیعیان با همدلی و همراهی و وحدت و یکپارچگی جامعه اسلامی شیعیان را تأسیس ننمایند، از آنجا رانده و از این طرف نیز مانده خواهند شد و هیچ یک از حقوق و امتیازاتی را که دولت برای ادیان در نظر گرفته است به دست نخواهند آورد.

سؤال یازدهم

آیا میتوان نمونه تاریخی برای استقلال شیعیان، در چنین موقعیت هایی برشمرد؟ آیا سیره علمای بزرگوار و سلف شیعه بر این  منوال بوده است؟

پاسخ:

تشیع، تاریخ مظلومیت و غربت را با اشک و خون نگاشته است. بر فراز دار، در حبسهای بی حساب، در شکنجه های مدام، در  قتل وشکنجه زنان و کودکان، ناله های درد و مقاومت را هنوز می توان شنود. هرگز نمی توان آن را اسطوره و افسانه نامید. از  تاریخ مسطور،یعنی راوی عیش حاکمان، هیچ گاه نمی توان روایت آن همه رنج و ستیز را انتظار داشت. رنج شیعه را بایستی در مشاهد به خون خفته هزاران شهید، از مشرق خاوران و خاک دیلمان تا سرزمین افریقای سیاه، جستجو نمود.

تا زمان حضور، وجود امامان علیهم السلام، غنیمت بود و پشتوانه راه. با آغاز غیبت، کار دشوار شد و مسؤولیت شیعه دشوارتر. در این میان، نقش عالمان وارسته دین، که فرهنگ شیعی را با دشواری و سختی، حفاظت کردند و برای نسل هایی چون ما به یادگار نهادند، بس ارجمند و ستودنی است.تاریخ شیعه، با این پایمردی ها رقم خورده است.

از جمله این پایمردی ها آن که پدر علامه حلی پیش از فتح بغداد توسط هلاکوخان با شجاعت و درایت خویش شهرهای شیعه نشین حله و کوفه و کربلا و نجف را ازتعرض مغول دور نگاه داشت و در حالی که اکثر مردم از ترس از آن شهرها گریخته بودند و اکثر علما قبل از اطلاع از حال خلیفه سنی مذهب بغداد،  جرئت حضور در نزد هلاکوخان را نداشتند، او به محضر سلطان کافر رسید و بدین وسیله به او اطمینان داد که قلوب شیعیان این شهرها در صلح و آرامش با اوست و با استناد به روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام که زوال خلافت اهل سنت در بغداد را توسط هلاکو، پیش‌بینی نموده بودند، به وی نوید پیروزی داد.هلاکو نیز در عوض به شیعیان امان داد. او کنترل این شهرها را به علمای شیعه داد و شیعیان از بلائی بزرگ رهایی یافتند و خون و اموالشان حفظ گردید.

اگر علمای شیعه در این بزنگاه تاریخی تنها به فکر وحدت با اهل سنت می بودند،مغولان کافر به شهرهای مقدس شیعیان و قبور متبرکه حمله می کردند و شیعیان بسیاری نیز کشته میشدند، اما علمای بزرگوار شیعه با این تدبیر، و بیان اختلاف و تفاوت های عمیق بین شیعیان و اهل سنت برای مغولان، خون  شیعیان را حفظ کردند و زمینه رشد و گسترش شیعه را در عراق و همچنین ایران پدید آوردند. (مقدمه کتاب کشف الیقین فی فضایل امیرالمومنین علیه السلام تالیف علامه حلی )

روایت جالب دیگر آنکه:

ملاّ محمد تقی مجلسی در شرح «من لایحضره الفقیه» از جمعی از اصحاب نقل می کند که:

روزی شاه خدابنده به همسرش غضب کرد و در یک مجلس به او گفت تو را سه طلاقه نمودم. پس از آن شاه خدابنده از کار خود پشیمان شد، علمای بزرگ اسلام را به حضور طلبید و جریان را به آنان گفت و از آنان خواست تا راه حَلّی ارائه دهند.

همه علما گفتند: هیچ راه حلی وجود ندارد جز اینکه همسر مطلّقه ات با مردی ازدواج کند و آن مرد  او را طلاق دهد…. شاه خدابنده گفت:«در هر مسأله ای، اختلاف و گفتگو وجود دارد آیا بین شما در این مسأله اختلاف نیست؟» همه علما به اتفاق گفتند: نه. یکی از وزیران شاه گفت: من یکی از علما را می شناسم که در شهر «حلّه» سکونت دارد، به فتوای او اینگونه طلاق، باطل است (منظور او علاّمه حلّی بود). شاه خدابنده برای علاّمه حلّی نامه نوشت و وی را احضار نمود. علمای اهل سنت گفتند: مذهب علاّمه حلّی باطل است، رافضی ها بی عقل هستند!! و برای شاه، صحیح نیست که چنین افرادی را دعوت کند ولی شاه گفت:« او حتما باید بیاید و این مسأله، مورد بررسی قرار گیرد. وقتی که نامه شاه خدابنده به علاّمه حلّی رسید، علاّمه احساس وظیفه کرد و رنج پیمودن راه طولانی راتحمّل نمودو خود را از حلّه به سلطانیّه (پنج فرسخی زنجان)رساند.

به دستور شاه خدابنده مجلس بزرگی تشکیل شد علمای برجسته چهار مذهب اهل تسنّن در آن مجلس حاضر شدند، سپس علاّمه وارد آن مجلس گردید، و به بحث و مناظره با علمای مجلس پرداخت و همه آنان را مجاب کرد که طلاق شاه ، باطل است و حقانیت مذهب تشیع را بر همگان نمایان ساخت . آنگاه سلطان محمد خدابنده ، ملقب به اولجایتو، به دست علامه حلی به مذهب حقّه شیعه، مشرف شد و از آن پس علاّمه، مورد علاقه مخصوص سلطان محمد خدابنده واقع شد و از امکانات حکومت به نفع شیعیان و تقویت ارکان تشیّع، کمال استفاده را نمود. اولجایتو از علامه حلی خواست که کتابی درفضیلت و مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام و به جهت اسکات خصم بنگارد و به خطباء و حاکمان شهرها و سرزمین‌های تحت سیطره‌اش پیام فرستاد که از این پس با نام ائمه دوازده‌گانه علیهم السّلام خطبه بخوانند و به نام ائمه اطهار، سکّه ضرب کنند و نام ایشان را بر دیوار مساجد و مشاهد مشرفه بنگارند. و این گونه شد که مذهب تشیع در ایران بزرگ که تحت سلطه اولجایتو بود،  با تدبیر علمایی فرزانه،  اینچنین با سرعت فراوانی، در اقصی نقاط آن گسترش یافت و و محبت و ارادت و ولایت امیر المؤمنین و اولاد مطهر ایشان علیهم السلام به مرام ایرانیان در جای جای سرزمینشان بدل گشت .  اگرچه شیعه از قرن اول و دوم در میان پارسیان ریشه دوانده بود ،  اما فراگیری و گسترش دامنه مذهب حقه در سراسر کشور به برکت تدبیر و درایت این عالم بزرگوار محقق گشت.

پس بر ما شیعیان است که با همدلی و یکپارچگی در دوره ای که مردم، افکار عمومی و دولتمردان در اتریش و بلکه اروپا نسبت به اسلام  اهل تسنن تضاد  شدید پیدا کرده اند  ، همچون علمای بزرگوار امامیه، با تعامل مناسب با دولت، مذهب شیعه را رسمیت کامل بخشیم، حقوق اولیه خود و فرزندانمان را نهادینه کنیم و راه گسترش مذهب اهل بیت علیهم السلام را هموار سازیم .

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار