احمد تامسون
ماجرای احمد تامسون وکیل انگلیسی و مسلمان شدنش +عکس

نویسنده که تازه مسلمان بوده و در باره اسلام آگاهی‌های چندان نداشته است، افزون بر انجام مناسک حج، در پی کسب تجربه و شناخت عملی از اسلام و مسلمانان بوده است

 به گزارش رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)احمد تامسون (Ahmad Thomson) که پیش از گرایش به اسلام مارتین تامسون (MartinThomson) شناخته می‌شد[1]، به سال 1950م. در رُدِزیای شمالی (زامبیای کنونی) در خانواده مسیحی انگلیسی زاده شد. پدرش کارمند اداره مستعمرات بریتانیا بود.[2]تا 16 سالگی همراه خانواده‌اش در رُدِزیا سکونت داشت. سپس در سال 1966م. او را به مدرسه‌ای در انگلستان فرستادند و پس از اتمام دوران مدرسه در دانشگاه در رشته حقوق تحصیل کرد و به منصب وکالت رسید.[3](تصویر شماره 15) در سال 1973م. تحت تأثیر شیخ عبدالقادر صوفی مرابط[4]یا Ian Dallas که به سال1930م. در اسکاتلند زاده شده و مؤسس جنبش جهانی مرابطین و از شیوخ صوفیه بود، به دین اسلام گروید.[5]احمد تامسون دارای مذهب مالکی با گرایش صوفیانه است و در سراسر کتابش این گرایش دیده می‌شود.[6]تامسون از اعضا و مؤسسان انجمن وکلای مسلمان انگلستان[7]و رئیس دفاتر واین[8](wynne chamber) است که با هدف ارائه مشاوره به مسلمانان انگلستان در قلمرو مسائل حقوقی اسلام و حقوق مدنی انگلستان تأسیس شده است. وی چندین کتاب در موضوع اسلام نگاشته است؛ از جمله کتابDajjal:The king who has no clothesکه انتشارات المعی برگردان فارسی آن را با عنواندجال پادشاه بی‌تاج و تختمنتشر کرده است.[9]
تامسون در تابستان سال 1977م. همراه دو تن از دوستانش که از مریدان شیخ عبدالقادر صوفی بودند، سفر حج را آغاز کرد. وی خاطرات سفر پرماجرای خود را که هفت ماه به درازا انجامید و بیشتر آن از راه زمینی صورت پذیرفت، در دو کتاب با نام‌هایThe difficult journey(سفر سخت) وThe way back(راه بازگشت) نگاشته است. بخش نخست سفر حج او از آغاز تا پایان اعمال و مناسک حج، در کتاب اول؛ و بخش دوم از پایان اعمال حج تا بازگشت به انگلستان، در کتاب دوم آمده است.
تامسون مشغول نوشتن کتابی در باره تاریخ اسلام در اسپانیا (اندلس) بود که تحت تأثیر شیخ عبدالقادر، تصمیم به سفر حج گرفت. او در آغاز کتاب می‌گوید که از نوشتن خسته شده است و می‌خواهد اسلام را در عمل تجربه کند. از این رو، به سرعت نگارش کتاب را به پایان می‌برد و آماده سفر می‌شود. نخست تصمیم می‌گیرد پیاده به سفر حج رود؛ ولی دوستش عبدالقادر به دلیل نزدیک بودن ایام حج، وی را از این کار بازمی‌دارد. از آن جا که وی هزینه کافی برای این سفر نداشته، با تـأسی به حدیثی از پیامبر، بر خدا توکل می‌کند و راهی سفر می‌شود.[10]او و همراهانش در طول راه بارها با مشکل مالی رو به رو می‌شوند؛ ولی با کمک مسلمانان به راه خود ادامه می‌دهند.[11]
نویسنده که تازه مسلمان بوده و در باره اسلام آگاهی‌های چندان نداشته است، افزون بر انجام مناسک حج، در پی کسب تجربه و شناخت عملی از اسلام و مسلمانان بوده است. کتاب دارای بافت اسلامی و با اصطلاحات عربی و اسلامی همراه است. از این رو، در پایان کتاب فرهنگی مفصل از اصطلاحات عربی و اسلامی آمده تا برای غیر مسلمانان قابل فهم باشد.[12]
او در این دو کتاب به وصف تجارب خود در طول سفر و مکان‌ها و مردمی می‌پردازد که دیده است. بیش از دو سوم کتاب به شرح مسیر از لندن تا مکه اختصاص دارد و کمتر از یک سوم آن به وصف شهر مکه، مکان‌های مقدس آن و مناسک حج می‌پردازد. مطالب کتاب، برداشت‌های شخصی نویسنده است که بخشی از آن به بیان حوادث و بخش دیگر به احوال و احساسات درونی وی اختصاص دارد. بخش اخیر بیشتر مربوط به ایام حج و حضور او در مکه است. فصل‌های هر دو کتاب بر پایه نام شهرها و اماکنی که وی در این سفر به آن‌ها رفته، نام‌گذاری شده است.
تامسون هر گاه موضوعی را یاد می‌کند که با قرآن ارتباط دارد یا قرآن به آن اشاره کرده است، آیه و ترجمه انگلیسی آن را آورده[13]و در نقل روایات، به کتابالموطأمالک ابن انس بسیار استناد نموده[14]و گاه از شعر نیز بهره برده است.[15]
او در بخش‌هایی از کتاب که در باره مشاهد مشرفه سخن گفته، بیشتر به حال و هوای معنوی خود پرداخته و کمتر وصف آن‌ها را آورده و هر گاه بدین کار دست زده، وصف‌هایش بیشتر نمادین است.
تامسون در این سفر از کشورهای یونان، مصر و سودان گذشته[16]و در هر شهر از مکان‌های تاریخی و مذهبی دیدار کرده است. ماه رمضان را در خارطوم، در زاویه‌های صوفیه سپری کرده و همراه دراویش روزه گرفته است. او به صراحت از وهابیت نام نمی‌برد؛ اما گاه از عقاید سختگیرانه وهابیان انتقاد می‌کند. هنگام زیارت شهدای بدر که وهابیان مانع ورود زنان به منطقه قبور شهدا می‌شوند، تامسون و دوستش دچار شگفتی می‌شوند و بر این باورند که این رفتار وهابیان هیچ توجیهی از قرآن و سنت ندارد.[17]نیز هنگامی که می‌شنود آنان درخت خرمایی را به این بهانه بریده‌اند که منسوب به پیامبراست و شاید احترام به آن باعث رواج بت‌پرستی شود، این کار را نکوهش و تمسخر می‌کند.[18]
با این‌که تامسون در اروپا رشد کرده و مدتی کوتاه از مسلمان شدنش می‌گذشته، به سرعت با فرهنگ و زندگی مسلمانان در کشورهای فقیر افریقایی مأنوس شده و سختی‌هایی مانند بی‌پولی و خوابیدن در زوایای صوفیه یا گوشه مسجد و هم‌غذا شدن با مسلمانان فقیر و نیز مشکلات بهداشتی آن زمان، مایه آزار وی نشده و بر خلاف سفرنامه‌‌نویسان مشابه، از آن‌ها یاد نکرده است. آن چه بیشتر برای وی نمود یافته، اخلاق نیک و مهمان‌نوازی مسلمانان بوده است.
تامسون پس از دو ماه اقامت در خارطوم، با هواپیما به جده رفته و بی‌درنگ شبانه راهی مکه شده و هنگام اذان صبح روز هشتم ذی‌حجه به آن شهر رسیده است. شرح وی از روزهای حضورش در مکه و اعمال حج، بسیار احساسی و آمیخته به مضامین لطیف و عرفانی است.[19]او این سفر را در عمیق شدن فهمش از اسلام بسیار مؤثر می‌داند و در جایی اشاره می‌کند: «هنگامی که مسلمان شدم، از حج چیزی نمی‌دانستم و معنای آن را درنمی‌یافتم و هیچ انگیزه‌ای برای ادای آن نداشتم. اما اکنون که اعمال حج را آغاز کرده‌ام، معنای آن را درک می‌کنم و برایم روشن شده است که حج از معقول‌ترین کارها در جهان است.»[20]
در یکی از روزهای حضور وی در مکه، هنگامی که او و همراهانش پس از طواف به خانه بازمی‌گردند، درمی‌یابند که پول یکی از همراهان در حین طواف به سرقت رفته است. آنان شگفت‌زده می‌شوند که چگونه کسیدر این هنگام برای دزدی به حرم الهی می‌آید.[21]
تامسون و همراهانش پس از ادای اعمال و مناسک حج، رهسپار مدینه می‌شوند. گزارش سفر از این مرحله تا هنگام بازگشت به لندن، در کتاب دوم یعنیThe way backآمده است. او در حرکت به سوی مدینه، از بدر دیدار می‌کند. وصف او از نبرد بدر خواندنی است.[22]وی بیشتر مدت اقامت خویش در مدینه را به زیارت قبر پیامبر، قرائت قرآن و دعا و ذکر و نماز[23]، و خواندن دیوان شیخ محمد ابن الحبیب در روضه مشرفه می‌گذراند.[24]او گزارشی کوتاه از زیارت قبور عمر و ابوبکر آورده است. آن‌گونه که در کتاب آمده، وی فقط یک بار به قبرستان بقیع می‌رود و آن را مکانی می‌شمرد که بسیاری از اصحاب و خاندان و تابعان پیامبر در آن مدفونند[25]؛ اما به مدفون بودن چهار تن از امامان شیعه و عثمان بن عفان در آن جا اشاره نمی‌کند.
نویسنده از مکان‌های مهم تاریخی مانند مسجد قبا و محل نبرد خندق و مسجد قبلتین دیدار می‌کند و در باره هر یک از این مکان‌ها تاریخچه‌ای می‌آورد.[26]نیز دو بار برای دیدن منطقه احد و زیارت شهدای نبرد احد به آن جا می‌رود که یک بار آن با پای پیاده راه می‌سپارد.[27]همچنین از دانشگاه مدینه که بیرون از شهر قرار داشته، دیدار می‌کند و یک شب را در خوابگاه دانشجویان می‌گذراند.[28]
تامسون پس از پایان سفرش راهی کشور اردن می‌شود[29]تا از آن جا به اروپا رود. وی در طول این مسیر، از محل نبرد تبوک دیدار می‌کند.[30]در برگشت به لندن، از کشورهای اردن (امّان)، سوریه (دمشق، حِمص، حلب)، ترکیه (آدانا، اِرِقلی،کُنیا،کوتاهایا، استامبول)، یونان (آتن، پاترا)، ایتالیا (باری، رم)، و فرانسه (چالُن، پاریس، بِیوایس،کالِی، دُوِر) گذشته و سرانجام در زمستان وارد لندن شده است. بیش از دو سوم کتاب به گزارش این مسیر اختصاص دارد.
سفرنامه تامسون به سال 1994م. در دو جلد با دو عنوان The difficult journey در 323 صفحه و The way back در 259 صفحه و قطع رقعی در انتشارات طاها (Ta-Ha publisher ltd) در لندن به چاپ رسیده است. وی به سال 2001م. نیز به زیارت خانه خدا رفت.[31]
منابع
 
جمهره الرحلات:احمد محمد محمود، الدار السعودیه، 1431ق.Thomson Ahmad- The difficult journey-Ta Ha ltd – London 1994. /  Thomson Ahmad،The way back،Ta-Ha ltd، London 1994. / Thomson Ahmad Muhammad Ata’ur-rahim AJesus prophet of Islam -Ta Ha ltd London 1995. /www.starnostar.com. / www.gatewaytodivinemercy.com.
 
سید حامد علیزاده موسوی
 

[1]. www.starnostar.com/Hajj-Ahmad-Thomson-Info-Real-Name-Martin-Thomson-Bio-Hajj-Ahmad-Thomson-Profile-Statistics/14380/Biography/
[2]. Jesus prophet of Islam ,p 335.
[3].www.gatewaytodivinemercy.com/hajj-ahmad-thomson.html.
[4]. www.gatewaytodivinemercy.com/hajj-ahmad-thomson.html.
[5]. salafimanhaj.com/pdf/Al-MuraabitoonMovement.pdf.
[6]. The way back, p60,83,243.
[7]. www.gatewaytodivinemercy.com/hajj-ahmad-thomson.html.
[8]. www.wynnechambers.co.uk/aboutus.php.
[9]. www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1525187.
[10]. جمهره الرحلات، ج2، ص100.
[11]. The Muslim world vol 89 ,p70.
[12]. The way back, p210.
[13]. The way back, p3,9,10,18,2021,60,…
[14]. The way back, p11,12,14,21,24,25,…
[15]. The way back, p19,51-59,…
[16]. جمهره الرحلات، ج2، ص100.
[17]. The way back, p10.
[18]. The way back, p43.
[19]. جمهره الرحلات، ج2، ص107.
[20]. جمهره الرحلات، ج2، ص108.
[21]. جمهره الرحلات، ج2، ص109.
[22]. The way back, p9.
[23]. The way back, p51-53.
[24]. The way back, p65.
[25]. The way back, p22.
[26]The way back, p27-29.
[27]. The way back, p23,34.
[28]. The way back, p31.
[29]. The way back, p77.
[30]. The way back, p71.
[31]. http://www.thecitycircle.com/past-events/hajj-stories.
منبع:http://hajj.ir/

 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: