مینو پور سعید
دل نوشته ای کوتاه برای پیامبر خدا

مگر می شود کسی همه ی همه اش خوبی و مهر باشد؟ .. بند بند وجودش بوی دوست داشتن بدهد؟ …

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) دل نوشته ای از مینو پور سعید

میخواهم نامه ای بنویسم به تو ای برترینِ آدمیان …

سلام ….

چقدر این روزها جایت در میان مردم خالی ست

مگر میشود انسان انقدر زلال ؟ آنقدر خالص ؟ آنقدر دوست داشتنی ؟

مگر میشود کسی همه ی همه اش خوبی و مهر باشد؟ .. بند بند وجودش بوی دوست داشتن بدهد؟ …

مگر میشود کسی به دلسوزی تو ؟

حق دارند آنانیکه شبانه به قرآن خواندنت گوش میسپردند پیامبر خدا که کلام تو لالایی شب عاشقان است و صوت قرآنت همدم عارفان …

حق دارد یارِ عزیز ، اویس قرنی ، که ندیده دلش به دل پاکت گره خورد … کیست که تو را بشناسد و دل به دلت نبازد ؟

به راستی کدامین انسان است که رایحه ی دل انگیز  انسانیت ، مهربانی ، اصالت و صفا و صمیمیت وجود تو را از فرسنگ ها فاصله احساس نکند ؟

کدام دل است که ضرب آهنگش با شنیدن اوصاف ِ وفای تو به عهدت با پروردگار موزون تر و زیباتر نشود ؟

کدام مظلوم است که ندای عدالت تو را نشنیده باشد و نداند که تو حتی در تقسیم نگاهت به یارانت هم عدالت را رعایت میکردی ؟

کدامین نیازمند است که وصفِ انفاق و احسان تو به ضعیفان جامعه را شنیده باشد و مدهوش دل نبستنت به دنیا نگردد ؟

مردترینِ مردان خدا زیباترین نگین انگشتر نبوت …

چه خوب شد که به دنیا آمدی ! تولدت مبارک ….

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما