مبلغین
جوان مسیحی:تمامی شما علمای اسلام در قیامت مؤاخذه خواهید شد

در موقع خروج از کلیسا به من سخنی گفت که هنوز بعد از 36 سال در ذهن من همچنان نقش بسته است و آن سخن نقش کلیدی در آینده تبلیغی من گذاشت. گفت: “تمامی شما علمای اسلام در قیامت مؤاخذه خواهید شد”. برگشتم گفتم چرا؟ گفت: به دلیل اینکه این همه آموزه ناب را از اسلام می ­دانید و به جان های تشنه ما نمی­ رسانید. فردای قیامت ما مسیحیان عالم از شما شکایت خواهیم کرد.

به گزارش سایت رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) در ادامه سلسله گفتگوها با چهره­ های حوزوی متخصص در امور ادیانی و مذاهبی، با حجّت ­الاسلام  محمدحسن زمانی، مسئول دفتر اجتماعی سیاسی حوزه ­های علمیه به گفت وگو نشستیم. معاونت بین ­الملل حوزه ­های علمیه، مدیریت گروه قرآن و تفسیر جامعهالمصطفی، رایزنی فرهنگی ایران در قاهره، نگارش کتب و مقالات متعدد تطبیقی و ارتباط با رهبران دینی و مذهبی بین­ المللی از جمله فعالیت­ های ایشان می­ باشد. آن چه می­ خوانید قسمت دوم از گفتگوی دفتر امور ادیان و مذاهب حوزه ­های علمیه با ایشان است.

بخش نخست گفت و گو

· لطفا کمی از تجربیات ادیانی خودتان قبل از تصدی معاونت بین ­الملل حوزه ­های علمیه بفرمایید.

اولین اقدامی که در ارتباط با گفت وگوی ادیان در دوران طلبگی انجام دادم به سال 62 بر می­گردد. به ­عنوان روحانی کاروان زائرین عتبات سفری به سوریه داشتم. قبل از انقلاب نیز مطالعاتی درباره مسیحیت داشتم. کتاب ” قرآن و کتاب­ های دیگر آسمانی” اثر شهید هاشمی ­نژاد و کتاب “المقارنات” اثر دکتر محمد صادقی تهرانی را خوانده بودم. می ­دانستم مسیحیان در سوریه تمرکز علمی و عبادی دارند. دوست داشتم وارد عرصه عرضه اسلام شناسی در مسیحیت بشوم لذا از یک فراغتی که زائرین در حال استراحت بودند استفاده کردم و آدرس بزرگ­ترین کلیسای دمشق را گرفتم. رفتم کلیسا و در زدم. مسئول ساختمان آمد در را باز کرد، دید من یک روحانی جوان با عبا و عمامه هستم. پرسید: آدرس جایی مسجدی را می­ خواهید اشتباه آمده ­اید؟ گفتم: نه، می­ خواستم کلیسا بیایم. گفت: امری دارید؟ گفتم: امر که نه، آمدم عرض سلامی به همکار عزیزمان آقای کشیش داشته باشم و احوال ایشان را بپرسم. گفت اجازه بدهید از کشیش اجازه بگیرم. اجازه گرفت و داخل شدم. این اولین ورود من به کلیسا بود. آن زمان حدود 24 ساله بودم. دیوارهای داخل کلیسا را نگاه کردم. نقاشی حضرت ابراهیم در حال ذبح حضرت اسحاق را دیدم و می ­دانستم مسیحیان حضرت اسحاق را ذبیح می­دانند. رسیدم قسمت بالای کلیسا. آقای کشیش و تعدادی از جوانان متدین نشسته و در حال صحبت بودند. من هم به شکل دوستانه ­ای نشستم. کشیش پرسید در خدمتتان هستیم اگر کاری دارید؟ گفتم نه آمدم عرض سلامی بکنم و با هم آشنا بشوییم.

گفت: اگر مطلبی دارید بفرمایید. گفتم: یک سوال ابتدایی به ذهنم می­رسد و آن این است که شما مسیحیان آیا معتقد هستید که بعد از عیسی مسیح، پیامبر و مصلحی می­آید و دنیا را از عدالت پر می­کند؟ گفت بله ما دو هزار سال است منتظریم، و اگر بیاید ما از ایشان حمایت می­کنیم. گفتم: خب آن پیامبر خاتم آمده. 1400 سال است که آمده. گفت: حتماً پیغمبر خودتان را می گویید؟ گفتم: بله. گفت: نه ایشان نیست. گفتم: چرا نیست؟ گفت: چون کسی که می­آید معارفی کامل­تر از انجیل خواهد آورد. اما پیامبر شما چیزی کامل­تر از انجیل نیاورده. گفتم: قرآن. گفت: قرآن نه تنها کامل­تر از انجیل نیست بلکه نواقصی هم دارد. گفتم: قران نقص هم دارد؟ گفت: بله خیلی هم دارد. گفتم من خبر نداشتم از نقصهای قرآن اگر محبت کنید و برخی از نقص های قرآن را به من بگویید از شما سپاسگزاری خواهم کرد چون من بی­ خبرم. شروع کرد نقصهایی را که به نظرش وجود داشت گفت. حدود دوازده، سیزده اشکال به قرآن داشت.

من اینها را نوشتم. یکی از مسائلی که اشاره داشت گفت: قرآن معتقد به حجاب است، اما این­کار غلطی­ است. چون وقتی زنان در جامعه حجاب دارند مردان نمی­ دانند در پس حجاب این زن چه­ خبر است و حریص می­شوند و می­روند دنبال فساد. اما اگر حجاب نباشد راحت است، همه چیز را می بیند، ارتباط هم پیدا می­کند و دیگر انگیزه­ای برای فساد ندارد. گفت: البته من در این مساله می­توانم از اسلام دفاع کنم که اسلام دارای حکم حجاب نبود و وقتی که ایرانی­ ها اسلام را پذیرفتند، حجاب زنان به عنوان یک سنت ملی ایرانیان به اسلام تزریق شد و می­توانم دفاع کنم که اسلام این نقص را ندارد. اشکالات را گفت و من نوشتم. گفتم: خیلی ممنون، استفاده کردم از محضرتان. اما اگر اجازه بدهید من توضیحات مختصری درباره این سوالات بدهم و شما نظر بدهید؟ گفت: اشکالی ندارد. و من پاسخ­هایی دادم، مثلا درباره حجاب گفتم: اینکه فرمودید حجاب حرص ایجاد می­کند. ما جمله­ مشهوری داریم که “الانسان حریص علی ما منع”. گفت: آفرین. گفتم بنابراین مطلب شما را اولاً تایید می­کنم. اما می­خواهم بگویم: قصه حجاب به ­عکس است.

گفت: یعنی چه به­ عکس؟ گفتم: میخواهم ببینم آیا حجاب حرص می ­آورد برای فساد یا بی­ حجابی انگیزه فساد جنسی می­شود؟ من این سوال را از شمای کشیش که سِنی از شما گذشته نمی­پرسم، از جوانانی که اینجا هستند می­خواهم بپرسم. سوال این است که اگر دو خانم وارد این کلیسا بشوند یکی دخترخانم بی­ حجاب باشد و خودش را آرایش کرده باشد و لبهایش را رژ لب زده باشد و گونه ­هایش را قرمز کرده باشد و ابروهایش را چنان کرده باشد و موهایش را چنان کرده باشد و کمرش را اینجوری کرده باشد و شروع کردم تعریف کردن اینها و پوشش را به رنگهای قرمز و جذاب انتخاب کرده باشد و با ناز و غمزه وارد کلیسا شود. این یک خانم. خانم دیگری هم با پوشش کامل و رنگ تیره وارد شود. شما جوان­ها نسبت به کدامیک از اینها هوس جنسی خواهید کرد؟ زدند زیر خنده گفتند مگر اولی اجازه می ­دهد ما به دومی فکر کنیم؟ گفتم: آقای کشیش بفرمایید این­هم جواب. ببینید آیا حجاب انگیزه می­شود برای فساد یا بی­ حجابی؟ این پاسخ اول. پاسخ دوم اینکه نیاز جنسی مثل خوردن آب و غذا نیست که انسان با یک مرتبه خوردن سیر می­ شود.

مثل خوردن آب شور است. هرچقدر انسان آب شور بیشتر بخورد عطشش بیشتر می ­شود. غرب آن­چنان در سراشیب فساد جنسی افتاده است که در حال نابودی است اما نمی­ تواند بگوید بس است اکنون به طرف لجنزار تصویب قانون هم­جنس­ بازی حرکت کرده است. نکته سوم این چه تعبیری بود فرمودید اگر زن بی حجاب باشد پسری که به او نگاه کند انگیزه جنسی ندارد و مقداری با هم باشند سیر می ­شوند بعد فساد نمی­کنند. ببخشید، اینکه “سیر می­شوند” یعنی چه؟ یعنی فساد می­کنند دیگر. پس شما می­فرمایید فساد بکنند. صرف نگاه که منظور شما نیست ارتباطات جنسی منظور شماست و این یعنی فساد. شما می­فرمایید برای اینکه فساد نکنند اجازه بدهیم فساد بکنند؟

تناقض است. لطفا راهکاری بدهید که جامعه بدون فساد جنسی بتواند سالم بماند. پس در مقایسه روشن می­شود که حکم اسلامی حجاب زمینه ­ساز فساد نیست بلکه مانع فساد است و این حکم یکی از امتیازات شریعت اسلام است نه نقص آن. سخن دومی که به اسم دفاع از اسلام داشتید که حجاب از فرهنگ ایرانیان به اسلام تزریق شده است، سخن تازه­ ای نیست و قبل از شما نهرو در کتاب “نامه ای به دخترم” نوشته است که: دخترم! ادیان خوبی در دنیا هست از جمله اسلام، و اسلام هم آموزه ­های خوبی دارد، اما حجاب در اسلام تزریق شده از سنن ملی ایرانیان است. لکن پاسخ من به نهرو و جنابعالی این است که خود قرآن درباره حجاب سخن گفته است و قانون حجاب متعلق به خود اسلام است.

گفت: کجای قرآن؟ گفتم قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ­ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَایَصْنَعُونَ. وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَایُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ …” در متن قرآن حجاب وجود دارد و تزریق شده از سنن ایرانی نیست. آیات را که خواندم لذت برد از شنیدن آنها. گفت: این جملات را از کجا داری میخوانی؟ گفتم از قرآن هستند. گفت این جملات زیبا واقعاً در قرآن آمده؟ گفتم بله. خیلی لذت برد از شنیدن این جمله ­ها. آنجا احساس کردم لذتی را که او دارد از شنیدن آیات قرآن می ­برد من نبرده بودم. ما مسلمانان مثل ماهی در آب هستیم که قدر آب را نمی­ دانیم.

· شما به چه زبانی با کشیش صحبت می­کردید؟

به زبان عربی چون او هم عرب بود.

· آن زمان عربی را چگونه آموختید؟

از سال سوم حوزه تصمیم گرفتم خلاصه تمام دروس اساتید را به عربی بنویسم. گرچه غلط هم داشته باشد بنویسم. مثلا درس تفسیر آیت ­الله کریمی جهرمی را در سال 54 در مدرسه آیت الله گلپایگانی به عربی نوشتم. اینها مرا مسلط کرد به عربی.

· می فرمودید از شنیدن آیات لذت برد.

بله.  این تجربه ­ای بود که دیدم دیگران از قرآن خیلی لذت می ­برند. استدلالی که کردم مبنی بر اینکه حجاب صیانت­بخش زنان و جامعه است و بی­ حجابی زمینه­ ساز فساد است برای جمع قانع کننده و جذاب بود. حدود 6 تا شبهه را پاسخ دادم. احساس کردم این پاسخها مورد اقبال جمع جوانان قرار گرفته است. حدود نیم ساعت صحبت کردم. به جمع نگاه کردم دیدم اینقدر مجذوب من شده ­اند که همینطور که دو زانو روی زمین نشسته بوده ­اند هی آمده­ اند جلوتر و جلوتر و به من نزدیک­تر شده ­اند. به کشیش نگاه کردم دیدم او هم مجذوب شده و فراموش کرده اینجا چه جایگاهی دارد.

احساس کردم عجب! آموزه­ های اسلام چقدر جاذبه دارد و مطابق فطرت است و بر دلها می ­نشیند. یک نفس تازه کردم با خودم گفتم خدایا اگر من بتوانم این پنج شش سوال دیگر را جواب بدهم و حقّانیت و برتری اسلام بر مسیحیت را اثبات کنم ممکن است همین­جا شاهد شنیدن شهادتین باشم. یک نفس تازه کردم که ادامه بدهم، کشیش متوجه نفس تازه کردن من شد. به جمع نگاه کرد. احساس خطر کرد. گفت: آقا خیلی ممنونیم، متشکریم از لطفتان. یعنی تمام. گفتم اجازه بدهید این پنج شش سوال دیگر را هم فرمودید پاسخ بدهم. گفت: نه دیگر زحمتتان نمی­دهیم. گفتم: نه زحمتی نیست. گفت: نه شما خسته شدید. گفتم: نه خسته نشدم. گفت: نه خودتان متوجه نیستید، دارم می­بینم خسته شده ­اید.

جوانان اصرار کردند بگذارید بقیه را هم توضیح بدهد. گفت: نه نمی­ شود. دید اصرار می­ کنند عصبانی شد، گفت: مگر شما مسیحی نیستید؟ مگر در دین مسیح این اصل اخلاقی را یاد نگرفتید که مهمان را نباید اذیت کنید؟ گفتند چرا. گفت ایشان خسته شده اند، دارند اذیت می شوند. حق ندارید ایشان را با سوالات بیشتر اذیت کنید وگرنه معصیت کرده­ اید. من احساس کردم باید ادب مهمانی را رعایت کنم. من هم بلند شدم و مصافحه و خداحافظی کردم و جوانان هم پشت سر من راه افتادند. هرکدام چیزی می­ گفتند که برای من جالب بود. آخرین نفر یک جوان دم در موقع خروج از کلیسا به من سخنی گفت که هنوز بعد از 36 سال در ذهن من همچنان نقش بسته است و آن سخن نقش کلیدی در آینده تبلیغی من گذاشت.

گفت: “تمامی شما علمای اسلام در قیامت مؤاخذه خواهید شد”. برگشتم گفتم چرا؟ گفت: به دلیل اینکه این همه آموزه ناب را از اسلام می ­دانید و به جان های تشنه ما نمی­ رسانید. فردای قیامت ما مسیحیان عالم از شما شکایت خواهیم کرد. شما چه جوابی خواهید داشت؟ اشکالش وارد بود. نتوانستم جواب بدهم. گفتم: خب من خواستم ادامه بدهم، اما جناب کشیش نگذاشت. گفت: او وظیفه خودش را انجام می­دهد، شما چرا وظیفه خودتان را در عالم برای گسترش آموزه های عقلانی و  فطری اسلام انجام نمی­ دهید؟ این سخن تنها او نیست. سخن دل تمام مسیحیان عالم و پیروان ادیان آسمانی و غیرآسمانی عالم است که به تمام علما و حوزویان ما خطاب می­ کند. آنجا به این جمع ­بندی رسیدم که گفتمان علمی و دینی و دوستانه بین ما روحانیون مسلمان و دیگر ادیان عالم میسر است و ما اگر منطقی صحبت کنیم و اسلوب گفتمانی را رعایت بکنیم، مسیحیان و دیگران زمینه شنیدن و پذیرفتن دارند.

منبع: حوزه نیوز

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: