تازه مسلمانی از امریکای مرکزی
گفتگو با اولین مسلمان کشور السالوادور

هیچوقت نمی توانیم یک کاندیدای مستقل داشته باشیم چون باید رئیس جمهور ما به تأیید ایالات متحده آمریکا برسد. در کشور ما مشکلات تبلیغ زیاد است و ما نمی توانیم به طور مستقیم به تبلیغ اسلام بپردازیم.

   به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) :صاحب نیوز مفتخر است که در ارتباط با بخش رهیافتگان نمایشگاه بین المللی قرآن تهران پرونده ای ویژه را برای مخاطبان فراهم کرده است و سعی کرده ایم در قالب مصاحبه با رهیافتگان و تازه مسلمانان سراسر جهان (که انقلاب ایران قلوب آنها را به هم نزدیک کرده است)، به معرفی برخی از چهره های جدید و بیان مختصری از دیدگاه های آنها بپردازیم. در طی این سلسه مصاحبه  به گفتگو با اسکار السلوادوری پرداختیم. اسکار از پیشگامان دین اسلام در السالوادور است که به دلیل خفقان حاکم بر این کشور کوچک سختی های زیادی را متحمل شده است. امروز به واسطه فعالیت های او می توان نام اسلام را در کشور السالوادور شنید.

***n00174097-b

 در مورد گذشته خود قبل از تشرف به دین اسلام توضیحات مختصری بیان کنید.

– اسکار السالوادوری: اهل کشور السالوادور از کشورهای حوزه آمریکای مرکزی هستم. من در یک خانواده کاتولیک به دنیا آمدم و ۱۵سال پیش مشغول تحصیل در رشته باستان شناسی بودم. در رشته تحصیلی بنده بخشی تحت عنوان انسان شناسی و مطالعات ادیان وجود داشت که همین باعث شد برای مطالعه در مورد دین های مختلف مطالعاتی داشته باشم.

مسیحیت برایم یک دین موروثی بود و مطالعه ای راجع آن نداشتم تا اینکه شک و شبهاتی راجع مسیحیت برایم پیش آمد. همه جا خوانده بودم که خداوند خالق همه موجودات است ولی در دین خود می خوانیم که خدا پدر است و مریم مقدس مادر همه انسان هاست که این بزرگترین شبهه ذهنی من شد. برای جواب گرفتن نزد یک کشیش رفتم، ایشان گفت: پسرم! این سؤالات یکی از رازهای دین ماست که همه نمی توانند راز آن را بفهمند ولی بایدآن را بپذیرند. بعد از آن تصمیم به مطالعه کردن گرفتم تا خود به جواب برسم. دچار تزاحم شده بودم چراکه پس از ۲۷سال که مسیحی بودم دچار تناقضات بزرگی در دین خود شده بودم.

مطالعه راجع ادیان دیگر را آغاز کردم تا شاید بتوانم جواب هایم را در آن ها بیابم و پس از ۳سال تحقیق و مطالعه، تصمیم گرفتم مسلمان شوم. البته اسلام آوردن آغازی بر مشکلات جدید و بزرگتر من بود.به هرکسی می رسیدم راجع اسلام سؤال می کردم و جوابی نمی یافتم تا اینکه با مشورت دوستان در دانشگاه به یکی از کشورهای منطقه سفر کردم. من در کشور گواتمالا یک مسجد کوچک پیدا کردم و همان جا شهادتینم را گفتم و اسلام آوردم.

 الآن چه تعدادی در این کشور مسلمان هستند با توجه به شرایط بد و خفقانی که در این کشور وجود دارد؟

– وقتی که من به کشورم برگشتم به همسرم اعلام کردم که مسلمان شده ام و تصمیم گرفتم یک کتابخانه در مورد اسلام برای خودم تهیه کنم. در آن ایام یک دانشجو برای کسب اطلاعات نزد من می آمد تا اینکه او هم پس از ۳سال ارتباط با من و کتابخانه من، مسلمان شد و بعد از آن همسرم مسلمان شد و تا الآن صدها نفر را می شناسم که شیعه شده اند. امروز همان کتابخانه من مرکز اسلامی السالوادور شده است. پس از آن بود که تصمیم گرفتم به ایران سفر کنم.

با توجه به تبلیغات ایران هراسی که در کشور شما وجود دارد چرا به ایران آمدید؟

– من به عنایت خدا اهل مطالعه هستم و با این مطالعات اطلاعات خوبی از ایران پیدا کردم ولی همه مرا از سفر به ایران می ترساندند، از جمله مادرزن من که موقع سفر ما به ایران خیلی نگران شده بود. او پس از یک سال حضور ما در ایران طاقت نیاورد، تا اینکه برای مطمئن شدن از وضعیت زندگی ما و ترس از ایران برای جویا شدن احوال دخترش به ایران آمد. قرار شد یک ماه میهمان ما باشد اما آنقدر از ایران خوششان آمده بود که برای یک سال پیش ما ماندند.

در السالوادور به افرادی که از کشورهای اسلامی به این کشور قصد سفر دارند ویزا نمی دهند و نه تنها به ایرانی ها حتی به مردم هند و پاکستان و… نیز ویزا تعلق نمی گیرد.

 در این مدت تشرف به اسلام تحت تأثیر چه شخصیت هایی قرار گرفته اید؟

– بنده تحت تأثیر شخصیت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) قرار گرفتم. اولین چیزی که پس از آمدن به ایران خیلی باعث تعجب من می شد، نوع ارتباط خانواده های ایرانی و صمیمیت بین آنها بود چون متأسفانه در کشور ما ارتباط بین پدر و مادر و رابطه خانوادگی به این شکل وجود ندارد و پس از ۱۶سالگی فرزندان به سراغ زندگی خودشان می روند. در کشور ما ارتباط خانوادگی بسیار ضعیف است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) بهترین الگو برای خانم ها و اینگونه روابط عاطفی بین خانواده ها هستند و شاید اگر ایشان نبود ایران هم در این جایگاه بالای اجتماعی قرار نمی گرفت.

اسکار السالوادری

اسکار السالوادری

چه مدت ساکن ایران هستید و مشغول چه کاری هستید؟

– بیش از ۵ سال است که ساکن ایران هستم و در شهر قم مشغول تحصیل دروس حوزوی می باشم. زندگی مسلمانان در کشور من راحت نیست چون در کشور من سیاست ها تحت مدیریت آمریکا مدیریت می شود و به گونه ای بردگی نوین در السالوادور حاکم است. ما رأی می دهیم، انتخابات وجود دارد ولی هیچوقت نمی توانیم یک کاندیدای مستقل داشته باشیم چون باید رئیس جمهور ما به تأیید ایالات متحده آمریکا برسد. در کشور ما مشکلات تبلیغ زیاد است و ما نمی توانیم به طور مستقیم به تبلیغ اسلام بپردازیم.

 پس چگونه در کشور خود به تبلیغ می پردازید؟

– ما در کشور خود تحت قالب یک انجمن فرهنگی فعالیت می کنیم چون حق فعالیت تبلیغی و مذهبی نداریم. ما تحت قالب فعالیت های فرهنگی و هنری و برگزاری مراسم شعرخوانی و ادبیات و نقاشی و تئاتر به تبلیغ غیر مستقیم اسلام می پردازیم.

 یک خاطره خوب و یک خاطره بد که بعد از تشرف به اسلام برایتان اتفاق افتاده است را تعریف کنید؟

– سفری به مشهد و کربلا داشتم که جزء بهترین خاطرات بنده است و خاطره تلخ زمانی بود که پس از تشرف به اسلام و سفری که به ایران داشتم به کشورم بازگشتم ولی پس از پیاده شدن از ماشین، پلیس مرا دستگیر کرد و با حالت بدی که حتی اجازه حرف زدن به من نمی دادند مدتی بنده را بازداشت نمودند و شرایط بدی برای من ایجاد کردند که بعدا فهمیدم به خاطر تشرفم به اسلام قصد ترساندن مرا داشتند.

چرا از بین تمامی مذاهب اسلامی تشیع را انتخاب کردید؟

– من وقتی مسلمان شدم نمی دانستم در اسلام مکاتب مختلف وجود دارد و بر این باور بودم که مسلمانان یک گروه اند ولی بعد از مطالعات این را فهمیدم که گروه ها و مذاهب مختلفی در این دین وجود دارد. به طور اتفاقی با اهل بیت آشنا شدم، به من گفتند گروهی از مسلمانان اعتقاد شدیدی به این افراد دارند. کم کم با ایران آشنا شدم، بعضی مسلمانان را که می دیدم ایرانیان را باهوش و گمراه کننده خطاب می کردند و همین باعث شد راجع آنها تحقیق کنم. بعد از آن بود که فهمیدم دو گروه سنی و شیعه وجود دارد.

 با توجه به اینکه اسلام ویژگی های زیادی دارد، کدام ویژگی آن برایتان جلب توجه می کرد؟

– منطقی بودن حقایق اسلام مرا به سمت آن کشاند و سبب شد مطالعاتم را راجع آن زیاد کنم و همین منطقی بودن آن بزرگترین ویژگی مهم برای من بود، چراکه در ادیان دیگر چنین چیزی بدین شکل وجود ندارد.

توصیه شما به جوانان ایرانی چیست؟ دیدگاهتان نسبت به ایران پس از این مدت حضور چیست؟

– شاید اشتباه کنم ولی بعضی از برادران و خواهران ایرانی هنوز متوجه نشده اند کجا زندگی می کنند. این خاک و وطن با ارزشی است که در آن زندگی می کنند که باید بیشتر قدر آن را بدانند. مردم ایران غرق نعمت هایی هستند که بعضی از آنها شاید از آن خبر نداشته باشند و فردی مثل من خوب می فهمم این نعمت ها چیست. در کشور ما حتی در ساده ترین مسائل کمبود وجود دارد و آزادی های حداقلی وجود ندارد. در کشور ما حتی از ساعت ۸ شب به بعد کسی حق ماندن در خیابان را ندارد چون حداقل امنیت موجود نیست. کاش کشور ما هم قدری مثل کشور شما بود تا قدر آن را می دانستیم.

متأسفانه برخی از ایرانی ها متوجه ارزش جمهوری اسلامی ایران نیستند. من این کشور را با علاقه پذیرفتم و الآن هم از بودن در ایران با توجه به مشکلات شخصی که دارم خوشحال هستم.

 یک خاطره از اوایل اسلام آوردن خود تعریف کنید؟

– من زمانی که مسلمان شدم نمی دانستم واجبات آن چیست! برای نماز خواندن مشکل داشتم و در اینترنت نماز خواندن را به سختی یاد گرفتم ولی نمی دانستم این نمازی که یاد گرفته ام درست است یا اشتباه. کم کم فهمیدم تلفظ عربی و اسپانیولی فرق دارند و نمی توانستم به درستی تلفظ عربی را تشخیص دهم. وقتی ایران آمدم فارسی را یاد گرفتم و قرآن خواندن را تمرین کردم و الآن توانسته ام حتی تفسیر آن را بخوانم و هم اکنون در حال ترجمه تفسیر قرآن به زبان اسپانیولی هستم.

 با توجه به شناخت شما از فضای کشورهای حوزه آمریکای لاتین، با توجه به اینکه هوگو چاوز رئیس جمهور انقلابی کشور ونزوئلا بود، مردم کشور شما و منطقه آمریکای لاتین چه نگاهی به ایشان دارند؟

– هوگو چاوز یک شخصیت انقلابی به معنای واقعی موحد بود و برای مردم آمریکای لاتین جایگاه ویژه ای داشت. او به همه رئیس جمهورهای کشورهای منطقه درس مستقل بودن داد و به همه یاد داد که می شود زیر بار ظلم نرفت، و وقتی از دنیا رفت مردم منطقه تا مدت ها ناراحت بودند و احساس می کردند رئیس جمهور خودشان را از دست داده اند و از فقدان جایگاه او نگران و ترسان بودند. همه مردم آزادی خواه منطقه امید خود را هوگو چاوز و بعد از آن ایران می دانستند.

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما