تاریخ انتشار :

شورای مسلمانان بریتانیا منتشر کرد:

گزارشی آماری درباره مسلمانان بریتانیا: ۴٫ بازار کار و آموزش

مسلمانان بریتانیایی گروهی هستند که تنوع قومی دارند، و فقط کمی از آنها در صحبت به زبان انگلیسی مشکل دارند. مسلمانان در همه ی مناطق انگلستان و ولز حضور دارند،

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)   شورای مسلمانان بریتانیا(MCB) گزارشی آماری از وضعیت مسلمانان بریتانیا (در کشورهای انگلستان و ولز) منتشر کرد. در این گزارش وضعیت مسلمانان بریتانیا از چهار منظر ۱٫ جمعیت‌شناسی ۲٫ زندگی شهری ۳٫ نابرابری‌ها ۴٫ وضعیت کار و آموزش مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش اول این گزارش به موضوع جمعیت‌شناسی مسلمانان بریتانیا (لینک مشاهده)، در بخش‌ دوم به مسائل مربوط به زندگی شهری (لینک مشاهده) و در بخش سوم به نابرابری‌های آنان (لینک مشاهده) پرداخته شد. بخش پایانی این گزارش به بازار کار و آموزش مسلمانان بریتانیا و نیز نتیجه‌گیری‌ها و حوزه‌هایی برای تحقیقات بیشتر پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

۴٫ بازار کار و آموزش

۴-۱- فعالیت و عدم فعالیت اقتصادی

از هر ۵ نفر مسلمان، ۱ نفر ( ۱۹٫۸ درصد) استخدام تمام وقت است در مقایسه با این رقم برای عموم مردم که بیشتر از ۱ نفر در هر ۳ نفر است ( ۱۶ تا ۷۴ ساله).

gozaresh-mbc51_162800

به استثناء دانش آموزان، میزان بیکاری در بین مسلمانان، نسبت به عموم مردم، نزدیک به دو برابر است ( ۷٫۲ درصد در مقایسه با ۴٫۰ درصد)

ضررها و تاوان های فرهنگی، آنهایی که مسلمانان از آنها رنج میبرند، باعث تشدید تاوان های نژادی در تضعیف استخدام شدن اقلیت ها شده است( اگرچه این مساله بیشتر برای برخی مسلمانان از اصالت های خاص نژادی، صادق است تا دیگران). این یافته ها، تحقیقات گذشته را که تمرکز بر مشکلاتی که برخی بدلیل دینداری در بازار کار بریتانیا از آنها رنج میبرند داشته است، تایید میکند{..} مسلمانان بویژه آنهایی که تخصص خاصی ندارند، بیشترین تاثیر را از رشد بیکاری در این دوران ( دوران بعد از رکود سال ۲۰۰۷)گرفته اند.

این مطالعه که توسط مرکز مطالعات مسایل اعراب و مسلمانان CSAMI انجام شد، تلاش داشت تا به بررسی تجارب مسلمانان عرب برتانیایی که در بریتانیا استخدام شده اند، ونیز به بررسی تجارب شان در محل کار بپردازد{…}. بیشتر از نیمی از نمونه ها، اعتراف کردند که تجربه ی منفی برای پیدا کردن کار و در محیط کار داشته اند. این حالت منفی اغلب منتسب و بخاطر دین ایشان بود.

تحقیقات نشان میدهد که مسلمانان، بیشتر در معرض تجربه ی ضررهای بیشتر علاوه بر ضررهای ناشی از قومیت ایشان، در بازار کار هستند.

نتایج نشان دهنده ی یک “تاوان سنگین مسلمان بودن” هم برای مردان و هم برای زنان از گروه های قومی مختلف، نسبت به فعالیت اقتصادی و بیکاری است.

محققینی که توسط وزارت کار و بازنشستگی، مشغول به فعالیت شده بودند، نزدیک به ۳۰۰۰ درخواست کار برای ۹۸۷ پست بلا تصدی را با هویتی جعلی ارسال کردند، یعنی از اسامی مانند نازیا محمود، مریم نماگمبه و آلیسون تیلور استفاده کردند. هر کدام تجربه ها و تخصص های مشابهی داشتند، و نیز تحصیلات را در بریتانیا گذرانده و سابقه ی شغلی مشابهی هم داشتند. آنها به این نتیجه رسیدند که درخواست کار متقاضی که به نظر برسد سفیدپوست است، ۹ درخواست کار را قبل از اینکه پاسخ مثبتی نسبت به دعوت برای مصاحبه یا تماس تلفنی امیدوارکننده مبنی بر تایید درخواست دریافت کند، میفرستد. نامزدهای اقلیت که تخصص ها و تجارب مشابهی دارند نسبت به این شخص، باید ۱۶ درخواست را بفرستند تا یک پاسخ مشابه دریافت کنند.

یک آمارگیری مخفی توسط بی بی سی انجام شد که در این بررسی رزومه های کاری جعلی به طیف وسیعی از شرکت ها که اعلان های استخدامی داده بودند، فرستاده شد. بی بی سی در این مساله، برای ۶ متقاضی کار خیالی، رزومه ی کاری درست کرد –ابو اولاسمی، فاطمه خان، جنی هاگز، جان اندروز، ناصر حنیف و ینکا اولاتاند. همه ی متقاضیان خیالی در یک سطح تجربه و تخصص بودند اما بصورت متفاوت ثبتنام و تقاضا کردند تا از اینرو اعتبارشان برای استخدام کنندگان افزایش پیدا کند. اما در حالیکه ۲۳ درصد متقاضیان سفید پوست برای مصاحبه دعوت شدند، اما فقط ۱۳ درصد از آفریقایی های سیاه پوست و ۹ درصد متقاضیان مسلمان برای مصاحبه دعوت شدند.

مشاهدات

·میزان بالاتر بیکاری در مقایسه با کل جمعیت، ثمره ی عوامل متعددی است، اما بهرحال امروزه دلایل کافی مبنی بر سختی ها و مشکلات چند برابری برای ورود به بازار کار وجود دارد که عبارت باشد از تبعیض نژادی و نیز اسلام هراسی. مقررات برابری دین یا عقیده در زمینه ی استخدام که در سال ۲۰۰۳ مطرح شد ( و بالتبع در قانون برابری سال ۲۰۱۰ نیز گنجانده شد) هدف شان توجه کردن به این مسایل بود. اکنون نیازمند تلاش برای ارزیابی تاثیر تحمیل انجام امری واجب بر بخش دولتی و نیز نیازمند تحقیق و بررسی در مورد قدم هایی که توسط نهادهای ذیربط ( مانند کمیته ی برابری و حقوق بشر) در زمینه ی اداء این وظیفه برداشته شده است، هستیم.

·شورای مسلمانان بریتانیا، شواهدی از یک سقف شیشه ای (به موانع مصنوعی و نامرئی، تصمیمات سازمانی و تعصبات مسئولان سازمان اطلاق می‌گردد که مانع پیشرفت اشخاص با صلاحیت و یا اقلیت‌ها (بویژه زنان) در داخل سازمان‌ها می‌گردد) برای موقعیت های مدیریتی در بخش هایی مانند رسانه، که جابجایی بیشتر برای کارگران جمعیت اقلیت های نژادی وسیاه پوست در آنها بود، در اختیار دارد. این کار مساله ی تنوع کارکنان را مطرح کرد.بهرحال، تحقیقات بیشتری در زمینه ی تجارب زنان و مردان مسلمان در بدست آوردن و باقی ماندن در موقعیت های بالاتر مدیریتی، لازم است که انجام شود.

۴-۲- آموزش و مهارت‌ها

کاهشی در میزان درصد مسلمانان بدون توانایی و مهارت از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱، دیده میشود: آمار سال ۲۰۰۱ نشان میدهد که ۳۹ درصد ایشان بدون مهارت بودند که این میزان ده سال بعد به ۲۶ درصد کاهش پیدا کرد.

تقریبا یک چهارم مسلمانانی که سن شان بیشتر از ۱۶ سال است، دارای ” درجه ی ۴ و بالاتر” مهارت ها هستند، که فقط کمی پایینتر از عموم مردم است. در حالیکه ۲۶ درصد از مسلمانان، مهارتی ندارند، درصد هندوها ۱۳٫۲ و سیخ ها ۱۹٫۴ درصد است. این گرایش همچنین در قسمتی از جمعیت که در درجه ی ۴ مهارتی و بالاتر هستند، وجود دارد: درحالیکه ۲۴ درصد مسلمانان به این درجه رسیده اند، این رقم برای هندوها ۴۴٫۶ درصد و برای سیخ ها ۳۰٫۱ درصد است. پروفایل تحصیلی مسلمانان بصورت کلی، از تشکل هندوها و سیخ ها عقب می افتد.

تعداد بسیار کمی از مسلمانان جوان، دوره های کارآموزی را شرکت میکنند (۰٫۷ درصد از مسلمانان در گروه سنی ۱۶ تا ۲۴ سال؛ برای کل جمعیت، این رقم ۳٫۶ درصد است)

تعداد بیشتری از مسلمانان در خوابگاه های دانشجویی و دانش آموزی و مکان های مشابه هستند نسبت به کل جمعیت مردم:۶۰ درصد در برابر ۴۱ درصد. این مساله نشان دهنده ی مشارکت بیشتر در تحصیلات بالاتر است.

محققین همچنین به میزان کمتر ایشان در دانشگاه های ” راسل گروپ” اشاره کرده اند [i]

مشاهدات

·تشکل‌های مسلمان در سال ۲۰۱۱، نسبتا دارای تحصیلات بهتری هستند تا سال ۲۰۰۱٫ بهرحال، مسلمانان از هندوها و سیخ ها هم در زمینه ی دارا بودن تعداد بیشتری که مهارتی ندارند و هم در دارا بودن تعداد کمتری که تخصص ومهارت بالاتری دارند، عقب هستند.

·جوانان مسلمان باید برای شرکت دردوره های کارآموزی تشویق شده و مقامات هم من جمله جامعه ی اجتماعی مسلمانان باید این مساله را گسترش و ترویج دهند.

واضح است که دسترسی به تحصیلات بالا مساله ای مهم است، به اینصورت که این پتانسیل را دارد که بعنوان یک وسیله برای پویایی اجتماعی و ترکیب گروه های اقلیت نژادی در بخشهای خاص اجتماع بوِیژه در گروه های شغلی نخبگان، مورد استفاده قرار بگیرد. مهم است که در ابتدا اشاره کنیم که گروه های نژادی اقلیت، درجه ی بالاتری در مشارکت در تحصیلات سطح بالا را نسبت به گروه بریتانیایی های سفید دارند {…}. اگرچه بیشتر در دانشگاه ها حضور دارند اما دانش آموزانی از برخی گروه های نژادی اقلیت، بطور قابل توجهی کمتر در موسسات طراز اول حضور دارند{….}. برای میانگین درخواست ها از متقاضیان پاکستانی، الگو در این مساله پیش بینی هفت رد درخواست بیشتر در ۱۰۰ درخواست برای ایشان کرده است، درمقایسه با عددی که درباره ی درخواست های بریتانیایی ها بدست خواهد آمد.

نتیجه ی این تحلیل اینست که دسترسی به دانشگاه های گروه راسل، از “عدالت و انصاف” بسیار دور است. نکته ی مهم اینست که دسترسی ناعادلانه در شکل های مختلفی برای گروه های مختلف اجتماعی نمایان شده است. برای کسانیکه از کلاس های پایین تر اجتماع اند و چنین سابقه ای دارند، این بی عدالتی بصورت موانعی در اصل درخواست برای ورود در این داشنگاه ها ظاهر میشود. در مقابل، برای سیاهان، پاکستانی ها و بنگلادشی ها، این بی عدالتی به نظر میرسد که کلا از نوعی رفتار متفاوت در طول روند پذیرش توسط داشنگاه های گروه راسل، نشات میگیرد. برای کسانی که از مدارس دولتی هستند، دسترسی ناعادلانه به این دانشگاه ها، در مورد تقاضا و پذیرش مساوی است.

۴-۳- تمرکز بر زنان

۳۲۹۶۹۴ دانشجوی تمام وقت مسلمان هستند که ۴۳ درصد شان زن و ۵۷ درصد مرد هستند.

بهرحال، تعدادی از مناطق خودگردان هستند که دانش پژوهان زن مسلمان در آنها از تعداد دانش پژوهان مرد بیشتراند.

۲۹ درصد از زنان مسلمان بین سنین ۱۶ تا ۲۴ سال، مشغول به کار هستند در مقایسه با تقریبا نیمی از کل جمعیت.

۱۸ درصد از زنان مسلمانی که در گروه سنی ۱۶ تا ۷۴ سال هستند، “مراقب وسرپرست خانه یا خانواده ای” هستند در مقایسه با ۶ درصد در کل جمعیت. این ممکن است به علت توزیع سنی جوانتر مسلمانان باشد که نتیجه اش بارداری بیشتر و نیز احتمال بیشتر برای خانواده های مسلمان برای داشتن فرزندان زیر سن قانونی، است.

زنان مجرد و متاهل همه ی گروه های اعتقادی، به جز مسلمانان، به یک اندازه احتمال شاغل بودنشان است، در حالیکه زنان مجرد مسلمان، ۱٫۵ برابر بیشتر احتمال شاغل بودنشان است تا زنان متاهل مسلمان.

بسیاری از زنان مسلمان بریتانیایی، برای کار و حرفه ارزش قائل هستند؛ آنها میخواهند که در تحصیلات و کار خود موفق باشند. بیشترشان دیدگاه های مثبتی نسبت به کار داشته و بسیاری هم دارای آرمان های شغلی والایی هستند. اکثریت ایشان نیز خواهان بازگشت به کار بعد از زایمان بوده و میخواهند که زندگی خانوادگی را با یک شغل پیوند دهند. بعضی از موانعی که بر زنان مسلمان بریتانیایی تاثیر گذاشته است، بر همه ی زنان تاثیر داشته است، مانند تبعیض جنسیتی، عدم انعطاف پذیری و عدم مراقبت از کودکان. اما زنان مسلمان بریتانیایی همچنین با چالش های بیشتری مواجه هستند، من جمله تبعیضی که مبتنی بر شکل لباس پوشیدن و ایمان است. همچنین، برنامه های موجود بازار کار، نه با نیازهای ایشان تطابق دارد و نه به نظر میرسد که مطابق بشود.

مشاهدات

·دو عامل در جریان هستند: تعداد افزایش یافته ی زنان مسلمان که در تحصیلات تمام وقت به سر میبرند، که منجر به انتظارات و تمایلات شغلی برای بسیاری میشود، و تقاضاها برای مراقبت و سرپرستی خانه و خانواده که بازتابش در تعداد قابل توجه زنانی که فعالیت اقتصادی ندارند قابل مشاهده است. برای بسیاری، این بدین علت است که مسئولیت های خانواده بعد از ازدواج، به اولویت اول تبدیل میشود. بهرحال، زنان مسلمان که به دنبال کار هستند، حمایت متناسب و فرصت های برابر را پیدا نمیکنند. نیاز است تا مقامات و مسئولین متفاوت- تشکل اجتماعی مسلمانان، موسسات سیاست گزاری، کارفرمایان، واحدهای تجاری و سازمان کار و امور بازنشستگی- شرایط و فرصت های بازار کار را تسهیل کنند. نتایج طرح های سیاست گزاری “بنیاد جوان” که در سال ۲۰۰۸ مطرح شد باید بررسی شود.

۴-۴- طبقه‌بندی اقتصادی- اجتماعی

تعداد مسلمانان در گروه ” شغل تخصصی بالاتر” ۵٫۵ درصد است که به میزان زیادی از کل جمعیت ۷٫۶ درصد، پایینتر نیست. نزدیکی بیشتری در گروه “کارفرمایان کوچک و کسانیکه برای خودشان کار میکنند” با ۹٫۷ درصد در جمیعت مسلمانان و ۹٫۳ درصد در کل جمعیت است.

تنوع قومی و نژادی جمیعت مسلمانان، تنوع اقتصادی-اجتماعی این جمعیت را همراهی میکند. در حالیکه زمینه های موفقیت وجود دارند، اما بیشتر از یک پنجم ( ۲۱٫۳ درصد) مسلمانان بین ۱۶ تا ۷۴ سال، هیچگاه کار نکرده اند ( این مساله شامل دانش پژوهان تمام وقت نمیشود) در مقایسه با ۴ درصدی که در کل جمیعت این وضعیت را دارند.

فقط در لندن، بیش از ۱۳۴۰۰ مسلمان هستند که دارای شغل و حرفه ای بوده و موجب ایجاد بیش از ۷۰۰۰۰ شغل شده اند. برآورد میشود که ۳۳٫۶ درصد از تشکیلات اقتصادی کوچک تا متوسط درلندن، مالکشان مسلمان هستند.

مناطق خودگردان که موفقین را در خود جای داده اند( مدیریت برتر، حرفه های اجرایی و تخصصی) همچنین گروهی هستند که ” هیچگاه کار نکرده و مدت طولانی بیکارند”. بهرحال، انتظار میرود که این شامل مناطق بارنت، کرویدون، هاروو، هانسلو و هیلینگدون شود که همگی در حومه ی لندن هستند.

مشاهدات

·حضور مسلمانان در گروه های اقتصادی-اجتماعی بالاتر، یک نشانه ی خوب از وضعیت خوب اقتصادی در میان برخی از بخش های مردم است. تحقیقات بیشتری نیاز است تا عوامل حمایتی از پویایی اجتماعی بررسی شوند.

·میزان بیشتر کارفرمایان کوچک مسلمان و مسلمانانی که برای خود کار میکنند، نشانه ای از گرایش های کارآفرینانه و استعداد و ظرفیت ها در این زمینه است.

نتیجه‌گیری‌ها و حوزه هایی برای تحقیقات بیشتر

در حالیکه ساختار این تحقیق، امکان ارائه‌ی اصولی و قاعده‌مند داده‌ها را بعنوان متغیرهای جداگانه فراهم می‌سازد، یقینا واقعیت اجتماعی پیچیده تر از اینهاست.

برخی از متغیرهای آماری، به راحتی نمی‌توانند دسته‌بندی شوند. مثلا داده‌های آماری مربوط به مؤسسات عمومی، در بیشتر از یک شاخه و گروه قرار گرفته‌اند چرا که این داده‌ها، آمار جمعیتی را در گروه‌هایی متفاوت و غیرقابل یکی شدن مثل بی خانمان‌ها، زندانی‌ها و دانش‌آموزانی که در خوابگاه‌ها هستند، فراهم می‌کند.

همچینین غالبا ممکن نیست که در مورد یک متغیر، بدون در نظر گرفتن و ارجاع به متغیرهای دیگر، اظهار نظر کنیم. بعنوان نمونه، مشارکت نسبتا کم مسلمانان در بازار کار (متغیر آماری فعالیت و عدم فعالیت اقتصادی) باید در کنار نتیجه‌ی آمارگیری در مورد گروه‌های مدارک علمی و سیاسی اقتصادی، در نظر گرفته شود. همچنین، فراوانی یک نوع از ملکیت منزل مسکونی ـ مسکن اجتماعی در مورد مسلمانانی با اصالت بنگلادشی ـ می‌تواند هم بعنوان نتیجه‌ای از نابرابری اجتماعی ـ اقتصادی در نظر گرفته شود و هم نشان دهنده‌ی حق انتخاب مسکن در بخشی از شهر لندن که سابقه و تاریخ خاصی از مسکن اجتماعی دارد، باشد.

خصوصا پروفایل قابل توجه جمعیت جوان مسلمانان (متوسط سن ۲۵ سال در مقایسه با ۴۰ سال در کل جمعیت) در تفسیر طیفی از آمارها، مثلا داده‌هایی که مربوط به رشد جمعیت، جمعیت کسانی که در سن رفتن به مدرسه هستند و جمعیت زندان‌ها، تاثیر داشته و باید در نظر گرفته شود.

بنابراین، گروه‌بندی متغیرهای آماری در این گزارش، تنها یکی از راه‌های متعدد قطعه قطعه کردن یک کیک ضخیم است، اما منعکس کننده‌ی زمینه‌هایی است که ام سی بی به دنبال جلب توجه به آنها است. در حالی‌که این گزارش از توصیف نتایجش به‌عنوان “توصیه های سیاست‌گذاری” اجتناب کرده است، تعدادی از “مشاهدات” به شکل نکات اختصاری برای استفاده در بحث‌ها و گفتگوها و برجسته کردن نگرانی‌ها و توسعه‌های مثبت، ارائه شده‌اند.

نتیجه‌گیری‌ها

جمعیت مسلمانان در انگلستان و ولز، بطور قابل توجهی از سال ۲۰۰۱ در نتیجه ی عوامل متنوعی، افزایش پیدا کرده است،. تقریبا نیمی از این جمعیت، در بریتانیا متولد شده اند. پروفایل سن به سمت جوان ها تمایل داشته و میانگین سن نیز جوانتراست.

مسلمانان بریتانیایی گروهی هستند که تنوع قومی دارند، و فقط کمی از آنها در صحبت به زبان انگلیسی مشکل دارند. مسلمانان در همه ی مناطق انگلستان و ولز حضور دارند، اما لندن بیشترین جمعیت مسلمانان را در خود جای داده است. علی رغم اینکه بیش از نیمی از مسلمانان، خارج از بریتانیا متولد شده اند، اما تعداد بیشتری هویت ملی خود را بریتانیایی انتخاب میکنند.

چگونه مسلمانان از سال ۲۰۰۱ رو به جلو حرکت کرده اند؟ آخرین آمار نشان میدهد که بخشی از مسلمانان موفق بوده و در حال پیشرفت هستند، که دلیل اش هم حضور ایشان در طبقه ی بالاتر از نظر اقتصادی-اجتماعی و نیز وجود نشانه های پویایی اجتماعی درایشان است. مسلمانان همچنین نسبت به یک دهه پیش، بیشتر تحصیل کرده هستند. بسیاری از ایشان کارفرمایان کوچک بوده یا بطور مستقل کار میکنند. تحقیقات نشان میدهد که جمعیت اقلیت های نژادی و سیاه پوست،کمتر دچار تفکیک سکونتی میشود.

ترکیب خانواده های مسلمان، بیشتر از زوج های ازدواج کرده با فرزندان کمتر از سن قانونی است اما بطور تعجب آوری تعداد زیادی از خانواده های تک والدینی به همراه فرزندان کمتر از سن قانونی و نیز خانواده های یک نفره در ایشان وجود دارند. خوداظهاری سلامتی در بین مسلمانان بریتانیا، شبیه به کل جمعیت است، به استثناء گروه مسن ترهای مسلمان یعنی جاییکه سلامتی بطور قابل توجه تری از بین میرود. گرایش مشابهی در مورد ناتوانی خود اظهار شده وجود دارد.

بدون توجه به وجود زمینه های موفقیت، میزان بالاتری از بیکاری و عدم فعالیت اقتصادی در جمعیت مسلمانان در مقایسه با کل جمعیت، وجود دارد. بیشتر زنان مسلمان در بازار کار نیستند و مراقبت از خانواده یا خانه را بر عهده دارند. تقریبا نیمی از مسلمانان، در مناطقی با بیشترین محرومیت زندگی میکنند. این مساله از سال ۲۰۰۱ افزایش داشته است به دو علت ممکن: جمعیت مسلمانان در مناطقی که محروم شناخته میشوند، افزایش پیدا کرده است؛ افزایش محله های محروم برای کل جمعیت مردم. داده ها همچنین حاکی از درصد بالای خانواده های مسلمان که متکی بر مسکن های اجتماعی هستند، دارد. تعداد مسلمانان در زندان، مساله ای نگران کننده است.

تصویر کلی، یک تشکل اعتقادی است که از نظراندازه بزرگ بوده، و تنوع قومی و اقتصادی دارد که یک مقیاس کوچکتر از تغییرات در مقیاس بزرگتری بنام جامعه است. پروفایل سنی جوانتر، ارتباطات با خارج از کشور و گرایشات کارآفرینانه همگی میتوانند توانمندیهای استراتژیک برای ملت باشند.

حوزه هایی برای تحقیقات بیشتر

·برخی از متغیرهای آماری در این گزارش لحاظ نشده بودند مانند فراهم بودن مراقبت و نگهداری در خانواده و گرایش های ” سفر برای کار”. تحلیل های بیشتری نیاز است تا به ویژگیهای پروفایل جامع تر مسلمانان بریتانیا دست پیدا کنیم.

·نشانه هایی از پویایی اجتماعی وجود دارد: بعنوان نمونه، افزایش کمتر تعداد مسلمانان در منطقه ی تاور هملتز لندن و میزان تعداد مسلمانان در درجه ی اقتصادی-اجتماعی بالا. بررسی هایی برای شناخت بهتر این روند و عوامل دخیل در آن، نیاز است.

·جامعه ی اجتماعی مسلمانان نیاز دارد تا درک بهتری از بسیاری از واقعیات اجتماعی داشته باشد: نارضایتی جوانان، تک والدینی و خانواده های یک نفره، بی خانگی، جرم. برخی نگرانی ها در این گزارش مطرح شده است. بهرحال، نیاز به یک تحقیق جامعتر هست که میتواند شامل ارائه ی آگاهی ها و آموزش های مناسب برای مساجد و امامان جماعت بشود.

·مسلمانان با ریشه ی بنگلادشی، در درجه ی بالایی از نظر زندگی در مسکن های اجتماعی دارند. دلیل اینکه چرا از گزینه ی ” حق خرید” استفاده نمیشود باید مورد بررسی قرار بگیرد، مثلا برای مشخص کردن اینکه آیا این مساله مربوط به اجتناب از مساله ی خرید با سود است یا نه.

·مسلمانان در ورود به بازار کار، با یک تاوان دو چندان مواجهند- تبعیض نژادی و فرهنگی- همچنان که این مساله توسط مطالعات متعددی تایید شده است. اکنون نیاز است تا تاثیر وضع قوانین مانند قوانین برابری دینی در استخدام ۲۰۰۳ که باعث کاهش تبعیض میان مسلمانان در مساله ی استخدام نشده است، بررسی شود.

·ام سی بی شواهدی دارد که مساله ی “سقف شیشه ای” برای پست های مدیریتی در بخش هایی مانند رسانه ها با تغییرات بیشتری برای جمعیت اقلیت های نژادی وسیاه پوست، وجود دارد. بهرحال، تحقیقات بیشتری در زمینه ی تجارب مسلمانان در گرفتن و ماندن در پست های مدیریتی بالاتر نیاز است.

·ثمرات طرح های سیاست گزارانه ی موسسه ی جوانان درسال ۲۰۰۸ در زمینه ی تسهیل ورود زنان مسلمان به بازار کار، لازم است که مرور شود.

·داده های آماری درباره ی مسلمانان اسکاتلندی، توسط اسناد و سوابق ملی اسکاتلند ارائه شده اند.سوال از دین بطور کلی، شبیه به سوال از دین در انگلستان و ولز است. امکان یک تحقیق مشابه در همین زمینه توسط گروه های اجتماعی در اسکاتلند وجود دارد.

·نیاز برای تحقیق در زمینه ی پیش بینی جمعیت مسلمانان هست تا با این کار پیش بینی های لازم برای گرایش ها و تقاضاها برای ارائه ی خدمات، صورت بگیرد. روش کاری که برای پیش بینی جمعیت نژادی اتخاذ شده است، یک مدل را ارائه داده، از میکرودیتاها و نمونه گیری و آمارگیری نیروی کار استفاده میکند.

·جمعیت سومالیایی های مسلمان دردهه ی اخیر افزایش داشته است، اما در نبود یک گروه نژادی خاص در آمارگیری، امکان ندارد که یک مدل مشخص و متعین ارائه شود. نیاز برای تحقیق در مورد سومالیایی ها وجود دارد تا بدین وسیله به درک بهتری از پروفایل اجتماعی-اقتصادی ایشان برسیم.

ترجمه: هادی قربان‌یار

منبع:مرکز پژوهشهای جامعه المصطفی

اشتراک گذاری :


  1. […] گزارشی آماری درباره مسلمانان بریتانیا ۴. بازار کار و آم… بخش پایانی این گزارش به بازار کار و آموزش مسلمانان بریتانیا وو نامرئی تصمیمات سازمانی و تعصبات مسئولان سازمان اطلاق با مسلمان امریکایی و همسر مسلمانش برای معرفی اسلام با عکس […]

آخرین اخبار