انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی منتشر کرد:
کوتاه نوشت از شهید خلیفه سلطانی

در یک تصادف که برخی شواهد از تروریستی بودن آن خبر می دهد شهید خلیفه سلطانی که قائم مقام سپاه گیلان غرب بود به همراه همسر و فرزند کوچکش به شهادت می رسند، تنها کودک 3 ساله آنها در این ماجرا با دستی شکسته زنده می ماند.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) مولف :  جمال طاهری ( علی )  / دیگر کوتاه نوشت از شهدای شاخص اصفهان را اینجا ببینید

شهید خلیفه سلطانی

سردار شهید حاج سید حبیب‌الله خلیفه سلطانی که به‌همراه همسرش بانو بتول عسگری و فرزند دوساله‌اش توسط منافقین کوردل در ۲۳اردیبهشت ۱۳۶۱ به شهادت رسیدند.

***

مهندسی متالوژی از دانشگاه صنعتی شریف با مدرک A داشت وقتی فارغ التحصیل شد برای کار به ذوب‌آهن رفت ولی فضای آنجا برایش قابل قبول نبود و گفته بود من مدرک مهندسی دارم کار زیادی نمی‌کنم اما آن کارگر ذوب آهن با سختی کار می‌کند هرچه می‌خواهم تا درکنار آنها کار کنم  اجازه نمی‌دهند و می‌گویند به پرستیژ مهندسی ذوب‌آهن برمی‌خورد به خاطرهمین آنجا نماند

***

سه سال در زندان‌های ساواک محبوس بود زمان انقلاب هم خیلی فعال بود. به‌همراه دوستان انقلابی ومبارزش سپاه را دراصفهان پایه‌ریزی کردند

***

با شهید دکتر مفتح هم‌سلولی بود دکتر مفتح می گوید: من از مقاومت‌های شهید خلیفه سلطانی زیر شکنجه دژخیمان و نماز شب‌های او الهام‌ها گرفتم.

***

قائله سیمیرم با تدبیر ایشان به سرانجام رسید که باهمراهی شهید صیاد شیرازی در آن نقش موثر داشت.

بانوی شهید بتول عسکری(همسر شهید خلیفه سلطانی)

قبل انقلاب معلم دینی در مدرسه پروین اعتصامی بود ولی به غیر از تدریس در بسیاری از فعالیت‌های مبارزاتی اصفهان حضور و نقش موثری داشت‌. در خانه آیت‌الله خادم که از مهمترین حوادث انقلاب در اصفهان بود در ایجاد شور و انگیزه مقاومت علیه رژیم خیلی تاثیرگذار بود و برای زنان متحصن سخنرانی‌های کوبنده‌ای می‌کرد.

***

در شکل گیری سپاه خواهران هم نقش مهمی داشت. از شاگران بانو امین و از معلمین دلسوزی بود که در تربیت نسل انقلابی در اصفهان نقش بسزایی داشت. همیشه باوضو بود

***

پوشش مقنعه درمیان زنان اصفهان زیرچادرکه نقش مهمی درحجاب زن دارد از ابداعات این شهید بزرگواربود که بلافاصله گروه گروه دختران جوان با علاقه کارایشان را تقلید کردند.

***

سرتیپ صیاد شیرازی: برادر شهیدم حبیب، شخصیتی بود و چهره ای بود که مطالعه و تحقیق پیرامون نحوه زندگی کردنش در راه خدا نشانه ای از زنده بودن مقام شهید است و به ما الهام می بخشد که چگونه راه پر ارزش شهدا را ادامه دهیم. خدا مقامش را در بهشت والا دارد.

***

سردار رحیم صفوی: از خصوصیات این شهید آنچه به یاد دارم عبارتست از تقوی، اخلاص، متعهد بودن نسبت به خط امام و پیوند ایشان با روحانیت متعهد، منظم بودن، روح ایثار و فداکاری به اسلام، صبور و مقاوم بودن در انبوه مشکلات و تهمت ها است.

***

چند بار منافقین تهدید کرده بودند که ما حبیب را می‌کشیم و زن و بچه‌اش را هم اسیر می‌کنیم برای همین او به همسرش گفته بود اگر چنین اتفاقی افتاد این قدر بجنگید تا شهید بشوید و اسیر آنها نشوید، برای همین هم در اصفهان و هم در باختران همسر شهید شب‌ها مسلح می‌خوابید.

***

در یک تصادف که برخی شواهد از تروریستی بودن آن خبر می دهد شهید خلیفه سلطانی که قائم مقام سپاه گیلان غرب بود به همراه همسر و فرزند کوچکش به شهادت می رسند، تنها کودک 3 ساله آنها در این ماجرا با دستی شکسته زنده می ماند.

***

مهندس خلیفه سلطانی تنها بازمانده این خانواده که پیش مادر بزرگش بزرگ شده می گوید: در جبهه یک بار خمپاره نزدیک پدرم اصابت کرده بود ولی به‌شکل معجزه‌آسایی سالم مانده بود و گفته بود من این طور شهید نمی‌شوم اگر قرار باشد به شهادت برسم به‌همراه زن و بچه‌ام‌ هستم و تنها نمی‌روم. مادرم همیشه آرزویش همین بود می‌گفت‌ که می‌دانم حبیب شهید می‌شود تنها آرزوی من این است که وقتی ایشان شهید می‌شود من هم درکنارش باشم و به آرزویش هم رسید.

****

فرازی از وصیت نامه شهید:

هنگامی که مبارزه برای پیروزی انقلاب شروع شد به عظمت رهبری امام پی بردم. مرجعی که از آغاز از او تقلید می کردم اینک برایم به صورت پیشوایی درآمد که با روش پیامبر گونه اش باید برای مبارزه آستان بوس درگاهش شد. چه شکوهمند است مبارزه در مسیری که فرزند رسول خدا با لیاقتی امام گونه هدایتش می کند و ایران به دنبال او حرکت می کند. نه ایران که جهانی مستضعف و چه زیباست راهی که انسان احساس می کند هر لحظه و در هر کاری سعادتمند است و عجبا این قدر لطیف که در صورت لحظه ای غفلت آنهایی که حتی شاگرد امام بوده اند و معلم اخلاق سقوط می کنند و چه باشکوه است این انقلاب با همه آزمایش هایش. و چقدر لطف از جانب خداوند که انقلاب همه دردهایم را مداوا کرد. امیدوارم که خداوند مرگی را نصیب همه ما گرداند که بتوانیم به هنگام مرگ علی وار فریاد زنیم: «به خدای کعبه رستگار شدم».

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما