تاریخ انتشار :

جریر بن عبدالله

عبای مبارک

جریر با تعجب به پیامبر(صلی الله علیه واله) و عبای او نگاه می کرد. عبا را گرفت. بوسید و بر چشمان خود گذاشت. گریه اش گرفته بود. ما هم منقلب شده بودیم.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )  در خانۀ پیامبر(صلی الله علیه واله) دور هم نشسته بودیم. جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می شد و اتاق پر شده بود.

آثار دیگر نقاشان مذهبی را اینجا ببینید

جریر بن عبدالله وارد خانه شد. جایی برای نشستن پیدا نکرد. همان جا دم در روی خاکها نشست.

پیامبر(صلی الله علیه واله) متوجه آمدنش شد. برخاست و عبای خود را به جریر داد. گفت: این عبا را زیرانداز کن و روی آن بنشین.

جریر با تعجب به پیامبر(صلی الله علیه واله) و عبای او نگاه می کرد. عبا را گرفت. بوسید و بر چشمان خود گذاشت. گریه اش گرفته بود. ما هم منقلب شده بودیم. جریر عبا را مرتب کرد و آن را به دست پیامبر داد و گفت: من هیچوقت روی عبای شما نمی نشینم. شما مرا احترام کردید به شکلی که تا حالا کسی من را اینطوری احترام نکرده بود.

سفارش دردانه (بخش خواهران کانون هنر شیعی)

نویسنده:  #سیده_زهرا_برقعی

تصویرگر:  #فاطمه_طیوب

اشتراک گذاری :


آخرین اخبار