زن آلماني تازه مسلمان:
مصاحبه با خانم مریم فاضلی ( ورونیکا )-بخش اول

من یک خانم آلمانی هستم و در آلمان شرقی به دنیا آمدم و کل جوانی ام را در همین کشور کمونیست زندگی کردم و بعد از شکسته شدن دیوار به آلمان غربی آمدم و در آنجا با یک آقای ایرانی آشنا شدم و ازدواج کردیم و خداوند خیلی زود ما را صاحب دو فرزند نمود.یک پسر و یک دختر.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )به نقل از فرق و ادیان

خواهشمندم با توجه به شناخت اکثر مخاطبان ما از شما مختصری از هویت الان خود برای دوستان معرفی نمایید:

خانم مریم فاضلی(ورونیکا): اعوذ بالله من الشیطان الرجیم-بسم الله الرحمن الرحیم-من یک خانم آلمانی هستم و در آلمان شرقی به دنیا آمدم و کل جوانی ام را در همین کشور کمونیست زندگی کردم و بعد از شکسته شدن دیوار به آلمان غربی آمدم و در آنجا با یک آقای ایرانی آشنا شدم و ازدواج کردیم و خداوند خیلی زود ما را صاحب دو فرزند نمود.یک پسر و یک دختر.

در شناسنامه مسلمان شدم اما شناخت کافی از دین اسلام نداشتم چون مسلملن در محل زندگی خود ندیدم و به همین خاطر همسرم درصدد برآمد که ما به ایران سفری داشته باشیم.زمانیکه بچه ها سه یا چهار ساله بودن برای اولین باربه ایران سفر کردم و اینجا اتفاق بسیار جالبی برایم من افتاد و خودم خجالت کشیدم و تصمیم گرفتم که یک مسلمان باشم.

 -پس میشود گفت که لحظه تحول قلبی شما از مسیحیت به اسلام در ایران اتفاق افتاده؟

خانم مریم فاضلی(ورونیکا): من در شناسنامه تو آلمان شرقی پروتستان بودم و آن هم شناسنامه ای بود زیرا در تربیت ما کاری با مذهب و مسیحیت نداشته اند و پدر و مادر من منرا به مذهب پروتستان تربیت نکردند و خود آنها هم ازین موضوع ناراحت بودند زیرا ما فقط سالی یکبار به کلیسا میرفتیم و آن هم برای تولد حضرت مسیح(ع) بود.از طرفی وقتی شما هر روز اسم خدا و امید به خدا را نمیشنوی پس نمیتونی بگویی که دین داشتی

timthumb

  شما چند سال هست که ساکن ایران هستید:

خانم مریم فاضلی(ورونیکا):  ما ۹ سال است ساکن ایران هستیم که ۲سال برای مدرسه تطبیقی بچه ها به تهران رفتیم چون بچه ها زبان  فارسی بلد نبودن و بعد آن ۷سال هست که در شهر قم سکونت داریم.ما وقتی به ایران آمدیم برای تربیت بچه ها، ایران با ایرانی که من ۱۷سال پیش برای اولین بار به آن سفر کردم خیلی فرق داشت و ما گفتیم که آیا ما برای این همه چیزمون رو گذاشتیم و آمدیم ایران و یعنی ما واقعا طبق تعبیر قرآن هجرت کردیم.و اینجور شد که یکروز بعد نماز صبح به دلم افتاد ار تهران برویم قم و این نه بخاطر وجود حرم حضرت معصومه(س)و فضای معنوی و حوزوی قم بود بلکه برخلاف تصورها فقط به دلم افتاد که برویم قم…چون منطقه به منطقه در تهران فرق میکرد.منطقه ای مثل اروپا بود و یا بدتر و منطقه ای مذهبی تر … ما نتوانستیم در مناطقی از تهران زندگی کنیم چون جوابی برای بچه ها نداشتیم زیرا در آلمان ما به بچه ها میگفتیم اینها آلمانی ها هستند و انتظاری از آلمانیها نبود اما تهران پایتخت اسلامی بود و دیدن بعضی تصاویر ناخوشایند بود.

-با توجه به شناختی که از مردم ایران طی این چندسال به دست آوردید بنظر شما مردم ایران به کدام قسمت از دین کمتر عنایت دارند کمتر توجه میکنند:

خانم مریم فاضلی(ورونیکا): من خودم خیلی فکر کردم که چرا مردم ایران مثل گذشته نیستند و یکسری چیزها در زندگی شان کمرنگ شده و محبتشان کمتر شده.اول فکر کردم شاید بخاطر فن آوری و کامپیوتر باشد که مردم و خانواده را از هم دور کرده.اما من متوجه شدم که سبک زندگی در ایران عوض شده و الان لازم هست که حتی خودم در سخنرانی هام به موضوع سبک زندگی بپردازم.من خواهش میکنم مردم ایران هرچیز که از فرهنگ غرب امد را مورد استفاده قرار ندهند.زیرا من و امثال من که از غرب امده ایم در اصل از فرهنگ غرب فرار کرده و به ایرانی آمدیم که هنوز خیلی پیزها داخلش حفظ شده و سفره اهل بیت(ع) در آن پهن هست و ما تشنه دعاهایی مانند کمیل بودیم.وقتی فرهنگ غرب وارد زندگی بشه دعای کمیل برای شخص خسته کننده میشه اما ما واقعا انرژی میگیریم اما ساکنین غرب این را متوجه نمیشوند چون انها ماتریالیست هستند و خبر از روح انسان ندارند و روحشان سنگین و به زمین چسبانده شده و نمی توانن مثل ما در دعا و مناجات روحشان را پرواز دهند.اگر توفیق دعا و اشک ریختن هر روز و هر هفته نباشد و فقط منتظر رسیدن شب قدر برای دعا و نیایش باشد این شخص شاید نداند که معنویت هر روز و دعای روزانه چه تاثیری بر شب قدرش دارد.

-اولین حرمی که برای زیارت مشرف شدید حرم کدام یک از ائمه بوده :

(خانم مریم فاضلی(ورونیکا): حرم امام رضا(ع

-ماایرانی ها اعتقاد احساسی داریم که حرم امام رضا(ع)قطعه ای از بهشت هست ، شما اولین باری که وارد حرم شدید چه حس و حالی داشتید:

خانم مریم فاضلی(ورونیکا):  من متاسفم برای خودم چون اولین بار که زیارت رفتم هنوز شناخت و معرفتی نسبت به امام نداشتم و اینکه من میگویم باید معرفت به امام پیدا کنیم همین هست،ما آن زمان هنوز در آلمان زندگی میکردیم و مسافرت آمدیم به ایران و همسرم من و فرزندان رو برای مسافرت به مشهد بردند هرچه میخای به امام رضا(ع)بگو تا بشما بدهد،چون هنوز تحت تاثیر فشار کمونیست بودم و هنوز سر سفره اهل بیت(ع) ننشسته بودم دائم میترسیدم نکند حرکت اشتباهی انجام بدهم چون آداب زیارت را بلد نیستم ولی بعد چندسال یادم امد که من از امام رضا(ع)ایران رو میخاستم.من دیدم که بچه ها اینجا آزاد هستند و خوش زندگی میکنن بنابر این من دوست داشتم اینجا زندگی کنم.من دوست داشتم در شهر قم زندگی کنیم و این را از امام حسین (ع)میخواستم اما اصلا شرایطش فراهم نبود چون نه جایی را سراغ داشتیم و دستمان هم برای تهیه منزل خالی بود و از امام حسین(ع)خواستم که عاشورا قم باشیم و به مدد آقا ما شب تاسوعا در قم حضور پیدا کردیم و به مدت ۲ ماه(محرم وصفر) چه در مجالس عزا و چه در حرم مهمان سفره امام حسین(ع)بودم و باعث شد تا چندسال تشنگی و عطش معنوی من برطرف بشه تا حدی که دوستان گفتند:چقدر مجلس روضه میری ما نگران شما هستیم!! اما پاسخ دادم انقدر جای این مجالس در زندگی من خالی بوده واقعا روح من نیاز داره تا عطشم برطرف بشود.من در حرم امام رضا(ع) کاملا متوجه شدم و دیدم که مردم حوائجشون برطرف و گناهانشون پاک شده اما شاید خود آنها متوجه این موضوع نمیشدن…

-تا الان به سفر کربلا رفتید:

خانم مریم فاضلی(ورونیکا): نه ،من آرزوی کربلا رفتن دارم اما بمن گفتند چون شما خارجی هستید امکان نداره شما بتوانید به کربلا بروید(پایگاه:قابل توجه مسوولین ).اما شنیده بودم اگر نمی توانید به زیارت امام حسین بروید به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) باید رفت برای همین من در سالروز ولادت حضرت زهرا(س) به شهر ری رفتم.

          034


-البته بیان شده حتی با یک سلام دادن به اهل بیت(ع) شما زیارت کردید و ثواب زیارت برای شما ثبت شده… :

خانم مریم فاضلی(ورونیکا): سال دومی که ما ایران بودیم از دوستان ما عازم کربلا بودن و برای خداحافظی خدمت ایشان رفتم و نمیدانم چه شد که ناخواسته بر زبانم جاری شد که سلام من را به امام حسین(ع)برسانید…بعد چند روز با خودم فکر کردم که چرا من گفتم ” سلام برسانید ” چون من شنیده بودم همه التماس دعا میگویند، اما باور کنید من جواب سلام امام را با تمام حس و وجودم شنیدم.  (( من وقتی جواب سلام حضرت عباس(ع) را شنیدم آنقدر برای من سنگین بود که فقط با سجده رفتن و فریاد کشیدن توانستم بپذیرم چون داغ غمش در کربلا سنگین بود،وقتی میدانستم که چقدر برایشان سخت بوده که نتوانستند آب بیاورند…))

 

-اولین بار چه کسی واقعه کربلا را برای شما تعریف نمود و آیا توانستید باور کنید که روزی در تاریخ چنین اتفاقی برای فرزندان رسول خدا(ص) رقم خورده :

خانم مریم فاضلی(ورونیکا): وقتی در تهران ساکن بودیم و ماه محرم شد در کوچه صدای طبل عزا شنیدم و با بچه ها پشت سر هییت راه افتادم .وقتی وارد مجالس عزاداری شدم با اینکه من زبان فارسی ام ضعیف بود متوجه شدم ناخوداگاه از چشمان من اشک جاری شده ؛بدون آنکه متوجه بشم داخل مجلس در مورد چه صحبت میکنن و بعد اشک ریختن متوجه یک حال خوب و انرژی مثبت در خودم شدم و این خیلی عجیب بود

 

-آیا شنیده اید که اشک بر امام حسین(ع)مرهم زخمهای ایشان هست :

خانم مریم فاضلی(ورونیکا):  نه نشنیده بودم(با یک حالت اندوه پاسخ دادند).چقدر قشنگ بود

 

-در مقاتل نوشته شده بیش از ۱۹۰۰ جای زخم و جراحت بر پیکر امام حسین(ع) دیده شده،بنظر شما چشد که در دوران ظهور اسلام با پسر رسول خدا (ص) چنین رفتار کردند:

خانم مریم فاضلی(ورونیکا): در فرهنگ گذشته من محبت به معنای الان اصلا جایی نداشت.خداوند محبت را به اهل بیت اعطا کرده و اهل بیت (ع) این محبت را به ما منتقل میکنند.انسان اگر بدون محبت زندگی کند به بن بست خواهد رسید وچون نمی تواند رشد نماید این فشار برمیگردد به روح و جسم خود شخص، اولین چیزی که مرا به دین اسلام جذب کرد همین محبت بوده است و در حیرتم که چرا مردم نمی دانند که بدون این محبت هیچ نیستند!حقیقت را نمی توانند بفهمند! اگر محبت به اهل بیت نباشد یک حجابی بین ما و خدا ایجاد می شود و انسان به آرامش نمی رسد.در آلمان اگر کسی به من عیبم را می گفت من دل شکسته می شدم اما وقتی سر سفره اهل بیت(ع) به عیب خودم واقف شدم این شانس را پیدا می کردم تا عیب خودم را برطرف نمایم و این درک و فهم نسبت به عیوب خود از لطف اهل بیت(ع) بوده و هست.وقتی محبت نباشد انسان در بدست آوردن مال دنیا  احتمالا به حرام میوفتد و وفتی شکم خود را از مال حرام پر کرد در مقابل امام عصر خود می ایستد و مقابله میکند.

الان نیز هدف فرهنگ غرب گرفتن این محبت از دین ما می باشد و الا اصلا بفکر رشد و سعادت ما نیست.

 

-اغلب ما وقتی گره به کارمان ایجاد میشود یاد خدا و اهل بیت (ع) میکنیم و به چه زیبایی با آنها درد دل می کنیم و زمانیکه مشکل برطرف شد خدا را فراموش میکنیم.چرا باید محبت ما این مقدار کم باشد:

خانم مریم فاضلی(ورونیکا): من وقتی شنیدم امام زمان(عج) به خاطر اعمال شیعیان اشک می ریزند بسیار ناراحت شدم و با خود گفتم وای بر ما که آنقدر امام زمان(عج) از ما ناراحت هست؟!اما بعد متوجه شدم که امام زمان آنقدر مهربان هستند که حتی بجای ما نزد خداوند استغفار می نمایند چون ما فراموش کردیم و آن زمان بود که از صمیم قلب دلم برای غربت ایشان سوخت.یعنی استغفار آقا  بجای ما نزد خدا خیلی سنگین تر بود ازینکه فقط برای ما اشک بریزند و فقط از من ناراحت هستند.اگر ما سنگینی این عمل مهربانانه امام زمان(عج) را درک بکنیم واقعا باید خجالت بکشیم از رفتار خودمان.امام حتی بین شیعه خودش هم غریب هستند.

 

-چرا ما نسبت به امام زمانمان کمتر توجه داریم :

خانم مریم فاضلی(ورونیکا):  چون ما نفهمیدیم که به وجود ایشان نیاز داریم . ما درک نکردیم که اگر امام نبودن ما هیچی نداشتیم.درست است که در غرب تکنیک(فن آوری) پیشرفت کرده اما به چه هزینه ای!! خانواده سالم در غرب نیست.آرامشی که در بین ایرانیان وجود دارد آنجا(غرب و آلمان)وجود ندارد و این آرامش از محبت اهل بیت(ع) است.مثلا شخصی برای همایش به آلمان آمده بود و نظرش این بود که درست است در اینجا همه چیز مرتب و زیبا در کنار هم ایجاد شده اما من در صورت مردم اینجا انرژی و خوشبختی را پیدا نمی کنم و ظاهرا خوشبخت هستند اما باطن اینطور نیست! من هم به ایشان گفتم:اتفاقا درست متوجه شدید.

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـکِنَّ اللّهَ رَمَى  –

  • پس (بدانید که) شما آنها را نکشتید و لکن خدا آنان را کشت، و آن گاه که تو (به سوى آنها تیر و سنگریزه) افکندى تو نیفکندى و لکن خدا افکند (تا دشمن را مغلوب نماید) و براى آنکه مؤمنان را نیک آزمایش نماید (یا نعمت نیکوى پیروزى دهد) که همانا خدا شنونده و داناست.

خانم مریم فاضلی(ورونیکا): خداوند بزرگترین نعمت را به شیعه داده و این نعمت همان اهل بیت است که در غدیر اعطا شد.همانطور که در دعای عرفه این نیاز به لسان امام حسین(ع) کاملا زیبا بیان شده و انسان برای رفع تشنگی خود به دنبال اهل بیت می رود و من چون با شیعه شدن یک تولد دیگر برای خودم تعیین کردم به خوبی این حس نیاز را فهمیدم.من دعای عرفه را فقط روز عرفه نمی خوانم و دائم در حال استفاده از معارف آن هستم.امام حسین(ع) با اینکه خود معصوم از گناه هست اما در دعا ی عرفه نزد خدا بیان می کند که ما هیچی نیستیم و به خدا نیاز داریم

بیان یک خاطره از کربلای ایران؛ ما برای سفر به مناطق جنوب رفتیم اما آنقدر برنامه فشرده بود که من نتوانستم زیارت نمایم و ازین اوضاع ناراحت بودم.وقتی در حال عزیمت از منطقه طلاییه بودیم ناخودآگاه من اشک ریختم،بدون اینکه حس دلتنگی داشته باشم و این اشک بخاطر دلتنگی باشد.از دخترم سوال کردم آیا زیارت کردن نشانه و علامت مشخصی دارد: دخترم پاسخ داد بله، اشک ریختن نشانه زیارت کردن هست. و بعد در حالت خاصی شنیدم که : خواسته ها باید کنار برود تا نیاز واقعی نمایان شود.حس کردم این جمله را بارها شنیدم و جستجو کردم تا متوجه شدم در دعای عرفه خوانده ام.همانطور که در سوره علق بیان شده وقتی انسان حس میکند همه چیز دارد پس نیازی به خدا و امام در خود نمی بیند…

پایان قسمت اول

ادامه دارد…

      

          دانلود فایل صوتی مصاحبه

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما


  1. مسلم گفت:

    قسمت دوم نداره؟؟؟