جنیفر گروت تازه مسلمان امریکایی
بیشترین چیزی که بعد از مسلمان شدنم در من تغییر کرد این بود که باعث شد متواضع تر شوم

من تمام سعیم را می‌کنم که تعالیم قرآن را به جا بیاورم اما در نهایت کار سختی است و می‌دانم که خودم این کار را به طور کامل انجام نمی دهم ولی به هر حال همه درباره این می پرسند که پوششت چیست اما در آخر این سبک زندگی است که به دفعات متعدد عوض می شود .

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )  گروه تحقیقات سایت رهیافته – پیاده سازی متن از اکرم علویسلام خانم گروت در آغاز تشکر می کنم از همکاری شما با دوستانم . برای برای شرکت کردن در این گفتگو متشکرم .
من با شما از برنامه زنده اینترنتی باغ رمضان صحبت می کنم . ما می دانیم که شما به دین اسلام روی آورده اید و به تازگی آیاتی از قرآن را قرائت کرده‌اید

جنیفر گروت، خواننده مشهور آمریکایی است که در سال ۱۳۹۲ شمسی به دین اسلام مشرف شد

 

می خواستم بدانم بیشترین چیزی که شما را به اسلام جذب کرد چه چیزی بود؟ منظورم این است که در چه حوزه هایی؟

من فکر می‌کنم بیشترین چیزی که من را درگیر جامعه اسلامی کرد علاقه من به موسیقی عربی بود و به طور طبیعی به زبان و فرهنگ عربی .
درباره اسلام دوستان مسلمانی پیدا کردم و درباره اش با آنها صحبت کردم .
آنها هم شروع کردند به صحبت کردن با من در باره اسلام و درباره ماه رمضان و زمانی که برای یک سفر تفریحی به مراکش رفتم .
دوست داشتم آنجا بمانم چون چیزهایی را تجربه کردند که قبلاً تجربه نکرده بودم مثل فرهنگ و مردمان شان که خیلی با فرهنگ و مردم خودم متفاوت بودند. مردم آنجا خیلی گرم و صمیمی بودند و من دیدم که این خیلی زیباست شروع کردم به تحقیق کردن و در آخر قبولش کردم .

 

 الحمدالله ، اما آدمهای زیادی هستند که در جوامع اسلامی حضور پیدا کردند چرا جنیفر شروع کرد به تحقیق درباره اسلام و به اسلام روی آورد ؟ 

تقریباً اتفاقی بود که من قبلاً چیزی از اسلام نمی دانستم تصوری از آن نداشتم .
و قضاوتی درباره آن نداشتم من کسی هستم که همیشه درباره . همه چیز عمیق فکر می کنم و فکر می‌کنم کسانی که مثل من هستند این مسیر را پیش می گیرند زیرا خداوند می فرماید : کسی که به دنبال حقیقت باشد آن را می یابد .
سوال : چه بخشی از تو پس از مسلمان شدن بیشتر تغییر کرد .
فکر می‌کنم بیشترین چیزی که در من تغییر کرد این بود که باعث شد متواضع تر شوم .
و فکر می‌کنم اسلام باعث این تغییر شد من در یک جامعه سرمایه داری بزرگ شدم که در آن نا برابری زیادی به چشم می خورد و بیشتر وقتها به این فکر می کردم که من ، من ، من اما اسلام به من یاد داد که آدمهای دیگر را به خودم ترجیح دهم باعث شد همیشه متواضع باقی بمانم.
و به من یادآوری کرد هر اتفاقی در زندگیم بیفتد و هر افتخاری که کسب کنم از آن من نیست بلکه از جانب خداست .

 

 چه چیزی باعث شد که یک دختر آمریکایی حجاب را بپذیرد ؟ این سوال درباره سبک زندگی جدید شماست چه چیزی باعث می شود دختری مثل شما حجاب را بپذیرد ؟

 من می خواهم بدانم شما چطور معنای پوشاندن مو و بدن تان را درک می کنید وبه عنوان یک دختر مسلمان سختی را قبول می کند؟
راستش را بخواهید این چیزی است که از زمانی که مسلمان شده‌ام درگیرش هستم من الان هفت سال است که مسلمان شده ام .اما زمانی که نماز می خواندم .همیشه حجاب داشتم بعضی روزها می پوشیدم و بعضی روزها نه و بعد خودم رو مجبور کردم که حجاب داشته باشم .

حتی شروع کردم به زدن نقاب طی مدتی زمانی که در کشورهای خلیجی زندگی می‌کردم مثل قطر در آنجا رایج است و بعد دوباره به آمریکا برگشتم و در آنجا هم مدت یکسال پوشیدم و بعد ادامه ندادم چون به طور عمیق معنی آن را نمی فهمیدم و برای من معنای ای نداشت چون فکر می کردند یکی از مشکلاتی که درباورهای بعضی مسلمانان وجود دارد این است که باید به خاطر مردان حجاب داشته باشند و این درست نیست چون ما نمی توانیم مردم دیگر را کنترل کنیم و مهم نیست که ما چه چیزی می پوشیم اما دوباره که حجاب را پوشیدم می دانستم که تماما به خاطر خودم و خداست . این به اینخاطر نبود که کسی من رو مجبور به انجامش کرده باشد .

 

دقیقا منظورم همین بخش است اگر کسی از شما درباره حجاب با این سبک زندگی جدید سوال کند چطور آن را توضیح می دهید ؟

این خیلی پرسش سختی است به طور کلی می‌گویم که من کاری را انجام می‌دهم که خدا را خشنود می کند .
من تمام سعیم را می‌کنم که تعالیم قرآن را به جا بیاورم اما در نهایت کار سختی است و می‌دانم که خودم این کار را به طور کامل انجام نمی دهم ولی به هر حال همه درباره این می پرسند که پوششت چیست اما در آخر این سبک زندگی است که به دفعات متعدد عوض می شود .

 

صادقانه آیا این باعث شده است که نسبت به پوشیدن حجاب  احساس بهتری داشته باشید  ؟

جواب : فکر می‌کنم بیشتر اوقات بله باعث می شود فکر کنم کاری را انجام می‌دهم که خدا از من میخواهد .
همیشه لازم نیست به دلیل منطقی پشت چیزی فکر کرد گاهی اوقات زیادی فکر می کنیم .
اما به طور کل من خودم را با حجاب می‌دانم. با حجاب بودن یک چیز درونی است .

 

 رمضان ماه مهمانی خداست و زمانی که رمضان شروع می شود چطور خودتان را معرفی می کنید ؟

اگر خداوند از تو بپرسد چه کسی به مهمانی دعوت شده چطور خودت را معرفی می کنی ؟
جواب : منظورتان این است که من چطور خودم را به خدا معرفی می کنم من به این سوال های فلسفی عادت ندارم .
حس می کنم همه چیز به تواضع برمی‌گردد من مسلمانم بیشترین تلاشم را انجام می دهم مهم نیست .
که چه کاری انجام می‌دهم مهم این است که همیشه فروتن بمانم وبه خدا می گویم همه اینها بخاطر تواست وهمه اینها را فدای تو می کنم نه کس دیگر .

 

 شما قرآن می خوانی و برخی آیات را تلاوت می کنی کدام آیات قرآن بیشترین تأثیر را بر روی قلبت گذاشته است ؟

اگر بخواهید یک آیه را انتخاب کنی کدام را انتخاب می کنی ؟
این خیلی سخت است به این خاطر که فکر می‌کنم تمام آیات می توانند مرتبط و خاص باشند برای تو در مقاطع مختلف زندگی برخی وقت‌ها آیه ای ذهنت را درگیر می‌کند و آن آیه در آن لحظه برایت معنا پیدا می کند به همین خاطر فکر می‌کنم خیلی سخت است انتخاب یک آیه .
همه آن ها در جایگاه خود خاص هستند

 

 پس یک آیه به انتخاب خودت انتخاب کن ؟ .

بسیار خوب آیه ای که می خوانم آیه ۱۶ سوره قاف است و ما انسان را آفریده ایم و می دانیم که نفس او چه وسوسه ای به او می‌کند و ما از شاهرگ به او نزدیک تریم به نظر من این بخش از قرآن بخش بسیار ویژه‌ای است .
حالا که ماه رمضان است و همه در پی پیدا کردن خودشان هستند این آیه به ما یادآوری می کند که خداوند از رگ گردن به ما نزدیکتر است .و خدا همه جا هست و نیاز نیست جای خاصی برویم برای پیدا کردن او .

 

آیا زمینه این را می‌بینی که اسلام در جهان گسترش یابد و به ویژه در جامعه غربی ؟

راستش فکر می کنم بهترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که روی خودمان به عنوان مسلمان کار کنیم بر روی جوامع مسلمان کار کنیم چون شکاف های زیادی بین مسلمانان وجود دارد که باید پر شود تا بعد بتوانیم اسلام را گسترش دهیم فلسفه من این است که به عنوان یک مسلمان تمام تلاشم را می کنم .
اگر یک غیر مسلمان از من سوال کند من استقبال می کنم اما فکر نمی کنم تمرکز باید بر روی آن باشد فکر کنم تمرکز باید روی اتحاد مسلمانان باشد و مشکلات میان آنان برطرف شود زیرا چطور می توانیم زمانی که هنوز خودمان مشکلات درونی داریم روی دیگران موثر باشیم .
اگر امت اسلامی مثل یک بدن باشد ما باید مراقب همه اعضای آن باشیم پیش از آنکه بخواهیم اسلام را به جوامع دیگر گسترش بدهیم من فکر می‌کنم این بهترین کار است

یک حدیثی موجود است با این مضمون که پیام ما را بدون هیچ کلامی برسان به وسیله زندگیت به وسیله رفتارت .

چقدر از تجربه ای که تا به حالا داشتی راضی هستی از هفت سال پیش که به اسلام گروید ی ممکن است روزی پشیمان شوی ؟
نه اصلاً این یک مسیر بود برای من یک راه پر فراز و نشیب و این یک زندگی است و من اسلام را از زندگی جدا نمی کنم .
و می دانم که حقیقت است. تغییر می‌کنم چون همه ما تغییر می‌کنیم اما هیچ گاه اسلام را رها نمی‌کنم زیرا قسمتی از قلبم جدا شده است .

 

 شاید دلیلش این است که شماخودت انتخاب کردی کسی مجبورت نکرد ؟

درست است زمانی که کسی تو را مجبور به کار ی می‌کند می خواهی از آن فرار کنی همه چیز می تواند ملال آور باشد اگر اجباری باشد .
– قطعاً با شما موافقم زمانی که انتخاب خودت باشد بیشتر معنی میدهد بیشتر مطمئن می شوی که این راه درست است .
خوب ممنونم و تبریک می گویم از طرف دوستان تان در ایران
در ایران درود بر شما و خدا نگهدار .

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما