تاریخ انتشار :

مطالبی کوتاه از زندگی تبلیغی محمد علی

محمد علی کلی، یک مبلغ تمام عیار مذهبی بود

یک راهبه کاتولیک که در سواحل دوردست افریقا در خدمت گروهی بود که برای مراقبت از کودکان گرسنه لیبرایایی فعالیت می کنند نامه ای برای علی فرستاد و از او درخواست کمک کرد یک ماه بعد بسیار شگفت زده شد وقتی که علی را دید به همراه مواد غذایی و البسه در آنجا حضور پیدا کرده است.

کارهای روزانه محمدعلی

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) وقتی در خانه بسر می برد هر روز ساعت ۵ صبح برای اقامه اولین نماز پنجگانه  برمی خیزد و بعد از اتمام عبادت  به طبقه  پایین می رود  و چند ساعتی صرف تهیه جزوات دستنویسی می کند که به مردمی که در طول روز با آنها ملاقات دارد خواهد داد. او در این یادداشت ها جنبه های گوناگون  دین حنیف اسلام را شرح می کند و درعین حال می گوید من سعی ندارم اعتقادات  کسی را عوض کنم  و فقط خداوند بر این کار قادر است من  فقط قصدم این است که اذهان مردم را به طرزی روشن کنم  که بتوانند به خدا و حقانیت  اسلام بیندیشند.

بعد از صبحانه علی ممکن است به پیاده روی برود بیشتر اوقات روزانه اش صرف ارسال پیامها قرائت قرآن و تماشای برنامه های تلویزیون و پاسخ به نامه های وارده میشود.

e0ea418d809536287d27be6d7fbac06a

نظرات دوستان علی در مورد او

به عنوان فردی اجتماعی سیاسی و مذهبی مورد تکریم جامعه قرار گرفت و اینکه با چنان نفوذی این چنین صمیمانه با افراد عادی روبرو می شود «مورت شارنیک» مفسر سابق ورزشی چنین می گوید:  من جریان  مصاحبه ای  را با علی  بیاد دارم که به سالهای ۶۰ برمی گردد او در آن مصاحبه  به من گفت من به همه انسانها عشق می ورزم چون همه بندگان خداوند بزرگ هستند و به علت محرومیت  بسیاری که دیده اند حقیقتا  کشته مهر و محبتند به این علت به آنان محبت بیشتری می کنم  ولی حالا  شور و علاقه علی برای همه  مردم یکسان  است و آنهایی که سراسر عمر علی با او روابط متقابل و صمیمانه داشته اند  این حقیقت را دریافته اند  و چنین درباره او می گویند

اربی شیورز: علی قلبی بزرگ  و صفای آسمانها  دارد و عشق و محبتی که  شامل همه مردمان  جهان می شود او به همان  اندازه  که ظاهری برازنده و زیبا دارد درونش نیز با صفا و زیباست. او همیشه چنین بوده و همواره چنین  خواهد بود.

هارولد کنراد: علی مرد شایسته و بسیار خوبی است مهربان  است و مردم دار و هیچگاه بودن  در کنار چننین فردی هیچ صدمه  و آزاری به شما  نمی زند بلکه شما از همنشینی و صفای نیکوی او بهره مند  می شوید بسیاری اوقات  آرزو داشتم کمی هم پایه او بودم.

 رالف بوستون: اگر پسر نوجوانی امروز از من می پرسید  چرا باید  به محمد علی علاقه داشته باشم به او می گفتم  برای اینکه  علی به تو علاقه دارد شاید  درک  این امر برای بعضی از مردم  سخت باشد  اما  علی چنین آدمی است  او به فرد فرد انسانهایی که روی این کره  زیست می کنند علاقمنداست.

لاری هولمز: اگر شما با علی خوش رفتاری کنید او نیز با شما خوش رفتاری می کند و اگر با او خوش رفتاری نکردید او همچنان  با شما رفتار خوب خواهد داشت این  تنها یکی از علل رغبت و شدید مردم به علی است.

 جیم براون: علی کسی بود که خوبی و نیکوکار ی را دوست داشت و  وقتی از کسی خوبی و رفتارنیک می دید  اهمیتی به نژاد و رنگ  و یا مذهب او نمی داد

rare-images-of-muhammud-ali-ftr

راهنمای علی بودا نیست

 

پیتر ریچموند در مورد محمد علی می نویسد:

او شبیه بودا آرام است اما راهنمای علی بودا نیست.  تکیه گاه او الله است چون خداوند است که حیات و حوادث زندگی او را از ابتدا حتی قبل از اینکه با سونی لیستون روبرو شود هدایت کرده و هم اکنون  نیز زندگیش را بیشتر  از همیشه در کنترل خود دارد محتویات کیف دستی اش به تمامی  گویای این واقعیت  است او  وقتی وارد اتاق شد کیف دستی کوچکش را به همراه داشت او برمی خیزد و به سوی  کیف می رود وقتی راه می رود آنقدر آرام قدم  برمی دارد که گویی راه رفتنش حس نمیشود کیف دستی اش را باز می کند تا صدها ورق مطالب تایپ شده را از آن خارج کند این کیف و محتویاتش از نوع  چیزهایی است  که معمولا مردی با خودش به در منزل شما می آورد و درخانه را می زند و نسخه ای به شما  می دهد  تا به شما ایمان و خلوص را بیاموزد. امروز هم این مرد سراپا پوشیده  در لباس تیره رنگ باشانه های آویخته و موههای خاکستری سیمای چنین  شخصی را دارد

او با صدایی که در اثر پارکینسون (رعشه) جویده جویده و نامفهوم است خطاب به من می گوید کتاب مقدس مسیحیان  تناقض گویی دارد و بعد در حالی که  به قرآن اشاره می کند می گوید ولی این کتاب ضد و نقیض ندارد در کیف او همچنین یک عکس سیاه و سفید از سه بوسکور مشهور: علی، جرلوئیس و شوگری رابینسون  در کنار هم دیده می شود که به نظر می رسد عکسی از دوران قدیم  این قرن است اما  اکثر محتویات  کیفش مطالعات و موعظه های مربوط به ایمان و اعتقاد به خداست.

علی گرچه  به علت اینکه عضلات دهان و صورتش به خوبی قادر به حرکت  نیستند.  نمی تواند خوب صحبت کند اما راحت ترین  نحوه  صحبت او گفتگو  درباره  الله  و الطاف خداوندی است.

photo_2016-06-05_20-16-46

یک مناظره زیبا 

بعداز اینکه او چند نوشته دیگر را به من  نشان می دهد به او می گویم  من اعتقاد چندانی به این مسایل ندارم  در این حال ابروانش باتعجب بالا می رود و کلماتی به سرعت ازدهانش خارج میشود

  • آیا قبول داری که ان دستگاه تلفن خود به خود درست شده باشد؟ می گویم نه
  • قبول داری آن میز خودش ساخته شده باشد؟ می گویم نه
  • قبول داری که خورشید  خود به خود  به وجود امده باشد؟ میگویم نه
  • و او می گوید  آری پس خداوند متعال آن را خلق کرده است

علی چنان  در مسیر روحانی و پرواز ملکوتی است  که من  با خود می ادنیشم  چه نیرویی در او  به وجود آمده  چنان  که گویی با قدرتی مافوق و الهی پیوند خورده است  یا حداقل  نیرویی در نوشته هایش هست تا  آن را به صورت  اوراقی تایپ شده و آماده  در کیف دستی اش به همه جا  حمل کند  و برای هدایت و آگاهی شما به مذهب و آیینی  نو تلاش نماید در میان نوشته های این کیف نویسنده  علی را چنین معرفی کرده است:

برای سالیان  درازی است که خداوند  به محمد علی  قدرتی داده تا  در انجام امور خیر و انسانی  مردم را  ترغیب نماید  علی برجسته ترین  سیاهپوست جوانی  بوده که  در آن  سالهای بحرانی  ملت  ما به خود  دیده است. جسور و بدون  واهمه  به مقابله  با مقتدرترین  تشکیلات  سفیدپوستان  می رفت  بله او سخنگوی  بی باکی  برای جامعه  سیاهان بود  حتی  بالاتر به خاطر خدا سخن می گفت آن هم  با راه و روشی  که حتی مالکوم ایکس و … هم هرگز نمی توانستند  چنان سخن بگویند.

Muhammad_Ali_4

سلطنت بر قلبها

قبل از شروع  بازی بلندگو  اعلام می کرد خانم ها اقایان! مقدم  قهرمان سنگین وزن  بوکس جهان را به استادیوم  خوش آمد می گوییم هنوز این جمله تمام نشده بود که ناگهان غریو هلهله  و فریاد مردم  صدای بلندگو  را محو  کرد و فضای استادیوم از فریادهای شادی و نام علی پر شد بیش از چهل هزار نفرتماشاچی از صندلیهای خود برخاسته  و یک صدا در دوسیلاب نام او را فریاد می کردند  او دست راستش را چند بار با حرکتی سریع و کوتاه  به طرف جمعیت  تکان داد و سپس صندلی چرخدارش به طرف میدان حرکت  کرده و همچنان که به سوی جایگاه  خود می رفت جمعیت  یکصدا نعره می زدند  ع لی، ع لی، ع لی……

unnamed

جایی که کسی جرات نداشت او فریاد کشید

ممکن است جامعه ما نتواند  ابهت و ارزش مردی را که جرات یافت  تا در برابر جامعه  متعصب سفیدپوستان آمریکا قدعلم کند و خشم و اعتراض خود را نشان  دهد درک کند  مردی که جرات  این را داشت که با هر فشاری مقابله کند و در حالی که عموم ما امریکاییها مطیع و زبان بسته  عازم جنگ لعنتی ویتنام می شدیم  او صدای خشم و اعتراضش را علیه آن بلند کرد. جوانک سیاه پوستی از ایالت  کنتاکی که در سال ۱۹۶۷ از پیوستن به ارتش و رفتن به  جنگی طالمانه خود داری کرد زمانی که  یک سال قبل از آن  تاریخ  مارتین لوترکینگ حامی حقوق سیاهپوستان در شهر ممفیس ترور شده  و سه سال قبل از آن هم  سه کارگر سیاه  مبارز در ایالت  می سی سی پی به قتل رسیده بودند  بایستی موجودی استنثنای و تافته ای جدابافته باشد!

images

 قهرمان همیشگی برای محرومان و کودکان

 

این روزها  بیشتر اوقات  زندگی علی صرف امور خیریه عام المنفعه می شود

پاییز گذشته یک راهبه  کاتولیک که در سواحل دوردست افریقا در خدمت گروهی بود که برای مراقبت  از کودکان  گرسنه  لیبرایایی فعالیت می کنند نامه ای برای علی فرستاد و از او درخواست  کمک کرد  یک ماه بعد بسیار شگفت زده شد وقتی که علی را  دید به همراه  مواد غذایی و البسه  در آنجا  حضور پیدا کرده است.

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار