مصاحبه با کِیتی، بانوی تازه مسلمان از کشور نیوزیلند
هر چقدر که اطلاعاتم نسبت به اسلام بیشتر می شود، بیشتر تشنه یادگیری می شوم

قبل از اسلام، من یک ندانم گرا بودم و در واقع به هیج یک از مذاهب اعتقادی نداشتم. من در محیطی بزرگ شدم که دین را عامل اصلی مشکلات دنیای امروز می دانست

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )  مصاحبه از بنت الهدی مفخمی – ترجمه از فاطمه علیزاده

تیم رهیافته (وابسته به انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی) شما را به گذری بر زندگی خواهر عزیزمان کِیتی دعوت می کند. کِیتی، بیست و هفت ساله، ساکن نیوزیلند است. او سال گذشته به دین اسلام مشرف شد.

  • از اینکه دعوت ما را برای انجام مصاحبه پذیرفتید ممنونیم. لطفا بفرمایید که پیش از مسلمان شدن، پیرو چه دینی بودید؟

قبل از اسلام، من یک ندانم گرا بودم و در واقع به هیج یک از مذاهب اعتقادی نداشتم. فکر می کردم که همه این مذاهب پیچیده و با یکدیگر در تضاد هستند. علاوه بر این،  من در محیطی بزرگ شدم که دین را عامل اصلی مشکلات دنیای امروز می دانست. کوچکتر که بودم گاهی اوقات با یکی از همسایه هایمان به کلیسا می رفتیم اما نمی توانستم با فضای آن جا ارتباط برقرار کنم.

 

  • چطور با اسلام آشنا شدید؟

من برای یک قرارداد کاری به مدت دو سال در عربستان زندگی کردم. من پرستار هستم و به خاطرفراهم بودن شرایط مناسب در آنجا مانند حقوق معاف از مالیات، کسب تجربه کاری و فرصتی مناسب برای سفر به کشور دیگر به عربستان رفتم. سفر من به خاطر آشنایی با اسلام نبود. من اصلا علاقه ای به تغییر دین نداشتم و از درون، احساس رضایتمندی داشتم. بعد از یکسال از کار در عربستان، به تدریج علاقمند شدم که درباره اسلام چیزهایی یاد بگیرم. می توان گفت که من همان زمان، یک مسلمان بودم فقط تنها چیزی که نیاز داشتم این بود که به خدا ایمان بیاورم و او را اطاعت کنم. اوایل، نسبت به اسلام موضع می گرفتم و واقعا دلم نمی‌خواست چیزی درباره اش بدانم اما آرام آرام ترغیب شدم که حداقل قرآن را بخوانم و اطلاعاتی از اسلام به دست بیاورم و بعد تصمیم بگیرم که آیا اسلام دین مناسبی برای من هست یا نه.

  • چه عاملی باعث گرایش شما به اسلام شد؟ به طور خاص، چه موضوعی شما را جذب  اسلام کرد؟

بعد از اینکه ترغیب شدم، تصمیم گرفتم برای آشنایی بیشتر، چند ویدیو در یوتیوب تماشا کنم. متوجه شدم هر چقدر که اطلاعاتم نسبت به اسلام بیشتر می شود، بیشتر تشنه یادگیری می شوم. برای همین، یک روز تصمیم گرفتم یک قرآن بخرم و شخصا آن را بخوانم. یادم می آید که وقتی برای اولین بار شروع به خواندن کردم، فهمیدم که قرآن حق است. با این حال، کمی زمان برد تا آمادگی روحی لازم را برای تغییر دین پیدا کنم. پیش از آنکه نسبت به درست بودن تصمیمم یقین حاصل کنم یک سال به کسب آگاهی بیشتر از اسلام و آشنایی با تجربیات سایر تازه مسلمان ها سپری شد. من با یک عالم دینی در تماس بودم ولی برای گفتن شهادتین تردید داشتم. زمانی که زمان قراردادم در عربستان تمام شد و به نیوزیلند برگشتم در خودم این جرات را پیدا کردم که بالاخره شهادتین را بگویم، خدا را شکر. همینطور، احساس اینکه در جامعه ای قرار داردی که افرادی حمایتگر در اطرافت وجود دارند و با همدیگر برای آخرت تلاش می کنید، من را جذب اسلام کرد.

 

  • واکنش خانواده شما بعد از اینکه متوجه شدند مسلمان شده اید، چه بود؟ آیا با دوستان و آشنایان دچار مشکل شدید؟

 بعد از این اتفاق، مشکلات زیادی با خانواده پیدا کردم، خصوصا با مادرم. وقتی به مادرم گفتم که مسلمان شده ام، عمیقا ناراحت شد و شروع به گریه کرد. من قبل از مسلمان شدن، او را از تصمیمم باخبر کرده بودم ولی او هر کاری کرد تا من را قانع کند از تصمیمم صرف نظر کنم. بعد از این اتفاق، من و مادرم درگیری های زیادی داشتیم و چندین بار هم من را تهدید کرد که از خانه بیرونم می کند. او من را از سر کردن روسری در اطراف خانه و در جمع دوستان نهی می کرد. مادرم نمی خواست که من مسلمان شدنم را به کسی بگویم. بعد از گذشت یکسال، مادرم هنوز از اینکه مسلمان شده ام راضی نیست اما با تصمیمم کنار آمده و به تدریج عادت کرده.

 ‎

  • گسترش اسلام در نیوزیلند را چطور ارزیابی می کنید؟

نیوزیلند کشور کوچکی‌است و گسترش اسلام در این کشور با روند کندی پیش می رود اما وضعیت در اینجا اصلا شبیه به انگلستان یا آمریکا نیست. در شهری که زندگی می کنم تنها تعداد انگشت شماری مسلمان می شناسم ولی در شهرهای بزرگتر مثل آوکلند، تعداد مسلمانان خیلی بیشتر است. آنها افراد بسیار متواضع، بخشنده و خونگرم ترین افرادی هستند که تا به حال دیده ام. با این وجود، برای نشر و ترویج کلام الهی، هنوز تلاش های زیادی باید صورت بگیرد. بسیاری از مردم در مورد اسلام بی اطلاع هستند و قفط آن چیزی را باور می کنند که در رسانه ها می بینند و می شنوند.

  • –           به نظر شما زیباترین آیه قران کدام است؟ و چرا؟

  ‎آیه خاصی مدنظرم نیست . هر کدام از آیات به نوعی بسته به شرایطی که در آن قرار دارم من را تحت تاثیر قرار می دهند

 

  • نظر شما راجع به حجاب چیست؟ آیا حجاب تاثیری بر زندگی شخصی شما داشت؟ و آیا فکر می کنید مساله حجاب تنها مختص بانوان است؟

من هنوز حجاب را به طور کامل رعایت نمی کنم. همانطور که اشاره کردم بر سر این موضوع مشکلات زیادی با خانواده پیدا کردم. از آنجائیکه همچنان با خانواده ام زندکی میکنم، تصمیم گرفتم که حجاب نداشته باشم زیرا این مساله تنش زیادی در خانواده ایجاد می کرد. دوست دارم که بالاخره یک روزی با حجاب شوم و هر زمان که خارج از کشور مسافرت کنم یا هر زمانکه در جمع مسلمان ها هستم حتما حجابم را رعایت می کنم اما الان در شرایطی نیستم که بتواتم حجابم را همیشه رعایت کنم.

خدا به ما دستور داده که به مادر عشق بورزیم و احترامشان را حفظ کنیم و روابطمان را با خانواده قطع نکنیم. اگر حجابم را رعایت می کردم و بر روی این موضوع پافشاری می کردم، مجبور می شدم که ارتباطم را با خانواده قطع و خانه را ترک کنم. فکر می کنم بهتر است آرامش خانواده حفظ بشود و در عین حال این نیت را داشته باشم که روزی ححابم را رعایت کنم. من فکر میکنم که اگر شخص نیت درستی داشته باشد خدا راه نجات را برای او باز می کند.

 

به نظر من، حجاب یعنی باحیا بودن. این مساله نه تنها به نوع پوشش بلکه به طرز رفتار فرد هم مربوط است.

پوشیدن لباس های پوشیده و عفیفانه خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کردم برایم عزیز است. اکنون احساس آرامش می کنم و می دانم که دیگر  در محافل عمومی جاذبه جنسی ندارم  و از روی ظاهر قضاوت نمیشوم. به نظر من آزادی همین است.

 

  • شما نهاد خانواده را بر اساس تعاریف اسلام و مسیحیت چگونه ارزیابی می کنید؟

 من می دانستم که خانواده موضوع با اهمیتی است اما متوجه شدم عرب ها( مسلمانان) بسیار به فکر خانواده شان هستند. واقعا تحت تاثیر رفتار آنها در خصوص درک پدر و مادر مسن شان و مراقبت از آنها در منزل قرار گرفتم.

   در کشورهای غربی نگهداری از والدین در خانه های سالمندان در سنین پیری یا در شرایط بد جسمی، امری عادی است. تا این حد خانواده دوست بودن مسلمان ها را بسیار پسندیدم و این موضوع تاثیر زیادی بر من گذاشت.

 

  • از احساستان زمانی که اولین بار به نماز ایستادید برایمان بگویید. برایتان سخت نبود که روزی پنج نوبت نماز بخوانید؟

 یادگرفتن نماز برایم خیلی سخت بود. زمانی که مسلمان شدم، از مسجدی که در آن شهادتین را گفتم یک سجاده هدیه گرفتم. روی این سجاده، عبارات و اعمال نماز نوشته شده بود، بنابراین هر زمان که قسمتی از نماز را فراموش میکردم با نگاه به آن، نماز را ادامه می دادم. حسی که بعد از اولین نماز به من دست داد فوق‌العاده بود‌؛ حس آرامش و سکونی که تا به حال تحربه نکرده بودم. خواندن پنج نوبت نماز در روز و اینکه بتوانم در میان برنامه های روزانه ام نماز را در اولویت قرار بدهم  بسیار سخت بود. زیرا از زمان مسلمان شدنم با سختی های زیادی روبرو شدم. مجبور بودم پنهانی نماز بخوانم. به همین خاطر، همیشه در اتاقم در خلوت نماز میخواندم. می ترسیدم مبادا کسی موقع نماز خواندن وارد اتاق بشود.

 

  • اگر بخواهید چند کلمه راجع به زیبایی، صلح و آرامشی که در اسلام به دست آوردی صحبت کنید، چه می گویید؟

اسلام، زیباترین دین است. من همیشه از اینکه به راه راست هدایت شدم خدا را شکر می کنم. درک و یادگیری اسلام، زمان بر است. زمانی که فرد با حرف های جنحالی که بر ضد اسلام گفته میشود روبرو شود، باید حتما تحقیق بیشتری انجام دهد زیرا در نهایت حقیقت را در لابه لای دشمنی و نفرت ها پیدا می کند. صلح، هسته درونی اسلام است که با مدار های بخشندگی، کمک به نیازمندان، صبوری در سختی ، شکرگذاری در آسایش و اطاعت از خالق و حافظ انسان احاطه شده .سبحان الله!

 

  • ارزیابی شما از مساله حقوق زنان در اسلام در مقایسه با آنچه که در غرب از آن گفته میشود چیست؟

حقوق زنان در اسلام تماما آن چیزی نیست که مردم در  غرب می گویند. مدت زمانی  گذشت تا با حقوق زنان در اسلام آشنا شوم. عزتی که زنان در اسلام به دست می آورند برایم بسیار تعجب برانگیز بود. همین موضوع اسلام را برایم جذاب تر کرد. زمانی که در عربستان زندکی میکردم، فکر می کردم که زنان تحت فرمان شوهرانشان هستند و از اینکه به زنان ظلم می شود متاسف بودم. اما وقتی که متوجه شدم زنان خودشان تصمیم می گیرند که محجبه باشند و با این کار رضایت خدا را جلب کنند برایم بسیار عجیب بود. آنجا فهمیدم باورهای من نسبت به اسلام به خاطر بی اطلاعی از واقعیت بوده. اکنون به عنوان یک زن احساس قدرت می کنم. من این عقیده را که زیبایی زن باید محفوظ بماند و در معرض دید هر کسی نباشد را خیلی دوست دارم.زن کالای جنسی نیست و نباید به گونه ای رفتار کردکه امیال دیگران را تحت تاثیر قرار دهد.

ارزش زن بیش از این است. باارزش ترین چیزها در این دنیا پوشیده و محفوظ هستند. همین موضوع هم برای زنان صدق می کند.

 

  • کدام ویژگی اسلام شما را جذب کرد؟

هر کسی برای رسیدن به اهدافش در زندگی تلاش می کند. اسلام به تمام سوالاتم در مورد زندگی جواب داد. مثلا اینکه چرا ما در این دنیا هستیم، مقصد مان کجاست،  اینکه بعد از مرگ چه اتفاقی می افتد، چرا ما از سختی هایی که برایمان پیش می آید رنج می بریم و مانند اینها. اینکه اسلام برای سوالات مهمتر زندگی جوابی برای ارائه کردن دارد به انسان هدف و جهت می دهد .این مساله همراه با حس تعلق اجتماعی برای تلاش جمعی واقعا من را به اسلام علاقمند کرد

  • چه کسی یا چه چیزی در اسلام آوردن شما تاثیر گذار بود؟

همکاران مسلمانم خیلی در این زمینه موثر بودند. آنها همیشه از من میخواستند قرآن را مطالعه کنم و با اسلام آشنا شوم. اگر آنها نبودند، من مسلمان نمی شدم. البته، تماشای کلیپ هایی از تازه مسلمانان در یوتیوب که داستان مسلمان شدنشان را تعریف می کردند هم خیلی مفید و الهام بخش بودند.

 

به عنوان یک تازه مسلمان، به نظر شما چه روشی برای دعوت غیرمسلمانان به اسلام موثرتر است؟

برای من قطعا مشاهده مسلمانانی که همیشه دستورات اسلام را رعایت می کنند تاثیرگذار تر و ترغیب کننده تر است. اعمال و رفتار شماست که مردم را جذب اسلام می کند. با نرمش دیگران را دعوت به مطالعه اسلام کنید و بر اساس قرآن و سیره نبوی، به سوالاتشان جواب بدهید. به دستورات اسلام عمل کنید و اگر واقعا علاقمند به آشنایی با اسلام هستند بگذارید سوالاتشان را از شما بپرسند. اگر فرد آمادگی آشنایی با اسلام را نداشته باشد، تلاش شما، شرایط را بغرنج می کند و باعث دور شدن آنها می شود.

از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادی بسیار ممنونم. انشاالله خدا شما را حفظ کند و در راه حق، قوی و ثابت قدم نگه دارد.

 

اصل مطلب به زبان انگلیسی در سایت انگلیسی رهیافته 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما