آلمانی تازه مسلمان
وقتی ویکتوریا نام خدیجه را برای خودش انتخاب کرد

ن از ۱۸- ۱۹ سالگی مسلمان شدم و دلیل مسلمان شدنم، هم این بود که قبل از اینکه مسلمان بشوم همیشه به خدا فکر می کردم و معتقدم بودم که تنها یک خدا وجود دارد در واقع برسر وحدانیت او شک نداشتم ولی مذهب خاصی نداشتم ضمن اینکه خانواده ام هم معتقد به مذهب خاصی نبودند.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)  دختری ۲۷ ساله که نام اصلی اش ویکتوریاست اما پس از مسلمان شدنش دوست دارد او را خدیجه صدا کنند. به گفته خودش او فقط در مدارکش نامش ویکتوریاست اما همه حتی خواهرش که در آلمان هست هم او را خدیجه می نامد. اصلیتش اوکراینی است ولی بزرگ شده شهر هامبورگ آلمان است. او مدتهاست که به واسطه مسلمان شدنش به ایران آمده و به تنهایی مشغول تحصیل و زندگی در جامعه المصطفی گرگان است. با او پس از اتمام کلاسش گفت و گوی کوتاهی انجام دادیم. با اینکه متوجه زبان فارسی می شد و تا حدودی هم می توانست فارسی صحبت کند ولی ترجیح داد گفتگوی مان به زبان انگلیسی انجام شود.

خدیجه می گوید : من از ۱۸- ۱۹ سالگی مسلمان شدم و دلیل مسلمان شدنم، هم این بود که قبل از اینکه مسلمان بشوم همیشه به خدا فکر می کردم و معتقدم بودم که تنها یک خدا وجود دارد در واقع  برسر وحدانیت او شک نداشتم ولی مذهب خاصی نداشتم ضمن اینکه خانواده ام هم معتقد به مذهب خاصی نبودند. وقتی که ۱۴ ساله ام بود مدرسه مسیحی ها می رفتم و می دیدم که برخی در مقابل یک عکس تعظیم می کنند و آن را می پرستند فکر می کردم که این شرک است و قطعا یک خدا وجود دارد. از ۱۵ سالگی شروع به مطالعه درباره ادیان و مذاهب کردم از یهودیت و مسیحیت و هندوئیسم گرفته تا اسلام.

2119018

او میگوید:  اصلی ترین دلیلی که باعث شد از میان این مذاهب دین اسلام را انتخاب کنم این است که در اسلام همه قوانین خیلی واضح و مشخص است و مسلمانان می دانند که در موقعیت های مختلف چه باید بکنند در حالی که مسیحی ها قوانین متعددی دارند که برایشان واضح نیست و اغلب هم دچار اشتباه می شوند. زمانی که تصمیم به مسلمان شدن گرفتم تنها ۱۸ سال داشتم و در ابتدا خانواده ام با من مخالفت کردند اما پس از اینکه متوجه شدند من تصمیم خودم را گرفتم مخالفتشان را با من تمام کردند در همان زمان به یک مسجد عربی در هامبورگ رفتم و با شیخ آنجا گفت و گو کردم و مسلمان شدم. پس ازآن، تا مدتی ارتباطم را با همه حتی خانواده ام قطع کردم و فقط در خانه، در اتاقم ماندم البته من خیلی ارتباطات وسیع و دوستان  زیادی نداشتم با این حال بعد از مسلمان شدنم به دلیل تفاوت در عقایدم با دوستانم و بقیه دور وبری هایم قطع رابطه کردم. اصل تعجب دور وبری ها و مادر من موقعی بود که من حجاب کردم آنها اصلا توقع نداشتن من را با ظاهر محجبه ببینند و در ابتدا مادرم هم خیلی مخالفت کرد ولی من تصمیم خودم را گرفته بودم.

در همان مدتی که در هامبورگ بودم زبان های ایرانی، عربی و ترکیه ای را خواندم و یادگرفتم. یک روزی در یکی از سایت ها آگهی دیدم که یک خانم تاجیکی آگهی داده بود که هرکسی می خواهد زبان فارسی را به صورت رایگان یاد بگیرد به من پیغام بدهد همان زمان به او پیغام دادم و اموزش زبان فارسی را از طریق آن سایت به صورت اینترنتی آغاز کردم. در همین جریان و از طریق آن خانم که آگهی داده بود با فردی به نام سیدرضا هاشم آشنا شدم، او مرا با جامعه المصطفی آشنا کرد البته من او را هرگز ندیدم و ارتباطات ما اینترنتی بود ولی بسیار به من کمک کرد. پس از آن برای جامعه المصطفی درخواست حضور دادم.

2119015

این دانشجوی جامعه المصطفی در پایان صحبت هایش می گوید که قبل از آمدنش به ایران دوست داشته به دانشگاه الازهر مصر برود ولی پس از پرس و جوهای مختلف متوجه شده که هیچ جا امکانات و شرایط تحصیل ایران را ندارد و هرجا بخواهد برود باید هزینه زیادی بپردازد به همین دلیل هم ایران را انتخاب کرده است. او پیش از آمدنش به گرگان مدتی را در حوزه بنت الهدی قم بوده ولی به دلیل اینکه مذهب او حنفی است از قم به گرگان مهاجرت کرده است. خدیجه برنامه آینده اش این است که پس از تمام کردن درسش به دانشگاه الازهر مصر برود و درآنجا هم تحصیل کند.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: