توابین
نوازنده ای که مرجع تقلید شد! +عکس

در آن شهر بزرگ پس از انجام کارهاى ضرورى در بازار براى تعمیر تار شکسته اى که همراه داشته از شخص پیرمردى سراغ استاد یحیى ارمنى تارسازى را مى گیرد آن پیر روشن ضمیر ضمن راهنمایى و معرّفى استاد یحیى ارمنى تارساز، اندرز وار به او میگوید:

  به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) حضرت آیه اللّه العظمى جهانگیر خان قشقائى رضوان اللّه تعالى علیه که یکى از عرفاى زمان خودش ‍ بود که شاگردانى مانند آیه اللّه العظمى بروجردى شهید آیه اللّه سید حسن مدرس و مرحوم ارباب اصفهانى و… مى باشد، ایشان قبلا از افراد افراطگر در معصیت بوده و در قبیله ها تار زنى مى کرده.

(گاهى مى بینم که حرف حق در بسیارى از گوشها اثر ندارد، سخنان نصیحت کنندگان بر جان بسیارى از گمراهان همچون بارش باران و تخم گیاه در شوره زار است . اما اگر دلى آماده باشد و جانى پاکیزه گردد یک سخن کوتاه نیز براى ایجاد تحول ودگرگونى درون آن کافى است ).
مرحوم آیه اللّه جهانگیر خان قشقائى یکى از انسانهایى است که چنین دل آماده اى را در سینه داشت ، در احوال زندگى او مى نویسند، از دوران جوانى ، تا چهل سالگى همچون سایر افراد ایل قشقائى به دامپرورى و پرورش اشتغال داشته و با تارزنى و آلات موسیقى افراد را به سوى خود جلب مى کرده در هر مجلس شادى و معصیتى که وجود داشته شرکت مى کرده او در یکى از تابستانها که ایل قشقایى به ییلاق سیمیرم آمده بود (بخشى از اصفهان است ) براى فروش فرآورده هاى دامى و خرید نیازمندیهاى خود و عائله اش ‍ به اصفهان میرود.
در آن شهر بزرگ پس از انجام کارهاى ضرورى در بازار براى تعمیر تار شکسته اى که همراه داشته از شخص پیرمردى ( پدر بزرگ استاد جلال الدین همایی)سراغ استاد یحیى ارمنى تارسازى را مى گیرد آن پیر روشن ضمیر ضمن راهنمایى و معرّفى استاد یحیى ارمنى تارساز، اندرز وار به او میگوید: حق است که پى کار بهترى روى و دانش آموزى ، و اگر راست میگوئى برو اول تار وجود خود را درست کن و از این کارها دست بردار خوب شو دیگر.
این سخن چنان در دل و جان جهانگیر خان اثر میگذارد و شورى به پا میکند که از همانجا ترک ایل کرده و رحل اقامت در اصفهان که در آن زمان دارالعلمى مشهور بوده است مى افکند و در مدرسه صدر که از معروفترین مدارس حوزه علمیه اصفهان و مجمع فقیها و حکیمان بزرگ بوده است حجره اى براى سکونت اختیار مى کند… او ازکارهاى خود توبه کرده و با عشق و علاقه وافرى که از نصیحت آن پیر روشن دل ناشناس در نهادش برانیگخته شده بود به تحصیل علوم دینى و عرفانى مى پردازد و طولى نمى کشد که از زبده ارباب فضل و بلاغت و قدوه اصحاب مجد و فصاحت و… مى گردد. براى درک قدر و منزلت پوشیده و ناشناخته او کافى است که بدانیم اشخاص مثل آیت اللّه العظمى بروجردى مرجع شیعیان و شهید سید حسن مدرس روحانى مبارز از شاگردان او بوده اند.
جهانگیر خان قشقایی
الهى سینه اى ده آتش افروز
درآن سینه دلى ، وآندل همه سوز
هرآن دل را که سوزى نیست دل نیست
دل افسرده غیر از آب وگل نیست
دلم پُرشعله گردان ، سینه پُردود
زبانم رابگفتن آتش آلود
کرامت کن درونى دردپرورد
دلى دروى درون دردو برون درد
دلم را داغ عشقى بر جبین نه
زبانم را بیانى آتشین ده
سخن کز سوز دل تابى ندارد
چکد گر آب ازو، آبى ندارد
دلى افسرده دارم ، سخت بى نور
چراغى زو بغایت روشنى دور
بده گرمى دل افسرده ام را
فروزان کن چراغ مرده ام را

منبع: قصص التوابین؛داستان توبه کنندگان،علی میر خلف زاده

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما