دکتر محمدعلی شمالی
معاونت بین الملل جامعه الزهرا(سلام الله علیها)

جامعهالزهرا قسمت های مختلفی دارد. قسمتی که بنده مسئولیت آن را به عهده دارم ، معاونت بین الملل است . این معاونت مسئول آموزش و پذیرش و امور مربوط به اسکان و همهء مسائلی است که به خواهران غیرایرانی مرتبط می شود

 download (1)

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) حجهالاسلام آقای دکتر محمدعلی شمالی دانشمندی فاضل ، فرهیخته ، فعّال ، پرتلاش و سخت کوش است که معمولاً غالب حوزویان او را می شناسند. چهره ای آشنا، که سال ها از خوان نعمت حوزه بهره مند و اینک پس از اخذ مدرک دکتری در زمینهء فلسفه اخلاق با کوله باری از تجربه به عنوان مدیر گروه دین شناسی و عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و معاونت بین الملل جامعهالزهرا 3 مشغول فعالیت می باشد. این گفت وگوی صمیمی را با هم می خوانیم . لازم به یادآوری است که برخی از آثار علمی ایشان عبارتند از:

Self knowledge )Tehran, 1996(•

Ethical Relativism )London, 2002(•

Discovering shii Islam )London, 2003(•

Shii Islam: Origins, Fait ; Practices )Londan, 2003•

PrinciPles of Juris Prudence: An Introduction to Methodology of Fiqh )Qum, 2006( •

 لطفاً سوابق علمی و تحصیلات خودتان را در داخل و خارج از کشور به طور خلاصه بیان نمایید.

• دربارهء سوابق تحصیلاتی خودم ، باید عرض کنم که بنده در تهران به دنیا آمدم و تحصیلات ابتدایی خود را در تهران گذراندم . دورهء راهنمایی و دبیرستان را در مدارس سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان بودم . در اوج انقلاب اسلامی ، من در کلاس سوم راهنمایی بودم . دورهء دبیرستان را پس از انقلاب گذراندم . در سال دوم و سوم دبیرستان همزمان با درس های دورهء متوسطه ، به دلیل علاقهء زیادی که به زبان عربی داشتم ، خدمت یکی از روحانیان رسیدم و به خواندن جامع المقدمات مشغول شدم . به تدریج ، با علوم اسلامی و حوزوی و فضای معنوی حوزه ها آشنایی بیش تر پیدا کردم ، بخصوص در فضایی که پس از شهادت استاد شهید مطهری ایجاد شده بود. به همین دلیل ، وارد حوزه شدم و بعداً دیپلم گرفتم . در ورود به حوزه در سال 1361 ابتدا وارد مدرسهء حقّانی شدم ، سپس به مدرسهء شهیدین رفتم . در کنار درس های متعارف حوزوی ، به دلیل علاقهء زیاد به فلسفهء اسلامی و فلسفهء غرب ، سعی می کردم با این علوم نیز آشنا شوم . در سال 1368 که دروس سطح را به پایان رساندم ، همزمان با شروع درس خارج ، برای اخذ مدرک کارشناسی در رشتهء فلسفهء غرب در دانشکدهء ادبیات دانشگاه تهران نیز شرکت کردم . به دنبال آن ، تحصیل در این رشته را در مقطع کارشناسی ارشد ادامه دادم . از سال 1370 علاوه بر درس های متعارف حوزوی ، دورهء خاصی در بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع ) برگزار شد. در آن جا، در دورهء کلام جدید شرکت کردم . پس از انتقال بنیاد به مؤسسهء آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره ) در این مؤسسه فعالیت هایی همچون تدریس زبان تخصصی و متون فلسفی و راه اندازی واحد تربیت مترجم را به عهده داشتم . در سال 1375 همزمان با پایان دورهء کارشناسی ارشد فلسفهء غرب برای تحصیل در مقطع دکتری در خارج از کشور انتخاب شدم . پس از مطالعات گوناگون ، قرار شد به کشور انگلستان عازم شوم . در مقطع دکتری در زمینهء فلسفهء اخلاق در دانشگاه منچستر مشغول به تحصیل شدم و بحمداللّه ، با این که مسؤولیت های تبلیغی همچون اداره مرکز اسلامی منچستر را بر عهده داشتم ، توانستم در کم تر از سه سال و نیم دورهء دکتری را به پایان رسانم . پس از اخذ دکتری با موضوع نسبیت گرایی اخلاقی ، تحقیقی را به عنوان فوق دکتری در زمینهء اصول اخلاقی مربوط به مرگ و زندگی که به حوزه اخلاق زیستی مربوط می شود، انجام دادم . با توجه به علاقهء زیادی که به مراجعت به کشور اسلامی و بخصوص حوزهء علمیه داشتم ، سعی کردم علی رغم زمینه های فراوان برای فعالیت های علمی و تبلیغی هر چه زودتر برگردم و بحمداللّه ، در سال 1380 مراجعت کردم و امیدوارم بتوانم در حدّ توان به حوزه به ویژه در عرصه های بین المللی خدمت کنم .

در خصوص جامعهالزهرا(س) و فعالیت های آن توضیحاتی بفرمایید.

• همان گونه که می دانید، جامعهالزهرا قسمت های مختلفی دارد. قسمتی که بنده مسئولیت آن را به عهده دارم ، معاونت بین الملل است . این معاونت مسئول آموزش و پذیرش و امور مربوط به اسکان و همهء مسائلی است که به خواهران غیرایرانی مرتبط می شود. پس معاونت بین الملل در واقع مسئولیت اموری که مربوط به خواهران غیرایرانی است را به عهده دارد، سابقهء اینجا به تأسیس خود جامعهالزهرا بازمی گردد; یعنی از همان آغاز بنیان گذاری جامعهالزهرا به فرمان حضرت امام ، که در سال 1363 فرمان آن صادر شد. وقتی که آموزش ها آغاز شد، از همان ابتدا برخی خواهران غیرایرانی از پاکستان ، عراق و لبنان پذیرش شدند. به تدریج این خواهرها بیشتر شدند ما برای اینکه کارها پیشرفت کند، بخش غیرایرانی ها را که اکنون معاونت بین الملل خوانده می شود تشکیل دادیم . امروز ما حدود نهصد نفر از چهل کشور دانشجو داریم که به طور طبیعی این تعداد بیشتر از کشورهای منطقه اند.

از چین و مغولستان تا کانادا، آمریکا و آرژانتین . البته نمی توان گفت دقیقاً چند نفر پذیرش داریم . یعنی در این سال های اخیر که مکانمان نیز گسترش یافته است ، تقریباً سالانه 150 تا 200 نفر روزانه و شبانه روزی پذیرش داریم . آمار کلی ما نیز حدود نهصد نفر است . خواهرانی که در داخل قم اند، به شکل روزانه تحصیل می کنند. اینها یا متأهل اند و با همسرشان زندگی می کنند یا با پدر و مادرشان که ساکن قم اند زندگی می کنند. ما از آن ها امتحان ورودی می گیریم ، با ایشان مصاحبه می کنیم و پذیرفته می شوند. اما کسانی که شبانه روزی اند از خارج از کشور تقاضا می کنند. اینان را بر اساس مدارکی که دریافت می کنیم و شرایطی که داریم بررسی می کنیم و پذیرش می شوند. گاه نیز هیئت هایی که اعزام می شوند از مرکز جهانی افرادی را شناسایی و به ما معرفی می کنند و پرونده ها را به ما می دهند بررسی کنیم . یا مثلاً سازمان مدارس و حوزه های علمیهء خارج از کشور افرادی را معرفی می کنند و یا علما و مراکز اسلامی این چنین می کنند. به هر حال ، کسانی که از خارج پذیرفته می شوند با ویزای تحصیلی و به طور رسمی وارد می شوند; یعنی ما کسی نداریم که اینجا مخفیانه یا غیرقانونی تحصیل کند. همه چیز شفاف و مشخص است . در واقع شرایط پذیرش ما تعهد و صلاحیت اخلاقی و استعداد تحصیلی است . افزون بر این ، یکی دیگر از شرایط این است که دیپلم داشته باشند; مگر کشورهایی که مثل ترکیه مشکل حجاب داشته باشند. در آنجا ما با انعطاف بیشتری برخورد می کنیم .

اما برای دیگر کشورها شرطمان داشتن دیپلم است . از نظر سنی نیز کسانی که خوابگاهی اند باید 17 تا 25 سال داشته باشند و کسانی که روزانه اند 16 تا 35 سال . برای دانشجویان روزانه چون تنها در اینجا درس می خوانند، اختلاف سنی مشکل چندانی ایجاد نمی کند، ولی در خوابگاه اگر بخواهیم 16 ساله را با 35 ساله بدون محدودیت کنار هم بگذاریم ، مشکلاتی به وجود می آید. مسئله مهم دیگر آنکه کسانی که خوابگاهی اند، ازدواجشان به تأخیر نیفتند و ما ناگهان با یک جمعیت تحصیل کرده ای که سن ازدواجشان به تأخیر افتاده مواجه نشویم . از این روی ، مقیدیم که خانم های بالاتر از 25 سال را، نپذیریم . بحث بعدی آموزش هایی است که برای اینها داریم . ما چند نوع آموزش داریم . آموزش اصلی مان ، دورهء اصلی طلبگی است که پیش از این شامل یک دورهء عمومی پنج ساله بود. در این پنج سال ، شش ماه اول به طور متوسط فارسی یاد می گرفتند و بعد درس های طلبگی می خواندند که در حد سطح دو (معادل لیسانس ) بود. در این سه چهار سال اخیر به گونه ای برنامه ریزی کردیم که اگر کسی بخواهد درس های تخصصی بخواند، بتواند. کسانی که روزانه بودند با ایرانیها در رشته های تخصصی مشغول بشوند. مثلاً به کلاسهای فقه و اصول و تفسیر و کلام بروند و به آنها ملحق بشوند.

در این چند سال اخیر کاری که ما کردیم این بود که دوره ها را متنوع و از هم تفکیک کردیم . به این ترتیب که ما الان برنامهء کوتاه مدت و ترم های تابستانی داریم که این خودش یک بحث مفصل است . ما با یک مرکز اسلامی هماهنگ می کنیم و جماعت شیعیان از فلان کشور برای دو الی چهار هفته می آیند و در دورهء فشرده ای به زبان خودشان مسائل اسلامی را آموزش می بینند. در کنار آن نیز با حوزه و شخصیت های حوزه و مؤسسات حوزوی آشنا می شوند. دورهء شش ماهه ای نیز داریم برای کسانی که تنها می خواهند فارسی یاد بگیرند. البته باید آن شرایط عمومی را داشته باشند; مانند تعهد و مسلمان بودن و … . اما به هر حال برای شش ماه آنان را می پذیریم . الان ما سیستم را طوری طراحی کردیم که آن دورهء پنج ساله به شش ماه فارسی و شش ماه دورهء آموزش تفکیک شده است . پایهء بعد فوق دیپلم و کارشناسی ناپیوسته یعنی دورهء پنج ساله است . بنابراین ما دوره های شش ماهه ، یک ساله ، سه ساله و پنج ساله داریم که هر کس بخواهد می تواند در آنها شرکت کند.

الان هم برنامه ها را تفکیک کردیم و افراد را هم می توانیم به راحتی ارزیابی کنیم ; یعنی اگر پیش از این یک نفر می آمد اینجا یا باید دورهء پنج را تمام می کرد یا اگر وسط کار آن را قطع می کرد، چیزی در دستش نبود. الان ما آمدیم اینها را به مقطع های جداگانه تقسیم کردیم . اگر کسی مثلاً برنامهء فارسی را تمام کرد و رفت مدرک فارسی را می گیرد. اگر کسی دوره کاردانی را تمام کرد، مدرک کاردانی را می گیرد. از همهء اینها مهم تر اینکه از اول به کسی قول نمی دهیم که بتوانیم دورهء پنج ساله را به طور کامل آموزش دهیم . از این روی ، پایان هر مقطع ، همهء افراد بدون استثنا پرونده شان به کمیتهء ارزیابی می رود و از حیث آموزشی و پرورشی بررسی می شود. اگر خوب بود، اجازهء ارتقا پیدا می کنند. این غیر از بحث های مستمر است ; مثل تجدیدی و مشروطی و اینها غیر از آن است که باید دانشجو خودش را به روز کند بنابراین این دوره را به این شکل ثبت کردیم . همچنین آمدیم ، دو رشتهء تخصصی را برای غیرایرانی ها آغاز کردیم که برای اولین بار در کشور و شاید در دنیا انجام شد.

البته الان در جاهای دیگر نیز آغاز شده است . یکی رشتهء تخصصی شیعه شناسی که ما آن را سه سال پیش شروع کردیم و الان اولین فارغ التحصیل هایمان را داریم . ایشان پایان نامه هایی نوشته اند که از کارشناسی ارشد هم بالاتر است . این دوره شامل چهل واحد درسی (36 واحد درس و چهار واحد پایان نامه ) است و برای هر درسی دانشجویان موظف اند مقاله بنویسند. یعنی وقتی به پایان نامه می رسند، شانزده مقاله نوشته اند. افراد را نیز با معدل بالا می گیریم . یعنی فارغ التحصیل های خودمان و کسانی که معدل بالا داشته باشند. به تدریج نیز شرایط را سخت تر کردیم . یعنی نخست معدل شانزده را پذیرش می کردیم . بعد هفده و الان معدل هجده را می پذیریم . این دوره رفته رفته کیفی تر می شود. رشتهء دیگر هم اخلاق و تربیت اسلامی است که این رشته نیز برای اولین بار در ایران و شاید در سراسر دنیا آموزش داده می شد. البته بعدها ما آن را به سازمان مدارس نیز پیشنهاد کردیم و آنها قرار شد برای دانشگاه مجازی شان اخلاق را بگذارند. همین طور به دانشگاه پیام نور پیشنهاد کردیم که دانشگاه پیام نور نیز از پارسال کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق گرفته است که مسئولیتش نیز با خود من است و من مدیر گروه اخلاقش هستم . ولی اصلش از اینجا شروع شد و ما حدود 130 یا 140 نفر خواهران غیرایرانی داریم که در حال حاضر درس دروس تخصصی شیعه شناسی و اخلاق و تربیت اسلامی را می خوانند.

غیر از اینها حدود 25 نفر دانشجو داریم که دروس تخصصی فقه و اصول و تفسیر می خوانند; یعنی نصف آنان فقه و اصول و نصف دیگرشان تفسیر می خوانند که الان سال چهارمشان است که تخصصی کار می کنند. به طور پراکنده کسان دیگری نیز هستند. سیستم درس ما نیز این گونه است که ما فارسی مان چهل واحد درسی است . سپس دوره پایه است که 21 واحد است . دورهء کاردانی 98 واحد است ; یعنی آن 21 واحد نیز جزو این 98 واحد است . این واحدها با واحدهای دورهء کارشناسی به 190 واحد می رسد. دورهء کارشناسی ارشد و تخصصی مان نیز چهل واحد است . موادی که ما آموزش می دهیم ، در دورهء عمومی علوم اسلامی و مقدمات آن است . البته ما علاوه بر آن ، بحث های ادبیات و منطق و فقه اصول و عقاید جنبه های قرآنی را در بحثمان تقویت کردیم . جنبه روش ها در بحث های ما زیاد است . روش تدریس قرآن ، روش تحقیق و تبلیغ قرآن و یک سری بحث های روز مثل بحث زن در اسلام ، روان شناسی عمومی و تقویتی نیز داریم .

آیا دروسی که اینجا آموزش می دهید با سطح مذهبی جوامع شیعی متناسب است یا نه؟

• تقریباً می شود بگوییم که تا 80% درصد این طور است . ما در این مسئله با چند نوع مشکل روبه رو هستیم . نخست اینکه نیازهای جوامع مختلف فرق می کند. حتی در یک کشور فرق دارد; یعنی نیازهای پاکستانی های مقیم انگلستان با عربهای مقیم آنجا فرق می کند. اصلاً نوع بحث ها و جلسه هایشان متفاوت است . خود کشورها نیز متفاوت اند. کشورهای غربی یک سری مشکلات دارند، کشورهای شرقی یک سری مشکلات دیگر. برخی کشورها با ادیان دیگر بحث دارند; برخی کشورها با فرقه های مختلف اسلامی بحث دارند و در برخی کشورها دولت اصلاً اجازه نمی دهد کار کنند. هزار نوع سناریو می توان فرض کرد که هست . مسئله دیگر اینکه ما فرصتمان محدود است ; یعنی ما نمی توانیم اینها را برای همه کار آماده کنیم .

مطلب دیگر اینکه یک سری ملاحظاتی است که ما باید در نظر بگیریم . مثلاً وقتی می خواهیم به اینها مدرک بدهیم ، مجبوریم برخی چیزهایی که آموزش عالی گنجاده است لحاظ کنیم مثلاً چیزهایی که در آموزش عمومی حوزه است ، باید لحاظ کنیم . از سویی خود ما هم به هر حال توان محدودی داریم و این گونه نیست که بر تمام مسائل اشراف داشته باشیم ، ولی نهایت تلاش را می کنیم ; زیرا اولاً اینجا در واقع در امر آموزش خواهرها حرف اول را می زنند. اینجا ادامهء مدیریت مکتب توحید شهید قدوسی و دیگران است . یعنی پیشینهء چهل ساله دارد.

بنابراین ، در زمینهء آموزش خواهران تجربهء فراوانی دارد. در امر آموزش خواهرهای غیرایرانی نیز اینجا تجربه اش از همه جا بیشتر است . دوماً ما سعی کردیم از تجربه دیگران نیز استفاده کنیم . ما جلسات مفصلی با دوستان مرکز جهانی داشته ایم . سه سال پیش شاید در پانزده تا بیست جلسه هم فکری کردیم . برنامه های خودمان و آنان و نیازهایمان را بررسی کردیم . از اساتیدی که آنجا بودند نظرخواهی کردیم و در نهایت سه سال پیش در برنامهء خودمان یک تجدید نظر کردیم که الان در واقع ، ما هم با حوزه مطابقیم ، هم با آموزش عالی و هم مرکز جهانی . با آن چیزی که خودمان از پیش داشتیم نیز مطابقیم . به هر حال فکر می کنم که 70 یا 80% کار خوب است ; معمولاً هم 70 یا 80% کار ثابت است و 10 یا 20% جای تغییر و مانور هست .

ما نیز نمی توانیم اینجا صد نوع برنامه داشته باشیم . ما باید یک یا دو یا سه برنامه داشته باشیم . نمی توانیم به تعداد ملیتها برنامه داشته باشیم . هیچ جای دنیا هم این کار را نمی کنند; یعنی شما هر کدام از دانشگاههای بزرگ دنیا را هم که ببینید، یک برنامه می دهند و افراد از کشورهای مختلف می روند و شرکت می کنند. برنامهء ما هم باید در آن زمینه های فوق برنامه باشد. جلسات گفت وگو و بحث باشد. در کنار برنامه ها باید فوق برنامه هم داشته باشیم . بنابراین ، 70 الی 80% آن ثابت شده است .

آیا دروس جدید را نیز آموزش می دهید؟

• دروس جدید هم اگر به شکل خود همان مواد باشد، آموزش داده می شود; مانند روان شناسی عمومی و آسیب شناسی تربیتی و چیزهایی که برای خواهرها مناسب باشد، اما اینکه مثلاً رشتهء روان شناسی را جداگانه آموزش دهیم ، در برنامهء ما نیست . ما در قسمت غیرایرانی ها رشتهء معارف اسلامی را داریم و بعد هم رشته های تخصصی مربوط به آن را آموزش می دهیم .

تاکنون چند دوره فارغ التحصیل داشته اید؟

• در واقع برنامهء اینجا از اول یک برنامهء منظم بوده که حد و حدودش معلوم بوده است . یک برنامهء پنج ساله بوده است که افراد یا سرانجام فارغ التحصیل می شدند و یا اگر مشکلی پیش می آمده می رفتند. از این روی ، تعدادی نیز فارغ التحصیل داشتیم . یعنی اینکه فارغ التحصیل شدند و به کشورشان برگشتند. اگر بخواهیم دوره ای حساب بکنیم شاید بیش از ده دوره فارغ التحصیل داشتیم . اگر خود جامعهالزهرا را در نظر بگیریم که سال 64 و 65 فعال شده باشد، از سال 70 فارغ التحصیل داشته و تقریباً ده یا چهارده دوره فارغ التحصیل شده اند. اغلب اینها به کشورشان بازگشتند و شمار کمی نیز اینجا مانده اند; به دلیل اینکه همسر یا پدرشان اینجا زندگی می کنند. ولی معمولاً فارغ التحصیلان برگشتند.

فارغ التحصیل های خواهر بسیار موفق بوده اند; چنان که دوستانی که کارهای خارج از کشور را انجام می دهند مثل سازمان مدارس و مجمع جهانی اهل بیت معمولاً می گویند که خانمهای فارغ التحصیل موفق ترند; زیرا روی آقایان حساسیت بیشتر است ، ولی دربارهء خانم ها حساسیت کمتر است . دیگر اینکه آقایان مشکل معاش هم دارند. بسیاری از این هایی که فارغ التحصیل شدند و برگشتند از طریق طلبگی نتوانستند خودشان را تأمین کنند و وارد کارهای دیگر شده اند، ولی خانم ها این مسئله را ندارند.

اوایل فارغ التحصیلان منحصر بودند به کسانی که از قم می رفتند; یعنی افراد تحصیل کرده غیر از آنهایی که از قم و جامعهالزهرا می رفتند وجود نداشت . بعدها مکتب نرجس و بنت الهدی و … الان خود همین ها فارغ التحصیل های اینها هستند; یعنی الان شاید حدود شصت حوزهء خواهران در پاکستان است . معمولاً استادان و مدیران آن ها یا فارغ التحصیل اینجا هستند یا شاگردهای ما هستند. بنابراین یک نهضت خوبی در فارغ التحصیلان اینجا ایجاد شده است و در پاکستان و هندوستان و بنگلادش و بحرین و لبنان و بسیاری از کشورها که الان حوزه های خواهران وجود دارد که بار زیادش روی دوش همین فارغ التحصیلان اینجاست . مثلاً می گویند در کویته مثل مرحوم کافی فردی سخنرانی می کند که خانم های زیادی پای صحبت ایشان می روند و تألیفاتی دارند. در مجموع خیلی موفق بودند. تعدادی هم که مانده اند به خاطر شرایط خانوادگی شان بوده است .

اگر ما بتوانیم آموزش های مقدماتی را در مناطق خودشان بدهیم و بعد برای تکمیل بیایند اینجا امتیازات زیادی دارد; زیرا اولاً به فرهنگ خود آنها نزدیک تر است . ثانیاً آوردن افراد به اینجا، هزینه های سفر و غربت مشکلاتی دارد که در این صورت حل می شود. گاهی افراد که آن اوایل سنشان کم است ، دچار مشکلاتی می شوند. افزون بر این ، ما می توانیم روی تعداد بیشتری کار کنیم . می توانیم در هر کشوری به صد نفر یا در هر مدرسه ای به دویست نفر آموزش دهیم

مطلب بعدی اینکه شما می توانید زمینه ای را فراهم کنید که در آنجا افراد فیلتر بشوند; یعنی یک گزینش انجام بشود و بعد یک دوره ببینند; چون بسیاری در گزینش ممکن است خوب تشخیص داده شوند، ولی در عمل وقتی آموزش می بینند، درمی یابند توانایی روحی و علمی را ندارند. بنابراین ، آنان را گلچین می کنیم . چه بسا فردی بسیار متدین است ، ولی نمی تواند درس ها را بخواند. آنان که خوب اند و خودشان هم مصمّم اند، می توانند برای ادامه تحصیل بیایند. اگر ما بتوانیم به این سمت برویم ، بسیار خوب است ، ولی این عملی نیست ; یعنی برخی جاها اجازه نمی دهند یا استاد نیست . همین که یک مدرسه ساخته شود، کافی نیست . مدرسه استاد و مربی می خواهد. فضا باید معنوی باشد. نمی توان در یک محیط فاسد خانه ای ساخت و اسمش را حوزه گذاشت .

در چنین محیطی به سختی می توان در بچه ها روح طلبگی ایجاد کرد. وقتی که فردی از اینجا فارغ التحصیل بشود، هم خودش و هم دیگران می گویند این عالم است ; در حالی که از معنویت حوزه چیزی درک نکرده است . در و دیوار حوزه خودش برای انسان دارای نکات معنوی است ، فضایی که علمای بزرگ بوده اند و هستند، بسیار تأثیرگذار است . از این روی ، کار بسیار مشکلی است . ولی اگر بشود در جاهایی در مراحل مقدماتی این کار را انجام بدهیم و بعد برای تکمیل به اینجا بیایند خیلی می تواند کمک بکند. الان جزو سیاستهای ماست ، از جاهایی که حوزهء خوب وجود دارد، دانشجوی مبتدی نمی گیریم . تنها از فارغ التحصیلهای همان حوزه ها برای تکمیل درسشان می گیریم .

بدین ترتیب ، خیالمان راحت است ; چون اینها خودشان را نشان داده اند و سوابق تحصیلی و اخلاقی شان مشخص است . بعد به جای اینکه بیایند پنج سال اینجا بمانند، یک سال می مانند و دوره تمام می شود. باز تأکید می کنم که به هیچ وجه ما نمی توانیم برویم به سمتی که بگوییم اینها قم نیایند. این وظیفهء ماست و یک فرصت طلایی برای ماست که حوزهء قم چنین جایگاهی را در جهان تشیع دارد که دشمنان به شدت می خواهند آن را از مرکزیت بیندازند. حتی تعبیری دارند که این کار در فلان جای شیعه نشین اگر انجام شود بهتر است از اینکه در قم انجام شود. هر چه از ایران دورتر باشد برایشان بهتر است . متأسفانه گاهی ما این فرصت را خوب درک نمی کنیم . مثلاً یکی از مشکلاتی که داریم ،بحث دادن ویزای تحصیل است که گاهی بسیار طول می کشد. بخصوص از کشورهای ما بیشتر نیاز داریم . گاهی مثلاً فردی از آمریکا می خواهد بیاید پنج یا شش ماه طول می کشد تا به او ویزا داده شود. درست است ما رابطه مان با آمریکا دچار مشکل است ، ولی با شیعیان آنجا که نباید مشکل داشته باشیم ; در حالی که اگر اینها نیایند آمریکا خوشحال تر می شود.

اگر آمریکا می توانست و می گفت آمدن اینها ممنوع است ، جلویش را می گرفتند و می گفتند شما چطور اجازه سفر به اتباع خودتان را نمی دهید; حال آنکه ما خودمان با دست خودمان داریم عملاً ورود آنان را ممنوع می کنیم . آنها هم بیکار نیستند. هزار جور زمینه کاری برایشان است . به نظر من باید کار امنیتی بشود. این را باید بفهمیم که فرصت دارد از دست ما می رود. افرادی که جد و تبارشان معلوم است ; خودشان شیعه ، پدرشان شیعه ، نسل اندر نسل شیعه اند. مراکز اسلامی آن ها را تأیید کرده اند. بحث دیگر آنکه میزگردی تشکیل شود تا ما این را مطرح کنیم که اصلاً شهر قم باید به منزلهء یک شهر بین المللی دست کم خودش را برای شیعیان آماده بکند. الان شما ببینید ما چه امکاناتی برای همهء شیعیانی که از کشورهای مختلف می آیند داریم . شما یک تابلو دو زبانه می بینید؟ مثلاً یکی می خواهد به حرم برود یا بداند فیضیه کجاست و…، اما داخل شهر یک تابلو دو زبانه نیست .

در صورتی که باید تابلوها به زبان انگلیسی و عربی باشد. یا مثلاً یک بروشور از حوزهء علمیه به انگلیسی یا فرانسه و آلمانی دارید. که اگر یکی از آنها از شما پرسید: این حوزهء علمیه چیست ، بگویید این بروشور حوزهء علمیه است . الان آیا در هتل های ما کسی را دارند که به زبان های دیگر صحبت کند؟ در حالی که باید شرط کنند کسی که در پذیرش هتل است ، انگلیسی بداند. بعضی از اینها اصلاً نمی توانند انگلیسی صحبت کنند. آیا به اداره های ما سفارش شده است که با خارجیها چگونه رفتار کنند؟ مثلاً اگر یک خارجی کارش به اورژانس بیفتد این باید چه کار بکند؟ اگر یک مشکل حقوقی با یک ایرانی پیدا کرد باید چه کار کند؟ آیا دادگستری آمادگی دارد؟ این شوخی نیست که قم مرکز تشیع بشود. اینها باید انشاءالله مطرح بشود و افراد به فکر بیفتند. قم باید به آن جایگاه برسد که از اینجا علم و معنویت به همهء جهان انتقال یابد، ولی برای رسیدن به این هدف باید زحمت بکشیم . الان مثلاً این بحث اقامت گرفتن طلبه ها واقعاً مشکل است .

اولویت های شما برای ثبت نام بر اساس چیست؟ آیا بر اساس منطقه و جغرافیاست یا اینکه هر کس زودتر ثبت نام کند در اولویت است؟

• ما دو سیستم روزانه و شبانه داریم . روزانه ها کسانی اند که در قم زندگی می کنند. وقتی ما از آنها امتحان می گیریم ، تعدادی نمره قبولی را می آورند. بعد ما به ظرفیت پذیرشمان نگاه می کنیم . مثلاً گاهی ما می خواهیم پنجاه نفر بگیریم و چهارصد نفر امتحان داده اند که از این تعداد همان پنجاه نفر نمره قبولی را می آورند. ما همان پنجاه نفر را می گیریم . گاهی هم مثلاً صد نفر قبول می شوند که بعد اولویت بندی می کنیم . بنابراین گاهی متقاضی زیاد است ، ولی عملاً کسانی که واجد شرایط اند، آن تعداد نیستند. گاهی هم تعداد بیشتر است . اما دربارهء کسانی که از بیرون می آیند، این مسئله خودش را بیشتر نشان می دهد. الان مثلاً بعضی از کشورها اگر بخواهیم در را باز بگذاریم ، می توانیم سالی چهار یا پنج هزار نفر پذیرش کنیم . اگر جا داشته باشیم . ما این پنج هزار نفر را به سی یا چهل هزار نفر رساندیم تا فضا را برای جاهای دیگر باز نگه داریم . از این روی ، در سالهای اخیر تنوعمان بیشتر شده است . در برخی جاها ما کوشیده ایم خودمان را معرفی کنیم . الان همین بروشور انگلیسی که چاپ کردیم با این هدف بود که جاهایی که کمتر اطلاع دارند ما را بشناسند بنابراین ، ما نباید تنها پذیرش کنیم ، بلکه باید جذب هم بکنیم .

آیا فارغ التحصیلان و پژوهشگران جامعهالزهرا از کشورهای مختلف در سطحی هستند که بتوانند برخی از پژوهش های مؤسسهء شیعه شناسی در کشور متبوع خود را برآورده سازند و در زمینهء وضعیت اجتماعی شیعیان کشور خود پژوهش کنند؟

• این خواهرها، به ویژه آنان که این رشته های تخصصی را گذرانده اند یا برخی که خودشان یک توانایی خاصی دارند، می توانند، در این زمینه بسیار سودمند باشند. حتی شما می توانید با خواهرانی که رشته های تخصصی ما را تمام کرده اند در بخش پایان نامه ها همکاری داشته باشید. مثلاً اگر خواهرها خواستند دربارهء وضعیت شیعیان در کشور خودشان پایان نامه ای بنویسند، مؤسسهء شیعه شناسی می تواند راهنمایی شان را به عهده بگیرد و بعد ثمرهء کار بر اساس توافقی که می کنیم استفاده بشود. بهترین محملی که می شود همکاری کرد همین پایان نامه ها است که ما می توانیم همکاری خوبی با شما داشته باشیم . بهتر از اینها ما کم پیدا می کنیم ; غیرایرانیانی که با ما و زبان و فرهنگ ما آشنایند و این رشته را به طور تخصصی کار کرده و پانزده تا مقاله نوشته اند.

این بهترین نیرویی ست که می شود با آن کار کرد. پایان نامه کار مشخصی است که باید در زمان مشخصی انجام شود. از این روی ، اگر با مؤسسهء شیعه شناسی توافقی بکنیم ، می توانیم موضوعاتی که مؤسسهء شیعه شناسی در نظر دارد را به ایشان معرفی کنیم و مؤسسهء شیعه شناسی و ما هم آنان را پشتیبانی کنیم تا کار انجام شود. یکی از خواهرهای ما در آخرین جشنوارهء شیخ طوسی رتبهء اول ترجمه را برای ترجمه کتاب شناخت شیعه گرفت . یک کتاب نیز برای کالج اسلامی لندن نوشتیم که یکی از خواهران آن را به اسپانیایی ترجمه کرد و رتبهء اول را آورد. دو سه نفر دیگر از خواهران نیز در قسمت مقالات رتبه آوردند.

بر اساس ملاک هایی که فرمودید، فکر می کنید بیشترین کشوری که بر حسب جغرافیای منطقه قابلیت سرمایه گذاری را دارد کجاست؟ به نظر شما کدام کشور به منزلهء شاخص این موفقیت ، بیش از دیگر کشورها حائز اهمیت بوده است؟

• در بعضی از کشورها که تعداد بیشتر بوده ، آثار بهتری نیز به بار نشسته است . از آن سوی ، در بعضی از کشورها که مثلاً یک نفر و دو نفر فقط بوده اند نمود بیشتر داشته است . یعنی بعضی جاها یک نفر شاخص می شود، ولی بعضی جاها که تعداد بیشتر از یک نفر است ، ممکن است شاخصی نداشته باشند. در مجموع ، چنین مقایسه ای مشکل است . و همه کشورها مهم هستند. برای ما هر خواهری که به عشق تحصیل علم و معرفت و معنویت با هزاران شور و امید به قم می آید، ارزش فوق العاده ای دارد. سعی ما همواره این بوده است که اگر صدها طلبه نیز داشته باشیم و هزاران داوطلب تحصیل صف کشیده باشند، به هیچوجه خدای ناکرده دست کم بر این سرمایه های عظیم انسانی و امانت های بزرگ الهی گذاشته نشود. هر کدام از ایشان دنیایی از استعدادها و تواناییهای خدادادی است که ما باید زمینه شکوفایی آنها را فراهم کنیم. امید است که با عنایات حضرت بقیهالله الا عظم(عج) و حضرت صدیقه کبری(س) و دعای خوانندگان ما بتوانیم با سربلندی این بار را به مقصد رسانده و گوشه ای از دین خود را به تشنگان علم و معرفت ادا کنیم.

فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری در افتتاحیه سومین کنفرانس بین المللی قدس

حضرت آیهاللّه خامنه ای رهبر معظم انقلاب و بارزترین شخصیت مبارز در برابر استکبار جهانی در سخنرانی خود به مناسبت افتتاح سومین کنفرانس بین المللی قدس خطاب به جهانیان فرمودند: امروز ملت فلسطین در وسط میدان یک جهاد دشوار و بلند مدت است و این نه تنها جهاد فلسطین بلکه بخش برجسته ای از جبههء گستردهء جهاد دنیای اسلام با مستکبرین متجاوز و سفاک و غارتگر است .

ایشان در ادامهء سخنانشان فرمودند: دوران کنونی ، دوران بیداری اسلامی است و فلسطین در کانون این بیداری قرار گرفته است و محصول این بیداری ، نسل نو و بالنده آن ملت رشید و شجاع است که مردم فلسطین را به قلهء بیداری و آزادگی رسانید و آتشفشان انتفاضه را پدید آورد.

در جبهه مقابل این بیداری نیز مسیری با مراحل متفاوت طی شد; از سبعّیت بی رحمانه و عنان گسیخته ، نسل کشی ها و ویرانگری های خشم آلود تجاوزهای نظامی به همسایگان به واسطهء داعیهء از نیل تا فرات و دست اندازی سیاسی و اقتصادی به حریم منطقه ، با استفاده از ضعف و خیانت برخی سیاستمداران جهان اسلام … و ناگهان مواجه شدن آن ها با بیداری شیر آرمیدهء فلسطین و رویارویی با انتفاضهء پرخروش ِ ملتی به جان آمده و به پاخاسته .

ایشان در ادامهء بیاناتشان ، با بیانی امیدوارانه فرمودند: امروز، پس از 60 سال از آن آغاز محنت بار، جبهه حق با امیدهای تازه و با انگیزهء ایمان که نسل های جدید را پی در پی مجذوب خود کرده ، تازه نفس و جازم ، در میدان فلسطین ، روزبه روز خود را نیرومندتر می سازد; و شکست های نظامی و سیاسی را یکی پس از دیگری در لبنان و فلسطین بر دشمن تحمیل می کند; و با حماسهء جهاد خود، به سوی فتح مبین می رود، گویا کلام صادق خدا خطاب به آن هاست .

ایشان در نهایت ، خطاب به ملت شجاع و مقاوم فلسطین فرمودند: شما با جهاد و صبر و مقاومت درخشان خود، دنیای اسلام را سرافراز کردید و ملتی نمونه شدید. بار سنگین این محنت بزرگ ، پشت شما را خم نکرد و خون مطهر شهیدانتان عزم و استقامتتان را ریشه دار تر ساخت . دشمن شما، با سفاکی و بی رحمی ، با کشتار و تخریب و آدم ربایی و وحشی گری خود، نتوانست شما را عقب براند و امروز شما از همیشه قویترید.

خون شهدای بزرگی چون شیخ احمد یاسین و فتحی شقاقی و رنتیسی و هزاران جوان شهادت طلب تاکنون بر شمشیر دشمن پیروز شده و از این پس به حول و قوهء الهی بیشتر پیروز خواهد شد.

ما در جمهوری اسلامی ایران و یقینا انبوه مسلمانان و آزادیخواهان در سراسر جهان ، در غم و محنت شما خود را شریک می دانیم . شهیدان شما، شهیدان ما، رنج و اندوه شما، رنج و اندوه ما و پیروزی شما، پیروزی ما است .

منبع: حوزه نیوز

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: