خاطرات اسلامشناس فرانسوی در زندانھای اسرائیل
ژاک شارتیه : صهیونیستها انجیل را قبول ندارند

یک شھروند فرانسوی که به تازگی به دین اسلام مشرف شده و چندصباحی را در زندانھای اسرائیل سپری کرده با بیان خاطرات خود گفت در محاکم قضایی اسرائیل تورات و قرآن وجود دارد اما خبری از انجیل نیست.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )“ژاک شارتیه” شهروند فرانسوی که به دین مبین اسلام مشرف شده است،  با غاصب خواندن رژیم صهیونیستی، این رژیم را بزرگترین ناقض حقوق بشر در جهان خواند و گفت: در دنیای کنونی صهیونیستها با خیالی آسوده حقوق اولیه میلیونها فلسطینی را نقض می کنند بدون آن که از چیزی واهمه داشته باشند.

وی افزود: در حالی که کشورهای غربی دائم و مستمر از آزادی بیان دم می‌زنند و تلاش می کنند حکومت جعلی اسرائیل را نماد دمکراسی در خاورمیانه نشان دهند، شاهدان و قربانیان زیادی وجود دارند که اگر رسانه ای برای بیان مستندات خود پیدا کنند به خوبی می توانند گواهی دهند که این ادعاها دروغی بیش نیست و مدعیان آزادی بیان در دنیای سرمایه داری کنونی خود بزرگترین نقض کنندگان حقوق بشر هستند.

شارتیه در بخش دیگری از خاطرات خود تصریح کرد که جهان غرب در شرایطی حمایت بی چون و چرا از اسرائیل را سرلوحه کار خود قرار داده که یهودیان در سرزمین اشغال شده فلسطین هیچگونه توجهی به حتی ملیت غربی زندانیان خود ندارند.

در همین راستا و برای نشان دادن گوشه ای از آنچه در اسراییل علیه آزادی بیان و به طور کلی علیه بشریت می گذرد با ژاک شارتیه اسلام شناس فرانسوی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

زندگی‌نامه ژاک شارتیه

“ژاک شارتیه” که هم اکنون در کشور فرانسه به عنوان مشاور اسلام شناس فعالیت می کند در خانواده ای مسیحی کاتولیک در این کشور به دنیا آمد.
وی که در خانواده ای کاملا مسیحی رشد یافته بود در سالهای دهه 70 و در جوانی تصمیم می گیرد برای آنچه به گفته خودش در انجیل آمده است دست به تحقیقاتی بزند تا به درستی دریابد حقیقت ماجرا چیست.
شارتیه پس از تحقیقات کامل درباره ادیان ابراهیمی و تحقیقاتی در زمینه کتابهای آسمانی و همچنین سفر به کشورهای مختلف از جمله ایران به دین مبین اسلام مشرف شد.
این شهروند مسلمان فرانسوی درباره انتخاب شیعه به عنوان مذهب رسمی خود معتقد است مذهب شیعه کاملترین مذهب و منتظران مهدی(عجل الله تعالی) مسلمانان واقعی هستند.
شارتیه که برای کشف حقیقت سفر به کشورهای مختلف را در دستور کار قرار داده است، گفت: برای هدفی که در پیش داشتم، پس از مسافرت به کشورهای اسلامی شمال آفریقا تصمیم گرفتم راهی اردن شوم. از اردن عازم بیت المقدس در اسراییل شدم. زمانی که وارد اسرائیل شدم هنوز مسیحی بودم .

 ژاک شارتیه

ژاک شارتیه

متن کامل این گفت‌وگو و بیان خاطرات شارتیه در اسرائیل به شرح زیر است:

شارتیه: در ایام “یوم الکیپور” از اردن وارد اسرائیل و بیت المقدس شدم. آنچه همراهم بود فقط یک کتاب انجیل بود. بعد چند روز اقامت در بیت المقدس که شهر بسیار زیبایی با پیشنیه ای تاریخی بود راهی صحرای سینا و شرم الشیخ شدم. آن زمان شرم الشیخ خیلی کوچک بود.
در مرز اسرائیل و مصر در مزارع کیبوتص مانند سایر یهودیان برای خودم خانه ای یا بهتر بگویم چادری برپا کرده بودم. هر روز با مردم که همه یهودی بودند درباره مسائل دینی صحبت می کردم.

صهیونیست‌ها انجیل را قبول ندارند/ دوستم می‌گفت مواظب باش به زندان نیفتی!

در این میان به عده ای از یهودیان برخورد کردم که بسیار تندرو بودند. مسئله مهمی را در تبادل نظر با آنها متوجه شدم. دقت کنید من در سال 1973 در اسرائیل بودم. مسئله ای که در برخورد با یهودیان متوجه شدم این بود که آنها به هیچ وجه انجیل را قبول نداشتند و از این که می دیدند من درباره انجیل با آنها صحبت می کردم تعجب می کردند.

در همین خصوص یکی از دوستانم به من گفت در صورتی که این رویه را ادامه دهی به زندان می افتی اما من چون راه خود را انتخاب کرده بودم و دنبال حقیقت بودم تصمیم گرفتم تا آخر راه را طی کنم. دوست من گفت اگر دستگیر و توسط دادگاه حقوقی محکوم شوی می توانی درخواست کنی در دادگاهی مذهبی که در اسرائیل فعالیت دارد محاکمه شوی.
به هر حال پس از گذشت چند روز در حالی که مشغول استراحت بودم در خانه ام توسط پلیس اسرائیل دستگیر شدم.

قبل از دستگیری به توصیه دوستم گذرنامه ام را آتش زدم تا مشخص نشود چه هویتی دارم و حتی ندانند مسیحی یا یهودی ام. در پاسگاه پلیس مورد بازجویی قرار گرفتم اما هیچگونه اطلاعاتی در اختیار نیروهای پلیس قرار ندادم. آنها به من گفتند نگران نباش پلیس نهایت خوش رفتاری را خواهد داشت زیرا پلیس اسرائیل خوشنام ترین پلیس دنیا است.

ماموران مرا از خانه ام به زندانی نزدیک بیت المقدس انتقال دادند. آنجا نیز مورد بازجویی قرار گرفتم اما هیچگونه اطلاعاتی ندادم. مدارک هویت نیز نداشتم بنابراین تصور آنها این بود که من یهودی ام. بر اساس همین تصور مرا در زندان در بند زندانیان یهودی نگهداری می کردند.

آنچه جالب بود این بود که در همه جلسات دادگاه و بازجویی تورات و قرآن روی میز وجود داشت اما انجیل نبود و این مسئله برای من به معمایی بزرگ تبدیل شده بود. زیرا دنیای غرب که عمدتا مسیحی هستند به شدت از اسراییل حمایت می کنند در حالی که یهودیان حتی انجیل را در محاکم قضایی خود به عنوان کتابی آسمانی ملاک قرار نمی دهند.
این نکته را باید مورد تاکید قرار دهم که خطاب من همه یهودیان نیست زیرا در میان آنان انسانهای خوب نیز هست اما در آن زمان هنوز تعریفی از صهیونیسم وصهیونیستها به میان نیامده بود. بنابراین من از لفظ یهودی استفاده می کنم.
خلاصه شرایط زندان تا زمانی که در میان یهودیان بودم تا حدود زیادی قابل تحمل بود اما پس از مدتی مرا به زندانی که فکر می کنم در جنوب بیت المقدس بود انتقال دادند.
در این زندان افرادی از ملیتهای مختلف زندانی بودند. از آمریکایی گرفته تا ژاپنی. در این زندان اوضاع تا حدود زیادی فرق می کرد هرچند در ابتدا من مورد هیچ‌گونه شکنجه فیزیکی نبودم اما کم‌کم موارد زیادی را متوجه شدم. گاهی اوقات صدای ناله زندانیان را بندهای مختلف می شنیدم. پس از انتقالم به این زندان مرا نزد روانکاو زندان بردند. روانکاو با سوالات متعدد قصد داشت به هویت واقعی من پی ببرد اما این بار نیز آنها موفق نبودند. من می خواستم در دادگاه مذهبی محاکمه شوم تا حرف خود را به قاضی بزنم چرا انجیل در این جامعه جایگاهی ندارد. به هر حال پس از چند روز آنها تلاشهای خود را بی نتیجه یافتند.

نصب دستگاه‌های خاص در سلول‌های شکنجه اسرائیل / از بین بردن حافظه در زندان

آنها روزی به من گفتند فردا آزاد می شوی اما بلافاصله مرا در سلولی بسیار کوچک قرار دادند که در آن فقط یک لامپ بود. احساس می کردم فشار زیادی بر روی سرم وارد می شود. بعدها فهمیدم در این سلول دستگاههای خاصی قرار داده شده که برای خرد کردن شخصیت انسانها و از بین بردن حافظه به کار گرفته می شوند.
از آنجایی که در دوران جوانی ورزش یوگا کار می کردم انجیل همراهم را روی سرم گذاشتم. اعتقادم به خدا راسخ بود بنابراین با تحمل فشار زیاد آنها از این ترفند خود نیز نتیجه ای نگرفتند.
فردای آن روز بر خلاف وعده ای که داده بودند آزاد نشدم بلکه برعکس مرا به سلولی انتقال دادند که کاملا با آنچه دیده بودم متفاوت بود. مرا روی تختی خواباندند و با سرم موادی را به بدنم انتقال دادند که نوعی حالت روانگردانی به من دست داد. چون ورزشکار بودم بدنم مقاومت می کرد اما رخوت و سستی را در بدنم احساس می کردم. نور قوی نیز در چشمانم بود و این مواد چند روزی به بدنم تزریق می شد. بعدا شنیدم در زندانهای اسراییل از این روش برای شستشوی مغزی و از بین بردن حافظه استفاده می کنند.

بعد از چند روز این شکنجه ها نیز موثر واقع نشد و آنها اکنون از راههای مختلف و نفوذی که داشتند به خوبی پی برده بودند که من فرانسوی هستم. بنابراین در نیمه شب مرا با انتقال به فرودگاه با هواپیما به فرانسه انتقال دادند . در تمام طول پرواز یک پلیس اسرائیلی به همراه روانکاو زندان بیت المقدس مرا همراهی می کردند.
در فرودگاه پاریس نیز مرا مستقیما به یک مرکز روان درمانی که بیشتر شبیه به زندان بود انتقال دادند. آنجا نیز از لحاظ روانی محاکمه شدم.

با این که در کشور خودم یعنی فرانسه بودم ولی بازهم سایه استیلای یهودیان را احساس می کردم. بعد از مدتی به علت رفتار خوب و طبیعی از بیمارستان روان درمانی مرخص شدم اما هیچگاه فشاری را که در زندان در اسراییل تحمل کردم فراموش نخواهم کرد.

نکته‌ای که اکنون می توانم به آن اشاره کنم این است که یهودیان فقط در اسرائیل از امکانات بهره مند نیستند بلکه در فرانسه نیز شهروندان یهودی به راحتی می توانند با بهره گیری از امکانات دولتی و عمومی به همه مدارج دست یابند. سیطره یهودیان بر جهان غرب مسئله ای انکار ناپذیر است.

 

 منبع: ایکنا-فارس

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: