سبک زندگی اسلامی
روش تربیتی و اخلاقی و سیره‌ عملی امام رضا(علیه السلام)

در سیره‌ی عملی حضرات معصومین عـلیهم السلام ،بویژه‌ امام رضا(ع) به نماز و عبادت‌ خداوند‌ متعال، فوق العاده‌ توجه شده و آن را مهمترین عامل‌ رستگاری و سعادتمندی دانسته‌اند.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) : انسان‌ها از یکسو برای رسـیدن بـه مـعرفت و سعادت و رستگاری و از دوم سو برای‌ دارا بودن‌ زندگی توأم با شادابی و دینداری و از سوم سو برای روابط‌ سالم اجـتماعی و رعایت‌ حقوق‌ شهروندی، احتیاج‌ مبرم به اسوه‌های عالی انسانیت و کمال دارند.این اسوه‌های عالی پس‌ از پیـامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله، اهل بـیت علیهم السلام هستند. این امامان پاک و بزرگوار در میان مردم و با مردم‌ می‌زیستند.و هر کدام از آنها بمنزله چراغ پرنوری بودند که راه و مسیر صحیح زندگی را با سیره عملی خود به مردم نشان می‌دادند. آن بزرگواران کـه حجت‌های‌ الهی در روی زمین بودند، پایبند به‌ اصول‌ انسانی و اخلاقی، و عبادی همراه به تواضع و فروتنی و همچنین سرشار از علم و دانش و به طور کلی جمیع فضایل و کمالات بودند و پیوسته تلاش می‌نمودند که ضمن تکریم‌ مردم، آنان‌ را مـورد ارشـاد و تعلیم و تربیت ویژه‌ی‌ خود قرار دهند و چگونه زیستن و چگونه سعادتمند شدن را با اخلاق و رفتار و کردار و عمل‌ خود به آنان بیاموزند.سیره‌ی‌ عملی‌ بودند امامان بویژه امام رضا(ع) همواره باعث جذب‌ مردم به سوی آن بزرگواران شـده اسـت.

 

در این مقاله در صددیم روش تربیتی و اخلاقی و سیره‌ عملی امام رضا(ع) را مورد پژوهش و بررسی‌ قرار‌ دهیم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: سید حسین حر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* توجه به نماز از‌ منظر‌ امام‌ رضا علیه السلام:

نماز کارخانه مهم آدم‌سازی و بهترین راه و روش برای سعادتمندی و عاقبت بخیری است‌ و بـا تـوجه به اینکه‌ اولین‌ سوال‌ در قیامت است، روی آوردن حقیقی به آن،همراه با‌ نیت‌ پاک‌ و خالص، انسان‌ها را به تکامل و نورانیت و تقّرب به خداوند نائل می‌سازد و سرانجام انسان‌هایی‌ که آن را اقامه‌ نمایند،سرافراز‌ در‌ هر دو سرا هستند، در سـیره حـضرات مـعصومین(علیهم السلام) به نماز، فوق العاده‌ توجه شده، از جـمله امـام هـشتم علی بن موسی الرضا(علیه السلام) عنایت خاصی به فریضه نماز داشتند که در ذیل‌ به‌ جهت‌ اهمیت، به برخی از آن‌ توجهات می‌پردازیم، رجاء بن ابی ضـحاک کـه از طـرف‌ مأمون، مأمور‌ انتقال امام رضا(ع) از مدینه به مرو بود مـی‌گوید: …و مـن پیوسته با او بودم و جدا نمی‌شدم از‌ مدینه‌ تا‌ مرو، و بخدا قسم احدی را ندیدم که از او متقی‌تر نسبت به خدای‌ متعال‌ باشد، و‌ یـا از او بـیشتر یـاد خدا کند و ذکر خدا گوید،در تمامی اوقاتش، و یا خداترس‌ و پارساتر‌ از او بـاشد، و چون‌ سپیده می‌دمید نماز بجای می‌آورد و در سحرگاه خودمی نشست و مشغول‌ گفتن سبحان‌ اللّه و الحمد اللّه،و لا اله الاّ اللّه و تکبیر و صلوات بود تا‌ آفـتاب‌ بـدمد،سپس‌ بـسجده می‌رفت‌ و در سجده بود تا آفتاب بالا آید، آنگاه برمی‌خاست و به مردم مـی‌پرداخت، آنان‌ را‌ حـدیث‌ می‌کرد و موعظه و پند می‌داد تا نزدیک زوال ظهر، سپس تجدید وضو کرده‌ و به‌ محل نماز خویش بازمی‌گشت… (1)

* عبادت امام رضا علیه السـلام در زندان:

عبد السـلام بـن صالح هروی روایت کرد‌ که‌ گفت: من در سرخس به در خانه‌ای که علی‌ بن مـوسی الرضا(ع) را در آن زنـدانی‌ کرده‌ بودند رفتم و او در قید بود،از زندانبان طلب ملاقات کردم،گفت ممکن‌ نیست پرسیدم چرا؟ گفت: برای اینکه‌ در‌ شـبانه‌روز‌ هـزار رکـعت نماز می‌خواند… (2) رجاء من‌ ابی ضحاک در خصوص نماز شب،که امام رضا(ع) به‌ آن‌ توجه زیادی داشتند چـنین مـی‌ گوید: …نوافل شب،و نیز شفع و وتر، و دو رکعت نافله، صبح را چه در‌ سفر‌ و چه در حضر،ترک نمی‌نمود. (3) با توجه بـه عـنایت مـعصومان(علیهم السلام) بویژه امام رضا(ع) نسبت به‌ فریضه‌ نماز نکاتی در ذهن متبادر می‌شود که‌ از‌ یک‌ سو نـماز عـهد و پیمانی است‌ میان انسان‌ با‌ خالق خویش و عشق و ارادت و تشکر از ناحیه مخلوق نسبت به‌ آفـریدگار هستی،و‌ از دوم سـو انـسان‌های نمازگزار‌ در‌ پنج نوبت‌ در‌ شبانه‌روز‌ با خالق و آفریدگار خویش گفتگو می‌کنند‌ و از او می‌خواهند که آنان را در صراط مستقیم، همان صـراطی کـه‌ راه همه‌ پیامبران‌ و بندگان شایسته و صالحش بر‌ آن بوده‌اند، قرار دهد و از‌ گمراهی و ضلالت‌ دوری جویند و بـه‌ سـمت کـمال رهمنون شوند. از سوی سوم نماز امر به معروف و اقامه‌ی آن‌ باعث‌ دوری‌ از منکرات و انواع و اقسام‌ زشـتی هاست. از‌ سـوی چـهارم وظیفه‌ی‌ هر‌ مسلمانی‌ است که این دستور‌ الهی‌ را به نحو احسن اقامه نـماید و اگـر به صورت جماعت که نماد وحدت و انسجام و یکپارچگی‌ میان یکتاپرستان است،برگزار گردد، بسیار زیبا و موثر‌ و مطلوب‌تر می‌نماید.

* کرم و بخشش‌ و سیره امام رضـا‌ عـلیه السلام:

از جمله خصوصیات زیبنده و ارزشمند حضرات معصومین علیهم السلام به ویژه امام رضـا(ع)، کرم، بخشش‌ و احـسان آنان نسبت به مردم بوده‌ است. آنان‌ در‌ جـهت‌ رفـع‌ مـشکلات و محرومیت‌زدایی و فقر‌ تلاش‌های ارزنده‌ای انجام دادند کـه در تـاریخ و کتب مذهبی درج‌ شده که ذیلا به پاره‌ای از‌ احسانهای‌ امام‌ رضا(ع)اشاره می‌نمائیم.امام رضا(ع)در روز عـرفه‌ در خـراسان همه‌ مالش شاید‌ نقدینه‌ باشد را‌ احـسان‌ کـرد‌ و به اهـل نـیاز تـقسیم فرمود. فضل‌بن سهل گفت: این غرامت و اسراف است،فرمود:نه بـلکه غـنیمت است،آنچه را که در آن پاداش و کرامت هست،غرامت مشمار. (4) امام علی بن موسی الرضا‌ علیه السلام فـرمود: سخاوتمند غـذای مردم را می‌خورد تا غذایش را بخورند،و بـخیل نمی‌خورد تا نخورند. (5) یسع‌ پسر حـمزه مـی‌گوید:در خدمت امام رضا(ع)بودم در این هـنگام شـخصی خدمت حضرت وارد شد و عرض کرد‌ من‌ از دوستداران شما و اجدادتان هستم،خرجی سفرم تمام شـده،اگر صلاح مـی‌دانید مبلغی به من کمک کـنید،هنگامی کـه بـه شهر و دیار خـود رسـیدم،از طرف‌ شما به اندازه‌ی هـمان مـبلغ صدقه خواهم‌ داد، زیرا‌ من در شهر خود فردی ثروتمند هستم.در این هنگام امام(ع) برخاستند و وارد اطاقی شدند و دویـست دیـنار آوردند و از پشت درب صدا زدند و به‌ آن شخص نـیازمند فـرمودند:این دویست‌ دیـنار‌ را بـگیر و در مـخارج سفر و راه از آن‌ استفاده کن و لازم نـیست از طرف من صدقه دهی. فرد نیازمند پول را گرفت و رفت.

عده‌ای‌ به‌ حضرت گفتند:چرا شما خود‌ را‌ در پشت درب مخفی کردید تـا هـنگام گرفتن دینارها شما را نبیند، حضرت فرمود،به خاطر ایـن کـه شـرمندگی نـیاز بـه سوال را در چهره‌ی او نـبینم.(6) هنگامی کـه دعبل بی علی خزاعی که‌ از‌ دوستداران امام رضا(ع)بود، قصیده‌ی خود را در نزد حضرت قرائت کرد،ایشان برخاست و به اطاق خـود رفـت،سپس خـادمی را نزد او فرستاد و پارچه‌ای از خز برای دعبل فـرستاد کـه شـشصد دیـنار اشرافی طـلا در‌ آن ـ‌ بود، و به‌ آن خادم‌ فرمود: به دعبل بگو به وسیله‌ی این پول در سفر خود استعانت بجوی و ما را معذور‌ دار(از کمی آن)دعبل گفت:نه خدا!من پول نخواستم و نه برای پول به‌ اینجا‌ آمده‌ام.این‌ پول‌ را به نزد آن حـضرت بازگردان و بگو: یکی از جامه‌های خود را به من بده، پس حضرت آن‌ پول ‌‌را‌ به سوی دعبل بازگرداند و جبه‌اّی از لباس‌های خود برای او فرستاد.. (7) و آن‌ حضرت‌ فرمود: سخی‌ نزدیک‌ خداوند،نزدیک بهشت و نزدیک مردم است.سخاوت درختی در بهشت‌ است،کسی که خـود را بـه شاخه‌ای از‌ شاخه‌های آن بیاویزد داخل بهشت می‌شود 8 با توجه‌ به آن چه که پیرامون سیره‌ی عملی‌ امام رضا(ع) در خصوص بخشش‌ و احسان و کرم، گفته‌ شد نکاتی در ذهن مترتب می‌گردد:

مسلمانان و بویژه صاحبان ثروت بایستی از یکسو، نسبت به رفع نـیازمندیهای دیـگران و فقر زدایی کوشا باشند و از سوی دوم احسان و لطف آنان‌ همراه با منّت نباشد و از سوی سوم‌ بخشش و انفاق بصورت مخفیانه و بصورت آبرومندانه انجام گیرد. امام رضا(ع)در این خـصوص‌ فرمودند: هرکه کـار نیکش را در نهان دارد هفتاد برابر آن کـار نـیک‌ پاداش‌ برد. (9)

* توجه و عنایت خاص امام رضا(ع)به تلاوت قرآن و روزداری:

ابراهیم بن عباس می‌گفت: ندیدم از امام رضا(ع) درباره چیزی سوال شود، مگر آنکه‌ می‌دانست و اعلم از او در زمانه ندیدم مأمون در هر‌ سه‌ روز او را با سـؤال از هـر چیز امتحان‌ می‌کرد و بوی جـواب مـی‌داد،همه‌ی سخن او و جواب او از قرآن بود و مثل از آیات قرآن می‌آورد و قرآن را در هر سه‌ روز‌ یکبار ختم می‌کرد و می‌فرمود زودتر هم می‌توانم ختم کنم‌، ولی به آیه نگذرم جزء آنکه فکر کنم در آ و در اینکه برای چه نازل شده و در چـه‌ وقـتی‌ نازل‌ شده‌ و ازاین‌رو در سه روز‌ ختم‌ کنم.(10) امام‌ رضا(ع)فرمود:قرآن کلام و سخن‌ خداست،از آن نگذرید و هدایت را در غیر آن نجوئید که گمراه می‌شوید.(11) رجاء بن ابی ضحاک‌ درباره آن حضرت‌ می‌گوید: .. و‌ اگر‌ در ایام روزه مسافر بود و بشهری وارد‌ می‌شد قصد‌ اقامه ده روز می‌کرد و روزه‌اش از افطار نـمی‌نمود، چون شـام می‌شد ابـتداء به نماز مغرب می‌پرداخت پیش از آن‌که افطار‌ کند.(12) آن‌ حضرت‌ بسیار روزه می‌گرفت، و سه روز روزه هر ماه از وی فوت‌ نمی‌شد و می‌فرمود: این روزه مـانند روزه گرفتن همه سال است. (13) شایان ذکر است که قرآن از یکسو،مؤید و تأکید‌ کـننده‌ی‌ اهـل‌ بـیت عصمت و طهارت‌ علیهم السلام است و انسان‌ها را دعوت به‌ راه‌ و روش و سیره‌ی آنان نموده است.و از دوم‌ سو امامان معصوم علیهم السـلام ‌ ‌نـیز در مسیر‌ قرآن‌ که‌ همان‌ صراط مستقیم الهی‌ است، حرکت کرده و انسان‌ها را هدایت قرآنی می‌نمودند. پس وظیفه‌ی الهـی‌ مـا‌ مـسلمانان‌ ایجاب‌ می‌نماید که توجه لازم و واقعی نسبت به کتاب زندگیمان یعنی(قرآن) داشته باشیم‌ و به ساحت‌ مقدس‌ ثامن‌ الائمـه امام هشتم(ع) اقتداء نمائیم. همانند ایشان برنامه‌های زندگی‌ خود را بر اساس قرآن تنظیم و مرتب کنیم.

* تواضع و فروتنی‌ و اصول اخلاقی در سیره امـام علی بن موسی الرضـا عـلیه السلام:

این شهر آشوب، در‌ خصوص‌ تواضع‌ و فروتنی امام(ع) می‌نویسد: روزی امام وارد حمام‌ شد، مردی که حضرت را نمی‌شناخت، از وی در خواست کرد‌ تا‌ او را کیسه کشد، امام نیز پذیرفت و مشغول شد.حاضران به آن مرد، حضرت را معرفی‌ کردند‌ و او با کمال شرمندگی‌ و سرافکندگی از حضرت عذرخواهی کرد،امام رضـا(ع) او را آدم نمود و به‌ کار‌ خود همچنان‌ ادامه داد.(14) ابراهیم بن عباس روایت کرده که گفت: هرگز ندیدم امام رضا(ع) با‌ کلامی‌ در گفتارش‌ به کسی جفا و یا درشتی کند، و هیچگاه ندیدم سخن کسی را قطع کند، صبر می‌ کرد‌ تـا‌ طـرف‌ سخنش تمام شود و بعد اگر لازم می‌دید کلامی می‌گفت، و ندیدم کسی‌ از او‌ حاجتی بخواهد و برایش مقدور باشد و رد کند، و هرگز نزد کسی پای خود را دراز‌ نمی‌ کرد، و‌ در برابر همنشین و جلیسی تکیه نمی‌داد، و هرگز ندیدم از خدمتکاران و کـارگزارن‌ خـود کسی را بد بگوید و دشنام دهد‌ و یا‌ در پیش چشم کسی آب دهان بیندازد،و‌ هرگز‌ ندیدم در خندیدن قهقه نماید،

بلکه خنده‌اش تبسم بود،و چون خلوت می‌شد و سفرهء طعام‌ برای‌ او می‌گستردند همه غلامان و خدمتکاران‌ را‌ بـر سـفرهء‌ می‌خواند،حتی‌ دربان‌ و مهتر را،امام‌ (ع) بسیار کم خواب بود‌ و بسیار بیداری می‌کشید و بیشتر شب را با بیداری بسر می‌برد،بسیار و بصورت‌ پنهانی‌ صدقه می‌داد و احسان می‌کرد و بیشتر این کار را‌ شبهای‌ تاریک انجام‌ می‌داد.(15) از امـام رضـا(ع) پرسیدند: بهترین بـندگان‌ کیانند؟ فرمود: آنها‌ که چون کار نـیک کـنند شاد شـوند و چون بد کنند آمرزش خواهند،چون نعمت‌شان‌ دهندشکر‌ گویند،چون گرفتار شوند صبر کنند،و چون‌ خشم‌ گیرند‌ در گذرند.(16) در ارتباط‌ با‌ پایبندی حضرت به اصـول‌ اخلاقی‌ و انـسانی و فـروتنی ایشان نسبت به مردم چنین آمده است: یاسر، خادم امـام‌ می‌گوید: امام رضـا(ع) به ما فرموده‌ بود‌ اگر بالای سرتان ایستادم(و شما را‌ برای‌ کاری طلبیدم)و‌ شما به‌ غذا‌ خوردن مشغول بودید برنخیزید‌ تا غـذایتان تـمام شـود.بهمین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کردند،و در پاسخ‌ مـی‌گفتند:به‌ غذا خوردن مشغولند و آن حضرت‌ می‌فرمود،بگذارید‌ غذایشان‌ تمام‌ شود.(17) امام‌ هشتم(ع) به‌ مردم و مسلمانان‌ سفارش‌ می‌کردند که موجبات آزار و اذیت دیگران را فراهم نکنید و در ایـن راسـتا مـی‌فرمود: مسلمان کسی است‌ که مسلمانان‌ دیگر‌ از زبان و دستش درامانند و کسی‌ که‌ همسایه‌اش‌ از‌ شر‌ او‌ در امـان نـباشد،از ما نیست. (18)

 

و نیز فرمودند: در قیامت آنکس به من نزدیک است که در دنیا خوش‌اخلاق‌تر و نسبت به خانواده‌ی خـود نـیکوکارتر بـاشد.(19) و باز فرمودند، همانا کردار نیک و بد‌ بندگان بر رسول خدا(ص)عرضه می‌شود  (20) و همچنین فرمود: مؤمن، مؤمن نـیست‌ مگر ایـنکه سـه خصلت در او باشد، سنتی از پروردگارش،سنتی از پیامبرش و سنتی از مولایش. سنت پروردگارش، حفظ اسرار خویش است و اما سنت پیامبر(ص) مدارا‌ کـردن‌ بـا مـردم و اما سنت مولایش صبر در سختی‌ها و مشکلات است. (21) و نیز می‌فرمود: محبت با مردم نصف‌ عقل است. (22) توجه بر فـرامین و سـیره‌ی عملی حضرات معصومین علیهم السلام بویژه امام‌ رضا(ع)و عمل‌ به‌ آن،آثار بسیار ارزنده‌ای هـم در زنـدگی فـردی و هم در جامعه به ارمغان می‌آورد و زمینه را از یکسو برای الفت همگانی و از‌ دوم‌ سو دور شدن از رذایـل‌ اخـلاقی‌ و از سوم‌ سو رعایت حقوق اجتماعی و شهروندی و از چهارم سو اعتلا و معنویات و قرب الی اللّه مهیا می‌نماید.

* دعا، در منظر حضرت امـام رضا(ع):

از امـام‌ رضـا(ع)نقل شده که همواره‌ به‌ اصحاب خود می‌فرمود:بر شما باد سلاح پیامبران،از او پرسیده است که سـلاح انـبیاء چیست؟فرمود:سلاح انبیاء دعا می‌باشد.(23) و نیز فرمود: هیچ‌ مؤمنی نباشد که بر برادران و خواهران مـؤمن و مـسلمان،زنده یـا مرده، دعا کند، جز‌ آنکه‌ خداوند به تعداد هر بردار و خواهر مؤمن بر مسلمان،زنده یا مرده، دعا کند، جز آنـکه خـداوند به تـعداد هر برادر و خواهر مؤمنی، از هنگام برانگیخته شدن آدم علیه السلام تا بر پایـی‌ رستاخیز بـر‌ او‌ حسنه نویسد.(24) و‌ همچنین فرمود: یک دعالی پنهانی بنده،با هفتاد دعای آشکار برابر آید (25) عبد اللّه بن ابان که نزد حـضرت امـام رضا(ع) منزلتی‌ داشت، گوید به آن حضرت‌ عرض کردم: برای من و خانواده‌ام به درگاه خدا‌ دعا‌ بـفرما،فرمود: مگر‌ مـن دعا نمی‌کنم؟ بخدا که اعمال شما در هر صبح و شـام بـر مـن عرضه می‌شود. عبد اللّه گوید: من این ‌‌مطلب‌ را بزرگ شـمردم بـه من فرمود: مگر تو کتاب خدای عزّوجل را نمی‌خوانی که می‌فرماید:بگو (ای‌ محمد(ص)در‌ عمل‌ کوشید کـه خـدا و رسولش و مؤمنان کردار شما را مـی‌بینند،بخدا کـه‌ آن مؤمن عـلی بـن‌ ابـیطالب است.(26)

یکی از حوادث مهمی که باعث مـحبوبیت بـیشتر امام رضا (ع)در میان مردم‌ خراسان و شیعیان گردید،نزول‌ باران‌ رحمت بر اثر دعـای حـضرت بود. هنگامی که حضرت به ولایتعهدی مـأمون منصوب شد، منطقه خراسان دچـار کـم آبی شد و مزارع و باغات در مـعرض خـطر قرار گرفت. مأمون از امام(ع) خواست که دعا کند‌ و از خداوند بخواهد تا باران رحمت خود را نـازل نـماید. امام(ع)به خواسته‌ی مأمون پاسخ مثبت‌ داد و پذیـرفت کـه در پیـشگاه الهی دعا کـند.سر انـجام در موعد مقرر به بـیابان رفـت و مردم‌ زیادی‌ نیز‌ گرد آمده بودند.حضرت بر فراز منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثنای پروردگار عرض کـرد: بار الهـا! تو قدر و منزلت اهل بیت علیهم السـلام را بـالا بردی و بـه آنـان‌ بـزرگی‌ و عظمت بخشیدی. مردم به امـید فضل و رحمت تو به ما متوسل شده‌اند،از تو درخواست دارم‌ حاجت آنها را برآوری و باران رحمتت را نـازل نـمایی، بارانی که ویرانی و زیانی به‌ بار نیاورد،بارنی‌ کـه شـروع آن مـوقعی بـاشد کـه مردم از صحرا بـرگشته و بـه منازل و قرارگاه‌های‌ خود رسیده باشند. سرانجام دعای حضرت مستجاب شد و همانطور که از پیشگاه الهی درخواست‌ نمود بود‌ عملی‌ گردید.(27)

نزول‌ بـاران رحـمت بـر اثر دعای‌ حضرت،موجب‌ قدرشناسی مردم گردید و همه یک زبـان مـی‌گفتند: بزرگواری‌ها و کـرامت حـضرت بـاری تـعالی بر فرزند پیامبر اسلام(ص) گوارا باد. متحمل است که هدف مأمون از فرستادن‌ حضرت‌ برای‌ دعای‌ باران، این بود که ایشان پس از حضور در‌ بیابان‌ به اتفاق انبوهی از مردم و دعا در پیشگاه‌ الهی، دعایشان مستجاب نشود و ایشان را در مـیان عامهء مردم تحقیر‌ نماید. اما‌ با‌ استجابت‌ دعای حضرت، موقعیت مأمون نیز تضعیف و این حادثه برای وی‌ گران تمام شد. استجابت‌ دعای حضرت و نزول باران رحمت،از یکسو موجب فزونی محبوبیت و علاقمندی به امام‌ رضا(ع)در افکار عـمومی‌ شـد‌ و از سوی دوم زمینه نفوذ تشیع و گرایش به آن را‌ مخصوصا در‌ افرادیکه معرفت و علاقه‌مندی آنها به امام(ع) ریشه‌دار و عمیق بود. فراهم کرد (28)

خداوند متعال در قرآن نیز انسان‌ها را‌ به‌ دعا‌ دعوت نموده و می‌فرماید: ادعونی استحب لکم (29) بخوانید مرا تا اجابت کـنم شـما‌ را‌ و یا فرمود قل ما یعبوا بکم ربّی او لا دعاوکم (30) بگو پرودگارم برای شما ارجی‌ قائل‌ نیست‌ اگر دعای شما نباشد. با توجه به فرمایشات الهی و سفارش پیامبر اکـرم(ص) و حـضرات معصومین علیهم‌ السلام‌ بویژه حـضرت امـام رضا(ع) در خصوص دعا بر همه ما لازم است تا به توسعه و تقویت‌ فرهنگ‌ دعا‌ در زندگی فردی و اجتماعی همت نمائیم.چرا که توسعه و تقویت آن تاثیرات شگرف و بس‌ عظیمی می‌تواند بهمراه داشـته بـاشد.دعا از یکسو زمینه شناخت و مـعرفت بـیشتر بویژه شناخت‌ پروردگار‌ متعال‌ را‌ در ما مهیا می‌نماید. و از دوم سو ارتباط انسان‌ها با خداوند بیشتر شده و زمینه‌ی‌ قرب‌ الی‌ اله فراهم می‌گردد و از سوم سو انسان‌ها و نیازمندی خود در‌ پیشگاه‌ حضرت‌ حق‌ اعتراف می‌نمایند و از خودخواهی و تکبر دوری مـی‌کنند و سـر بر آستان بندگی خداوند می‌سایند‌ و از‌ چهارم،سو رذایل اخلاقی و مفاسد اجتماعی به حداقل می‌رسد و از پنجم‌ سو‌ روح‌ امید و تحرک و پویایی و شادابی در افراد دمیده می‌شود و افسردگی‌ها و ناامیدی‌ها رخ‌ بر‌ می‌بندند.

* سفارش امام رضا علیه السلام در خصوص زیـارت امـام حسین(ع) و سـوگواری برای آن‌ حضرت:

از جمله‌ توصیه‌های حضرات معصومین علیهم السلام به شیعیان‌ و مسلمانان، زیارت‌ مزار‌ مطهر حضرت امام حسین(ع) است. در این راستا جـملات‌ حکیمانه‌ از ناحیه‌ی مقدس‌ حضرت امام رضا علیه السلام در متون مذهبی و حدیثی مـا‌ آمـده‌ کـه به برخی از آنها‌ اشاره‌ می‌نمائیم.امام‌ رضا(ع) فرمود: هرکه مزار‌ امام‌ حسین(ع) را‌ در کنار رود فرات زیارت‌ کند، همانند کسی‌ است‌ که خداوند را بر فـراز عـرش او زیارت نموده است.(31) یکی از یاران‌ امام‌ رضا(ع)از‌ پاداش زیارتگر مزار امام حسین(ع) پرسید، امام فرمود: یا‌ یک عمره بـرابر اسـت. (32) و نیز‌ فـرمود: کسی‌ که مصائب ما را به‌ یاد‌ آورد، پس بگرید و بگریاند، در روزی که چشم‌ها گریانند،گریان نخواهد بود. (33) و باز فرمود: هرکس در مجلسی‌ نـشیند‌ که امر ما در آن‌ زنده‌ شود،در‌ روزی‌ که قلب‌ها می‌میرند،قلبش‌ نخواهد‌ مرد. (34)

امام علی بـن موسی‌ الرضا(ع) فرمود: هرکه‌ روز عاشورا کـارهای خـود را تعطیل کند، خدا حوائج دنیا و آخرتش را بر آورد،هرکه‌ روز عاشورا‌ را روز مصیبت و حزن و گریه‌ خود کند،خدای‌ عزّوجل‌ روز‌ قیامت را،روز خرسندی و شادیش سازد و در بهشت چشمش به ما روشن شود.. (35) امام رضا(ع) به ریان بن شبیب‌ گوید: ای پسر شبیب‌ به‌ راسـتی محرم همان ماهی است که‌ اهل‌ جاهلیت‌ در‌ زمان‌ گذشته‌ ظلم و فنال‌ را‌ بخاطر احترامش در آن حرام می‌دانستند. این امت حرمت این ماه را نگه‌ نداشتند و نه حرمت پیغمبرش‌ را،در‌ این‌ ماه ذریه او را کشتند و زنانش‌ را‌ اسیر‌ کردند‌ و بنه‌اش‌ را‌ غـارت نـمودند، خدا این گناه را نیامرزد. ای پسر شبیب اگر برای چیزی گریه خواهی کرد برای حسین(ع)گریه کن که چون گوسفند سرش را بریدند و هجده کس از خاندانش‌ با او کشته شد که روی زمین مانندی نداشتند و آسمان‌های هـفت‌گانه و زمـین برای کشتن او گیرستند..ای پسر شبیب اگر خواهی در غرفه‌های ساخته‌ی بهشت با پیغمبر(ص)، ساکن‌ شوی بر قاتلان حسین(ع) لعن کن. ای‌ پسر‌ شبیب اگر خواهی ثواب شهیدان با حسین(ع)را دریابی هر وقت بیادش افتادی بـگو کـاش با آنها بودم و به فوز عظیمی رسیدم،ای پسر شبیب‌ اگر خواهی با درجات بلند بهشت باشی‌ برای‌ حزن ما محزون باش و برای شادی ما شاد باش‌ و ملازم ولایت ما بـاش و اگـر مـردی سنگی را دوست دارد با آن‌ خـدا‌ روز قـیامت مـحشورش‌ کند. (36)

با توجه به‌ سفارش‌ حضرات معصومین علیهم السلام در خصوص زیارت امام حسین(ع) و سوگواری بر آن حضرت نکاتی در ذهن متبادر می‌شود: 1-سوگواری و نوحه سرایی و مـحزون بـودن در‌ شـهادت‌ امام حسین(ع) و زیارت آن‌ حضرت‌ بیانگر مبارزه بـا طـاغوت و ظلم‌ و ستم و بی‌عدالتی است و یا به عبارتی انزجار و نفرت از کسانی است که برخلاف رویه‌ شریعت پیامبر(ص) عمل نموده و با غصب جـایگاه خـلیفه‌ اللهـی‌ ائمه علیهم السلام به آنان و مردم ستم کردند.2-سوگواری و گریه بـر مظلومیت امام حسین(ع)این نکته را در اذهان‌ تداعی می‌نماید که بایستی در هر دوره‌ای با ضلم و ستم و طاغوت‌ها‌ و کسانی که‌ در صدد ضربه‌زدن بـه شـریعت اسـلام هستند و یا قصد انحراف ایجاد کردن در آن را دارند،مبارزه نمائیم‌ .3-سوگواری‌ و محزون بودن بـرای امـام حسین(ع) و زیارت آن حضرت، پیوند و علاقه‌ ما‌ با ولایت‌ و امامت را مستحکم می‌نماید و زمینه را برای سعادتمندی ما فراهم می‌کند. 4-عزاداری بـرای امـام حـسین(ع)، پیوند علاقه‌ی ‌‌ما‌ را از یکسو به ارزش‌های دینی و الهی‌ مضاعف می‌نماید و از دوم سو‌ روح‌ مبارزه‌ بـا سـتمگران و طـاغوت‌ها را در ما زنده می‌کند.

* ایمان و دینداری از منظر امام رضا‌ علیه السلام:

ابو الصلت هروی گوید: امام رضا(ع)از قول پدران بزرگوار خـود،از عـلی بـن ابیطالب(ع) نقل‌ فرمودند‌ که حضرت رسول اللّه(ص)فرمود: ایمان‌ عبارت‌ است از معرفت و شناخت‌ قلبی، اقرار با زبان و عمل و اعضاء و جـوارح، (37) سه خـصلت از نشانه‌های فهم و بصیرت در دین است. امام هشتم(ع) فرمود: از نشانه‌های فهم و بصیرت در دین بردباری و دانشمندی‌ و خـاموشی اسـت،خاموشی،یک دری از از درهـای حکمت است و فرزانگی و خاموشی جلب‌ دوستی می‌نماید و دلیل هر خیر و خوشی است. (38)

شایان ذکر است، برای رسـاندن انـسان‌ها به کمال شایسته خود، که همان مقام خلیفه‌ اللهی‌ است،کسب معرفت و شناخت امری‌ ضروری است. برای رسـیدن بـه تـکامل نخستین گام کسب معرفت یعنی نورانیت دل و دیده‌ است. شناخت و معرفتی که از یک سو به فهم مقام والای پروردگار و از دوم‌ سـو‌ شـناخت‌ پیامبران بویژه پیامبر اعظم(ص) و امامان علیهم السلام منجر شود. سر منشأ این معرفت،رسیدن‌ به کمال یـعنی قـرب الی اللّه اسـت.کسب معرفت و شناخت قلبی که از پایه‌ها و ارکان‌ مهم ایمان محسوب‌ می‌شود،همراه‌ با عمل به دستورات دینی و شـریعت نـاب مـحمّدی صلّی‌ اللّه علیه و آله که شریعت الهی است، مسیر می‌گردد. در واقع دین مجموعه‌ای از واقعیت‌ها و دسـتورات اعـتقادی،اخلاقی،احکامی،فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی،سیاسی است که توجه به‌ آن‌ برای‌ رساندن‌ انسان‌ها به سعادت که همان‌ تقرب‌ خداست، ضروری‌ است. امام رضا(ع) فرمود: هیچ بـنده‌ای بـه کمال حقیقت ایمان نرسد جز وقتی که سه خصلت داشته باشد، فهم‌ دین، اندازه‌گیری صـحیح مـعاش و صبر در مصائب، (39)

تمام‌ مصیبت‌ها‌ و بلایا و آلودگی‌های‌ اجتماعی و فردی،ریشه در عـدم مـعرفت‌ و در یـک کلمه بی‌معرفتی است و لذا فهم و درک‌ دینی،همان چیزی است که پیـامبران الهـی، بویژه پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) و امامان‌ معصوم‌ علیهم‌ السلام، مردم را به آن دعوت کرده و در راه تـحقیق‌ آن‌ زحمات طاقت‌فرسایی را متحمل شده‌اند. ایمان و دینداری تـوأم بـا تقوای الهـی اسـت. امام رضـا (ع) در این راستا فرمود: تقوای الهی پیشه‌ کـنید‌ و بـا فروتنی و سپاسگزاری همراه باشید. (40) کسب مدارج عالی و تقرب یافتن‌ به‌ پیشگاه ربوبی،با تـلاش و مـجاهدت و تحمل سختی‌ها و مبارزه با هواهای نـفسانی میسر می‌شود. امام رضا(ع) در ایـن‌ زمـینه‌ فرمود: هرکس‌ بدون‌ تلاش از خدا توفیق بـخواهد،خود را اسـتهزار کرده است. (41) همچنین حضرت امام رضا(ع) در‌ خصوص‌ ایمان‌ فرمود: ایمان یک درجه از اسلام بالاتر اسـت، و تـقوا یک درجه از ایمان برتر است، و چـیزی‌ بـرتر‌ از‌ یـفین به آدمیزادگان نـداده‌اند) (42) و نـیز فرمود: ایمان چهار پایه دارد: تـوکل‌ بر خـدا، رضا به فضا خدا، تسلیم در‌ برابر‌ فرمان او و واگذاردن کارها به او، (43) اگر در مسیر صراط مستقیم الهی برای انـجام‌ دسـتورات‌ دینی‌ خود، با توکل به خداوند مـتعال گـام بر داریـم و بـا همت و تـلاش و اعتماد‌ به‌ نفس و ثـبات قدم آن مسیر ایده آل را بپیمائیم، و از حضرات‌ معصومین علیهم‌ السلام‌ نیز‌ کمک بگیریم که خود آن خوبان به مـا سـفارش کرده‌اند که‌ در سختی ها از ما کمک‌ بـگیرید، موفقیت‌ و سـعادتمندی خـود را تـضمین نـموده‌ایم.امام رضا(ع) در این راسـتا فـرمود: هر گاه امر‌ سختی‌ بر‌ شما واقع شود،به واسطه‌ی ما از خداوند عزّوجّل‌ استعانت جویید. (44)

* علم و دانش در سیره‌ی امام رضا‌ عـلیه‌ السلام:

از جـمله مـسؤلیت‌های مهم ائمه اطهار علیهم السلام به ویـژه امـام رضـا(ع) از یـک‌ سـو‌ ارشـاد و هدایت آحاد مردم و سوق دادن آنها به قرآن و سیره‌ی پیامبر اعظم(ص) و از دوم‌ سو‌ تعلیم‌ و تربیت مردم و توجه دادن آنان به علم و دانش و مبارزه‌ با انواع نادانی‌ها، جهالت‌ها و شبهات و سرانجام تـربیت‌ شاگردان، عالمان‌ و اندیشمندان بوده است؛ کسانی که هر یک در اعتلا‌ و گسترش فرهنگ و مبانی تفکرات شیعی سهم به‌سزایی داشته‌اند.(45) امام رضا(ع) هم در مدینه منوره‌ و هم زمانی که به مرو‌ هجرت‌ نموده،همواره پاسخگوی‌ تشنگان‌ و جویندگان‌ عـلم و دانـش و معرفتت بود. در‌ این‌ خصوص آن حضرت فرمود: دانش‌های ما را فرا گیرید و به مردم یاد دهید، زیرا‌ اگر‌ مردم زیبایی سخن ما را بدانند،از‌ ما پیروی می‌کنند. (46)

همچنین ایشان‌ می‌فرمود: من‌ در روضهء منورهء نبوی می‌نشستم، درحالی‌که‌ عـلمای‌ بسیاری‌ در مـدینه حضور داشتند،هنگامی که یکی از آنان در پاسخ سؤالی در می‌ماند، همگی‌ آنان،افراد را‌ به نزد من می‌فرستادند و من‌ پاسخگوی‌ سؤالات آنان بودم. (47) علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا علیه السلام طی‌ دوران‌ اقـامت خـود در مرو،مرکز علمی و اداری خراسان،برای‌ ترقی اندیشه و اعـتقادات مـردم خراسان کوشش‌ بسیار‌ نموده و با مناظره‌های علمی با‌ اهل‌ کتاب‌ و نحله‌های‌ فکری‌ گوناگون،موجبات‌ اعتلای معرفت و بینش‌ دینی مردم این منطقه‌ را فراهم آورد.آن حضرت با تشکیل مـحافل عـلمی و کلامی و حدیثی‌ به‌ دفـاع از اصـول اسلام‌ و فرهنگ اهل‌ بیت‌ پرداخت‌ و به‌ ایرادات و شبهات‌ فرق‌ نیز پاسخ داد و بدین ترتیب بر نفوذ شخصیت علمی و معنوی خود افزود. (48) شمار مناظرات امام رضا(ع) با‌ اهل‌ کتاب‌ و نمایندگان‌ مسیحیان، یهودیان، مانویان، زرتشتیان، صابئین و فرق اسلامی بسیار است.مباحث‌ ایـن‌ مناظرات‌ عـلمی‌ دربارهء‌ آفرینش‌ جهان، توحید، صفات‌ خداوند، انبیای الهی و عصمت آنان، جبر، اختیار و امامت، تفسیر آیات گوناگون قرآن، فضایل اهل بین علیهم اسلام، احادیث، دعا و احکام دین بوده‌ (49)

امام رضا(ع) علاوه بر مناظرات علمی و عمومی با علمای ادیان، در منزل‌ خود‌ و مسجد مرو نـیز حـوزه علمی تـشکیل داد و به قدری مشتاقان علم و دانش و شیعیان در نزد وی زیاد شدند و به کسب علم می‌پرداختند که مأمون دستور بـه‌ تعطیلی‌ آن مجالس را صادر کرد. مأمون به محمد بن عمرو طوسی دستور داد مـانع ورود و اجـتماع آنـها در خانه حضرت‌ شود.حضرت پس از شنیدن این خبر فرمود: خدایا! از کسی که به من‌ ظلم‌ کرده، مرا خوار نموده و شیعیان را از درب خانه من دور کـرده ‌ ‌اسـت، انتقام مرا بگیر. (50) این خبر از یک سو نشانه‌ی‌ عظمت علمی امام و تلاش‌های‌ وافر‌ ایشان در انتقال دانـش و مـعارف‌ عـلمی و دینی به‌ شیعیان بود و از دوم سو گسترش حوزه‌های علمی و کانون‌های شیعی را در برداشت و از سوم‌ سو نشان‌دهنده ازدیاد مشتاقان،علاقمندان‌ و شـیعیان به حضرت بود،تا‌ از‌ سرچشمه معارف‌ ولایی سیراب گردند و از سوی آخر نیز بیانگر سازش نـاپذیری حضرت در مقابل دستگاه ظـالمانه‌ی‌ مأمون بـود. چنان که بلافاصله پس از راندن شیعیان از منزل ایشان، آن امام اعتراض و شکایت‌ خود‌ را به صراحت اعلام کرد. (51)

* نتیجه:

از آنچه تاکنون پیرامون سیره‌ی تربیتی و اخلاقی و عملی امام رضا علیه السلام گفته‌ شد، نتایج ذیل مترتب می‌گردد:

1- در سیره‌ی عملی حضرات معصومین عـلیهم السلام ،بویژه‌ امام رضا(ع) به نماز و عبادت‌ خداوند‌ متعال، فوق العاده‌ توجه شده و آن را مهمترین عامل‌ رستگاری و سعادتمندی دانسته‌اند.

2- کرم و بخشش و احسان امام رضا(ع) و تلاش‌ آن‌ حضرت در رفع محرومیت و فقرزدایی، ستودنی است. پس ما نیز در‌ این‌ زمینه‌ به آن حضرت‌ اقتداء نـمائیم.

3-حضرت امـام رضا(ع)به قرآن، کتاب مقدس الهی و معجزه پیامبر اکرم(ص) که کتاب زندگی و چگونه زیستن‌ و ‌‌سعادتمند‌ شدن است، توجه زیادی داشتند و پیوسته همراه‌ با تدبر و تفکر در آن قرائت‌ می‌نمودند‌ و ما نیز در این راستا از امام(ع) درس می‌گیریم.

4- توجه مـا بـه اصول انسانی و اخلاقی‌ در سیره‌ی عملی امام رضا(ع)، زمینه را برای الفت و محبت همگانی و دور شدن‌ ارز رذایل اخلاقی فراهم‌ می‌نماید‌ و همچنین احترام به حقوق‌ اجتماعی و شهروندی را به ما می‌آموزد و باعث تقرب بیشتر ما بـه سـمت خداوند می‌شود.

5-دعا و راز و نیاز با خداوند و سر بر آستان بندگی‌ حضرت حق سائیدن، در سیره‌ی عملی‌ امام رضا(ع)،فوق العاده مورد توجه قرار گرفته،پس ما نیز امام رضا(ع) را الگوی‌ خود قرار دهیم و به دعا در زنـدگی بـیشتر تـوجه می‌کنیم و به توسعه و تقویت‌ فـرهنگ‌ دعـا در جـامعه کمک می‌نمائیم.

6-سوگواری و عزدااری برای سید و سالار شهیدان، حضرت ابا عبد اللّه الحسین(ع)، در مکتب امام رضا(ع) تأکید خاصی شده و آن حضرت مردم را ترغیب به‌ این امر می‌نمودند.

7-برای رسـتگاری و سـعادتمندی‌ در دنـیا و آخرت، توجه به سفارشات امام‌ رضا(ع) در خصوص ایمان و دینداری و رعـایت تـقوای الهی و کیب معرفت و شناخت‌ قلبی، امری ضروری است.

8-امام رضا(ع) در انتقال دانش و معارف علمی‌ و دینی به شیعیان‌ و مسلمانان و همچنین غیر مـسلمان، تلاش‌های وافـری انـجام دادند و موجبات گسترش‌ کانون‌های شیعی و علمی را فراهم نمودند. پس ما نیز بـا توانمندی به علم و دانش تولید علم‌ پرداخته‌ و در مکتب امام رضا(ع) تلمذ نموده‌ و در‌ زمینه را برای اعتلا و توسعه‌ی فرهنگ‌ ناب شیعی در سراسر جـهان مـهیا نمائیم.

منابع:

(1). شیخ صـدوق،عیون اخبار الرضا(ع)،المجلد الثانی،ص 421.
(2). همان منبع،ص 430.
(3). همان منبع،ص‌ 427.
(4). مجلسی،بجار الانوار،ج‌ 101،ص 100،حدیث 49.
(5). ابن شعبهء الحرانی،تحف العقول،ص 524.
(6). بحار الانـوار،ج‌ 49،ص‌ 101.
(7). شیخ مفید،الارشاد،ج 2،ص 370ـ 371.
(8). لقمانی،بهترین آرزوهای زندگی،ص 239.
(9). شیخ صدوق،ثواب الاعمال و عقاب الاعمال،ص 411.
(10). شیخ صدوق،آمالی،ص 660.
(11). مسند الامام الرضا(ع)،ج 1،ص 305.
(12). شیخ صدوق،عیون‌ الخبار‌ الرضا(ع)،المجلد الثانی،ص 427.
(13). همان،ص 432.
(14). ابن شهر آشـوب،مناقب آل ابـی طـالب،ج 4،ص‌ 362.
(15). شیخ صدوق،عیون اخبار الرضا(ع)،المجلد الثانی،ص 432.
(16). ابن شعبهء الحرانی،تحف العقول،ص 325
(17). کلینی،اصول کافی،ج 6،ص 298.
(18). حر عاملی،وسائل الشیعه،ج 12،ص 127،حـدیث 15842.
(19). مسند الامـام‌ الرضـا(ع)،ج‌ 1،ص 294.
(20). کلینی،اصول کافی،ج 6،ص 319.
(21). شیخ صدوق،عیون اخبار الرضا(ع)،المجلد الاول،ج 1، ص 529ـ 530.
(22). ابن شعبهء‌ الحرانی،تحف العقول،ص 520.
(23). عزیزی،عباس فضائل و سیره‌ی امام رضا(ع)در آثار علامه‌ حسن‌زاده آمـلی،ص 53.
(24). شیخ صـدوق،ثواب الاعـمال و عقاب‌ الاعمال،ص‌ 371.
(25). همان منبع،ص 369.
(26). کلینی،اصول کافی،ج 1،ص 319.
(27). شیخ صدوق،عیون اخبار الرضا(ع)،المجلد الثانی،ص 179ـ 183.
(28). حر،سید حسین،امام‌ رضا(ع)و‌ ایران،ص 162.
(29). سوره غافر،آیه 60.
(30). سوره فـرقان،آیه 77.
(31). شیخ صـدوق،ثواب الاعمال و عقاب الاعمال،ص 197.
(32). همان منبع،ص 199.
(33). حر عاملی،وسائل‌ الشیعه،ج‌ 14،ص 502،حدیث 19693.
(34). همان منبع،ج 14،ص 502،حدیث 19693.
(35). شیخ صدوق،امالی،ص 130، 139.
(36). همان منبع،ص 129ـ 130.
(37). شیخ صدوق،عیون اخـبار الرضـا(ع)،المجلد‌ الاول،ص 462.
(38). شیخ صدوق،خصال،ج 1،ص 163.
(39). ابن شعبهء الحرانی،تحف العقول،ص 525.
(40). مجلسی،بحار الانوار،ج 68،ص 54،حدیث 86.
(41). همان منبع،ج‌ 75،ص‌ 356،حدیث‌ 11.
(42). ابن شعبهء الحرانی،تحف العقول،ص 523.
(43). همان منبع،ص 523.
(44). مجلسی،بحار الانـوار،ج 91،ص 22،حـدیث 17.
(45). حر،سید حسین،امام رضا(ع) و ایران،ص‌ 158.
(46). مجلسی،بحار الانوار،ج 2،ص 30.
(47). طبرسی،اعلام الوری بأعلام الهدی،ج 2،ص 64.
(48). منتظر القائم،اصغر،تاریخ امامت،ص 216.
(49). همان منبع،ص‌ 216.
(50). شیخ صدوق،عیون‌ اخبار الرضا(ع)،المجلد الثـانی،ص399ـ 401.
(51). حر،سید حـسین، امام رضا(ع) و ایران، ص 160ـ 161.

  • منبع : مجله کوثر، شماره 29

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: