انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی منتشر کرد:
معرفی کوتاه درباره شهید جلال افشار

شهید جلال افشار از روحانیونی بود که آیت الله بهائدینی بسیار به او ابراز علاقهمندی می کرد.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) مولف :  جمال طاهری ( علی )  / دیگر کوتاه نوشت از شهدای شاخص اصفهان را اینجا ببینید

شهید حجت الاسلام جلال افشار

جلال که شهید شد عکسش را بردند خدمت آیت الله بهاء الدینی، ایشان بی‌اختیار گریه کردند، طوری که اشکهایشان سرازیر شد روی عکس جلال، بعد فرمودند:  امام زمان(عج) از من یک سرباز می‌خواستند، من هم آقای افشار را معرفی کردم. اشک من اشک شوق است، ‌ایشان جلال ” ذاکر قریب البکاء” است.

***

جلال همیشه می گفت: دنیا ارزش ندارد به خاطرش آخرتمان را خراب کنیم.آخرش همه ما را می‌گذارند در یک وجب جا، آنجاست که باید جواب یک ذره مال حرام را بدهیم.

***

نزدیکان جلال افشار می‌گویند: دست و بالش تنگ بود،‌ دارائیش از مال دنیا فقط یک موتور بود که همیشه خدا هم دست‌هایش روغنی بود و تعمیرش می‌کرد، ‌سوار موتور می‌شد و می‌رفت قبض‌های حقوق یتیمان را توزیع می‌کرد.

***

من جا مانده‌ام! دارم می‌سوزم!

جلال با حالتی غمگین در گوشه‌ای زانوی‌ غم بغل گرفته بود پرسیدم اتفاقی افتاده؟ گفت دیشب در پادگان مشغول قدم زدن بودم که صدای گریه‌ای در پشت یکی از این ساختمان‌‌ها شنیدم. نزدیک‌تر رفتم پیرمرد سالخورده‌ای در گوشه‌ای نشسته و زار زار میگریست کنارش رفتم و از او دلجویی کردم.
بی‌اختیار گریه‌ام گرفت علت ناراحتی‌اش را پرسیدم پیرمرد گفت:«امشب شب چهلم پسر شهیدم است چون مرخصی‌ها لغو شده نتوانستم در مراسمش شرکت کنم حالا که دیدم همه خواب هستند آمدم اینجا و در تنهای برایش مراسم ختم برپا کردم».
جلال ساکت شدو بعد ادامه داد:«عظمت این صحنه مرا به‌یاد حبیب‌بن‌مظاهر انداخت و از اینکه قافله رفت و من جا مانده‌ام دارم می‌سوزم تا کی برای این بسیجی‌ها حرف بزنم آنها بروند و شهید شوند و من جا بمانم».

***

جلال می‌گفت: «خدا نگذاشت در مقابل نیازمندان بی آبرو شویم ناامید شویم فکر کردیم همه راه‌ها به ‌رویمان بسته است به یک‌باره از جایی برایمان کمک رسید. آن‌وقت فهمیدیم که تنها نیستیم و یکی هست که ما را زیر نظر دارد و به کمک مان بیاید».
براستی که خدا هیچ‌گاه بندگان مخلصش را تنها نخواهد گذاشت.

***

از اصفهان به قم میرفت . صدای اهنگ مبتذلی که راننده گوش میکرد جلال رو ازار میداد.رفت با خوشرویی به راننده گفت : اگر امکان داره یا نوار و خاموش کنید،یا برا خودتون بذارین راننده با تمسخر گفت:اگه ناراحتی میتونی پیاده شی ! جلال رفت توی فکر، هوای سرد ، بیابان تاریک و….  قصد کرد وجدان خفته راننده رو بیدا رکنه ، اینبار به راننده گفت :

اگه خاموش نکنی پیاده میشم.راننده هم نه کم گذاشت و نه زیاد،پدال ترمز رو فشار داد و ایستاد و گفت بفرما !

جلال پیاده شد اتوبوس هنوز خیلی دور نشده بود که ایستاد!

همینکه جلال به اتوبوس رسید راننده به جلال گفت :

بیا بالا جوون ، نوارو خاموش کردم

***

همسر شهید جلال افشار می گوید :‌ « ‌علاقه جلال به همه چیز به خاطر رضای خدا بود ،‌ چرا که او بنده مطیع قادر یکتا بود . در طی سه سال زندگی مشترکمان بیشتر اوقات در جبهه های جنگ ،‌ به خصوص سیستان و بلوچستان و کردستان سپری شد . در این مدت حتی برای یک بار نیز ناراحتی و عصبانیت او را در منزل ندیدم . در برابر همه احساس مسئولیت می کرد و به مادر و خانواده اش احترام زیادی قائل بود . در دوران بارداری و شیردهی ،‌ تأکید بسیاری داشت که حتماً ‌با وضو باشم و زیاد قرآن بخوانم .

***

امکان نداشت یک شب نماز شب نخواند . به نماز اول وقت اهمیت می داد، دائم الوضو بود.

سفارش جلال:

ای امت بپاخاسته قیام خود را حفظ کنید تا قائم دین حق فرزند امیر ‌مؤمنین،‌ حجت ‌الله الاعظم بیاید و پرچم توحید را بر فراز قله‌ های جهان به اهتزاز در آورد. نیت ها را خالص کنید که شرک ظلم است. خود‌پرستی و خود‌محوری‌ ها را کنار بگذارید و به اسلام و قرآن بیندیشید…

***

مسئولین محترم مملکت هرکس را متناسب با ظرفیتش به کار‌های اجرایی بگمارند به فرهنگ جامعه بیش ‌از هر چیز توجه شود به سپاه این بازوی امام (ره) بیش ‌از پیش برسید و بر رشد معنوی و فرهنگی آن بیشتر تکیه کنید و بالاخره بنگرید که قرآن مکتوب و قرآن ناطق چه می ‌گویند و برای اجرای مضامینشان آستین ‌ها را بالا بزنید و گام ‌هایتان را استوار‌تر بدارید.

****

مادرم… شما برای من بسیار زحمت کشیدید و رنج بردید مرا حلال کنید و ببخشید.

***

… تو ای همسرم اگر خداوند بخواهد مرا فقط به جرم این که قدر نعمت تو را ندانستم سال ها باید بسوزاند با این حال مرا حلال کن و برایم طلب مغفرت نما اجر تو را خدا بدهد.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما


  1. نازنین گفت:

    ان شاءالله مارو رها نکنن.منتظرم تا نگاه لطفشون به زندگیم رو ببینم