به ياد مالكوم شباز :
مالکوم شباز و پدربزرگ آزادیخواهش هر دو عاشق خدا و مردمشان بودند

آنها قول داده بودند به او کمک کنند اما نکردند کسانی مثل «اسپایک لی» و «دنزل واشنگتن».

رهیافتگان –     مترجم مهرداد صادقی : آنچه در پیش‌روست مصاحبه‌ی یکی از روزنامه‌های ایلات سانفرانسیسکو با شیخ هاشم دوست مالکوم شباز است که از طریق برخی دوستان مالکوم برای صاحب فرستاده شده است. صاحب نیوز باهدف معرفی هرچه بیشتر آن شهید مصاحبه فوق راپس از ترجمه منتشر می نماید.

بیست و نهمین سالگرد تولد مرحوم حاج مالکوم لطیف شباز، نوه مرحوم حاج مالک الشباز معروف به مالکوم ایکس و بتی شباز،  برگذار شد. این اولین سالگرد تولد او بعد از به قتل رسیدنش در شهر مکزیکو در تاریخ 9 می 2013 است. خبر جدیدی از انگیزه و مسئولیت قتل وی از سوی دولتهای مکزیک و آمریکا وجود ندارد. دو نفر از کارکنان کاباره‌ای که گفته شده مالکوم وارد آن شده به جرم زدن و کشتن او دستگیر شدند. از آن روز تا به حال تعدادی آفریقایی-مکزیکی تصمیم به برگذاری اعتراضاتی علیه کشتن سیاه پوستان و در راس آنها مالکوم گرفتند. آنها حتی دست به اعتصاب غذا زدند. بسیاری از آنها توسط پلیس مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. «شیخ هاشم علاالدین» برگذارکننده مراسم ختم مالکوم در “اوکلند” بود. او هچنین پیشوای مذهبی او بود. در برهه‌ای از زمان مالکوم با شیخ هاشم و خانواده او زندگی میکرد، و همیشه در مسائل زندگی با او مشورت میکرد. من از«شیخ هاشم» خواستم در مورد رابطه اش با مالکوم جوان صحبت کند.

والری: پنج ماه از ترور مالکوم در مکزیکو میگذرد. آیا خبر جدیدی در مورد مسئولیت ترور دارید؟

شیخ هاشم: من واقعا هیچ اطلاعی در مورد وقایع مکزیکو ندارم. اما بررسی‌هایی در حال انجام شدن است که انشالله به ما کمک خواهد کرد به اصل قضیه پی ببریم تا قلب ما و مادرش آرام بگیرد.

والری: نظر شما در مورد عدم علاقه دولت آمریکا و مکزیک نسبت به ترور مالکوم چیست؟

شیخ هاشم: فکر نمیکنم این قضیه خیلی برای هیچ یک از این دولت‌ها مهم باشد. چون آنها مالکوم و به طور کلی خانواده شباز را به اندازه ما به خودشان نزدیک نمیدانند. اگر فردی بود که برای دولت مهم بود، یا کسی از خانواده ای با قدرت سیاسی، آنوقت داستان متفاوتی داشتیم. اما برای من مهم نیست، آنچه مهم است عدم علاقه آفریقایی- آمریکایی‌ها نسبت به مشقات مالکوم و خانواده شباز است.

والری: چطور با مالکوم آشنا شدید؟ چطور پیشوای او شدید؟ لطفا پیشوا را برای خوانندگان غیر مسلمان توضیح دهید.

مالکوم شباز

مالکوم شباز در حرم حضرت زینب

شیخ هاشم: من مالکوم را در فیس بوک دیدم. یکی از دوستانم به من گفته بود که او را در سوریه در حرم حضرت زینب (س)، دختر انقلابی پیامبر (ص) ملاقات کرده بود. من با او در فیسبوک دوست شدم.

بعد یک روز مالکوم یک پیام برای من فرستاد و از من خواست در مورد تشیع برایش توضیح بدهم و درصورت امکان او پیش من و خانواده ام زندگی کند. بی درنگ به او جواب مثبت دادم. به او گفتم من مدیون ایثارگری ها و درس های پدربزرگش هستم و باعث افتخارم  است که میزبان او باشم.

امام یا شیخ لقب خاصی است که به رهبران مسلمان داده میشود. مالکوم به همه میگفتم من امام او هستم چون برای او چنین نقشی داشتم اما خدا میداند.

مالکوم شباز

مالکوم شباز

والری: مالکوم در زمان ملاقات شما چطور آدمی بود.

شیخ هاشم: او خیلی ساکت، افتاده و مهربان بود.خیلی مشتاق بود در مورد اسلام و مشقات آفریقای- آمریکایی ها بداند. او مصمم بود تمام مظلومین جهان را تحت پرچم عدالت متحد کند. او خیلی شبیه پدربزرگش بود. بعد ازحج سازمان‌های زیادی تشکیل داد. سازمانهای دینی و غیر دینی برای بهبودی نژاد بشری.

والری: مالکوم کی و چرا به این شهر(سن فرانسیسکو) آمد؟ و چه چیزی در مورد این شهر توجه او را جلب کرد؟

شیخ هاشم: من و مالکوم همیشه بحث میکردم که کدام منطقه  بهتر است. شرق یا غرب، من به او گفتم فرقی نمیکنه از کجا آمده باشی، برای اینکه موفق بشی باید به این شهر بیایی.

سن فرانسیسکو شهر مهمی برای مسائل مربوط به سیاه پوستان است.  حتی “پک” بازی را وقتی یاد گرفت که به سن فرانسیسکو آمد.

مالکوم شباز

مالکوم شباز به همراه دوست ایرانیش محسنی در حسینیه شیعیان

ما تاریخچه نقاط مختلف را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اینجا هنوز مکان خوبی برای فعالیت‌های ماست.

اما آنچه که باعث شد من بتوانم مالکوم را قانع کنم جواب خود او به این سوال من بود: “وقتی در نیویورک اسیر “گولاگ” شده بودی چه کسانی با تو در تماس بودند؟” او گفت: رشید و یوری. کسانی که با سن فرانسیسکو ارتباط داشتند. او حزب پلنگ سیاه را هم دوست داشت و احساس میکرد آنها سیاست پدر بزرگش را به ارث برده اند.

والری: اهمیت سن فرانسیسکو در زندگی حاج مالک شباز چیست؟

شیخ هاشم: یازده اکتبر، پنجاهمین سالگرد سخنرانی حاج مالکوم ایکس در دانشگاه برگلی است. او تاثیر به سزایی نه تنها بر آفریقایی امریکایی‌ها بلکه بر بسیاری  از فعالان سفید پوست و آسیای داشت. آثار تلاشهای او را بعد از شهادتش در سن فرانسیسکو میتوان دید. تمام جوانب زندگی او  در این شهر قابل مشاهده است. اما جنبه سیاسی زندگی مالکوم در حزب«پلنگ سیاه»، هوای زیر زمین، جنبش های ضد جنگ، آزادی بیان و حتی در کمدی های ریچارد پرایر به وضوح دیده میشود.

والری: زندگی مالکوم جوان در مقایسه با پدربزرگش چگونه بود؟

شیخ هاشم: مهمترین نکته مشابه در آنها این بود که هردو عاشق خدا و مردمشان بودند. مالکوم جوان هرگز فرصت رشد کامل نیافت اما مثل پدر بزرگش همیشه در این جنگ برای خالص کردن نفس و بهبود بشر بود.

البته مالکوم، مادرش و پدربزرگش هرسه لبخند زیبایی داشتند. من یک بار به مالکوم گفتم که لبخند پدربزرگش مثل یک پیام اطمینان به سیاه پوستان بود که میگفت نگران نباشید، ما موفق میشویم. حتی وقتی مورد اصابت گلوله قرار گرفت لبخند میزد.

والری:  چرا مراسم مالکوم در اوکلند برگذار شد؟

شیخ هاشم: به دلایلی من از مادر مالکوم خواستم اجازه بدهد مراسم در اوکلند برگذار شود:

اول اینکه میخواستم مطمئن شوم مراحل دفن او دقیقا طبق سنت پیامبر و اهل بیتش انجام میشود.

ثانیا من میدانستم که مالکوم اینجا را دوست داشت و تصمیم داشت در آینده در اینجا زندگی کند. و دلیل سوم که یک دلیل خودخواهانه است این بود که من میخواستم به او نزدیک باشم و هر وقت خواستم در کنار قبرش برایش دعا کنم.

او موافقت کرد که مراسم اینجا باشد و برای احترام جسدش را در کنار پدربزرگ و مادر بزرگش قرار دهیم. ما به  دنبال یک جا برای دفن کردن او بودیم. سعی کردیم نزدیک قبر “بابی هاتن” جایی پیدا کنیم. مالکوم همیشه ارادت خاصی به ایثارگری های او داشت.

مالکوم شباز

مالکوم شباز در حال سخنرانی در روز عاشورا در نیویورک

والری: حمایات مالی زیادی بعد از ترور ناجوانمردانه مالکوم انجام شد. چرا همین آدمها زمانی که زنده بود از او حمایت نکردند؟

شیخ هاشم: در حقیقت بسیاری از این کمک‌ها از طرف قشر کم درآمد جامعه بود. ما کمک‌های 5 یا 10 دلاری دریافت میکردیم. اما این حمایت‌ها از ته دل بود. مشکل ما با پولدارهایی بود که ادعا می‌کردند مالکوم را دوست دارند. آنها قول داده بودند به او کمک کنند اما نکردند کسانی مثل «اسپایک لی» و «دنزل واشنگتن». من نامه ای دارم که مالکوم به دنزل نوشته و از او درخواست کمک کرده، چون دنزل زمان ساخت فیلم مالکوم ایکس به او پیشنهاد کمک کرده بود. اما هیچ وقت پاسخی از او نرسید حتی پیغام تسلیت بعد از مرگش. اما بگذارید چیزی نگویم…

والری: مالکوم برای سخنرانی به کجا‌ها سفر کرده که برای شما تعریف کرده؟

شیخ هاشم:  مالکوم سفرهای خودش به لیبی، سوریه  و سفر حجش را خیلی دوست داشت. به خاطر دارم وقتی مکه بود با من تماس گرفت و خیلی هیجان‌زده به من گفت که وارد غاری شده که پیامبر (ص) برای اولین بار در آنجا وحی الهی را دریافت کرد. او همچنین خیلی خوشحال بود که شیخ عمری را ملاقات کرده بود، شیخ عمری رهبر شیعیان مدینه و عربستان بود. او خیلی شگفت زده شده بود که آنها هم مثل خودش سیاه هستند و شبیه آفریقایی آمریکایی‌ها هستند.

والری:  مردم چگونه میتوانند به فرزندان مالکوم کمک مالی کنند؟

شیخ هاشم: به زودی سازمان رسمی برای این کار تشکیل خواهد شد.تا آن زمان باید به خاطر داشته باشیم که برای فرزندان و خانواده های این سربازان دعا کنیم.

والری: بزرگترین درسی که شما از زندگی مالکوم جوان یاد گرفتید چه بود؟

والری: aluta continua  یعنی مبارزه ادامه دارد….

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید:

  1. اکبری گفت:

    بهار را با یاد او آغاز می کنیم.
    چرا که تمام هستی قطرهای از دریای بیکران عطوفت فاطمه (س ) است.
    سالی سرشار از خیر و برکت را برای شما و خانواده محترمتان آرزومندیم.
    (◡‿◡✿)

  2. سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/node/48162
    ما را از بروزرسانی خود آگاه
    و با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    http://ammarname.irinfo@ammarname.ir
    یا علی

  3. حسین گفت:

    سلام
    زیبا بود
    خداقوت