همایش «حمایت از علامه شیخ زکزاکی، رهبر مظلوم نیجریه»
روایت ۴۰ سال مظلومیت رهبر شیعیان نیجریه

رقیه زکزاکی با تشریح جنایاتی که در حق رهبر شیعیان نیجریه اعمال شده است، بیان کرد: پدر همیشه می‌گفت تمام این اتفاقات تلخی که برای ما می‌افتد، مرا به یاد امام حسین (ع) و شهدای کربلا می‌اندازد.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)  «رقیه زکزاکی» در همایش «حمایت از علامه شیخ زکزاکی، رهبر مظلوم نیجریه» (چهارشنبه، یازدهم دی ماه) در حوزه علمیه امام رضا(ع) برگزار شد با بیان اینکه حرکت انقلابی و مبارزاتی شیخ ابراهیم زکزاکی، رهبر شیعیان نیجریه از چهل سال پیش و پس از آشنایی و دیدار با امام خمینی (ره) آغاز شد، گفت: ایشان سال ها در 10 زندان مختلف کشور نیجریه زندانی بود و پسران اول و دوم ایشان در زمانی که شیخ در زندان بود، به دنیا آمدند.

دختر شیخ زکزاکی افزود: پدرم برای ما تعریف کرد که یک بار حدود دو سال در زندانی بود که اصلا آفتاب را نمی دید و برای تشخیص نمازهای یومیه نیز دچار مشکل بود. ایشان می گفت از زمان آوردن غذا و نیز با حدس اوقات نماز را تشخیص می داده است.

وی اضافه کرد: دولت و ارتش نیجریه تا سال 1996 خانه پدرم را تخریب و این قدر عرصه را بر ما تنگ کردند که هیچ کس جرات نمی کرد به ما خانه اجاره دهد. در سال 2000 نیز دولت و ارتش قصد داشتند خانه ما را تخریب کنند که بعدها متوجه شدیم آنان به دلیل ترس از گسترش نهضت اسلامی و مبارزاتی شیخ زکزاکی در پی شهادت ایشان از این تصمیم خود منصرف شدند.

زکزاکی در ادامه به همراهی مادرش با رهبر شیعیان نیجریه در مراحل مبارزه اشاره کرد و اظهار کرد: علت این موضوع را از مادرم پرسیدیم گفت: می ترسیدم زمانی من همراه پدرتان نباشم و همین موضوع بهانه ای شود برای به شهادت رسیدن شیخ زکزاکی. مادرم بارها به ما گفت دوست دارد زودتر از همسرش به شهادت برسد.

وی به اقدام دولت نیجریه در سال 2014 اشاره کرد و گفت: در این سال ارتش حدود 48 ساعت به خانه ما تیراندازی می کرد و تقریبا تمام افراد را به شهادت رساند و تنها ما، پدرم و مادرم در اتاقی پناه گرفته بودیم جان سالم به در بردیم که حقیقتا معجزه و تنها لطف الهی است. حدود 24 ساعت در اتاقی بدون آب و غذا حضور داشتیم تا اینکه دوباره تیراندازی ها شروع شد و پدرم و مادرم زخمی شدند و پدر به ما گفت که خودم به دست خودم چشم ام را روی زمین افتاده بود سر جایش قرار دادم، تمام استخوان های ایشان نیز شکسته بود، ارتش سپس ایشان را به زندان نظامی منتقل کرد و تحت شدیدترین اذیت ها و آزارها قرار داد.

وی ادامه داد: پس از شکایت های ما دولت حکم به آزادی شیخ زکزاکی داد و حتی قرار شد خانه ای برای شیخ زکزاکی تعیین کند اما به دلیل اینکه قاضی و مجریان این حکم همه وابسته به دولت بودند، این حکم هیچ گاه اجرایی نشد.

وی ادامه داد: پدر همیشه می گفت تمام این اتفاقات تلخی که برای ما می افتد، مرا به یاد امام حسین (ع) و شهدای کربلا می اندازد. پدر بارها گفت من کسی را مستقیما به شیعه شدن دعوت نکردم بلکه صرفا مردم را به وحدت، آزادگی و مبارزه با ستم توصیه می کرد و آنها چون این سخن را حق و درست می دانستند به نهضت اسلامی ما می پیوستند.

وی ادامه داد: دولت نیجریه بارها پدرم را دعوت به تسلیم می کرد و می گفت در صورتی که دست از این کارها برداری هرچه بخواهید به شما خواهیم داد، در غیر این صورت دچار دردسر می شویم. فشارها به پدرم به حدی بود که هیچ کس در کشور نیجریه حق ندارد درباره مظلومیت شیخ صحبت کند.

دختر زکزاکی در ادامه با بیان اینکه پدر ما همیشه از وحدت صحبت می کند و در همین زمینه دیدارهای زیادی با علمای اهل سنت داشته است، گفت: یکی از علمای اهل سنت با مشاهده مهربانی توجه پدرم به موضوع وحدت و استدلال های عقلانی اش شیعه شد. جالب است بدانید که مسیحیان نیجریه از پدرم و نهضت او حمایت می کنند و برخی از کشیشان اخیرا در راهپیمایی روزهای قدس و عاشورا نیز شرکت کرده اند. این موضوع آن قدر جالب بود که برخی اهل سنت از حمایت مسیحیان از پدرم ابراز تعجب کردند.

وی در ادامه از حاضران درخواست کرد برای آزادی و سلامتی پدر و مادرش دعا کنند و گفت: وضعیت جسمی پدر و مادر ما بسیار وخیم است به طوری که پزشکی به آنها گفت که از زنده ماندن شان بسیار متعجب است.

زکزاکی افزود: یکی دو سالی است که پدر و مادر را از هم جدا کرده اند تا بدین صورت موجب تضعیف روحیه آن دو و موجب شکست مقاومت شان شود. دولت و ارتش نیجریه حتی قرآن را از پدر و مادر ما گرفتند و آنان در تاریکی محض زندگی می کنند.

وی با بیان اینکه دولت نیجریه مستقیما از آمریکا و اسراییل دستور می گیرد، گفت: هر چقدر میزان حمایت جهانی از شیخ زکزاکی بیشتر شود، ‌دولت نیجریه بیشتر می ترسد و به این صورت امکان آزادی ایشان نیز بیشتر می شود.

منبع: شبستان

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما