مهدویت
نشانه های مهدوی در سوره شعراء

و خداوند متعال پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در برابر این استعجال دعوت به صبر می کند ، صبری چون صبر پیامبران اولو العزم همان ها که تمام سختی های رسالت خود را با نگاه به آرمان و افق مهدوی به دوش کشیدند

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) در فراز اول سوره شعراء سخن از آیات الهی و کفر کافران نسبت به این آیات است؛ به طور خاص آیه ای را ذکر می کند که بنابر سیاق هنوز واقع نشده و بناب روایات شیعه(کورانی:۱۴۲۸، ۷، ۴۱۵) (بحرانی :۱۴۱۶، ۴، ۱۶۶) و سنّی(کورانی:۱۴۲۸، ۷، ۴۱۶)(ثعلبی:۱۴۲۲، ۷، ۱۵۷)(زمخشری :۱۴۰۷، ۳، ۲۹۹)(۱)

از آیاتی است که قبل و همزمان با قیام امام مهدی (علیه السلام)واقع می شود. در فراز بعد رویش گیاهان ارزشمند را آیه ای الهی می خواند و می فرماید:

أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ* إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ* وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (الشعراء:۷-۹)«آیا به زمین ننگریسته اند که از هر گونه گیاهی نیکو در آن چه اندازه رویانده ایم؟

۱- أنّها صوت یسمع من السماء فی النصف من شهر رمضان یخرج له العواتق من البیوت.

بی گمان در آن نشانه ای است و بیشتر آنان مؤمن نبودند.و بی گمان پروردگار توست که پیروز مهربان است.»

سپس در فراز سوم، سرگذشت موسی (علیه السلام)و فرعون را بیان می کندو در نهایت پس از واقعه نجات موسی (علیه السلام)و همراهانش و غرقه فرعونیان می فرماید:

إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ (۶۷) وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ(۶۸)

در فراز چهارم،به سرگذشت ابراهیم (علیه السلام)و قوم ایشان می پردازد و ضمن بیان دعای ابراهیم (علیه السلام)به درگاه خداوندبه ویژگی های یوم الدین اشاره کرده آنگاه پس از بیان آرزوی مجرمان در آن روز برای رجعت به دنیا و ایمان به آیات، می فرماید:

إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ (۱۰۳) وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ (۱۰۴)

در فراز پنجم به بیان سرگذشت نوح (علیه السلام)می پردازدو پس از داستان کشتی و نجات مومنان و غرقه کافران باز همان دو آیه تکرار می شود.

پس از سرگذشت نوح (علیه السلام)، سرگذشت هود و صالح و لوط و شعیب (علیهم السلام)را بیان می کند و هربار همان دو آیه تکرار می شود.

در فراز دهم پس از ابن همه تأکید بر عذاب کافران امّتهای پیشین، درباره قرآن و حقانیت آن و رفع اتهام از ساحت آن سخن می گوید و کافران به آیات قرآن را تهدید می کند و به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)می فرماید که بر پروردگار عزیر رحیم توکل نماید؛ همان پروردگار عزیز رحیمی که عذاب رابر کافران امتهای پیش فرود آورد و مومنانشان را که در اقلیت بودند، نجات داد. اینگونه و با استفاده از همان دو صفت الهی که در بیان عذاب امتهای پیشین به کار گرفت، توجه مخاطبان قرآن را بدین نکته جلب می کند که همان پروردگار و با همان سنتها با آنان رفتار خواهد کرد.

آنگاه دوباره در آیه آخر سوره با این بیان که «…إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون»

مومنان را نوید یاری و کافران را از آینده بیم داد.

به نظر می رسد، خداوند متعال در این سوره از آغاز تا انتها انسان ها را به آیات و نشانه های آمدن عذاب آخرالزمان در دنیا که بنابر روایات فریقین به دست امام مهدی (علیه السلام)واقع می شود(صافی:۱۴۳۰، ۲، ۳۱۷)(۱)، توجه می دهد. امام قائمی که به که مظلومان و مومنان عالم را یاری خواهد نمود و عذابی از جانب خداوند بر ظالمان و کافران فرود خواهد آورد و از آنان انتقام خواهد گرفت. و سرانجامی را برای امّت خاتم رقم خواهد زد که شبیه پایان کار امت های پیشین است ، ولی از لحاظ اندازه در سطحی بسیار وسیع تر به گونه ای که تمام مردمان عالم از گذشته تا آن زمان را در برخواهد گرفت و از لحاظ چگونگی عذاب کافران و یاری و نوازش مومنان بسیار فراتر و شدید تر است از آنچه در گذشته واقع شده به طوری که در قرآن با تعابیری چون عذاب و جنّه از آن یاد می شود.(نک بخش ۴-۱-۴)(۲) به همین جهت آنچه در گذشته تاریخ روی داده همچون ماکت و نمونه ای کوچک و به تعبیرقرآن آیه و نشانه ای از این روز بوده است؛
زیرا  پیامبران هر یک به اندازه توان خود در دوران خود سعی نمودند تا انسانها را برای خلیفه اللهی و نقش آفرینی در ملک مهدوی آماده و تربیت نمایند و الگوی حرکت آنان در زندگی الگوی مهدوی بوده از این رو در پایان کار به اذن پروردگار عزیز رحیم کسانی را که دیگر امیدی به ایمان و اصلاح آنان نبوده هلاک می کردند و اقلیت مومنان را برای تقویت و انتقال ارزشهای مهدوی به نسل های آینده، یاری می نمودند و این چرخه غربالگری در زمان پیامبران بعدی تا پیامبر خاتم صلی الله عیه و آله وسلم ادامه یافت.

در بخش (۳-۱) روشن شد، این غربالگری همان سنت پایدار الهی است که با اصطلاح « استخلاف» در قرآن از آن یاد می شود و همان گونه که در این سوره بر آن تأکید می شود، ریشه در دو صفت الهی دارد: عزیز بودن و رحیم بودن. چون عزیز و شکست ناپذیر است ، هرگز کفر کافران او را در به انجام رسانیدن غایت خلقت که همانا ظهور برترین انسانها ست ، شکست نمی دهد و مغلوب نمی سازد از این رو می فرماید :

___________________

« کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ » (المجادله:۲۱) « خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد بی گمان خداوند توانایی پیروزمند است.»

چون رحیم است ، همواره رحمت خاص خود را شامل حال مومنان صالح و اهل تقوا می کند و آنان را از شرّ بدان نجات داده به سعادت می رساند :

وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ الَّذِینَ هُمْ بِآیاتِنا یُؤْمِنُونَ (الاعراف:۱۵۶) « و رحمتم همه چیز را فرا می گیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری می ورزند و زکات می دهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر می دارم. »

این عزّت و رحمت در طول تاریخ در میان همه اقوام به واسطه پیامبران به نمایش در آمده و در نهایت کار ، روزی که قوم محبوب و محبّ خداوند به نصاب مدّ نظر او برسند(المائده:۵۴)، اوج عزّت و رحمت او به دست آخرین خلیفه اش – امام مهدی (علیه السلام)– در میان همه نیکان و بدان در عرصه عالم آشکار خواهد شد. بنابراین وقوع این سرانجام که با عذاب کافران آغاز می شود، در امّت آخرین تا روز ظهور امام مهدی (علیه السلام)به تأخیر افتاده است.

وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلی أُمَّهٍ مَعْدُودَهٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (هود:۸)« و اگر عذاب را از آنان چندگاهی پس افکنیم به یقین می گویند: چه آن را باز داشت؟ آگاه باشید روزی که به آنان برسد از ایشان بازگردانده نمی شود و آنچه به ریشخند می گرفتند آنها را فرا می گیرد.»

بنابر روایات شیعه منظور از «امه معدوده» یاران امام مهدی (علیه السلام)هستند.(قمّی:۱۳۶۷، ۱، ۳۲۳)

بررسی آیات قرآن نیز نشان می دهد عذابی که زمان آن به تأخیر افتاده است ولی وقوع آن حتمی است و بغتهً و ناگهانی واقع می شود و ساعت و زمان آن نامعلوم است و کافران نسبت به آمدن آن شتاب و به اصطلاح قرآن «استعجال » می ورزند ومومنان از

آن بیمناکند، همان عذاب کافران به دست امام مهدی (علیه السلام)است نه قیامت؛ زیرا :

الف- خداوند متعال از عذاب کافران همه اقوام در دنیا و قبل از روز قیامت می دهد:

وَ إِنْ مِنْ قَرْیَهٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِکُوها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَهِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِیداً کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً (اسراء:۵۸)«و هیچ شهری نیست مگر که ما پیش از رستخیز آن را از میان می بریم یا سخت عذاب می کنیم، این در کتاب (خداوند) نگاشته است.»

از طرفی در تمام مواردی که در قرآن از عذابی سخن می رود که بغته واقع می شود، انسانها زنده و سرگرم زندگی روزمره خود هستند. ۱۳ مورد در قرآن از وقوع ناگهانی (بغته) عذاب بر مردم سخن می گوید.این ۱۳ مورد یا وقوع عذاب در گذشته بر مردمان پیشین است. یا عذابی است که در آینده واقع می شود و یا همان الساعه است که مصداق آن محل تامل است. در همه این موارد انسانها به هنگام وقوع عذاب زنده و سرگرم امور روزمره اند. اگر بگوییم منظور از این عذاب ناگهانی همان نفخ صور اول است که همه با وقوع آن می میرند و نتیجه بگیریم منظور عذاب قیامت در نفخ صور اول است، این اشکال پدید می آید که عذاب تنها شامل حال بدان و کافران می شود در حالیکه در نفخ صور اینگونه نیست، پس نمی توان نفخ صور اول را «عذاب» تلقی نمود.

ب- قیامت پس از نابودی نظام فلکی رخ می دهد. پس در لحظه قیامت زمان معنا ندارد و کاربرد کلمه «بغته» جایگاه ندارد.

ج- عذاب قیامت ناگهانی واقع نمی شود بلکه مراحل گوناگونی قبل از آن بر انسان و جهان می گذرد. مراحلی چون نفخه اماته، نفخه احیاء، عرصه محشر ، مواقف حساب ، عبور از صراط و … نهایتا تعیین جایگاه انسان که اگر از اهل جهنم باشد در آخر ،عذاب جهنم بر او وارد خواهد شد. بنا بر این عذابی که در روز یا شب ناگهان می رسد ، زمانی که مردم سرگرم امور روزمره زندگی خود هستند، نمی تواند عذاب قیامت باشد:

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُهُ بَیاتاً أَوْ نَهاراً ما ذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ (یونس:۵۰)

« بگو: مرا خبر دهید که اگر عذابش (ناگهان) شباهنگام یا روز به سراغتان آید (دیگر) گنهکاران از او چه چیزی را به شتاب می خواهند؟ » (بحرانی :۱۴۱۶، ۳، ۳۳)(۳)

د- در ۶ مورد از این ۱۳ کاربرد قرآنی کلمه بغته با « و هم لا یشعرون» به کار رفته است که ۵ مورد آن درباره الساعه یا عذابی در آینده است . گویا می خواهد معنای بغته را با این عبارت تبیین کند. یعنی به خاطر غفلت و عدم توجه به مواعید پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)و اوصیاء ایشان نسبت به آمدن چنین عذابی ، کافران به هنگام وقوع آن غافلگیر می شوند و آن را ناگهانی می پندارند. در حالیکه به هنگام عذاب در قیامت مردم نسبت به وقایع کاملاً

آگاهند؛ زیرا مراحل چندی از آن را قبلا گذرانده اند.اگر منظور از عذاب قیامت نفخه هلاکت باشد، باز با توجه به زمان وقوع این نفخه که در پایان دوران مهدوی و حکومت صالحان بر زمین است نمی توان پذیرفت که وصف لا یشعرون به این برگزیدگان الهی آن هم پس از زندگی در زمان حکومت ائمه (علیهم السلام) و تربیت توسط ایشان و رسیدن به مقام خلافت اللهی، نسبت داده شده باشد.

ه- همین عذاب دنیایی است که توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)به کافران وعده داده شده و در آمدن آن استعجال می کنند؛

قُلْ إِنِّی عَلی بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّی وَ کَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدِی ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفاصِلِینَ (الانعام:۵۷)«بگو: بی گمان من از پروردگارم برهانی (روشن) دارم و شما آن را دروغ شمرده اید آنچه آن را شتابناک می جویید نزد من نیست داوری جز با خداوند نیست (که) حق را پی می گیرد و او بهترین جداکنندگان است.»

…فَیَأْتِیَهُمْ بَغْتَهً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ (۲۰۲) فَیَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ (۲۰۳) أَ فَبِعَذابِنا یَسْتَعْجِلُونَ (۲۰۴)أَ فَرَأَیْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِینَ (۲۰۵) ثُمَّ جاءَهُمْ ما کانُوا یُوعَدُونَ (الشعراء:۲۰۶)« که بر سرشان ناگهان بیاید در حالی که درنیابند. آنگاه می گویند: آیا ما مهلت داریم؟ پس، آیا عذاب ما را به شتاب می جویند؟ چه بینی اگر سال ها برخوردارشان گردانیم؟ سپس آنچه وعده می یافتند، بر سرشان بیاید.»

________________________

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذابِ وَ لَوْ لا أَجَلٌ مُسَمًّی لَجاءَهُمُ الْعَذابُ وَ لَیَأْتِیَنَّهُمْ بَغْتَهً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ (العنکبوت:۵۳)« و از تو عذاب را به شتاب می خواهند و اگر زمانی معیّن (در کار) نمی بود عذاب به سراغشان می آمد و همانا، ناگهان در حالی که خبر ندارند بر سر آنان خواهد آمد.»

زیرا شتاب در آمدن عذاب دنیایی در امت های پیشین نیز سابقه داشته است. مانند شتاب قوم عاد و طلب تعجیل در عذاب وعده داده شده توسط پیامبرشان هود (علیه السلام)که در آیه زیر به آن اشاره دارد :

فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِیَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِیحٌ فِیها عَذابٌ أَلِیمٌ (۲۴) تُدَمِّرُ کُلَّ شَیْ ءٍ بِأَمْرِ رَبِّها فَأَصْبَحُوا لا یُری إِلاَّ مَساکِنُهُمْ کَذلِکَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ (الاحقاف:۲۵)« آنگاه، چون آن (عذاب) را مانند ابری سایه گستر دیدند که رو به درّه های آنان دارد گفتند: این ابری است که برای ما باران زاست (نه)، بلکه همان است که آن را به شتاب می خواستید، (تند) بادی است که در آن عذابی دردناک است که به فرمان پروردگارش همه چیز را از میان برمی دارد، آنگاه چنان شدند که جز خانه هاشان چیزی دیده نمی شد، بدین گونه بزهکاران را کیفر می دهیم.»

و در آیه ای به پیامبر فرمان می دهد که مردم را به عذابی چونان عذاب قوم عاد و ثمود هشدار دهد، تا گمان نشد منظور از این عذاب، عذاب های محدود و مقطعی کافران در امثال جنگ بدر است :

فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صاعِقَهً مِثْلَ صاعِقَهِ عادٍ وَ ثَمُودَ (فصلت:۱۳)« پس اگر روی بگردانند بگو: شما را به آذرخشی از گونه آذرخش عاد و ثمود بیم می دهم.»

و خداوند متعال پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در برابر این استعجال دعوت به صبر می کند ، صبری چون صبر پیامبران اولو العزم همان ها که تمام سختی های رسالت خود را با نگاه به آرمان و افق مهدوی به دوش کشیدند:

فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ ما یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَهً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ (الاحقاف:۳۵)« بنابراین شکیبا باش همان گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده شان داده اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده اند، این، پیام رسانی است پس آیا جز بزهکاران نابود می گردند؟»

و – وقوع آن عذاب حتمی است:

وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنی دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (سجده:۲۱)(۱)« و بی گمان به آنان از عذاب نزدیک تر (این جهان) پیش از عذاب بزرگ تر (در جهان واپسین) خواهیم چشاند باشد که بازگردند.»

___________________________

۱- عن جعفر بن محمد رضی اللّه تعالی عنهما أنه خروج المهدی بالسیف (آلوسی :۱۴۱۵، ۱۱، ۱۳۲) همچنین: روی عن جعفر بن محمد أنه خروج المهدی بالسیف. و- الأدنی غلاء السعر (قرطبی:۱۳۶۴، ۱۴، ۱۰۷) کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهره مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَاتِمٍ عَنْ حَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَاحِدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عُمَرَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُسَیْنِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنی دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ قَالَ الْأَدْنَی غَلَاءُ السِّعْرِ وَ الْأَکْبَرُ الْمَهْدِیُّ بِالسَّیْف مجلسی، ۵۱، ۵۹

۲- از این رو در روایت فوق عذاب اکبر معرفی شده است.

۳- علی بن إبراهیم: و فی روایه أبی الجارود، عن أبی جعفر (علیه السلام)، فی قوله تعالی: قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُهُ بَیاتاً: «یعنی لیلا أو نهارا ما ذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ فهذا عذاب ینزل فی آخر الزمان علی فسقه أهل القبله و هم یجحدون نزول العذاب علیهم». بحرانی:۱۴۱۶، ج ۳، ۳۳

انتخاب شفقنا از کتاب کتاب امام مهدی علیه السلام و سرگذشت پیامبران الهی در قرآن

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما