نامه فیلسوفان
یکی از محبوب‌ترین راه‌ها برای تغییر دادن در جهان مدرن کتاب‌ است

سیاری از اندیشمندان برای تغییر جهان و بهبود رفتار همنوعانشان انگیزه بسیار دارند؛ تلاش برای مهربان‌تر و اخلاقی‌ترکردن یا جذب آنان به طبیعت یا پاسخگو کردن آنان به نیازهای بچه‌ها یا نگرانی درباره فرهنگ و عدالت. در این میان، یکی از محبوب‌ترین راه‌ها برای تغییر دادن در جهان مدرن کتاب‌ است

  به گزارش رهیافتگان پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان بسیاری از اندیشمندان برای تغییر جهان و بهبود رفتار همنوعانشان انگیزه بسیار دارند؛ تلاش برای مهربان‌تر و اخلاقی‌ترکردن یا جذب آنان به طبیعت یا پاسخگو کردن آنان به نیازهای بچه‌ها یا نگرانی درباره فرهنگ و عدالت. در این میاننامه فیلسوفان. افرادی که می‌خواهند موجب تغییر شوند به هموطنان خود توصیه به خواندن می‌کنند. برخی از نوشته‌های زیبا اما قابل بحث تقریباً خیلی زیاد تغییر ایجاد نمی‌کنند. اگر شما می‌خواهید در زمانی طولانی بر جامعه اثر بگذارید مطالبی بنویسید و به دیگران برای خواندن بدهید نه به روشی که ما در جهان مدرن انجام می‌‌دهیم که بی‌اندازه بی‌تأثیر است بلکه به شیوه تنها یک گروه از مردم که کاملاً روش مؤثری را به کار گرفته‌اند: دینداران. از دیدگاهی کاملاً سکولار مطالعه ادیان برای یادگرفتن چگونگی تغییر رفتار ارزشمند است.

تغییر_جهان_163776

تکرار
باور به این امر فریبنده است که مردم کار درست انجام نمی‌دهند زیرا افکار درستی ندارند. اما در حقیقت ما تاکنون افکار خوبی پس ذهن خود داشته‌ایم؛ مشکل اینجاست که ما بر اساس آنها عمل نمی‌کنیم، زیرا در لحظات کلیدی ما فاقد یادآوری، انگیزه و ترغیب هستیم.
اغلب مصلحان اجتماعی به طور ضمنی باور دارند که اگر شما به مردم بگویید چه چیز درست است، همه چیز خوب خواهد شد. به وجود این به نظر می‌رسد ما برخی چیزها را در طول زمان صدها بار متذکر شویم پیش از آنکه آنها شانسی برای تأثیرگذاری بر رفتار واقعی ما داشته باشند. بنابراین ادیان ذهن‌ها را حقاً با تکرار به خود مشغول می‌دارند. سه یا پنج یا ده بار در طول یک روز مطالب کم و بیش یکسانی را [در عبادات خود] می‌گویند. ادیان تقویمی دارند که زمان را به قسمت‌های کوچک تقسیم می‌کند که هریک برچسبی از حقایقی الهی را در خود دارد.
برخی اوقات فیلمی را می‌بینیم که ما را به تغییر خودمان و جهانمان می‌خواند. ما پیمان تئاتری خود را رها می‌کنیم تا تمامی وجود خود را در پرتو ارزشهای نشان داده شده بر روی پرده مورد بازبینی قرار دهیم و در یک عصر بعد از تمام قرارها و عصبانیت‌ها و گرفتاری‌ها، تجربه سینمایی ما به سمت نابودی پیش می‌رود، درست است که فیلم توانسته بر ما تأثیر بگذارد اما تأثیر به زودی از بین خواهد رفت.
به طور قابل بحثی خرد زیادی در رمان‌های تولستوی به مانند کتاب مقدس وجود دارد- اما با این تفاوت بزرگ که شما ممکن است یک‌بار در عمرتان تولستوی بخوانید در حالی که یک مسیحی یا یهودی معتقد هر روز به کتاب مقدس مراجعه می‌کند.

مناسک
مناسک رخدادی جمعی و تکرارشونده است که با تکامل فردی خصوصی و روشنگری در ارتباط است. جهان سکولار عمیقاً به آن شک داشته و نسبت بدان رفتار نامناسب دارد. به نظر سکولارها، مناسک چیزی ساختگی و روشی ارباب‌وار[شامل امر و نهی] است.
اما ادیان برای هر چیزی مناسک دارند. لحظات مهمی در زندگی با مناسک و آیین‌ها همراه است.
فصل بهار همراه با آرامش و حق‌شناسی و سرزندگی است. بسیاری از نویسندگان سکولار و از آن جمله ویلیام وردزورث درباره آن نوشته اند. اما مشکل این متون این است که با تمام شدن کلاسهای دانشگاه ما خواندن آنها را فراموش می‌کنیم.
اما اگر شما یک یهودی معتقد باشید با خطر فراموش کردن بهار روبه‌رو نمی‌شوید زیرا شما مناسکی روزانه در بزرگداشت آن دارید. در این ماه شما جشن بیرکات ایلانوت را دارید که دربرگیرنده اهل ایمانی است که از خانه‌های خود آمده‌اند تا زیر درختان شکوفه کرده دعاهایی از تلمود بخوانند.
این تنها یکی از بسیار مناسک زیبا و مفید دینی است. ما نیاز به مناسکی داریم تا عواطف خالصانه خود را بپرورانیم و از آنها حفاظت کنیم بدون ساختار و یادآوری فعال، ما برای استفاده از وقت خود آشفته و بی نظم خواهیم بود.

زیبایی
جهان مدرن چیزهای زیبا و جذاب زیادی دارد: بوتیکهای شیک، طراحان مد، خوانندگان مشهور و ساختمان‌های ستودنی… و همزمان توجه زیاد به مفاهیم و افکار مهم.
اما در این میانه، یکپارچه کردن دو عنصر دشوار است: یکپارچگی زیبایی و حقیقت. تلاش برای جذابیت و فریبندگی ( و بنابراین مؤثرتر کردن) مفاهیم و افکار از طریق هنر.
این چیزی است که ادیان به بهترین وجهی انجام می‌دهند. آنها درک کرده‌اند که اگر شما ایده مهمی روی کاغذ داشته باشید، متنی کسل کننده خواهید داشت و تأثیر زیادی نخواهد داشت. بنابراین ادیان در تاریخشان بهترین هنرمندان را به کار گرفتند تا افکار خود را در بسته بندی‌هایی زیبا ارائه دهند. آنها از باخ و موتزارت خواسته‌اند تا این افکار را به صورت موسیقی بیان کنند، از تیتیان و بوتیچلی برای کشیدن اشکال تصویری کمک گرفتند، بهترین طراحان مد را برای طراحی لباسهای زیبا به کار گرفتند و از بهترین معماران خواسته‌اند تا ساختمانهایی با عظمت با ایده هایی ماندگار بسازند.
اما در جهان امروزی ما کمتر این اتفاقات می افتد. افرادی که موسیقی کار میکنند به طور ویژه با مردمی که صاخب فکر و ایده هستند در تماس نیستند. بنابراین بسیاری از خوانندگان حتی بزرگترینشان، موضوعاتی مبتذل را دستمایه کار میکنند، گرچه از ملودیهایی مردم پسند و الهام بخش استفاده میکنند. به طور مشابه، طراحی مد نیز سبکسرانه است و با ایده های بزرگی که جهان را تغییر دهد ارتباطی ندارد. افراد جدی و مهم به ندرت فکر می‌کنند که آنچه می‌پوشند ممکن است تأثیر مهمی بر چگونگی دریافت آنچه می‌گویند داشته باشد- در حالیکه جالب است که یک اسقف کاتولیک با آن ردای زیبایش آماده خدمت رسانی است- و معماران هم به ندرت ساختمانهای خود را بر اساس یک ایده باشکوه و زیبا میسازند- آنگونه که سازندگان کلیسای جامع شارتر ساخته اند.
جهان به طور مؤثر تغییر نمی‌کند زیرا بسیاری از ما فراموش کرده‌ایم که توصیه هایی از زبان دین را مورد بررسی قرار دهیم. ما باید تاریخ دین را برای آگاهی خودمان از نقش تکرار، مناسک و زیبایی برای تغییر امور مورد استفاده قرار دهیم.

منبع: نامه های فیلسوفان

مترجم: حسین کیوانفر

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما