کاترین شکدم
من به طوراتفاقی ازطریق دوستانم در دانشگاه با اسلام آشنا شدم

«کاترین شکدم» روزنامه نگار مسلمان و شیعه شده انگلیسی است که پیش از آن بر آیین مسیحیت بود.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) اگر چه خانواده ام به عنوان کاتولیک شناخته می شدند اما پدر و مادرم هرگزاهمیتی به دین ومذهب نمی دادند. همین امر باعث شد که من به دین مسیحیت با نگاهی سطحی وعاری ازهر گونه معنایی ملموس و واقعی نگاه کنم، چرا که مردم پیرواین دین، خود احساس می کردند که ازباورها واعتقادات آن فاصله گرفته و دور افتاده اند. همچنین باید اذعان کنم که هیچ یک ازآموزه هایی که از دین مسیحیت به من ارائه شده بود، به هیچ یک ازسوالاتی که داشتم، پاسخ نداد.

ازطریق دوستانم در دانشگاه با اسلام آشنا شدم

من به طوراتفاقی ازطریق دوستانم در دانشگاه با اسلام آشنا شدم. اطمینان خاطری که آنها نسبت به اسلام داشتند مرا وادار ساخت که قرآن را بخوانم. باید بگویم که هیچ آیه ای بیش از آیات سوره الفاتحه حق را بلند ترانعکاس نداد. درآن چند آیه، به معنای واقعی کلمه تکیه گاه معنوی خود را پیدا کردم. ساده تر بگویم، احساس کردم به محیط و خانه ای آشنا(اسلام) دعوت شده ام و چاره ای جز پیروی ندارم. البته این آغاز سفر من بود. ماهها تحقیق، غوروبررسی درونی، فکر کردن به ارزشها و انگیزه ها، و مطالعه لازم بود تا بتوانم واقعا خود را(نسبت به دین اسلام) متعهد کنم. اگر بخواهم واقعا صادقانه سخن گفته باشم، باید بگویم آن لحظه ای که قرآن را در دست گرفتم، دانستم که زندگی ام دیگر به خودم تعلق ندارد.

من خوش شانس بودم که در سفرم به سوی اسلام، برای پیدا کردن راهم فرصت و فضای لازم را داشتم. هیچ یک از دوستانم تفکر مرا با اختلاف نظرها وانشقاق هایی که جهان اسلام را دچار مصیبت های زیادی کرده است، آلوده و مشوش نکردند. در عوض، این امکان فراهم شد که خودم به برداشت ها و جمع بندی ها برسم.

مطالعه تاریخ اسلام

در حالی که غرق در تاریخ اسلام می شدم، بالاجبار احساس می کردم که علیه اهل بیت پیامبر ظلم بزرگی انجام گرفته است.

 در این مقطع باید این را بدانید که تحقیقات من بیش از حد به ادبیات و متون اهل سنت محدود می شد. در حالی که از دوره ای که اغلب مورخان غربی به آن به عنوان دوران “چهار خلیفه برحق” اشاره می کنند، آگاه می شدم، احساس می کردم که یک موضوع مفقود است؛ این که در جایی بین رحلت پیامبر محمد صلی الله علیه و آله و انتصاب ابوبکر، یک حلقه اتصال شکسته شده است، و اسلام به پرچمی تنزل یافته که مردان قدرت طلب با در دست داشتن آن در پی اطاعت (دیگران از خود) بودند. آن هنگام بود که وقتی افکارم را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم، او لبخندی زد وکتابی به دستم داد که تراژدی کربلا را باز خوانی می کرد.

از طریق امام حسین علیه السلام بود که فهمیدم معنای اسلام چیست

 باید بگویم با تمام مطالعات و تحقیقاتی که  تا آن زمان انجام داده بودم، در نهایت فقط این کتاب بود که توانست همه چیزرا درجای خود قرار داده و در قالب یک چشم انداز به تصویر بکشد. تا آن لحظه، اسلام برای من هنوز عینیت پیدا نکرده بود، اگر چه من بر این باور بودم که آیات (قرآن) کلمات خداوند بودند اما این حلقه اتصال که باعث می شود شما از باور واعتقاد به یقین مطلق برسید، هنوز برایم حاصل نشده بود. از طریق امام حسین علیه السلام بود که فهمیدم معنای اسلام چیست. به واسطه شجاعت، دلسوزی  او برای بشریت، و وفاداری تقوا گونه بی مانند او بود که سرانجام توانستم درک کنم معنای حقیقی شهادتین اسلام چیست.

خشم و تنفرعلیه آن کسانی که علیه اهل بیت سلاح به دست گرفتند، هرگز از دلم بیرون نرفت. این عشق من به آنها بود که باعث شد اسلام و سنت های واقعی پیامبرمحمد صلی الله علیه و آله را با آغوش بازبپذیرم.

گنجینه ی علمی که در احادیث نهفته است

به نظرمن، علیرغم تمام عقلانیت قرآن و گنجینه علمی که در احادیث نهفته است، اگر چه از همان اوایل آموختم که آدم باید نسبت به مطالب و ادبیاتی که می خواند محتاط باشد، این اهل بیت بودند که به بهترین وجه ممکن با من سخن گفتند. اگرعقل وذهن من بر این باور بود که اسلام دین حق است، این قلب من بود که مرا به سوی تغییر مذهب کشاند. اگر بخاطرامامان ما نبود، شاید هرگززیبایی امنیتی که آدمی دراین آگاهی که تقوا و پرهیزگاری او به جایی متصل است که خداوند فرمان داده، را درک نمی کردم. پس ازآن، انتخاب بین شیعه یا سنی هرگز برای من یک گزینه نبود. تا آنجا که می دانستم فقط  یک راه وجود داشت وآن بیعت غدیرو کمال دین بود. برای من مسلمان بودن حکایت ازشیعه علی علیه السلام بودن دارد. در غیر این صورت اعتقاد وایمان آدمی کامل نیست.

خداوند به ما امرفرموده است که از قرآن و از اهل بیت  پیروی کنیم. چرا آنچه را که خدا کامل کرده بود تکه تکه کنیم و کماکان ادعای اتحاد در مذهب کنیم؟ اگر قرار بود که اسلام شیعی را خلاصه کنم می گفتم اسلام شیعی دعوتی است به سوی حق، دلسوزی و عدالت. چگونه کسی می تواند فریاد امام حسین، هنگامی که فرمود آیا کسی هست که مرا یاری کند را نشنیده بگیرد؟ چگونه هرگز کسی می توانست  اقتداری را که خداوند به اهل بیت اعطاء کرده بود، به چالش بکشد؟

معتقدم که امروز وظیفه ماست که این پیام را نشر بدهیم تا بدین ترتیب یک بار دیگر اتحاد میان ما پیدا شود، درغیراین صورت بسیاری از کسانی که تغییر مذهب داده اند بدون راهنما، بلاتکلیف و سرگردان خواهند ماند.

 

به اشتراک بگذارید :

ads1 ads1

دیدگاه شما


ads ads ads ads