نقدی بر شبهه تخت بودن زمین
زمین کروی است یا تخت ؟

به این مطلب این نکته را هم می توان اضافه کرد که سکنه مشرق کسوف آفتاب و ماه را وقتی که اوایل شب اتفاق می افتد نمی بینند و ساکنان مغرب زمین بر عکس وقتی که کسوف ماه و خورشید هنگام صبح وقوع یابد مشاهده نمی کنند، ولی آنها که در مناطق متوسط ساکنند، بعضی ها زودتر و بعضی دیرتر می بینند.

به گزارش رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) گروه تحقیقات انجمن شهید ادواردو آنیلی – مژده دلیرشارمی کارشناس ارشد نجوم از دانشگاه مسکو / در کتاب فلسفه علمی از متن های دانشمند قرن 15 آمده است. در ابتدا ما باید به این مطلب اشاره کنیم که دنیا مثل یک کره است یا به علت این که این شکل کامل ترین همه اشکال است، از آن که یک مجموع تامی است که مفصل و بند و تکیه گاه لازم ندارد و یا از این جهت که این شکل دارای بزرگترین حجم است و از این رو مخصوصا برای احاطه و محافظت همه چیز مناسب تر است یا حتی به این جهت که اجزای عالم، یعنی آفتاب و ماه و ستارگان، به این شکل مشاهده می شوند یا برای این که همه اشیاء میل دارند به این شکل محدود شوند، چنان که این مطلب در مورد قطره آب و سایر و سایر اجسام مایع مشهود است که خود به خود محدود بود و بنابراین کسی را تردیدی در آن نخواهد بود که بگوید این شکل به اجرام سماوی متعلق است.

” زمین هم کروی است”

زمین مانند گویی است، زیرا که از هر طرف روی مرکز خود قرار گرفته است ولی به واسطه بلندی زیاد کوه ها و گودی دره ها، کرویت تام آن به آسانی مشهود نیست.
اگر چه این بلندی و پستیها فقط به میزان خیلی کوچکی مدور بوده، هیئت مجموع آن را تغییر نمی دهد. این فقره به این طریق روشن می شود که وقتی که مردم از هر ناحیه ای رو به سوی شمال مسافرت کنند، قطب شمالی محور حرکت وضعی زمین به تدریج رو به سمت الرأس می آید و قطب دیگر به همان اندازه رو به پایین می رود و ستاره های زیادی که در شمال واقعند هرگز غروب نمی کنند و بسیاری دیگر در مقابل آنها در جنوب طلوع نمی کنند؛ مثلا در ایتالیا, ستاره سهیل که در مصر دیده می شود مرئی نیست.

در ایتالیا مردم آخرین ستاره ی صورت فلکی نهر را می بینند، در صورتی که آن ستاره در نواحی ای که بیشتر در منطقه سرد واقعند دیده نمی شود. بر عکس، برای مردمی که رو به طرف جنوب سفر می کنند، ستارگان قسم دوم در آسمان بالاتر به نظر می آیند و قسم دیگر که به نظر ما بالاترند, پایین تر می روند. به علاوه، متمایل قطب ها همه جا متناسب با میزان مسافت طی شده بر روی زمین تغییر می کند و این حالت در هیچ شکلی جز در کره واقع نمی شود. از این جا واضح می شود که خود زمین محتوی در میان سمت الرأسهاست و بنابراین کره است.


به این مطلب این نکته را هم می توان اضافه کرد که سکنه مشرق کسوف آفتاب و ماه را وقتی که اوایل شب اتفاق می افتد نمی بینند و ساکنان مغرب زمین بر عکس وقتی که کسوف ماه و خورشید هنگام صبح وقوع یابد مشاهده نمی کنند، ولی آنها که در مناطق متوسط ساکنند، بعضی ها زودتر و بعضی دیرتر می بینند.

ملاحان ملاحظه نموده اند که آبها نیز در همین شکل قرار گرفته اند؛ مثلا وقتی که ساحل از عرشه کشتی دیده نمی شود, ممکن است از ذروه دکل کشتی دیده شود و بر عکس اگر یک چیز نورانی به سر دکل نصب شده باشد، بر مردمی که در ساحل هستند, چنان به نظر می آید که وقتی که کشتی از ساحل دور می شود آن چیز روشن به تدریج پایین می رود تا موقعی که عاقبت ناپدید می شود، مانند آن که غروب می کند.


علاوه بر این، مسلم است که آب که به مقتضای طبیعت جریان دارد; همیشه به جاهای پست می رود – به همان طریق که زمین – و بیش از آن که تحدب ساحل مقتضی است بر آن بالا نمی رود؛ و دلیل این که خاک وقتی که از اقیانوس بالا می آید این اندازه بلندتر است، همین است.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما