دی‌جِی نیهال و لیسا مورِتی
گفتگو با دو غیر مسلمانی که روزه میگرند!

احمد عبداله‌زاده مهنه – «اسد دونا»، خبرنگار روزنامۀ آمریکایی هافینگتون‌پست، با دو غیرمسلمان گفت‌وگو کرده است که تصمیم گرفته‌اند در ماه رمضان یک روز روزه بگیرند.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) واژۀ «مسلمان» برچسب خاصی است و بار معنایی خاصی دارد. به‌گفتۀ فرهنگ‌لغت، مسلمان کسی است که پیرو دین اسلام باشد. به‌گفتۀ شبکۀ فاکس‌نیوز، مسلمان کسی است که حق ندارد دربارۀ هیچ چیز دیگری در دنیا اظهارنظر کند. ماجرای مصاحبۀ «رضا اصلان» با فاکس‌نیوز را با علاقه خواندم. گویندۀ خبر شبکۀ فاکس نیوز می‌گوید که اصلان با وجود داشتن چهار مدرک دانشگاهی، چون مسلمان است، صلاحیت نوشتن کتاب دربارۀ عیسی(ع) را ندارد. می‌بینید که این برچسب چقدر ممکن است معانی مختلفی داشته باشد. بااین‌حال، ما کار خودمان را انجام می‌دهیم و به فاکس‌نیوز کاری نداریم، چون فاکس‌نیوز، فاکس‌نیوز است دیگر.

 
هفتۀ گذشته با کمال تعجب، از تصمیم متواضعانۀ دو نفر باخبر شدم که گفته بودند می‌خواهند برای همراهی و همدلی با میلیون‌ها مسلمان در سراسر دنیا روزه بگیرند. برچسبشان؟ غیرمسلمان.

اولی‌شان یکی از دوستانم بود، «لیسا مورِتی»، دانش‌آموختۀ جامعه‌شناسی دیجیتال. خانم مورتی دربارۀ این مسئله تحقیق می‌کند که مردم چطور اینترنت را با زندگی روزمره‌شان تلفیق می‌کنند. نفر دوم، «دی‌جِی نیهال» از شبکۀ یک رادیو بی‌بی‌سی است. او از طریق امواج رادیو، صدای موسیقی مورتی را به گوش مردم می‌رساند.

وقتی بر تعجبم از این خبر غلبه کردم که این دو نفر تصمیم گرفته‌اند هجده ساعت از خوردن آب و غذا پرهیز کنند، ازشان چند سؤال دربارۀ این تجربۀ جدید پرسیدم.

خُب، چه شد که تصمیم گرفتید روزه بگیرید؟

لیسا: یک شب بعد از این‌که دربارۀ شرایط تو (اسد) در ماه رمضان فکر کردم، تصیم گرفتم این هجده ساعت را روزه بگیرم. فکر کردم این درس بزرگ همدلی است. انتظار نداشتم که بعد از روزه‌گرفتن، چیزی بیشتر از گرسنگی و تشنگی نصیبم شود. شاید توقع هم نداشتم که ذره‌ای از آن حس فداکاری را امتحان کنم که خیلی از آدم‌ها یک ماه کامل آن را تجربه می‌کنند.

نیهال: من ازاین‌رو قصد کردم روزه بگیرم که هر بار دوستان مسلمانم من را به خوردن افطار دعوت می‌کردند، واقعاً احساس افتخار می‌کردم. آنها هجده ساعت بدون آب و غذا سپری کرده بودند و باز هم از منِ غیرمسلمان می‌خواستند با آنها هم‌غذا شوم. من هم تصمیم گرفتم تجربۀ آنها را امتحان کنم و ببینم چه حسی دارد که آدم بخواهد چیزی بخورد ولی نتواند یا تشنه باشد و آب نخورد.

حالا نظرتان دربارۀ این تجربه چیست؟

لیسا: وقتی تصمیمم را با دوستان و همکارانم در میان گذاشتم، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شدم. بعضی می‌گفتند: «وای! آفرین!» ولی بعضی هم من را آدمی «خسته‌کننده» و کارم را «احمقانه» خواندند. واقعاً جا خوردم که اصلاً کسی به این ماجرا توجه کرد و راستش، هر قدر احمقانه هم به نظر برسد، از واکنش‌های منفی یک‌ذره دلگیر هم شدم. این همان حسی است که وقتی بر اساس دین دربارۀ آدم پیش‌داوری کنند، به او دست می‌دهد. این واکنش‌ها دل آدم را به درد می‌آورد.

صبح احساس سرگیجه داشتم. قندخونم پایین آمده بود. هنوز ساعت یک بعدازظهر نشده، کاملاً بی‌قرار شده بودم و باید حواسم را جوری پرت می‌کردم. رفتم بیرون قدم بزنم. قبل از ساعت سه تصور می‌کردم که اگر آبی به‌م نرسد، نقش زمین خواهم شد. نفس کشیدم. عمیق. خودم را مشغول ایمیل‌هایم کردم و تاحدی توانستم دوام بیاورم. هیچ‌وقت نمی‌دانستم که برای گذران روز چقدر به خوردن متکی هستم. قهوه حالم را جا می‌آورد. چای به‌م نشاط می‌دهد. ناهار من را سرحال نگه می‌دارد. به‌علاوه، همۀ اینها من را از استرسی دور نگه می‌دارد که پشت میز کارم کمین کرده است. آب و غذا روز من را تحمل‌پذیرتر می‌کند.

نیهال: تجربۀ بسیار مثبتی بود. سخت‌ترین قسمت آن تشنگی بود، نه گرسنگی. با قاروقور شکم می‌توانم کنار بیایم، ولی دهان خشک در هوای گرم واقعاً سخت‌ترین لحظات آن‌روز بود. حس همراهی با مسلمانان در این سختی‌ها واقعاً برایم شگفت‌انگیز بود. این نکته که خیلی از دوستان توئیتری‌ام همین شرایط را دارند، به‌م قوت می‌داد که تا پایان روز دوام بیاورم. حالا می‌فهمم که چرا عید فطر، جشن موفقیت، آرامش و شادی است.

در پایان روزه‌داری چه احساسی داشتید؟

لیسا: فهمیدم که اراده‌ام قوی‌تر از حدی است که تصور می‌کردم. می‌دانم که سپری‌کردن هجده ساعت بدون آب و غذا مثل قطره‌ای در دریای تجربۀ بسیاری از مسلمانان در ماه رمضان است، ولی تقویت اراده دقیقاً بزرگ‌ترین درس روزه‌داری است. من آن‌قدر چیزها دارم که حتی وقتی به‌مدت کوتاه چیزی نداشته باشم، نیازی به شکایت نیست: سلامتی، خانواده، دوستان خوب و شغلی که سقفی بالای سرم نگه می‌دارد و زندگی خوبی برایم فراهم می‌کند. یک روز روزۀ من فقط تجربۀ همدلی با مسلمانان نبود. اعلان شکرگزاری بود.

نیهال: ساعت 21:08 که موقع افطار فرارسید، کمی احساس موفقیت کردم، برخلاف روح ماه رمضان که به نظر من تقویت خشوع است. افطار به خانۀ دو تن از دوستان خیلی خوبم رفتم و وقتی اولین خرما را خوردم، فوراً احساس سیری کردم. بعدش هم که نوبت بریانی هندی، چاپاتی (نان سنتی شبه‌قاره)، مرغ سوخاری و… رسید. بعد از افطار، احساس کردم که در عمرم بیش‌ازحد غذا خورده‌ام.

*****

می خواستم ازشان بپرسم که دوباره هم روزه خواهند گرفت یا نه، که در نوشته‌های توئیتری نیهال دیدم یک روز دیگر هم روزه گرفته است. خیلی جالب بود. اولین بار است که می‌بینم کسی بدون الزام دینی روزه می‌گیرد. برای دیدن شخصیت و مفهوم پشت فداکاری روزه‌دارها لازم نیست آدم رسماً برچسب مسلمان داشته باشد.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما


  1. مسلمان گفت:

    هرکی میگ ک وهمه
    نمیتونه بفهمه..