تاریخ انتشار :

عبدالله پیچ‌تو

مسیحی‎ای که بعد از ۱۰ سال مسلمانی، شیعه شد

در حقیقت باید بگویم اخلاق در رفتار انقلابی جمهوری اسلامی ایران و نیروهای حزب‌الله مرا شیفته تشیع کرد. من در جامعه‌ای بزرگ شدم که کلیسا رفتن خیلی مهم و ضروری نیست اما با اخلاق رفتار کردن بسیار مهم است.

n00020731-b

 

 

به گزارش رهیافتگان: “عبدالله پیچ تو” فرانسوی‌الاصل که مدتی است به مذهب تشیع مشرف شده است، گفت: قلب و ضمیر اصلی مذهب تشیع عشق و عدالت است که مظهر این عشق و عدالت الهی وجود مقدس ائمه معصومین(علیهم السلام) می‌باشند.

 

بنده “عبدالله پیچ‌تو” اهل شهر آلبق ویل فرانسه هستم.

لطفا کمی در مورد کودکی خودتان صحبت کنید؟

زمانی که متولد شدم، پدر و مادرم که قصد نگهداری من را نداشتند، حضانت من را به دولت فرانسه واگذار کردند. بعد از گذشت سه ماه یک خانواده فرانسوی به نام “ژان پیچ تو” و “مونیکا پیچ تو” من را به فرزند خواندگی خود پذیرفتند. ژان اصالتا اهل ایتالیا و مونیکا که حالا مادرم شده بود، فرانسوی الاصل بود.

ژان و مونیکا مسیحی بودند؟

بله. پدر و مادرم مسیحی بودند، البته جزو فرقه‌ای خاصی از مسیحیت با نام Jeovahs Witnesses به معنی شاهدان. این فرقه اعتقاد داشت که حضرت مسیح کشته نشده است بلکه به آسمان عروج کرده است. درست همان اعتقادی که مسلمانان درباره حضر ت مسیح(علیه السلام) دارند. بسیاری از فرانسویان آنان را افراطی می‌پندارند.

من از ۱۰ سالگی با مسیحیت آشنا شدم البته این را هم باید بگویم که از همان دوران نوجوانی بسیار دلباخته و عاشق فرهنگ آمریکائی بودم تا قبل از این که به سن ۲۰ سالگی برسم سه بار به آمریکا سفر کردم و از نزدیک با سبک زندگی و فرهنگ آمریکائی آشنا شدم. همیشه با خود فکر می‌کردم بهترین و کامل‌ترین الگوی زندگی الگوی آمریکایی است. خانواده‌ای که من در آن بزرگ شدم مخالف تبعیض نژادی بودند به نحوی که پدرم ژان در زمانی که الجزایر مستعمره فرانسه بود در این کشور سرباز بود. زمانی که پی به ظلم یک ملاک فرانسوی نسبت به مردم الجزایر می‌برد، شبانه با دوستان خود به مزرعه وی حمله کرده و آن را به تلافی ظلم به مردم الجزایر به آتش می‌کشد. مقاومت در خون مردم فرانسه موج می‌زند پدر بزرگم(پدر مونیکا) در زمان اشغال فرانسه در جنگ جهانی دوم در مقاومت فرانسه علیه نازیسم در حال مبارزه بود.

فرقه‌ای که شما در مسیحیت از آن پیروی می‌کردید، به آخرالزمان اعتقادی داشت؟

پیروان این فرقه معتقد بودند که در آخر الزمان زندگی می‌کنند؛ در این دوران جنگ بسیار بزرگی بین شیطان و بشریت در حال رخ دادن است. بر اساس اعتقاد این فرقه که جهان در تسلط شیطان است و باید تلاش نمود که جهان را از تسلط شیطان بیرون آورد. بر خلاف یهودیت، مسیحیت و اسلام تفکرات نزدیکی با هم دارند و در بعضی از مسائل همچون آخر الزمان با هم مشترک هستند.

چه اتفاقی باعث آشنایی شما با دین مبین اسلام شد؟

من خیلی علاقه به بسکتبال داشتم. در سن ۱۸ سالگی وقتی در حال بسکتبال بازی با دوستانم بودم، یک پسر ۱۰ ساله‌ای جلو آمد و به من گفت شما عرب هستید؟ در جوابش گفتم نه دوباره خطاب به من گفت چهره شما خیلی شبیه عرب‌ها است. بعد از این ماجرا سوال در ذهنم ایجاد شد که تحقیقی از فرهنگ اعراب انجام دهم. در یکی از روزها به کتابفروشی رفتم و تعدادی کتاب در مورد فرهنگ اعراب خریداری نمودم که اتفاقا در بین این کتاب قرآن کریم نیز به چشمم می‌خورد. مدتی بعد از خواندن کتاب‌ها با فرهنگ عرب‌ها آشنا شدم. کشیشی در محله ما زندگی می‌کرد. من پیش وی رفتم و گفتم می‌خواهم در مورد اسلام تحقیقی نماییم. او که مرد بسیار خوبی بود مرا تشویق کرد. اولین روزی که قرآن را باز کرده و خواندم، دریافتم که بسیار متفاوت با فرهنگ اعراب است و درست همان چیزی که من به دنبال آن می‌گشتم.

در چه سالی مسلمان شدید؟

از سال ۱۹۹۳ (۱۸ سالگی) شروع به تحقیق در خصوص دین اسلام کردم و در سال ۱۹۹۶ با گفتن شهادتین به دین مبین اسلام اهل سنت مشرف شدم در فرانسه دسترسی به منابع اسلام کار بسیار دشواری بود. قبل از این که به دین اسلام مشرف شدم احساس می‌کردم خداوند به انسان روحیه مقاومت و زیر بار ظلم نرفتن را هدیه کرده است، من معتقد بودم اگر ظلمی شود و انسان در برابر آن مقاومتی نکند اصلا جهان به سمت درست شدن پیش نخواهد رفت، این روحیه را من در مسیحیت پیدا نکردم اما در اسلام به صورت برجسته پیدا می‌شد اسلام می‌گفت خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد و این خدای یگانه تنها برای دین اسلام تنها یک پیامبر به نام حضرت محمدبن عبدالله (صلی الله علیه واله) فرستاده است؛ اما شما در مسیحیت خدا را به سه حالت خداوند، جبرییل و حضرت مسیح پیدا می‌کنید. در همان زمانی که در مورد اسلام تحقیق می‌کردم با عقاید صوفیه نیز آشنا می‌شدم.

بعد از حوادث یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ بود که به سیاست نیز علاقه‌مند شدم وقتی با اسلام سیاسی آشنا شدم کم کم روحیه مقاومت در من شروع به موج زدن کرد. من در آن زمان فقط القاعده را به عنوان تنها گروه مبارزه می‌شناختم و اصلا اطلاعاتی در خصوص جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان نداشتم برای این که بیشتر به تفکرات القاعده و وهابیت آشنا شدم در سال ۲۰۰۲ تصمیم گرفتم به عربستان سفر کرده تا از نزدیک با این تفکرات آشنا شوم.

از آشنایی خودتان با مذهب تشیع بگوید؟

در فرانسه من دوستی داشتم که پیرو مذهب تشیع بود، این دوستم شخصیت بسیار عجیبی داشت. وقتی که من در حالت عصبانیت با او در مورد مذهب بحث می‌کردیم، خیلی با وجاهت زیادی مرا دعوت به آرامش می‌کرد و پاسخ من را می‌داد و هرچه من عصبانی‌تر می‌شدیم دوستم با آرامش بیشتری پاسخگوی سوالات من بود.

وقتی که تصمیم خود را مبنی بر رفتن به عربستان و تحقیق در خصوص عقاید وهابیت به او گفتم از من درخواست کرد که در کنار آشنایی با عقاید وهابیت با عقاید مذهب تشیع نیز آشنا شوم. در سال ۲۰۰۲ وقتی برای انجام مناسک عمره وارد مکه شدم، با یک ایرانی آشنا شده و شروع به صحبت کردن شدیم. من در قسمتی از سخنان خود به این ایرانی گفتم که من آرزو دارم که در جهاد علیه صهیونیسم به ملت مظلوم فلسطین کمک نمائیم و این ایرانی نیز در جواب به من گفت آیا تو در جهاد اکبر(نفس) پیروز شده‌ای که حالا می‌خواهی وارد میدان جهاد اصغر شوی؟

این سوال در ذهنم هزاران سوال دیگر ایجاد کرد و مقدمه‌ای شد که در مورد مذهب اهل بیت پیامبر گرامی اسلام تحقیق نماییم.

دقیقا از چه زمانی به مذهب تشیع مشرف شدید؟

بعد از این که در سال ۲۰۰۲ مناسک عمره را به جای آوردم برای انجام حج واجب در سال ۲۰۰۳ رهسپار مکه مکرمه شدم؛ در آنجا با بسیاری از شیعیان سوریه و لبنان آشنا شدم. از آن موقع بود که به آشنایی با عقاید شیعه بسیار علاقه‌مند شدم. یکی از اعتقادات شیعیان که من در همان روزهای اول به آن پی بردم این بود که هیچ وقت هدف وسیله را توجیه نمی‌کند یا یکی دیگر از این اعتقاد این بود که شیعیان در شرایط سخت جنگی احساسات خود را کنترل می‌کردند و اقدام غیرانسانی انجام نمی‌دادند. به طور مثال من در نحوه عملیات‌های مقاومتی حزب الله تحقیق می‌کردم به این نتیجه رسیدم که حزب الله برای انجام عملیات نظامی که مدت‌ها روی آن وقت صرف کرده بودند اگر احساس می‌کردند غیر نظامیان هدف قرار خواهند گرفت، عملیات را لغو می‌کردند. در حقیقت باید بگویم اخلاق در رفتار انقلابی جمهوری اسلامی ایران و نیروهای حزب‌الله مرا شیفته تشیع کرد. من در جامعه‌ای بزرگ شدم که کلیسا رفتن خیلی مهم و ضروری نیست اما با اخلاق رفتار کردن بسیار مهم است. همانطور که حضرت رسول (صلی الله علیه واله) می‌فرمایند “من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده‌ام”. بعد از این که در حج واجب با شیعیان آشنا شدم در سال ۲۰۱۰ به مدت ۷ ماه در سوریه زندگی کردم؛ وقتی در سوریه با اهل بیت پیامبر گرامی اسلام آشنا شدم دریافتم که در یک مذهب ۱۲ مسیح همزمان با هم وجود دارد به مذهب حقه تشیع گرویدم و مقلد آیت‌الله علامه فضل الله شدم.

آن چیزی که شیعه را برجسته کرده است، چیست؟

قلب و ضمیر اصلی مذهب تشیع عشق و عدالت است که مظهر این عشق و عدالت الهی وجود مقدس ائمه معصومین(علیه السلام) می‌باشند؛ به نظر من تا ائمه معصومین شناخته نشود هیچ چیز نشناخته نخواهد شد. عشق در مسیحیت وجود داشت اما من در تشیع عشق و عدالت را با هم به دست آوردم و برای این که عدالت برقرار شود، نباید در برابر ظلم سکوت کرد همانطوری که حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در برابر لشگر کفر فرمودند «هیات من الذله»

شما از کدام قسمت روضه حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) بیشتر لذت می‌برید؟

به نظر من اگر شما سوال را این طور که ممتازترین بخش واقعه کربلا کجاست مطرح نمائید من می‌گویم آیا لحظه‌ای در واقعه کربلا وجود دارد که ممتاز نباشد؟

نظر خود را درباره این واژه‌ها، در یک کلمه بگویید؟

شیعه: حق، امام خمینی(ره): نور، امام حسین(علیه السلام): حب، امام رضا(علیه السلام): ستاره درخشان، امام زمان(عجل الله تعالی): عدالت، ولایت فقیه: محافظت، حزب الله لبنان: مردانگی، صهیونیسم: بدترین اشتباه، وهابیت: تاریکی.

عبدالله پیچ‌تو در پایان گفت‌وگو این چنین از خوانندگان درخواست کرد: من از هر کسی که این گزارش را می‌خواند در خواست می‌کنم برای پدرم ژان که به رحمت خدا رفته است، طلب مغفرت نماید و برای مادرم مونیکا که اکنون در بستر بیماری است، از خداوند طلب سلامتی و عافیت نماید.

گفت‌وگو از علی بازقندی

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار