دکترجازاری
روایتی جدید از وضعیت مسلمانان در فرانسه

آن چه که باید بدانیم این است که جامعه مسلمانان فرانسه یک دست نیست. به دلیل این که مسلمان ها ازکشورهای مختلفی آمده اند وفرهنگ ها وسطح های متفاوتی دارند.بنابراین بسته به سطح سواد ، طبقه اجتماعی آن ها در شهر محل اقامت ، میزان تحصیلات و درآمد آن ها ،موقعیت های مختلفی یافته اند. دراین میان طبیعی است که آن دسته از مسلمانان که نوعی پناهنده اجتماعی به شمار می روند و یا از طبقات پایین مهاجرین بوده اند ، موقعیت اجتماعی بالایی هم در فرانسه کسب نکرده اند.درعین حال استادان دانشگاهی ، متخصصان و دانشمندان وپزشکان مسلمان .

 

 

 

دکتر جازاری

دکتر جازاری

 

به گزارش رهیافتگان: دیدار و گفت وگو با کسانی که به دلایلی مانند تحصیل به کشورهای غربی سفرکرده و سال ها ازنزدیک با مردمان این سرزمین ها حشر و نشر داشته اند، برای ما ایرانی ها جذابیت و اهمیت خاصی دارد. این اهمیت و جاذبه به ویژه به دلیل رویارویی رسانه ای و جنگ نرمی است که از چند دهه قبل بین جریان انقلاب اسلامی و جریان سلطه به محوریت آمریکا و غرب ادامه دارد. به همین دلیل نگارنده همان طورکه مشتاقانه مصاحبه خارجی ها پس از سفربه ایران را می خوانم ،خود نیز اشتیاق زیادی درهمکلامی با افرادی داشته و دارم که غرب را ازنزدیک دیده وشناخت دقیق وجزیی از جامعه غرب پیدا کرده اند .حال اگر این فرد غرب دیده یک طلبه فاضل وتحصیل کرده حوزه علمیه هم باشد، جذابیتی دوچندان پیدا می کند.

عصریکی از روزهای آخرتابستان امسال با حجت الاسلام والمسلمین دکترجازاری آشناشدم .همین که متوجه شدم او دکترای ادیان خود را ازدانشگاه سوربن فرانسه اخذ کرده و۵سال درفرانسه اقامت داشته است ،انگیزه زیادی برای مصاحبه درباره وضعیت مسلمانان فرانسه برایم ایجاد شد وبه دنبال فرصتی بودم تا با وی گفت وگوکنم .در یکی ازروزهایی که وی برای زیارت به مشهد آمده بود باوی قرارمصاحبه گذاشتم ودرمحل اقامت با ایشان که درکسوت روحانیت وملبس به لباس روحانیت بود گفت وگو کردم . دکترجازاری صمیمانه پیشنهاد گفت وگو راپذیرفت؛ هرچند که درمیانه گفت وگو ،خودش ازقبول پیشنهاد مصاحبه اظهار تعجب می کرد.هرچه بود خودمانی و بی تکلف سخن می گفت.اغراق نیست اگربگویم مانند زبان مادری فرانسوی حرف می زد وتسلطش به زبان فرانسه مثال زدنی بود. تصویری که اوازفرانسه ووضعیت مسلمانان آن جا ارائه می کرد، تا حدی متفاوت ازآن چیزی بود که درذهن ما ازلابه لای اخبار وگزارش ها ترسیم شده است .

به عنوان اولین سوال بفرمایید این که درمیان افکارعمومی ورسانه ها گفته می شود گرایش به اسلام درغرب زیاداست آیا واقعا همین طوراست؟ واگردرست است دلیل این گرایش چیست؟ واساسا مسئله تغییردین درغرب چگونه است ؟آسان است وبی محدودیت یا این که این گونه نیست؟

دکترجازاری :درپاسخ به سوال شما باید بگویم که من درحوزه تغییردین تحقیق نکرده ام تا اطلاعی از آمار تازه مسلمان ها داشته باشم واگرهم بنابه ارائه آمارباشد طبعا آمارمن متکی برآماری است که سازمان های دولتی فرانسه ارائه می دهند.ازنظرمن این مطلب که گفته می شود گرایش به اسلام درفرانسه افزایش یافته ،سخن دقیقی نیست و محل تامل است.به نظربنده بعد ازسال ها تلاش بر جدایی دین ازدولت درکشورفرانسه ،ما امروزه درفرانسه شاهد نوعی گرایش به دین به طورکلی ونه صرفا اسلام را شاهد هستیم؛زیرا که درفرانسه علاوه براسلام ،شاهد گرایش به مسیحیت وبودیسم نیز هستیم اگر چه توجه به اسلام بیشتر از دیگر ادیان می باشد.بنابراین چنین نیست که بگوییم تنها گرایش به اسلام فراوان است .درست ترآن است که بگوییم گرایش به دین دریک طبقه ازجامعه فرانسه رواج یافته است .

درچه طبقه ای ؟

ببینید دریک قشری ازجوان ها جریان دینی مورد استقبال قرار گرفته است .دراین قشر، گرایش به دین به طورکلی و نه صرفا اسلام رشد داشته و بیشترشده است والبته گرایش به اسلام بیشتر از گرایش به دیگر ادیان می باشد. بخشی از این تمایل به اسلام هم ناشی از شناخت جدیدی است که بیشتر توسط محققین غربی در قرن بیستم تحقق یافته و بخش دیگر آن هم می تواند متاثر از مهاجرت جریان های جدید مهاجر از کشورهای اسلامی باشد که در عرصه های مختلف اجتماعی ، علمی، فرهنگی و سیاسی فرانسه مشغول به کار شده اند و حضور این عده نیز ارتباط نزدیک میان مسلمانان و فرانسویان را موجب شده است. بدیهی است معاشرت مستقیم مردم فرانسه با جامعه اسلامی شکل گرفته در قرن بیستم، نگرشی متفاوت از آنچه رسانه ومطبوعات در راستای اسلام ستیزی ارائه کرده اند، به وجود آورده است وهمین امر در بسیاری از جوانان سبب گرایش به اسلام شده است. من به کرات و به تجربه نیز شاهد افزایش ازدواج غیر مسلمان ها با مسلمانان در این کشور بوده و هستم.

آیا منشأ گرایش به دین همان جدایی دین از عرصه حیات اجتماعی مردم بوده است ؟

جمله شما محل تامل است . بهترآن است که بگوییم بعد ازتجربه یک دوران جدایی دین ازجریان های دولتی و دولت (ونه جدایی دین ازسیاست)، گرایش به دین افزایش یافته است. پاسخ گو نبودن حیات اجتماعی عاری از عقیده و معنویت، بحران هایی را ایجاد کرده است که سبب گرایش به معنویت ودین در مفهوم کلی آن در دوران معاصر شده است.من در خصوص فرانسه واژه جدایی دین ازسیاست را که درادبیات ما رایج است ، به کار نمی برم و تاکید می کنم که درفرانسه بیشتر بحث جدایی دین ازدولت مطرح است و نه جدایی دین ازسیاست .بسیاری ازدولت مردان و روسای احزاب درفرانسه، چهره های دینی هستند. درفرانسه ،دولت حق ندارد درمسایل دینی مداخله کند ومتدینان هم درحوزه کارهای دولتی مداخله خاص ندارند اما مداخله عام دارند بنابراین مسئله جدایی دین ازسیاست درفرانسه معنای متفاوتی دارد. خیلی ازسیاست مدارهای فرانسوی مسیحی هستند .ما می شناسیم برخی ازوزرای دولت فرانسه را که متدین (مسلمان یا مسیحی) هستند .

اما از موضع دین وارد مسایل سیاسی نمی شوند؟

بله . یک سیاستمدار اجازه نظردادن درمسایل دینی رابه هیچ وجه ندارد. ازطرف دیگر دولت هم به هیچ وجه اجازه دخالت درمسایل دینی را ندارد و دین ودولت کاملا ازهم تفکیک شده است ،اگر چه این دو در یکدیگر تاثیر متقابل دارند.

اگر حوزه دولت ازدین تفکیک شده است پس حضوردین درجامعه چه نوع حضوری است آیا حضوری صرفا فردی است؟

درجامعه فرانسه چنین مقررشده است که درحوزه قانون گذاری وقراردادهای اجتماعی بدون نگاه به آیین وسنت های دینی عمل شود؛ به این معنا که هیچ دین وآیینی نباید تاثیری در قانون گذاری داشته باشد ،هرچند که سنت های دینی برفرد و جامعه تاثیردارد ولی نباید تاثیری درقوانین دولتی داشته باشد، همان گونه که قوانین دولتی نباید دین را محدود کند. این مسئله هم که درمدارس دولتی فرانسه تبلیغ دین ممنوع است، به این دلیل است که می گویند تا ۱۸سالگی نباید چیزی به فرد القا شود تا او پس از۱۸ سالگی با تحقیق به نتیجه برسد ودین وآیین خود راانتخاب کند .آن ها مدعی هستند اگرتا قبل از۱۸ سالگی دین خاصی آموزش داده شود ، اختیارذاتی فرد در تعیین سرنوشت معنوی و عقیدتی ازوی گرفته می شود واونمی تواند محققانه مسیرخویش را انتخاب کند .به همین جهت هم مانع تبلیغات دینی درمدارس می شوند .این موضوع سبب شده که مباحث اخلاقی متخذ از دین نیز در مطبوعات، رسانه های دولتی و متون درسی حذف شده است که نتیجه آن سیر نزولی و منفی اخلاق و معنویت در قشر قابل ملاحظه‌ای از نوجوانان و جوانان است. به همین جهت در سال گذشته، یعنی سال ۲۰۱۳ میلادی و پس از حصول این نتیجه که فقدان اخلاق و یا درسی اخلاقی در مدارس نتایج نامطلوبی را در بین نوجوانان وجوانان به بار آورده است،در فرانسه شورا و تشکلی متشکل از استادان و اندیشمندان دانشگاهی به بررسی این نکته پرداخت که درس اخلاق به شکلی ویژه و عاری از نگاه مذهبی خاص و به صورتی عملی در بین دروس مقاطع مختلف تحصیلی گنجانده شود.البته این جمع طبیعتا دقت دارند که به حوزه اخلاق دینی و مرتبط به ادیان وارد نشوند!و تنها اخلاق فردی و اجتماعی مشترک با فرهنگ لائیک و به نوعی ناظر به سلامت فرد و جامعه را در نظر گیرند.اما این که این تصمیم و این تفکیک میان اخلاق دینی وغیر دینی چقدر ممکن است را باید در آینده این اقدام جستجو کرد.به نظر من نمی توان اخلاقی را جز بر بستر معنویت دینی، به این نوع جوامع القا کرد.

حتی تبلیغ مسیحیت هم ممنوع است ؟

بله تبلیغ دین ومذهب از هر نوعی در مدارس دولتی و دانشگاه ها نیز ممنوع است.این ممنوعیت شامل آیین مسیحیت نیز می شود.اصولا این جلوگیری از تبلیغ دین در فرانسه با ایجاد ممنوعیت در برابر آئین مسیحیت در مدارس در قرن نوزدهم میلادی آغاز شد و در سال های بعد از آن و با افزایش جریان اسلامی در فرانسه ، به آن هم تسری یافت.این موضوع موجب ناراحتی جریان دینداران ومعتقدین مسیحیت گردید ونتیجتا به دنبال ترویج و حفظ عقیده خود به تاسیس مدارس دینی مسیحی پرداختند.ازاین رو امروزه اگرکسی می خواهد فرزندش متدین تربیت شود، می تواند اورا درمدارس دینی مانند مدارس کاتولیک ها ،مدارس اسلامی و…ثبت نام کند.

قبل از۱۸سال؟

بله. تنها درمدارس دولتی تبلیغ دین ممنوع است؛ برای این که اختیارفرد برای انتخاب دین تا۱۸ سال ازوی گرفته نشود اما درمدارس خاص، آموزش دینی ممنوع نیست. البته پوشش دینی مانند حجاب یا لباس هایی که معرف آیین وعقیده خاصی است، در دانشگاه ها ومراکز آموزش عالی منعی ندارد. من برخوردی را با این نوع پوشش ها مشاهده نکرده ام.در جلسات درسی خویش، من با دانشجویان ژاپنی که پوشش خاص دینی داشته ویا دانشجویان محجبه مسلمان ، مکررا مواجهه داشته ام و رجحان و امتیاز ویژه ای برای یکی نسبت به دیگری در محیط دانشگاه ندیدم.

مدارس کاتولیک دولتی تلقی نمی شوند ؟

نه .آن ها درحقیقت مانند مدارس غیرانتفاعی به شمار می روند که زیر نظر کلیسای کاتولیک هزینه خویش را از دو محل کمک های خیرین و شهریه پرداختی اولیای دانش آموزان تامین می کنند. مسلمان ها ،یهودی ها ومسیحی ها هم درفرانسه مدرسه دارند .

آیا متون درسی این مدارس با مدارس دولتی مشترک نیست؟

چرا؛دروس عمومی مشترک است .اما در مدارس دینی علاوه بردروس مشترک، دروس دینی هم تدریس می شود ؛چنان که درمدرسه اسلامی، قرآن ،عربی ،متون دینی ،عقاید وتاریخ پیامبر(ص) ودرمدارس یهودی تورات ،آیین زندگی حضرت موسی (علیه السلام) ودستورات دینی زندگی ودرمدارس مسیحی، الهیات مسیحی تدریس می شود، اما این ها افزون بردروس اصلی است .به همین دلیل حجم دروس مدارس دینی نسبت به مدارس دولتی بیشتر است.

پس می توان گفت نظام سیاسی فرانسه ضدیتی با دین ندارد؟

به بیان بهتر باید بگویم که امروزه در فرانسه نسبت به دین بی مهری می شود ولی واژه ضدیت کمی اغراق آمیز است چرا که خیلی ازبزرگان دولت و سیاسیون در فرانسه درمراسم مذهبی شرکت می کنند و از تشکل های مذهبی حمایت می نمایند که این حمایت ها بعضا به جهات سیاسی و بعضا به جهات عقیدتی است.احزاب سیاسی مذهبی نیز در فرانسه فعالیت دارند و بعضا در انتخابات مختلف دارای رای و پیروزی های قابل توجهی هم می شوند.اگر چه جریان غالب امروز در فرانسه جریان مقابل دین و یا همان جریان لائیک است.

چطوراخبارزیادی مبنی برممانعت ازحجاب درفرانسه منتشرمی شود ؟

به نظر من شاید اشتباه در ادبیات خبر باشد و گاهی ناشی از عدم التفات دقیق خبر نگار .درمسئله حجاب آن چه درفرانسه مطرح بود جلوگیری ومنع استفاده از پوشیه بود که البته ماهم نسبت به برقع وپوشیه نظر موافقی نداشتیم ومی گفتیم باید دراستفاده ازپوشیه تجدید نظرشود .چرا که در غرب بودند افرادی که با پوشاندن صورت خویش به سبک زنان پوشیه ای و اقدام به فعالیت های خرابکارانه خواسته و ناخواسته حرمت و شان زنان مسلمان را به خطر می انداختند. حتی امروزه در متروهای فرانسه فقرا با پوشش مشابه حجاب زنان مسلمان تکدی گری می کنند.خوشبختانه در مذهب تشیع امروزه پوشیه در میان مراجع عظام امری الزامی نیست و شیعیان هم در غرب با این مشکل کمتر مواجه می شوند.

پس با اصل حجاب مشکلی ندارند ؟

به هیچ وجه با اصل حجاب مشکل ندارند. البته این به معنی عدم وجود جریان های تندرو و مخالف فرهنگ اصیل اسلامی نیست. رادیوهای خصوصی که به ضدیت با فرهنگ و معارف اسلامی می پردازند و برخی مطبوعات نیز وجود دارند ولی بستر عمومی جامعه با سنت و وظیفه دینی حجاب معاندتی ندارد هر چند تمایلی هم نشان نمی دهد. من خودم دردانشگاه های فرانسه شاهد حضور دانشجویان محجبه زیادی بوده‌ام.جالب است بدانید در دانشگاه ‌های کاتولیک که از مهمترین دانشگاه های اروپا به شمار می روند نیز خواهران مذهبی مسیحی با حجاب حضور می یابند. من چند سال در شهر نویی (Neuilly-sur-seine) در حومه پاریس اقامت داشتم که شهری مذهبی و محل اقامت برخی بزرگان یهود ومسیحیت است. یکی از مهمترین کنیسه های یهودیان ونیز یکی از بهترین و فعالترین کلیساهای کاتولیک در این شهر است که مدتی سارکوزی، رئیس جمهور سابق فرانسه، شهردار آن بود.من و خانواده ام در مراجعه به مراکز درمانی، آموزشی و اداری آن شهر و حتی در برخورد با همسایگان دور و نزدیک برخورد منفی و ناراحت کننده‌ای ندیدیم.همسایه مقابل در آپارتمان مسکونی ما ، یک خاخام یهودی بود.در ابتدا و پس از اطلاع ما از این موضوع ،هم خانواده من و هم ظاهرا خانواده آن خاخام شوکه شدند.چون چند باری که من عازم مجلس دینی بودم ناخواسته به صورت معمم از منزل خارج شدم.روزی در اثر غفلت ما از تعطیلی مدرسه، بچه ها ساعت ۹صبح به منزل باز گشتند و چون ما در منزل نبودیم آن همسایه یهودی بچه ها را به منزل خود برده بود.عصر و هنگام بازگشت ما به خانه ، همسر آن خاخام به منزل ما مراجعه کرد وضمن بیان موضوع ،بچه ها به منزل بازگشتند. جالب است که بچه ها از برخورد و ادب آن خانواده بسیار خرسند و راضی بودند! البته با این همه من منکر وجود افراد مخالف با اسلام در آن شهر و دیگر شهرهای اروپایی نمی توانم باشم. ضمن حضورم در «نویی» ، که تدریس هم در کلیسای مرکزی آن به چند پدر روحانی داشتم، جلسات مختلفی با برخی از اندیشمندان آن شهر برگزار و مباحث متعددی هم در حوزه ادیان و اسلام مطرح شد که نگاه بسیاری از نا آشنایان با اسلام پس از شنیدن برخی نظرات این دین در حوزه انسان وجامعه، متحول می شد. این را هم بگویم که فضای مطبوعاتی غرب سال هاست که علیه اسلام حرکت می کند.

یعنی نظام سیاسی مانع حجاب زنان نیست؟

منصفانه عرض می کنم درفرانسه نه نسبت به امثال همسر من که با حجاب می باشند ونه نسبت به خانم های بی حجاب برخورد ویژه ای صورت نمی گیرد. جریان تندرو نسبت به حجاب آن هم به دلیل جریان مطبوعاتی قوی، گاهی محدودیت هایی را می آفریند ولی نه به حد برخوردهایی که در برخی از کشورهای همسایه فرانسه با محجبه ها می شود. گاهی هم نگاه منفی به حجاب و یا به طور کلی نسبت به مسلمانان ناشی از بروز رفتارهای ضد فرهنگی ازسوی برخی مسلمانان به ویژه عرب های طبقه ضعیف فرهنگی از برخی کشورها همچون الجزایر و مراکش است. به عنوان مثال درعبورومرور مقررات راهنمایی ورانندگی را رعایت نمی کنند و یا در پرداخت مالیات وغیره به قانون پایبند نیستند. لازم است این نکته را یادآورشوم که درمسئله استخدام مسلمان ها در ادارات و سازمان های دولتی ازنظرحجاب محدودیتی احساس می شود ؛ این گونه می گویند که درادارات دولتی تبلیغ دین ممنوع است وچنان چه حجاب هم تبلیغ دین به حساب آید، ممنوع است .

یعنی کارمندان نمی توانند باحجاب باشند؟

دربعضی جاها ازاین جهت که حجاب را تبلیغ دین محسوب می کنند ، ظاهرا کارمندان بخش دولتی نمی توانند باحجاب باشند.البته این طورنیست که درتمام محیط های اداری حجاب ممنوع باشد.در بسیاری از همین ادارات شما شاهد مدیران زن مسلمان هم هستید.

مسلمانان فرانسه چند درصد جمعیت را تشکیل می دهند؟

جمعیت فرانسه نزدیک ۷۰میلیون نفراست که ۶تا ۷ میلیون نفرآن ها مسلمانند .

پس حدود ۱۰درصد جمعیت فرانسه ،مسلمان هستند؟

بله ،درهمین حدود است .

آیا درهمین حد هم پست ها ومناصب دولتی دراختیارمسلمانان است یا این که مسلمان ها جدا وبه دورازساختارونظام سیاسی فرانسه هستند؟

آن چه که باید بدانیم این است که جامعه مسلمانان فرانسه یک دست نیست. به دلیل این که مسلمان ها ازکشورهای مختلفی آمده اند وفرهنگ ها وسطح های متفاوتی دارند.بنابراین بسته به سطح سواد ، طبقه اجتماعی آن ها در شهر محل اقامت ، میزان تحصیلات و درآمد آن ها ،موقعیت های مختلفی یافته اند. دراین میان طبیعی است که آن دسته از مسلمانان که نوعی پناهنده اجتماعی به شمار می روند و یا از طبقات پایین مهاجرین بوده اند ، موقعیت اجتماعی بالایی هم در فرانسه کسب نکرده اند.درعین حال استادان دانشگاهی ، متخصصان و دانشمندان وپزشکان مسلمان زیادی درفرانسه وجود دارند. حتی در دوره هایی وزیر مسلمان هم داشتیم.بنابراین این که کدام مسلمان درکدام حوزه ورود پیداکرده است ، بیشتر بستگی به قابلیت های فردی و صنف و جریان وابسته به آن دارد ونمی توان به صورت کلی وعمومی جایگاه مسلمانان را درفرانسه مشخص کردو البته این امری بدیهی است که جریان های ناسیونالیست تمایلی به حضور مسلمانان ومهاجرین در مناصب بالا ندارند. من این نگرش و اندیشه را در همین ایران هم نسبت به برخی مهاجرین و اقلیت ها دیده ام.

آیا همه مسلمانان فرانسه مهاجرند ؟ اگرچنین است ازکجا آمده اند؟

بله .به طورکلی مسلمان های فرانسه مهاجرهستند .این مهاجرت هم اززمان ناپلئون آغاز شده است چنان که یکی اززیباترین آثارتاریخی فرانسه مسجد مهم پاریس است که ازدوره ناپلئون به بعد با ترکیب معماری رومی اسلامی ساخته شده وبه شدت مورد توجه توریست هاست.هم اکنون این مسجد زیبا که درفاصله کمی ازکلیسای مشهورنوتردام قراردارد دست مسلمانان مالکی مذهب الجزایری ومراکشی است ودرآن نمازجمعه مفصلی هم برگزارمی شود.

آیا مسلمانان فرانسه تشکل هم دارند؟

بله .چندین تشکل دارند. و چندین جریان فکری از مسلمانان در این کشور به چشم می خورد. معمولا جریان های رادیکال توفیقی نداشته اند ولی جریان های اصلاح طلب یا رفرمیست در بین نسل جدید مسلمانان فعال شده است. جریانی مشابه و با گرایش عقاید اقبال لاهوری. در پاریس بیش از سی مسجد داریم وچندین نمازخانه. سیاست های کلی را معمولا علماء الجزایری و مراکشی معین می کنند ولی نفوذ عربستان سعودی و ترکیه را هم در سال های اخیر در بین مسلمانان اروپا و تشکل های آن ها نباید نادیده گرفت.

تشکل فرهنگی، سیاسی ومذهبی ؟

بله .مسلمانان فرانسه آکادمی ودانشگاه ها وحوزه های علمیه مخصوص خود را دارند .

ازصحبت های شما این طوراستنباط می شود که مسلمانان فرانسه آزادی عمل دارند؟

پاسخ شما نسبی است. از لحاظ حقوق اجتماعی بله؛ مانند سایر فرانسوی ها نسبتا از قانون برابری برخوردارند. ولی در حوزه فعالیت های دینی ملاحظاتی هم هست.

خط قرمزها وحساسیت های نظام سیاسی نسبت به مسلمانان چیست؟

در وهله نخست نسبت به جریان های تندروی مذهبی بسیار حساسند و البته فضا سازی علیه رژیم صهیونیستی هم طبیعتا حساسیت برانگیز است.

مهمترین نکاتی که در این گفت و گو عنوان شد:
-بسیاری ازدولت مردان و روسای احزاب درفرانسه ، چهره های دینی هستند. درفرانسه ،دولت حق ندارد درمسایل دینی مداخله کند ومتدینان هم درحوزه کارهای دولتی مداخله خاص ندارند اما مداخله عام دارند.

-درجامعه فرانسه چنین مقررشده است که درحوزه قانون گذاری وقراردادهای اجتماعی بدون نگاه به آیین وسنت های دینی عمل شود؛ به این معنا که هیچ دین وآیینی نباید تاثیری در قانون گذاری داشته باشد.

-درمدارس دولتی فرانسه تبلیغ دین ممنوع است، به این دلیل است که می گویند تا ۱۸سالگی نباید چیزی به فرد القا شود تا او پس از۱۸ سالگی با تحقیق به نتیجه برسد ودین وآیین خود راانتخاب کند .

-اتخاذ سیاست حذف مباحث اخلاقی برگرفته از دین در مطبوعات، رسانه های دولتی و متون درسی درفرانسه ،به این امرمنجر شده است که اخلاق و معنویت در قشر قابل ملاحظه ای از نوجوانان و جوانان سیر نزولی و منفی یافته است.

– جمعیت فرانسه نزدیک ۷۰میلیون نفراست که ۶تا ۷ میلیون نفرآن ها مسلمانند .

-به طورکلی مسلمان های فرانسه مهاجرهستند .این مهاجرت هم اززمان ناپلئون آغاز شده است.

– در پاریس بیش از سی مسجد وچندین نمازخانه وجود دارد. سیاست های کلی را معمولا علماء الجزایری و مراکشی معین می کنند.

منبع:خراسان

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما