داوود دمبال
در کشور من تلاش می کنند تا اسلام را نابود کنند

باید بگویم که مسلمانان هیچ وقت در خواب نباشند. باید حرکت داشته باشند چون الآن دشمن کار می کند. ما هم باید در برابر دشمن مقاومت بکنیم و نسبت به تلاشی که دشمنان بر ضد اسلام انجام می دهند، باید تلاش بیش تری کرده، از دین اسلام دفاع و دشمن را نابود کنیم.

 

download

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )، ره یافتگان به حریم امامت و ولایت، پویندگان همیشگی راه ایمان هستند که در سنت تاریخی سلمان واره شان از فراز عقاید و مذاهب مختلف گذشته اند و به مذهب حقه شیعه روی آورده اند. پیکارجویان عرصه اعتقاد و ایمان که اینک شرح پیکارشان را با ما در میان گذاشته اند.

داوود دمبال از کشور کنگو، شیعه ای است که با تحقیق و مطالعه ابتدا دین اسلام و سپس مذهب تشیع را برگزید.

– در مورد کشور کنگو به طور مختصر بفرمایید که در کجای آفریقا قرار دارد؟
کنگو قبلاً به نام زئیر بود ولی چون قبل از آن به همین نام بود، دوباره نام کنگو گرفت. این کشور در مرکز آفریقا قرار دارد و از لحاظ وسعت سومین کشور قارهُ آفریقاست (سودان ـ الجزایر ـ کنگو). جمعیت آن ۵۰ میلیون نفر است.

– چه ادیانی درآن جا رایج است؟
در کنگو بیش تر مسیحی و از فرقه کاتولیک هستند و بعد پروتستان کیمبانگیم. این یک دین مسیحی مخصوص کنگویی هاست.

– تحصیلات شما قبل از آمدن به ایران در چه زمینه ای بوده است؟
درس تجاری و اداری خواندم و بعد حدود چهار – پنج سال پیش دیپلم گرفتم.

– چند سال است که به ایران تشریف آورده اید؟
حدود سه سال و مشغول خواندن علوم دینی هستم.

– قبلاً چه دینی داشتید؟
مسیحی بودم از نوع پروتستان.

– چه طور شد که با دین اسلام آشنا شدید و در کشور کنگو چه قدر مسلمان وجود دارد؟
حدود ۲۰ درصد از جمعیت کل مسلمان می باشند. قبلاً این دین را در مدرسه خواندم اما در آن جا مسلمان خیلی کم می دیدم و این دین را خوب نشناخته بودم. بعد از طریق یکی از دوستانم با اسلام آشنا شدم و پس از صحبت با او این دین را قبول کردم.

– آیا شیعه شدید یا اهل تسنن؟
بنده قبلاً اهل تسنن بودم؛ بعد شیعه شدم. تقریباً پنج سال در مدرسۀ اهل تسنن درس خواندم.

– بعد از این که از طریق دوستتان با اسلام آشنا شدید، آیا مطالعات خاصی دربارۀ دین اسلام داشتید و یا کتاب خاصی خواندید؟
وقتی سنی بودم فقط قرآن و بعضی کتاب های حدیث را می خواندم اما قبل از آن که شیعه شوم کتابی از یکی از علمای شیعهُ ساکن قم به نام سید مجتبی موسوی لاری خواندم به نام مساله ای از امامت. از این کتاب فهمیدم که بعد از وفات پیامبر چه مشکلی پیش آمد و چرا عده ای شیعه شدند و عده ای سنی و بعد شیعه شدم.

– با توجه به کتابی که از طریق دوستتان در مذهب شیعه خواندید چه ویژگی هایی دیدید که شیعه شدید؟
وقتی شیعه شدم فهمیدم که اهل بیت مقام والایی دارند. اهل تسنن بیش تر دربارۀ اصحاب پیامبر صحبت می کردند اما دربارۀ اهل بیت پیامبر زیاد حرف نمی زدند؛ لذا در کشور ما سنی ها نمی دانند که اهل بیت پیامبر یا فرزندان پیامبر چه کسانی هستند و تصور می کنند که حسن (ع) و حسین (ع) فرزندان پیامبر هستند چون با تاریخ پیامبر و اهل بیت آن حضرت آشنا نیستند؛ لذا وقتی شیعه شدم خیلی خوش حال بودم که اهل بیت و سیرۀ پیامبر را شناختم. از دیگر ویژگی ها این بود که شیعیان خیلی بیش تر از سنی ها تلاش می کنند خصوصاً در کشور خودمان این را دیدم؛ اما بعضی سنی ها نمی خواهند که به دیگران درس بدهند؛ نمی خواهند که زبان عربی یا قرآن را یاد بگیرید و می خواهند که مخصوص چند نفر باشد اما شیعیان دوست دارند که علوم دینی برای همه باشد و همه آن را یاد بگیرند.

– آیا خانوادۀ شما مسیحی هستند؟
پدر و مادرم مسیحی هستند اما من و یکی از برادرانم مسلمان هستیم. اول خودم مسلمان شدم و بعد او مسلمان شد.

– گفتید که اول مسیحی پروتستان بودید؛ نظر و دیدگاهتان در مورد مسیحیت چیست و چه عواملی باعث شد که به اسلام گرایش پیدا کنید و مسیحیت را به عنوان دین همیشگی خودتان انتخاب نکردید؟
می توانم بگویم که مسیحیان در اشتباه هستند؛ زیرا وقتی مسیحی بودم، به ما می گفتند: شما نباید از بعضی مسایل سوال کنید؛ مثلاً حق ندارید بپرسید که چرا این آیه این طوری هست؛ چرا بین آیات این اختلاف وجود دارد، فقط باید بشنوید. اما در اسلام این طوری نیست؛ وقتی شما یک آیه و یا یک حدیث شنیدید، باید جست و جو و تحقیق کنید که آیا آن صحیح است یا نه. ولی در مسیحیت این طور نیست. فقط باید بشنویم و اطاعت کنیم.

– خانواده، دوستان و آشنایان، آیا با نظر و عقیدۀ شما هم فکر هستند یا خیر؟
به آن ها نگفتم و نمی دانم که آن ها این فکر و عقیده را دارند یا خیر. هر کسی یک فکری دارد.؛ ولی فکر و عقیدۀ من چنین است.

– فکر می کنید چه موانعی باعث می شود آن ها با حقایق اسلام آشنا نشوند؟
مثلا در کشور ما خیلی تلاش می کنند تا اسلام را نابود کنند و هیچ تبلیغی دربارۀ آن وجود نداشته باشد؛ ولی نمی دانند مسلمان چه می گویند. مثلاً بیش تر خانواده ها قبول نمی کنند که فرزندشان اسلام آورد چون می گویند که وقتی کسی اسلام را قبول کند دیوانه می شود یا او را سحر می گیرد یا پول دار می شود و چندتا حرف دروغ بر ضد اسلام می زنند؛ حتی بعضی ها می گویند که تمام مساجد مسلمانان را کلیسا می کنیم یعنی مسلمانان در اشتباه هستند و دین آن ها الهی و حقیقی نیست.

– آن هایی که این تبلیغات منفی را می شنوند آیا راهی است که اطلاعات درست را به دست آورند و با حقایق اسلام آشنا شوند؟
در کنگو برای تبلیغ یعنی غیر از مساجد سحر می گیرد و تلاش می کنیم که اولاً اخلاق ما درخانواده خوب باشد چون اول باید اخلاق خوب باشد تا بتوانیم تبلیغ کنیم و اگر مسیحیان دروغ هایی دربارۀ اسلام بگویند و این افراد ببینند که مسلمانان اخلاق خوبی دارند، خودشان به دروغ مسیحیان پس می برند چون بین حرف های آنان و اخلاق مسلمانان فرق هست یعنی خود مسیحی ها هم به دروغ آن ها ولی می برند و اگر مسلمانان هم بروند رادیو و بر ضد مسیحی ها بگویند هیچ کدام به نتیجه نمی رسند. بهترین اسلوب تبلیغ اخلاق خوب است. اگر اخلاق خوب به مسیحی ها نشان دهیم، می فهمند که حق با مسلمانان است حتی سیره پیامبر این بود وقتی با یهودیان زندگی می کرد به آن ها اخلاق خوب نشان می داد تا جایی که بعضی یهودیان، اسلام را از روی اخلاق و فقط با صحبت پیامبر قبول کردند.

– وقتی به اتفاق برادرتان مسلمان شدید رفتار خانوادهُ تان با شما چگونه بود؛ آیا برخورد خوبی با شما داشتند؟
وقتی مسلمان شدم خانوادۀ من منتظر بودند تا دیوانگی کنم و ببینند که اخلاق من چگونه است؛ چون دروغ هایی از دیگران می شنیدند. ولی وقتی بعد از چند روز از من کار بدی ندیدند حتی مادر من اول قبول نمی کرد که مسلمان باشم. وقتی نماز می خواندم، آبی از کلیسا گرفته بود روی من می ریخت که یعنی سحر را باطل کند و هر شب این کار را انجام می داد ولی خودش هم خسته شد و هیچ سحری از من ندید و حتی فهمید که هر چیزی که در کلیسا می گفتند دروغ است و حقیقت ندارد و به نظرشان اسلام دیگر بد نبود.

– به نظر شما وظیفه آن هایی که مسلمان می شوند نسبت به خانواده و دوستان و هموطنانشان چیست؟ آیا وظیفۀ روشن گری دارند؟
اولا وظیفۀ آن هاست که در تبلیغ اخلاق خوبی داشته باشند. دوم آن که باید اسلام را خوب بلد باشند. سوم این که باید امکانات مسلمانان زیاد شود چون الآن دنیا پیشرفت کرده و تبلیغ نباید فقط در مسجد یا در رادیو باشد بلکه در اینترنت، رادیو، تلویزیون و کنفرانس ها صورت گیرد. ولی متاسفانه در کنگو مسلمانان دارای این امکانات نیستند و یا قدرت ندارند و اگر این سه چیز را داشته باشیم می توانیم دیگران را هدایت کنیم.

– اگر پیامی برای هموطنان در کنگو و یا مسلمانان دیگردارید، بفرمایید؟
باید بگویم که مسلمانان هیچ وقت در خواب نباشند. باید حرکت داشته باشند چون الآن دشمن کار می کند. ما هم باید در برابر دشمن مقاومت بکنیم و نسبت به تلاشی که دشمنان بر ضد اسلام انجام می دهند، باید تلاش بیش تری کرده، از دین اسلام دفاع و دشمن را نابود کنیم.

منبع:خبرگزاری آینده روشن

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: