آگوستین زوالیوس
زمانی که مسلمان و شیعه شدم شخصیت حضرت علی در من تاثیر بسیاری داشت

امام حسین با اینکه شخصیت بزرگ و باعظمتی هست اما احساس میکنم مانند برادری است که همیشه به من پناه داده است .شبیه یک برادر واقعی است و مرا تنها نمیگذارد. او حرف نمیزند اما باقلبش با من صحبت میکند، مرا قبول میکند و به من آرامش میدهد.

آگوستین زوالیوس-تازه مسلمان-آرژانتین

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) پیاده سازی هانیه زمامدار آقای آگوستین زوالیوس تازه مسلمان کشور آرژانتین از نحوه تشرف خود به اسلام میگوید:

آگوستین زوالیوس-تازه مسلمان-آرژانتین

آگوستین زوالیوس-تازه مسلمان-آرژانتین

من قبلا مسیحی کاتولیک بودم مثل بسیاری از مردم آرژانتین رشته من هنر بود و به قول معروف روحیه لطیفی داشتم و به دنبال جمال و زیبایی بودم.
و این شد زمینه آشنایی من با عرفان و رسیدن به خداوند از نزدیکترین راه.پس از اتمام رشته هنری خود، رشته انسان شناسی را شروع و دنبال کردم
و در این رشته با ادیان مختلف آشنا شدم. در جستجوی یک استاد و مرشد بودم تا من را هدایت و به خدا نزدیک تر کند. البته تناقص هایی که در مسیحیت دیدم هم دلیل دیگری بر دوری من از دین شد. بین فرقه های مختلف مسیحیت تحقیق کردم و چیزی که به دنبالش بودم را پیدا نکردم. بعد از آن مابین ادیان شرق هم تحقیق کردم. چون به رشته های رزمی علاقه داشتم، وارد یکی از معابد بوداییان که متعلق به چینیها بود شدم. هر چه بیشتر تحقیق میکردم درباره بوداییها استاد و مرشدی که به دنبالش بودم را پیدا نمیکردم‌. یکی از دوستان نزدیک و صمیمی ام که باهم درس خوانده بودیم، کتابهایی با موضوع صوفیه بمن داد که در باره عرفان اسلامی بود. هرچه بیشتر میخواندم بیشتر علاقه مند میشدم و باهم در این مورد بسیار بحث و گفتگو میکردیم. دوستم زودتر از من مسلمان و شیعه شد. سوالات من در مورد اسلام بیشتر میشد. دوستم مرا به مسجدی که یک روحانی تازه مسلمان آلمانی امام جماعت آن بود آشنا کرد. مرد آرام و مهربانی بود که به هشت زبان زنده مسلط بود. او به تمام سوال های من در موردمسیحیت و صوفیسم و در نهایت اسلام پاسخ داد. این مرد بواسطه انقلاب اسلامی و آشنایی با امام خامنه ای شیعه شده بود. هر چه بیشتر در مورد عرفان شیعه و شخصیت امام خمینی و همچنین امام خامنه ای بیشتر میدانستم بیشتر علاقه مند به اسلام میشدم‌. امام خمینی یک مرشد یک انسان کامل است که در قرن بیستم باعث قیام یک ملت برای رسیدن و نزدیک شدن به خداوند شده است و این تعجب مرا بسیار برانگیخت.

_امام حسین علیه السلام چقدر مسلمان شدن شما تاثیر داشت؟چقدر در پایبند شدن و محکم تر شدن عقیده شما تاثیر داشت؟

_زمانی که مسلمان و شیعه شدم شخصیت حضرت علی در من تاثیر بسیاری داشت شخصیت ایشان را شبیه به حضرت مسیح دیدم. مردی حکیم مردی شجاع.عالمترین انسان که برای من خیلی جداب بود این شخصیت. بعد از آن با همسر ایشان حضرت زهرا آشنا شدم و بعداز با پسرش امام حسین. او پسر امام علی است، او پسر پیامبر است. اونمونه ای از بهترین انسانها از بهترین خانواده است. پیامبر او را بسیار دوست میداشت. ایشان زمانی که امام حسین کودکی بودند بخاطر گریه امام حسین نماز خود را قطع میکرد. کسی که مسلمان میشود گاهی وقت ها احساس غربت میکند. مثل من که در آرژانتین احساس عربت میکنم چون آنجا مسلمان زیاد نیست، در ایران احساس غربت میکنم چون خانواده ام نیستند و دور از وطنم. اما دلم آرام میشد وقتی میدیم خانواده ای دیکر پیدا کرده ام. این خانواده همیشه دلتنگی و غربت مرا پر کرده است. این خانواده با این که سختی های زیادی کشیده اند اما بازهم باعث آرامش من میشود‌. بهمین دلیل همیشه احساس میکنم انها من را دعوت کرده اند. نمی توانم احساسی را که به امام حسین دارم بیان کنم. امام حسین با اینکه شخصیت بزرگ و باعظمتی هست اما احساس میکنم مانند برادری است که همیشه به من پناه داده است .شبیه یک برادر واقعی است و مرا تنها نمیگذارد. او حرف نمیزند اما باقلبش با من صحبت میکند، مرا قبول میکند و به من آرامش میدهد.

مسیحیان و مردم آرژانتین زیاد با فرهنگ عزاداری آشنا نیستند. مردم آرژانتین بیشتر بخاطر عید و یا بزرگداشت یک روزی دور هم جمع میشوند نه برای عزاداری. وقتی به ایران آمدم خیلی تعجب کردم از اینکه مردم برای بزرگداشت غم دور هم جمع میشوند. تعجب میکردم و نمیفهمیدم اما وقتی این عزاداری ها را میدیدم دلم میگرفت و کنجکاو میشدم که بیشتر بدانم. میدیم که بعضی ها مانند بچه گریه میکنند گویی که یک فاجعه ای رخ داده است. زمانی بود که با تاریخ عاشورا و نحوه شهادت امام حسین آشنا شده بودم اما با ایشان ارتباط قلبی پیدا نکرده بودم. اولین باری که رفتم به کربلا بخاطر ایام تولد ایشان و سوم شعبان بود و روز به روز با ایشان بیشتر آشنا میشدم. با کاروانی از شیعیان مالزی به حرم امام حسین رفتم‌. من وارد حرم امام شدم نمیدونستم چرا قلب من سنگین شده و حالت گریه و بغض گرفته ام. با اینکه روزهای تولد بود نه عزا‌. از آن سال به بعد هرسال روزهای تولد ایشان و اربعین به کربلا میروم

فکر کنیدکه ملک الموت اینجا ایستاده و میگه بهت فرصت میدم یک دعا کنی اون دعا چیه؟
_دعا میکنم که بتونم امام زمان راببینم و روزی که ایشان ظهور میکند همراه ایشان باشم.

آگوستین ژوالیوس

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: