پاسخ به شبهات
چرا امام حسین علیه السلام، پس از شنیدن خبر شهادت مسلم و هانی، بازنگشتند؟

سیدالشهداء، امام حسین علیه السلام، برای تحقق اهدافی “خروج” نمودند، [البته نه خروج فیزیکی، از مدینه و مکه، به سوی کوفه؛ که اگر مجبور نمی‌شدند نیز در همان مدینه و … این حرکت و خروج را انجام می‌دانند].

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) اگر ایشان به هر دلیلی باز می‌گشتند، امروزه پرسیده می‌شد که «اصلاً چرا حرکت کردند و خروج نمودند و اگر هدف معین و والایی داشتند، چرا بازگشتند»؟!

 

اینگونه سؤالات و گاه شبهات، مبتنی بر دو علاقه شدید و یک نگاه و یا موضع‌گیری نادرست می‌باشد:

علاقه به امام: محبت و علاقه شدید به امامان علیهم السلام، سبب شده تا بسیاری گمان نمایند که امام باید در هر حالت و شرایطی، زنده، سلامت و در امنیت می‌ماند! لذا مرتب سؤال می‌کنند که چرا حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به مسجد رفت، چرا امام حسن علیه السلام جعده را طلاق نداد، چرا امام حسین علیه السلام برنگشتند و … .

بله، مردم باید در حدی از علم، بصیرت، شعور و ایمان و نیز حضور در میدان و عمل به موقع باشند که رهبران صادق آنها به مسلخ کشیده نشوند، ترور و شهید نگردند و در امینت کامل آنها را هدایت نمایند؛ اگر خواص فریب خوردند و عوام نیز در خواب غفلت فرو رفتند، این حوادث رخ می‌دهد!

علاقه به خود: علاقه‌ی شدید دوم که شاید حتی از علاقه‌ی اول شدیدتر هم باشد، علاقه‌ی به خود و به جان ، سلامت، آسایش و رفاه خود می‌باشد؛ حال چه شخص خودش شدت این علاقه را بفهمد و بداند، و خواه نفهمد و نداند!

این شدت علاقه به خود، سبب شده که برخی گمان نمایند “حفظ جان”، از اوجب واجبات است، و نسبت به هر امری، در اولویت قرار دارد، حتی نسبت به “دین”! و همین اندیشه غلط است که سبب سستی در دینداری و تزلزل و شکست در برابر مصائبی می‌گردد که مقابله با آنها، مستلزم “صبر و پایداری (استقامت) می‌باشد.

اما، اصول آدم شدن، به رشد و کمال و قرب الهی رسیدن، و منطق اسلام و مسلمانی، غیر از این است. منطق “حیات معقول” و “زندگی مطلوب اجتماعی” و “استقرار عدل” که مستلزم مقابله با ظلم می‌باشد نیز غیر از این است.

 

چرا برنگشتند؟

این پرسش را می‌توان در مورد تداوم حرکت هر یک از اولیای الهی و یا هر مجاهد دیگری مطرح نمود. مثل این که گفته شود: «وقتی در حمله عراق به ایران، لشکریان اسلام، ارتشیان، سپاهیان و بسیجیان دیدند که شصت کشور بزرگ و کوچک جهان، در یک جبهه (صدام) جمع و متحد شده‌اند و به آنان حمله می‌کنند، چرا بر نگشتند»؟!

در واقع جان و منطق این پرسش چنین است: «چرا رهبران، فرماندهان، مجاهدان و عموم مردم، وقتی می‌بینند که کار سخت شده و فشار زیاد است، تسلیم نمی‌شوند»؟! و همین منطق است که در طول تاریخ و عصر حاضر، شاهد خواری، ذلت و تسلیم برخی از حکام و دولت‌ها بوده و هستیم!

  • ●-پاسخ این پرسش، نسبت به دیدگاه‌ها، شخصیت‌ها، افراد و ملت‌های متفاوت، فرق می‌کند. پاسخ اسلامی و انسانی شخصیت بزرگی چون امام حسین علیه السلام و هر کسی که با اوست، این است که «هَهیات مِنّ الذّلَه».

امام حسین علیه السلام:

اصل حرکت امام حسین علیه السلام، مبتنی و متکی بر وجود شخصیت‌های بزرگی چون مسلم و هانی نبود که با به شهادت رسیدن این دو، منتفی گردد.

اصل حرکت امام حسین علیه السلام، برای پیروزی در میدان جنگ سخت نبود که علم به شکست ظاهری و شهادت خود و یارانش، سبب انصراف و بازگشت ایشان گردد.

اصل حرکت امام حسین علیه السلام، حتی به خاطر دعوت مردم کوفه نبود که وقتی از خیانت و عهدشکنی آنان آگاه شدند، از اهداف خود دست بردارند و بازگردند.

دعوت بزرگان اقوام و مردم کوفه، سبب گردید تا امام حسین علیه السلام، در خروج خود، آن مسیر را انتخاب نمایند، نه این که به خاطر آن دعوت خروج نموده باشند!

 

هدف:

هدف از این حرکت و خروج، چنان که خودشان فرمودند، اصلاح امت اسلامی، با امر به معروف و نهی از منکر، به شیوه رسول الله و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهم اجمعین بود. بنابراین، وقتی این ضرورت برای امام زمان علیه السلام ایجاد گردد، هیچ یک از اسباب مادی، مانع از آن نمی‌شود.

 

سپاه امام را ضعیف نبینیم:

نگاه برخی، فقط مادی و فیزیکی می‌باشد! چون دیدند که این طرف فقط ۷۲ نفر رزمنده و سی چهل نفر خانواده هستند که آنها نیز برای جنگ بیرون نیامده بودند، و آن طرف سی هزار جانی صف بسته‌اند، گفتند: این طرف بسیار ضعیف و آن طرف بسیار قوی بود! اما این نگاه کاملاً نادرست است و سپاه امام حسین علیه السلام، اگر چه به نظر عِده کم بودند، اما نه تنها قوی، بلکه قوی‌تری لشکر تاریخ بشریت بوده‌اند.

امام حسین علیه السلام، از اسباب، امکان و نیروهای لازم، برای احیای اسلام نابمحمدی صلوات الله علیه و آله، پرده‌برداری از انحراف و رذالت اسلام معاویه‌ای و یزیدی، نمایش تمام اسلام در مقابل تمام کفر و آن هم در چند روز و در نهایت در یک نیم روز و یک میدان، و نشان دادن راه نجات به تمامی انسان‌ها و امت‌ها (ملت‌ها) تا آخر الزمان، برخوردار بودند، پس حرکت را آغاز نمودند.

وجود شخصیت‌هایی چون مسلم و هانی و شهادت آنها، و از آنها برتر، وجود شخصیت‌هایی چون ابوالفضل العباس، زینب کبری، حضرت علی اکبر، سکینه، رباب، ۱۷ برادر دیگر به غیر از حضرت عباس از فرزندان امیرالمؤمنین، شخصیت‌های نوجوانی چون قاسم بن الحسن و عبدالله بن الحسن علیهماالسلام، فرزندان عقیل مانند مسلم بن عقیل و برادرش جعفر بن عقیل … و اصحاب بزرگی چون حبیب بن مظاهر، زهیر بن لبشر الخثعمی، نافع بن هلال الجملی و نزدیک به یکصد نفر انسان والامقام و ارزشمند دیگر، برای این حرکت بزرگ، تاریخی و تاریخ‌ساز کافی بود.

  • ●●-اگر هر امام دیگری از چنین نیروهایی برای چنین حرکتی که آثار حیات‌بخشش تا قیامت باقی بماند برخوردار بود، حتماً علیه نظام سلطه و دستگاه ظلم و کفر، چنین حرکتی می‌نمود، چنان که امام سجاد علیه السلام فرمودند: پدر من ۷۲ یار داشت، من اگر هفت یار داشتم، قیام می‌نمودم. و امام صادق علیه السلام فرمودند اگر ۱۷ یار داشتم قیام می‌نمودم و حضرت مهدی علیه السلام، برای قیام علیه نظامات سلطه‌ی کفر و ظلم در جهان، ابتدا با ۳۱۳ نفر قیام می‌نمایند.
  • ●●-از نمودها و مصادیق قداست و عظمت سید الشهداء علیه السلام و نیز تعلیم راه و رسم ایمان، مسلمانی، بصیرت، حرکت، جهاد و نجات به مسلمانان جهان، همین بود که هرگز و به هیچ بهانه‌ای، از عزم راسخ خود “بر نگشتند”.

اجبارها:

اما در طول حرکت، گاه برخی از حوادث تحمیلی و اجباری رخ می‌دهد. مثل این که حضرت امام حسین علیه السلام، به واسطه دعوت‌هایی که حجت را بر ایشان تمام می‌کرد، راهی کوفه شدند، اما ایشان را در کربلا متوقف کردند، نه اجازه دادند که به مدینه برگردند و نه اجازه دادند که راه سومی را بروند؛ و آنها را در یک بیابان متوقف کردند، تا بتوانند در همان بیابان همگی را قتل عام نمایند. پس دیگر امکان بازگشت فیزیکی از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر نیز نبود.

 

هزینه تحقق اهداف:

سیدالشهداء، امام حسین علیه السلام، برای تحقق اهدافی “خروج” نمودند، [البته نه خروج فیزیکی، از مدینه و مکه، به سوی کوفه؛ که اگر مجبور نمی‌شدند نیز در همان مدینه و … این حرکت و خروج را انجام می‌دانند].

اما، تحقق هر هدفی، کار و تلاش و هزینه دارد، و گاه هزینه‌ها بسیار سنگین است، مانند دفاع مقدس؛ و گاه حتی به قیمت به شهادت رسیدن شخصیت مقدس و والامقامی چون امام حسین، خاندان و یارانش علیهم السلام تمام می‌شود.

زیادتی این هزینه، رابطه مستقیمی با سنگینی خواب و غفلت مردم دارد. هر چه غفلت بیشتر و خواب عمیق‌تر و زاویه انحراف وسیع‌تر باشد، هزینه‌ی بیدار شدن‌شان نیز سنگین‌تر است.

گاه، تا امامی به مسلخ کشانده نشود و با ترور به شهادت نرسد و خونش ریخته نشود، مردم بیدار نمی‌شوند؛ و این هزینه‌ای است که مردم می‌پردازند، وگرنه آنها و تمامی شهدا به اوج رشد، کمال، سعادت و قرب الی الله رسیده‌اند.

منبع:http://www.x-shobhe.com/

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما