نوزدهمین یادواره شهید ادواردو آنیلی
آیت الله اراکی: تحول بزرگی در جامعه غرب در حال رخ‌دادن است

تحول بزرگی در جامعه غرب در حال  رخ‌دادن است. حتی جامعه مسلمینی که در غرب زندگی می‌کنند امروز، با جامعه مسلمانی که دیروز، در گذشته، پیش از انقلاب در آن جامعه و در آن جهان زندگی می‌‌کردند کاملا متفاوت است.

آیت الله اراکی - نوزدهمین یادواره شهید ادواردو آنیلی

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) دیگر تصاویر و محتوای مرتبط با این یادواره را اینجا دنبال کنید

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و الصلاه علی سید الاطهرین ، حبیب اله العالمین أبی القاسم  المصطفی محمد و علیی اهل بیته الطیبین الطاهرین. قال الله تعالی فی کتابه، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم هُوَ الَّذی أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدىٰ وَدینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّهِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکونَ(توبه، ۳۳)

در ابتدا تشکر می‌کنم از انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی که در رابطه با این مراسم و احیای یاد این شهید بزرگوار و به طور کل احیای یاد رهیافتگان بزرگی که در جهان کنونی از مبشران ظهور مهدی آل محمد صلوات علیه هستند. من پیشنهاد می‌کنم که از چه شخصیت بزرگ اروپایی و امریکایی که در جریان انقلاب اسلامی متحول شده، از بزرگانی هستند به اندیشه انقلاب اندیشه امام خدمت کرده است کمتر از آنها نام برده می‌شود و انصافاً شخصیت‌های برجسته، ستاره‌های درخشانی در جهان معاصر هستند لکن دستگاه‌های رسانه‌ای غربی سعی در پوشاندن نام و خاطره آنها   و به فراموشی سپردن تلاش‌های آنها هستند.

آیت الله اراکی - تحول در غرب

آیت الله اراکی – تحول در غرب

۱. شخصیت بزرگ آقای روژه گارودی؛ آقای روژه گارودی شخصیت بزرگی هستند در جهان معاصر واقعاً شایسته آن است که یک کنفرانس بزرگ علمی در تحلیل این شخصیت فیلسوف، جامعه‌شناس معاصر و مسلمان انقلابی پیرو امام گذاشته بشود. آقای روژه گارودی یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های ایدئولوگ جهان کنونی است.

می‌دانید که بعد از لنین و بعد از خودِ کارل باکس شاید برجسته‌ترین شخصیت ایدئولوگ جهان معاصر آقای روژه گارودی است و هنوز کتاب‌های ایشان  در آن دوران کمونیستی بهترین مراجع کتاب‌های کمونیستی در دنیا به شمار می‌رفت و ایشان فرانسوی بود. ایشان در جریان انقلاب مسلمان می‌شود؛ با اندیشه انقلابی امام مسلمان شد. درباره امام کتاب نوشت، مقاله نوشت. در راه اسلام انقلابی امام دچار رنج‌ها و زحمت‌ها شد. او را به محاکمه کشیدند به جرم تحریم یک کتاب به نام افسانه‌های اسرائیلی، او را محاکمه کردند، در مهد آزادی امروزی اروپایی‌ها که فرانسه باشد!  تنها به جرم اینکه یک کتاب نوشته است هیچ کاری به غیر از نوشتن کتاب نکرده است.  این شخصیت نباید برجسته شود؟ نباید که نسل جوان ما بفهمد که چگونه جهان غرب به دروغ دم از آزادی می‌زند؟ و چگونه این شخصیت بزرگ و ارجمند یک شاهد است، یک حجیت است و یک حجت و تصویری که نظام سیاسی حاکم بر غرب در جهان انکار می‌کند. این یک شخصیت است.

شخصیت دوم آقای ژان کوپر یا یحیی کوپر. ما داستانی با این شخصیت بزرگ داریم. این شخصیت بزرگ به قم آمد. مدّتی خدمت مرحوم آیت‌الله استاد بزرگوارمان آقای مطهری استفاده کرد. خودش شخص فیلسوف ارجمندی بود. با افکار انقلاب آشنا شد. استاد برجسته دانشگاه کمبریج بود. ما در آن دورانی که در انگلیس بودیم با ایشون آشنا بودیم. بیشتر آشنا شدیم. کمک می‌کرد به ما، از ایشان استفاده می‌کردیم. کار ندارم جریان‌های مخالف با ایشان در دانشگاه،  در یک سفری که رفته بود به فرانسه به طور مشکوکی با تصادف از دنیا رفت که ما هنوز نسبت به این تصادف شک داریم؛ یعنی احتمال می‌دهیم که این تصادف، یک تصادف ساختگی باشد چون فرانسوی‌ها  در ایجاد تصادفهای ساختگی تجربه زیادی دارند. به هرصورت  ایشان از دنیا رفت چون ازدواج نکرده بود کسی را نداشت، وارث هم نداشت ولی دانشجویان او خیلی به او علاقمند بودند، در دانشگاه  کمبریج مراسمی برای تجلیل از او گرفتند و در آن مراسم خود دانشجویان پیشنهاد کردند که جای این دانشمند بزرگ را شما با یک شخصیتی پرکنید. چون ایشان در دانشگاه شرق شناسی کمبریج استاد برجسته‌ای بود. ما هم این فرصت استفاده کردیم. یک قراردادی با دانشگاه کمبریج بستیم که بتوانیم در آنجا یک دفتر معارف اسلامی و معارف شیعه داشته باشیم تا تحقیقات و پروژه‌های مربوط به اسلام شیعی را تحت نظارت یک استاد بزرگ شیعی آنجا قرار دهیم و این همکاری بین ما و دانشگاه برقرار شد. الان هم نمی‌دانم در چه وضعیتی است ولی تا ما بودیم این کرسی و این دفتر آنجا فعال بود.این آقای یحیی کوپر  شخصیت بزرگی است و اصول کافی را ایشان به انگلیسی ترجمه کردند. یکی از بهترین ترجمه‌های حدیث شیعی ترجمه‌ای است که توسط آقای ژان کوپر انجام گرفت.

شخصیت سوم که باز هم واقعا جای تجلیل دارد حامد الگار است.  ایشان هنوز هم زنده هستند البته حال درستی ندارند. من معتقدم از این شخصیت ها باید تجلیل کنیم آنها در یک فضای تاریک علیه اسلام، توانستند ستاره های درخشانی باشند و اسلام را معرفی کنند. انقلاب را معرفی کنند. آقای حامد الگار روی خود شخص امام مطالعه کرده است، خاطرات ارزشمندی از خود امام دارد.  به هر حال این شخصیت‌ها در جهان غرب، شخصیت‌های برجسته‌ای هستند. اینها مثل پیامبرانی هستند که خدای متعال اینها را موید فرموده است و اینها را برانگیخته است که پیام انقلاب، پیام اسلام امام خمینی را، پیام اسلام انقلابی را بتوانند در آن جهان غرب تبیین کنند.

لایه پنهان جامعه غربی

ما در جهان غرب دو صحنه داریم یا بگوییم حالا برای تقیه، نیمه پنهان. ما یک نیمه پنهان داریم در جهان غرب که نیمه پنهانش مربوط به همین تحول ایدئولوژیک و تحول اخلاقی و تحول بنیادینی است که در  جهان غرب در جریان است.  زیر این پوسته‌ی ظاهری که ما در جهان غرب می‌بینیم، یک پوسته‌ای است. آنچه که در این پوسته دیده می‌شود بیشتر فساد است؛ آنچه در این پوسته دیده می‌شود دروغ است؛ آنچه در این پوسته دیده می شود فریب است؛ آنچه در این پوست دیده می شود ظلم است، تبعیض است  و زیر این پوسته جریان جدید و نویی در حال رویش است و این جریان بسیار جدی است بسیار جدی است بسیار جدی است. اصلاً جریان اسلام فوبیا که در غرب راه افتاد به وسیله نهادهای صهیونیستی عمدتاً و به وسیله دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس نیز، راز پیدایش و گسترش اسلام فوبیا، تهدیدی است که آنها از ناحیه‌ی خود این لایه و این نیمه پنهان برای فرهنگ و برای قدرت و ثروت خودشان احساس می‌کنند. خب این لایه پنهان یک لایه مهم است.

تلاش غرب برای به انحراف کشاندن حرکت اسلامی در غرب

تحول بزرگی در جامعه غرب در حال  رخ‌دادن است. حتی جامعه مسلمینی که در غرب زندگی می‌کنند امروز، با جامعه مسلمانی که دیروز، در گذشته، پیش از انقلاب در آن جامعه و در آن جهان زندگی می‌‌کردند کاملا متفاوت است. ما در جهان پیش از انقلاب کسانی را که اسلامشان را نگه می‌داشتند، به اعتقادات اسلامی پایبند بودند، به آداب اسلامی پایبند بودند، نسل قدیم و نسل پیر و نسل گذشته جامعه‌اسلامی زندگی کرده می‌دانیم. اما بعد از انقلاب اتفاق دیگری رخ‌داد. امروز بعد از انقلاب و این جریان که ادامه دارد و رشد هم کرده است، نسل جوان مسلمان ساکن در غرب به اسلام روی آورده، پرچم اسلام را به دوش می‌کشد، رویکرد اسلامی دارد، رویکرد انقلابی دارد. یکی از دلایل تشویق جوان‌های مسلمان غرب به گرایش به سازمان‌هایی نظیر القاعده، نظیر داعش، یکی از دلایلش این بود که آنها می‌خواستند این نسل نوی به اسلام گرویده‌ی دارای شور اسلامی، شور انقلابی، این نسل را به سمت دیگری هدایت کنند و یک اسلام انقلابی دروغین را جایگزین اسلام انقلابی خمینی کنند.

این حقیقتی که من عرض می‌کنم و تلاش کردم(در این رابطه) . یک اسلام انقلابی، حماسی که همان شعارها، شعارهایی که امام می‌داد، بدهد ولی این اسلام، اسلامی بشود دروغین و سرنخ این جریان دست خودشان باشد و اشراف بر این اسلام اشرافی باشد به وسیله دستگاه‌های جاسوسی و سازمان های جاسوسی، سازمان‌های اطلاعاتی‌شان. این کار را کردند. من خود شاهد بودم که چگونه این‌ها روی جوانان مسلمان توی دانشگاه‌ها  کار کردند. من خود از نزدیک شاهد بودم که چگونه اینها روی جوانان مسلمان ما در دانشگاه‌ها کار می‌کردند. همان روزها من هنوز در لندن بودم. می‌رفتم و برنامه داشتم در دانشگاه‌های لندن؛ وقت نماز وقتی می‌رفتم، آن زمان تازه حرف از القاعده بود. تازه القاعده داشت رواج پیدا می‌کرد. می‌رفتم در نمازخانه دانشگاه می‌دیدم همه‌ش القاعده‌ای‌ها آنجا جمع هستند، انجمن می‌گیرند، جلسه می‌گیرند و خیلی آزادند. ما می‌خواستیم یه نهج‌البلاغه حضرت علی را در کتابخانه مسجد بگذاریم، جلوی آن را می‌گرفتند. از تجربه شخصی خودم می‌گویم، از کسی نقل نمی‌کنم؛ یک صحیفه سجادیه می‌خواستیم ببریم آنقدر کنترل شدید بود، که اجازه ندادند. آخر اصلا موفق نشدیم در قفسه‌های کتابخانه‌هایی که در مساجد دانشگاه‌های آنجا بود و کتاب در آنها می‌گذاشتند، کتاب بگذاریم. آنجا از کتابهای عربستان صعودی، از کتابهای وهابیت پربود. ما نمی‌خواستیم کتابهای شیعه به آن معنا که ترویج عقاید شیعی در آنها باشد را بگذاریم؛ نه. در حد کتاب نهج البلاغه امیرالمؤمنین، صحیفه سجادیه. مسجد است؛ مردم می‌آمدند، می‌نشستند، نمی‌دانستند چه کار کنند. گفتیم این کتاب‌ها باشد، بخوانند، استفاده کنند. اجازه ندادند. در آن شرایط اعلامیه‌های القاعده روی دیوارها چسبانیده می‌شد؛ نه اینکه مسئله مخفیی باشد. همه جلسات آنها در دانشگاه برگزار می‌شد. جذب نیروی آنها در دانشگاه‌ها انجام شد. صدها هزار نفر جوان آنها از سراسر جهان جذب کردند و از اروپا و آمریکا هزاران جوان جذب کردند. و همه اینها در جلوی چشم دستگاههای اطلاعاتی آنها، با اطلاع دقیق از افراد و از برنامه‌ها و از جلسات و از همه برنامه هایشان.

سر پیدایش این جریان القاعده و بعد جریان داعش، اصلا این پدیده، یک پدیده‌ای بود که بوسیله دستگاههای استخباراتی و دستگاه‌های جاسوسی غرب بوجود آمد، ادامه یافت و سعی کردند این جریان را در بین جوانهای اروپا و آمریکا ترویج کنند. چقدر از جوانهای فرانسوی به این جریان پیوستند؟! از سوئد، دانمارک، بلژیک و از خود لندن. در خود لندن چه جریان‌هایی را راه انداختند. این در حقیقت عکس العمل این حیات نویی بود که در نسل جوان اروپا در رابطه با گرایش به اسلام بوجود آمد.

این یک فرصت بزرگی است. این فرصت بزرگ را آنها تلاش کردند تبدیل به تهدید علیه ما کنند. ما تلاش نکردیم این فرصت را خوب استفاده کنیم و آن چنان که باید هنوز فرصت شناسی نکرده‌ایم. اینکه مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) نامه می‌نویسند خطاب به جوانان اروپا و آمریکا، با توجه به این نکته‌ای است که عرض کردم. مقام معظم رهبری کاملا واقف‌اند. می‌دانند که آنجا چه اتفاقی دارد می‌افتد. البته جاداشت نهادهای فرهنگی ما، نهادهای رسانه‌ای ما، حتی نهادهای آموزشی و دانشگاهی‌ما در این رابطه کار می‌کردند؛ کار بیشتری انجام می‌دادند. نهادهای حوزوی ما و خوده حوزه علمیه ما. من اینجا نمی‌خواهم بگویم کسی مقصر است اما این واقعیت است که ما کاری که باید می‌کردیم را نکردیم. اما هنوز هم فرصت باقیست. هنوز هم درها باز است. من در طول مدتی که ارتباط با فضاهای دانشگاهی آنجا داشتم دیدم در دانشگاها، گوش‌های شنوای فراوانی برای پیام اسلام انقلابی  وجود دارد.

تفکر انقلاب اسلامی برای جامعه غربی تبیین نشده است

من یک خاطره را بگویم. نمی‌خواهم سخنرانی کنم. با این خاطره عرضم را تمام می‌کنم. ما به مناسبت صدمین سال تولد امام(رضوان‌الله تعالی‌علیه) سال ۱۹۹۹ بود. آمدیم دست به یک ابتکاری زدیم؛ گفتیم برویم در دانشگاه لندن یک کنفرانسی را در مورد نوآوری های اندیشه امام خمینی راه بیاندازیم. خوب امام خمینی به عنوان یک فیلسوف، یک متفکر معاصر، یک سیاستمدار، یک چهره و شخصیتی است که باید جهان معاصر از اندیشه‌های او خبر داشته باشد. و یکی از ایراداتی که ما همیشه می‌گرفتیم و می‌گیریم به جهان غربی است که شما چرا برای اندیشمندان ما هیچ بهایی قائل نیستید؟ چرا معتقدید اگر اندیشه‌ای را دیگران تولید کنند بی ارزش است، اگر اندیشه‌ای را شما تولید کنید هر قدر هم بی‌ارزش باشد خیلی ارزشمند است؟ این آیه از کجا نازل شده است؟

فلذا اطلاعات آنها از اندیشمندان ما یا صد در صد غلط است یا اصلا چنین اطلاعاتی وجود ندارد. خب ما گفتیم این در را باز کنیم. امام خمینی یک چهره بزرگواری است. شخصیتی است که قبل اینکه یه شخصیت سیاسی، یک رهبر سیاسی باشد، یک متفکر، فیلسوف و نوآور در عرصه های مختلف تفکر است. البته خود ما کوتاهی‌هایی کردیم در رابطه با ترویج و تبلیغ اندیشه‌های امام و تبیین اندیشه‌های امام، شرح اندیشه‌های امام. همین مسئله ولایت فقیه آن طور که باید و شاید توضیح و تبیین نشده است. یه همچین کوتاهی‌های داریم. خلاصه ما این کار را برگزار کردیم. البته خیلی زحمت داشت، محدودیت زیادی ایجاد کردند. اول که شرط کردند که صد در صد باید علمی باشد. گفتیم ما می‌خواهیم کار علمی بکنیم، نمی‌خواهیم کار سیاسی انجام دهیم. بعد شرط کردند که رسانه‌ای نشود. گفتیم نمی‌شود. شرط کردند هیچ خبرنگاری در این جلسه شرکت نکند. شرط کردند هیچ ابزار رسانه‌ای وارد جلسه نشود. شرط کردند حتی ضبط صوت هم وارد جلسه نبرید. گفتیم باشد. لذا شما الان هیچ چیز از آن کنفرانس را نشنیده‌اید. یک کنفرانس خیلی مهم بود. خیلی از شخصیت‌های علمی همان دانشگاه و دانشگاه‌های غرب در آن شرکت کردند. در مورد حضرت امام حرفهای خیلی ارزشمندی زده شد.

ظرفیت بالای پذیرش تفکر انقلاب اسلامی در غرب

البته کارهای دیگری هم می‌کردیم. در جهان غرب، اینکه می‌گویم نیمه پنهان جهان غرب، نیمه‌ای است که ما باید روی آن کار کنیم و زیر این لایه پیدا، این لایه رویی، یک لایه زیرین وجود دارد. شخصیت‌های بزرگی آمدند و تحلیل های بسیار خوبی از شخصیت امام ارائه کردند. وزن خود این کنفرانس آنها را تشویق کرد که بروند مطالعه کنند، بشنوند، بروند ببینند. دیدیم که عجب زمینه‌ای وجود دارد در جهان غرب برای شنیدن پیام انقلاب، اگر ما کار کنیم که کار نکردیم. چقدر ما بین دانشگاه‌های ایران و غرب همکاری‌های علمی داریم؟ داریم دیگه؛ همین دانشگاه تهران. خب داریم. اما چقدر در عرصه تبیین اندیشه های انقلاب و اندیشه حضرت امام و اندیشه مقام معظم رهبری بین دانشگاه‌های ایران و غرب کار مشترک انجام گرفته است؟ ببینید کمونیست‌ها چقدر در راه تبیین اندیشه‌های خودشان کار کرده اند؟ در مورد اندیشه‌های لنین، سخنرانی های لنین، سخنرانی های استالین و سخنرانی شخصیت‌های علمی خودشان، اینها چه کردند در دنیا. چقدر تبیین کرده اند، چقدر نوشتند؟ چقدر داستان تدوین کردند در رابطه با تبیین این اندیشه. من پیشنهاد می کنم. پیشنهاد اولم این بود که برای تجلیل از این شخصیت‌ها که این سه  نمونه را عرض کردم، کاری بشود. کار دوم اینکه بیایید کاری کنیم، طرحی ریخته شود، پیشنهادی ارائه شود برای همکاری های علمی بین دانشگاه‌های ایران و دانشگاه‌های خارج، مخصوصا دانشگاههای اروپا و آمریکا در رابطه با تبیین فلسفه انقلاب،اندیشه های امام، اندیشه های مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای مدظله العالی. قطعا اگر این کار بشود شما شاهد یک پاسخگویی خوب و گسترده ای از بسیاری از فرهیختگان در جهان غرب خواهید شد.

من مجدد تشکر می کنم از همه شما عزیزان بزرگوار، از انجمن اسلامی ادواردو آنیلی و همه بزرگوارانی که در این عرصه خدمت می کنند، تشکر می کنم و برای شما آرزوی توفیق دارم.

والسلام علیکم و الرحمه اللّه و برکاته.

به اشتراک بگذارید :


  1. فاطمه سادات عظیمی گفت:

    این حجم از خوش بینی آیت الله اراکی خیلی برام جالبه
    إن شاء الله که حقیقتا به چیزی که مد نظر ایشونه برسیم.