دیانا رهیافته رومانیایی
از هفته‌ی اولی که مسلمان شدم، حجاب را هم انتخاب کردم

یکی از آیات سوره‌ی بقره را خیلی دوست دارم که می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا استَعینوا بِالصَّبرِ وَالصَّلاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرینَ». این آیه خلاصه و چکیده‌ی ایمان است. هر اتفاقی که در زندگی‌تان می‌افتد، فقط باید صبور باشید و به درگاه خدا راز و نیاز کنید. اگر با خدا صحبت کنید، همه‌ چیز آسان‌تر می‌شود.

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) مصاحبه‌ی اختصاصی رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه‌مسلمانان) با رهیافته‌ی رومانیایی، خانم دیانا -مصاحبه از بنت‌الهدی مفخمی -مترجم نگار باغانی

لطفاً خلاصه‌ای از زندگی خودتان را برای ما شرح بدهید.

السلام ‌علیکم!

اسم من دیانا است، ۲۱ ساله هستم و در روستای کوچکی در رومانی به‌دنیا آمده‌ام. در خانواده‌ای مسیحی پرورش یافته بودم و فکر می‌کردم هیچ دینی غیر از مسیحیت در جهان وجود ندارد. با ذهن بسته‌ای بزرگ شده بودم و طرز تفکرم این بود که باید همان کاری را بکنم که اطرافیانم می‌کنند. همراه پدر و مادر و برادرم مرتب به کلیسا می‌رفتم و به درگاه خدا دعا می‌کردم.

بعدتر، وقتی نوجوان شدم، جروبحث‌هایم با خانواده شروع شد، چون دوست نداشتم به کلیسا بروم و آن‌ها هم من را مجبور به این کار می‌کردند. تا اینکه ‍۱۶ یا ۱۷ ساله شدم و به آن‌ها گفتم که دیگر بریده‌ام، دیگر به کلیسا نمی‌آیم. به خدا اعتقاد داشتم، اما فکر می‌کردم او کمکم نمی‌کند، برای همین از دعا کردن هم‌دست کشیدم. فقط به خاطر همین دنیا زندگی‌ می‌کردم، برای تحت تأثیر قرار دادن مردم و انجام دادن کارهای عجیب‌وغریب.

چطور با اسلام آشنا شدید؟

دیانا -اولین رویارویی من با اسلام طی یک تعطیلات بود، اما اولین رویارویی واقعی‌ام در اکتبر سال ۲۰۱۶ اتفاق افتاد. آن موقع داشتم کمی زبان ترکی یاد می‌گرفتم. معلم زبان ترکی‌ام اسماً مسلمان بود، اما مقید به اصول اسلامی نبود. در پایان یکی از جلسات کلاس چیزهایی درباره‌ی تفاوت طرز لباس پوشیدن کشیش‌ها و امام جماعت مسلمانان گفت؛ گفت که کشیش‌ها طلا و لباس‌های تجملاتی به‌تن می‌کنند، اما امام‌های‌ جماعت لباس ساده می‌پوشند. سراسر وجودم علامت سؤال شده بود؛ «اسلام یعنی چه؟ امام دیگر کیست؟» من تمام عمر در یک فضای بسته زندگی کرده بودم و هیچ‌چیز نمی‌دانستم!

چه چیز باعث شد مسلمان شوید؟

دیانا – بعد از آن، به خانه رفتم و تحقیق کردم؛ مدام خواندم و خواندم… سبحان‌الله، دیوانگی بود؛ از لحظات اول می‌دانستم که زندگی‌ام دستخوش تغییری اساسی خواهد شد؛ اما هنوز نمی‌دانستم که قرار است مسلمان شوم.

۲ روز بعد چند کتاب کم‌حجم خریدم و ۲ روز بعدش برای اولین بار به نماز جمعه رفتم. در آن مقطع اصلاً آدم مذهبی‌ای نبودم. افسرده بودم و در فکر خودکشی؛ یک‌جورهایی از زندگی متنفر بودم. مدام سیگار می‌کشیدم، زیاد مشروب می‌خوردم؛ خیلی کارهای بدی انجام می‌دادم.

فقط می‌خواستم حواسم نباشد جای چیزی در زندگی‌ام خالی است. اگر آن موقع کسی به من می‌گفت آدم مذهبی‌ای می‌شوم، می‌گفتم حتماً دیوانه است. از دین متنفر بودم؛ اما وقتی شروع به خواندن درباره‌ی اسلام کردم، هرچه بیش‌تر و بیش‌تر خواندم… حس می‌کردم بهترین روزهای زندگی‌ام است… قلبم از شور و شادی داشت کنده می‌شد.

اسلام حقیقت است، اسلام دینی حقیقی از سوی خداست؛ و وقتی اسلام را پیدا کردم، فهمیدم الحمدالله رب‌ّ العالمین دلیل زندگی‌ام را یافته‌ام. خداوند زندگی‌ام را نجات داد! الحمدلله! دو هفته بعد از آن شهادتین گفتم! هنوز هیچ‌چیز نمی‌دانستم، اما می‌دانستم دین من اسلام است.

دیانا -تازه مسلمان رومانیایی

دیانا -تازه مسلمان رومانیایی

واکنش خانواده‌تان به مسلمان شدنتان چه بود؟ با آدم‌هایی که شما را می‌شناختند به مشکل برنخوردید؟ ازدواج‌کرده‌اید؟

دیانا – اوایل خانواده‌ام، مخصوصاً مادرم، با من حرف نمی‌زدند. از کارم متنفر بودند، وحشت کرده بودند. آخر می‌دانید، در کشور من اسلام مساوی تروریسم است، همین و بس. من درکشان می‌کنم؛ آن‌ها هم مثل آن‌وقت‌های خودم در محیط بسته‌ای زندگی می‌کنند؛ دین‌های دیگر را نمی‌شناسند. بهترین دوستانم را از دست دادم… بیش‌ترشان را. دوستی داشتم که برایم مثل خواهر بود. بعد از مسلمان شدن جوری نگاهم می‌کرد که انگار بیگانه‌ام. همه فکر می‌کردند مشکل روانی یا چنین چیزی پیداکرده‌ام. همکارانم در دانشگاه هم شوکه شده بودند. سال گذشته ازدواج کردم، ولی الآن دیگر متأهل نیستم؛ آن ازدواج برای زندگی‌ و دین و ایمانم خوب نبود…

آیا دوستی دارید که به خاطر شما یا بعد از شما مسلمان شده باشد؟

نه… هنوز نه. ان‌شاءالله در آینده پیش بیاید.

از دیدگاه شما گسترش اسلام در رومانی چگونه است؟

اسلام در اینجا خیلی خوب دیده نمی‌شود؛ اما با این وجود مردم خودشان به نحوی آن را پیدا می‌کنند. البته آمار گرایش مردم در اینجا به اسلام خیلی بالا نیست. رومانی قبلاً کشوری کمونیستی بوده و بعضی‌ از مردمش واقعاً فکر بسته‌ای دارند.

زیباترین آیه‌ی قرآن ازنظر شما چیست و چرا؟

همه‌ی آیات قرآن زیبا هستند. نمی‌توانم بگویم کدام‌یک از بقیه زیباتر است. یکی از آیات سوره‌ی بقره را خیلی دوست دارم که می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا استَعینوا بِالصَّبرِ وَالصَّلاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرینَ». این آیه خلاصه و چکیده‌ی ایمان است. هر اتفاقی که در زندگی‌تان می‌افتد، فقط باید صبور باشید و به درگاه خدا راز و نیاز کنید. اگر با خدا صحبت کنید، همه‌ چیز آسان‌تر می‌شود.

 

نظرتان درباره‌ی حجاب چیست؟ آیا حجاب تأثیری بر زندگی خصوصی‌تان داشته است؟ به نظر شما آیا حجاب فقط مختص زنان است؟

دیانا – حجاب در اسلام اجباری است؛ همان چیزی است که زن مؤمن را از غیرمومن متمایز می‌کند. حجاب کمک می‌کند از فتنه‌ها مصون بمانی و خودت را از لاس زدن‌ها و رفتارهای این‌چنینی دور نگه‌داری. حجاب از زنان محافظت می‌کند و باعث می‌شود آدم‌ها شخصیت او را ببینند، نه فقط ظاهرش را.

بله من از هفته‌ی اولی که مسلمان شدم، حجاب را هم انتخاب کردم و این به من کمک کرد اعتیاد و عادت‌های بدم را کنار بگذارم. حجاب مرتب هویت جدیدم را به‌ یادم می‌آورد. از اینکه خدا را اطاعت می‌کنم، حس قشنگی دارم.

حجاب برای مردان هم هست؛ در واقع حجاب یعنی لباس ساده و پوشیده به تن کردن (که درباره‌ی مردان نیز صدق می‌کند)، اما ما حجاب زبان نیز داریم که یعنی سخن بد به زبان نیاوردن، یا حجاب چشم که یعنی فروگرفتن نگاه؛ و حجاب‌های دیگر.

برای شما که قبلاً حجاب نداشتید، حجاب داشتن سخت نبود؟

اولش چرا، اما بعدش با داشتن حجاب خیلی احساس شادی می‌کردم.

نهاد خانواده‌ را در اسلام و مسیحیت چگونه تحلیل می‌کنید؟

نمی‌توانم دروغ بگویم، راستش من خیلی درباره‌ی مسیحیت مطالعه نکرده‌ام. در واقع، الآن بیش‌تر درباره‌ی مسیحیت مطالعه می‌کنم. شاید انجیل حرف‌هایی درباره‌ی زندگی خانوادگی گفته باشد، اما بیش‌تر مسیحیان این روزها دستورات انجیل را رعایت نمی‌کنند. شاید برخی رعایت بکنند، اما تعدادشان زیاد نیست. از دیدگاه اسلام، می‌دانم که نهاد خانواده مکانی مقدس به شمار می‌آید و مهم است که انسان‌ها از زندگی خانوادگی‌شان مراقبت کنند. آن‌ها باید بهترین رفتار را با همسر و فرزندانشان داشته باشند.

چه‌ چیز بیش از همه شما را جذب اسلام کرد؟

خب، اینکه اسلام دین حقیقی از طرف خداوند است. در آن نه خبری از بوسیدن عکس مسیح یا مریم مقدس هست، نه عکس‌های داخل کلیسا (آخر من قبلاً مسیحی ارتدکس بودم) و نه مراسم مختلط داخل کلیسا و زنانی که با پوشش نامناسب به مراسم بیایند. از اینکه اسلام روشن و واضح است خوشم آمد. تنها یک خدا را می‌پرستی و فقط به درگاه او دعا می‌کنی. همه‌‌چیز با منطق جور درمی‌آید.

 

قبل از مسلمان شدن دینتان چه بود؟

همان‌طور که گفتم، مسیحی ارتدکس بودم.

 

اولین باری که نماز خواندید، چه احساسی داشتید؟ سخت نبود ۵ مرتبه در روز نماز بخوانید؟

اولین نماز. به نظر سخت می‌آید، من هم که عربی بلد نبودم. فقط طبق دستور‌العمل کارها را انجام می‌دادم، اما احساس غریبی نمی‌کردم؛ هرچه ایمان انسان قوی‌تر شود، راحت‌تر در برابر پروردگار سر فرود می‌آورد. اوایل سخت به نظر می‌آمد. الآن توی دانشگاه یا سر کار هم نمازم را می‌خوانم الحمدالله. کم‌کم به نمازها اضافه کردم. دیگر فقط نمازهای واجب را نمی‌خوانم؛ اما نمازخواندن به درگاه خداوند در هر حالی لذت‌بخش و خوشایند است.

اگر بخواهید چند کلمه از زیبایی اسلام، از صلح و صفا و آرامشی که از اسلام به دست آورده‌اید حرف بزنید، چه می‌گویید؟

اسلام آرامشی بود که در روزگاری وارد دنیای من شد که قلبم سراسر آشوب بود. اسلام همان چیزی است که هر قلبی مشتاق آن است. تمام خوشی‌های این دنیای گذرا هم نمی‌توانند آن چیزی را به دل انسان بدهند که اسلام می‌دهد. هر اتفاقی که در زندگی‌ام می‌افتد، شاکرم. می‌دانم که رحمتی از جانب پروردگار سبحان‌ است.

تفاوت حقوق زن در اسلام با آنچه غرب تبلیغ می‌کند را چگونه تحلیل می‌کنید؟

غرب زنی را تبلیغ می‌کند که لباس از تن بکند، با هرکسی بخوابد و برای هرکسی عشوه‌گری کند. آدم‌ها بدون ذره‌ای شرم و حیا باهم می‌جوشند. به هم خیانت می‌کنند و کارهای اشتباه دیگری در رابطه‌ها مرتکب می‌شوند. اسلام از زن می‌خواهد که خودش را بپوشاند، بیش‌ازحد به جنس مخالف نگاه نکند یا آزادانه با آن‌ها اختلاط نکند؛ و به این شکل از او محافظت می‌کند. اسلام از وسوسه‌هایی که مدام در غرب وجود دارند، جلوگیری می‌کند.

چه ویژگی اسلام شما را جذب خودش کرد؟

همه‌چیزش.

مسلمان شدن شما تحت تأثیر چه کسی بود؟

فقط خود خدا عشق به اسلام را در قلبم گذاشت. خیلی زود مسلمان شدم تا بتوانم هرچه زودتر از صفر شروع کنم. از خودم شرمنده بودم و حس می‌کردم آلوده‌ام.

 

به‌عنوان یک تازه‌مسلمان، فکر می‌کنید چه روشی برای دعوت غیرمسلمان‌ها به اسلام مؤثرتر باشد؟

دیانا -قطعاً اخلاق و رفتار. اجازه بدهیم آدم‌ها وقتی از دینمان حرف می‌زنیم، عشق را توی چشم‌هایمان ببینند. مهربان و مؤدب باشیم؛ و برایشان توضیح دهیم. مردم به اطلاعات درست و موثق نیاز دارند. بدون سند و مدرک چیزی را باور نمی‌کنند. قبل از توضیح دادن به دیگران، باید درباره‌ی اسلام خوب مطالعه کنیم. در اسلام جایی برای ابهام وجود ندارد.

در آخر از شما تشکر می‌کنم که به من فرصت دادید حرف‌هایم را بزنم. خداوند همه‌ی شما را مورد رحمتش قرار دهد.

لینک مصاحبه به زبان اصلی

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: