ماجرای آموزنده از پیامبر اسلام
اصول مرکب‌داری در اسلام

وقتی مشاهده کرد که بعضی یارانش روی مرکبها نشسته اند و آرام آرام راه می آیند و با هم گرم صحبت هستند، گفت:

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )با دوستانم، از مسیری می گذشتیم و با هم گرم صحبت بودیم. همۀ ما سوار مرکبهایمان بودیم و آرام آرام جلو می رفتیم.
به پیامبر(ص) رسیدیم. تا سلام کردیم، پیامبر(ص) به من گفت: چرا یک‌طرفی روی مرکب نشسته‌ای؟
گفتم: عجله‌ای نداشتیم. داشتیم با هم گپ و گفتی می کردیم و جلو می آمدیم.
پیامبر(ص) گفت: پشت حیوانها صندلی و

کرسی سخنرانی شما نیست. خدا او را برای شما رام کرده که در راههای سخت شما را به مقصد برساند نه اینکه بر پشتش بنشینید و با هم گفتگو کنید. پیاده شوید، بعد با هم حرف بزنید.
به دوستانم نگاهی انداختم. از مرکبها پایین آمدیم. پیامبر(ص) ادامه داد: چه بسا مرکبی که بهتر از راکبش است و بیشتر از راکبش، خدا را ذکر می گوید.
عرق شرم از تیرۀ پشتم چکه کرد پایین.

***او محمد است. آخرین پیامبر خدا…
وقتی مشاهده کرد که بعضی یارانش روی مرکبها نشسته اند و آرام آرام راه می آیند و با هم گرم صحبت هستند، گفت: پشت حیوانها صندلی و کرسی سخنرانی شما نیست. خدا او را برای شما رام کرده که در راههای سخت شما را به مقصد برساند نه اینکه بر پشتش بنشینید و با هم گفتگو کنید. پیاده شوید، بعد با هم حرف بزنید.

تصویرگر: حکیمه شریفی

نویسنده : سیده زهرا برقعی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما