تاریخ انتشار :

ناتالیا

ناتالیا، تازه مسلمان کلمبیایی: من عاشق زیبایی اسلام شدم

در طول زندگی هیچ کس به هیچ عنوان در مورد اسلام با من صحبت نکرده بود .من هرگز دوست مسلمان نداشته ام .تنها چیزی که میدانستم همان چیزهایی بود که در تلویزیون دیده بودم … باور ها و تصورات اشتباه در مورد اسلام و مسلمین بودند.

به گزارش رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)  گروه ترجمه انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی سایت رهیافتگان-مترجم از زبان انگلیسی :مینو پورسعید

اصل مصاحبه رااینجا ببینید

نام من ناتالیاست و در کلمبیا در یک خانواده ی مسیحی به دنیا آمدم. در طول دوران رشد چالش های زیادی داشتم . در شانزده سالگی به آمریکا مهاجرت کردم ولی حتی آن زمان هم در جستجوی خدا بودم . من هندوئیسم ،مسیحیت، یهودیت و شاهدان یهوه را مورد بررسی قرار دادم اما هنوز احساس تهی بودن می کردم . من به نقطه ای در زندگی رسیدم که می خواستم از فکر درباره ی خدا دست بکشم و همراه با جریان روزگار زندگی خود را سپری کنم .

من در گذشته به اهمیت دادن به چیزهای مادی و تفکر مادی گرایانه عادت کرده بودم.

من دختری به دنیا آورم که بسیار دوستش میداشتم اما هنوز زندگی ام در مسیر درست قرار نگرفته بود …

احساس افسردگی عمیقی می کردم … این احساس مرا به فکر در مورد زندگی شخصی خویش سوق داد .احساس می کردم که زندگی معنایی ندارد و برای کسی مهم نیستم …و برای همین دیگر زیاد به زندگی توجه نمی کردم ….

با این حال یک شب با چشم گریان خدا را صدا کردم ( دعا کردم) و از او پرسیدم او کجاست ، شادی و خوشبختی حقیقی کجاست و من همواره از اون می خواستم که مرا به راه درست و حقیقت واقعی هدایت کند .من هیچ گاه باور نمی کردم که حضرت عیسی (ع) خداست و فکر می کردم که این یک باور اشتباه و نادرست است .من یک شب گریه کردم و آنقدر مناجات کردم تا خوابم برد …صدایی شنیدم که نمی شناختم.نمی دانستم که این رویا بود یا تصور و تخیل من بود. ولی آن صدا به من گفت که من گم نشده ام (رها نشده ام ) و حقیقت در اسلام است. در طول زندگی هیچ کس به هیچ عنوان در مورد اسلام با من صحبت نکرده بود .من هرگز دوست مسلمان نداشته ام .تنها چیزی که می دانستم همان چیزهایی بود که در تلویزیون دیده بودم … باور ها و تصورات اشتباه در مورد اسلام و مسلمین بودند.

 

بنابراین غیر ممکن بود که من تحت تاثیر کسی قرار بگیرم. صبح روز بعد که بیدار شدم احساس می کردم خوشحال تر هستم …من گریه کردن را متوقف کردم و شروع به تحقیق در مورد اسلام کردم.  به جستجو در باره ی چیستی اسلام پرداختم. کم کم تغییراتی در زندگی ام ایجاد کردم. اما هنوز به طور کامل آمادگی پذیرفتن اسلام را نداشتم زیرا احساس می کردم باید بیشتر بدانم .روزی در محل کارم با دوستم که اتفاقا مسلمان و محجبه بود روبرو شدم . من شروع به پرسیدن سوالاتی درباره ی اسلام مخصوصا درباره ی زنان در دین کردم .

هرروز من از او سوالاتی می پرسیدم و سرانجام در سال ۲۰۱۷ پس از دوسال به او گفتم که آماده ام تا مرا به مسجد ببرد تا شهادتین را بگویم .آن روز شادترین لحظه ی زندگی من بود .

 

بعد از آن زندگی من صد در صد تغییر کرد . نعمت ها و موهبت های الهی زیادی به من داده شد . فرصت های شغلی بهتری پیدا کردم .درهای زیادی رو به من گشوده شد .و سه ماه بعد از آنکه اسلام آوردم خداوند مرد بسیار خوبی را به عنوان همسر به من هدیه داد. از این خوشحالتر نمی توانم باشم. رابطه م با مادر و خواهرم بسیار تغییرکرده و بهتر شده است. و آنها از این همه تغییر مثبت در من بسیار خوشحال هستند . ما الان بسیار نزدیک هستیم . احساس می کنم فرد بهتری هستم و از آن زمان افسردگی را تجربه نکرده ام .

 

من هم اکنون در مرکزی مخصوص تازه مسلمانان در نیویورک ثبت نام کرده ام تا درباره  اسلام بیشتر بیاموزم و مفاهیم بیشتری درباره ی اسلام و قرآن کریم  یاد بگیرم. خداوند این برنامه را برای من در نظر گرفته است و من داستان خود را برای همه کسانی که دنبال حقیقت هستند و در زندگی خود برکت می خواهند تعریف می کنم . بدون خداوند بزرگ و مهربان ما هیچ نیستیم .

من از گفتن سبحان الله هیچ گاه خسته نخواهم شد و”سبحان الله ”

من هرگز از ایمان آوردن و پذیرفتن اینکه فقط “الله ” خدای واحد است و حضرت محمد (ص) پیامبر اوست ، پشیمان نخواهم شد .

من عاشق زیبایی اسلام شدم و امیدوارم شما نیز عاشق آموزه های قرآن کریم شوید . من تسلیم نخواهم شد تا حداقل یکی از اعضای  خانواده ام در این سبک زندگی زیبا به من ملحق شوند.

گروه ترجمه انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی سایت رهیافتگان- مترجم از زبان انگلیسی :مینو پورسعید

اصل مصاحبه رااینجا ببینید

اشتراک گذاری :


آخرین اخبار