تاریخ انتشار :

شیعیان تاجیکستان

اشتراکات و اختلافات مذهبی ایران و تاجیکستان

ساکنان بدخشان، شیعه اسماعیلی و ۲۰%شیعه اثنی عشری هستند. گروهی از اقلیت های مسیحی، زرتشتی و یهودی در تاجیکستان وجود دارند. مسیحیان دارای کلیسا و گورستان معروفی در دوشنبه هستند. اکثریت آنها را روس ها و مهاجران آلمانی تبار تشکیل می هند

Tajikistans_4842

 

 

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )،امروزه بر اساس قانون اساسی تاجیکستان در سال ۱۹۹۴، عدم مداخله گروه های دینی در کار دولت تصویب شده است. بنابراین امروزه در آسیای میانه از جمله تاجیکستان انجام فرایض مذهبی آزاد است و دولت به جدایی دین از سیاست معتقد است. به علت ۷۰ سال سلطه کمونیسم در تاجیکستان، اعتقاد مذهبی در میان مردم رنگ باخته است. البته افراد سالخورده و میانسال از روحیه مذهبی و فرهنگ اسلامی برخوردارند و فرهنگ ایرانی در تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی و خصوصیات آنها متجلی است.

به رغم تبلیغات گسترده، سه مراسم مذهبی یعنی مراسم ازدواج، تدفین و ختنه توسط تمام اهالی مسلمان آسیای مرکزی حتی کادرهای بالای حزب کمونیست انجام می شد. امروزه با استقلال این جمهوری ها و آزادی انجام فرایض دینی علاقه زیادی به قرآن و کتب مذهبی در نزد تاجیکان به چشم می خورد. وابستگی عمیق تاجیک با ایران از نظر مذهبی مشهود است؛ به گونه ای که نام علی(علیه السلام) در تاجیکستان نام مقدسی است و بیشترین نام منتخب برای فرزندان ذکور علی و نیز حسن و حسین است و برای فرزندان اناث، فاطمه و زهرا. نامگذاری فرزندان و درج نام آنان در پشت قرآن مجید، مراسم ازدواج، مراسم تدفین، برگزاری مراسم فوت، ختم و شب هفت و چهلم و سال و نوع عزاداری زنان و غیره به شکل اسلامی- ایرانی است. تعدادی مسلمان شافعی مذهب نیز در تاجیکستان زندگی می کنند. به طور کلی اهل سنت تاجیکستان به اهل بیت و ائمه شیعه به ویژه برای امام علی(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) و امام جعفر صادق(علیه السلام) احترام خاصی قائلند و بسیاری آرزوی زیارت مرقد امام رضا(علیه السلام) را دارند. در حال حاضر گروهی از اهل تسنن خود را به خاندان اهل بیت منسوب می دانند که اینان را صوفی می نامند و رهبران آنها لقب«ایشان» دارند.

مذهب:

۸۰% ساکنان بدخشان، شیعه اسماعیلی و ۲۰%شیعه اثنی عشری هستند. گروهی از اقلیت های مسیحی، زرتشتی و یهودی در تاجیکستان وجود دارند. مسیحیان دارای کلیسا و گورستان معروفی در دوشنبه هستند. اکثریت آنها را روس ها و مهاجران آلمانی تبار تشکیل می هند. اوضاع اجتماعی- فرهنگی تاجیکستانتاجیکستان از دیرباز در حوزه فرهنگی ایران قرار داشته است. شکوفایی مجدد فرهنگ ایرانی، بعد از تسلط اعراب یا به قدرت رسیدن سامانیان، مهد فرهنگ و ادب ایرانی، تاجیکی بوده است و دانشمندان زیادی از جمله ابن سینا از کتابخانه های شهر بخارا استفاده کرده اند. وابستگی به میراث فرهنگی و ادبی و علاقه مندی به شخصیت های ادبی و فارسی همچون فردوسی، جامی، سعدی، حافظ، رودکی و… در روح و جان همه تاجیک ها جای گرفته است، هر چند سیاست های فرهنگی شوروی (سابق) مانند تغییر الفبا و تحمیل زبان روسی در سازمان های حکومتی، حزبی، اداری، علمی و آکادمیک و باقی ماندن زبان ها و گویش ها های گذشته فقط برای محاوره روزمره و دور ماندن جامعه از زبان علمی و تفکر گذشته و محدود سازی ادبیات و اطلاعات و بسته بودن مرزها، بازیابی چنین فرهنگی را برای عموم محدود کرده بود و تنها نخبگان جامعه که به متون ادبی آگاهی و دسترسی داشتند، از آن بهره مند بودند و هویت فرهنگی جامعه را پاس می دارند.

البته منابع کلاسیک مانند دیوان حافظ، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی و غیره به خط سیریلیک در دسترس بود. به طور کلی ادبیات و شعر، جایگاه مهمی در میان تاجیک ها دارد. زندگی بدون شعر برای آنها مفهومی ندارد. آنها به شعر کلایسک عشق می ورزند و حافظ، بیدل ، مولانا، سعدی، خیام، فردوسی، لاهوتی و… درزندگی آنا حضوری دائمی دانرد. شاهنامه فردوسی در راس فرهنگ عامیانه تاجیک ها قرار دارد. موسیقی و رقص نیز در تاجیکستان جایگاه ویژه ای دارد.

مردم تاجیک در مورد موسیقی نسبتا ساده پسند هستند و گوش آنان با موسیقی آرام و سنتی چندان آشنا نیست. موسیقی شاد و تصنیف را ترجیح می هند. همچنین علاقه مند موسیقی پاپ ایرانی می باشند. در عرصه آداب و رسوم، سنت های ایرانی در زندگی مردم تاجیکستان خود را می نمایاند. عید نوروز و اعیاد مذهبی مانند عید فطر و عید قربان در تاجیکستان گرامی داشته می شود و پس از استقلال از طرف دولت به عنوان تعطیل رسمی اعلام شده است. پذیرایی، مهمان نوازی و برگزاری مراسم ازدواج یا فوت نزدیکان و وابستگان نیز نشان از اعتقادات مذهبی و اشتراک فرهنگی با ایرانیان دارد. وضعیت زنان تاجیک از موقعیت برتری نسبت به گذشته و قبل از فروپاشی شوروی حکایت دارد و برای تحصیل از حقوق مساوی با مردان برخوردارند. سطح تحصیل زنان در مجموع در مناطق روستایی پایین تر از مردان است و در مقایسه با زنان سایر جمهوری ها، تعداد زنان دانشجو پایین تر است. البته مساوات بین زن و مرد کامل نیست و سلطه سنتی مرد بر زن تا حدودی حفظ شده است. رسانه های جمعی تاجیکستان نیز عامی مهمی در جهت شناخت اشتراکات فرهنگی ایران و تاجیکستان است.

از میان نشریات متعدد در تاجیکستان، نشریه پیوند به زبان فارسی منتشر می شود. براساس آمار رسمی در سال ۱۹۹۰، ۷۴ روزنامه در تاجیکستان منتشر می شد که ۶۶ مورد آن به زبان تاجیکی و خط سریلیک بودند. تا قبا از درگیری های سال ۱۹۹۲، ۲۰۰ روزنامه و مجله مجوز چاپ گرفتند. همچنین از میان موسسات انتشاراتی تاجیکستان، موسسه انتشارات بین المللی الهدی بعد از استقلال به توزیع کتاب های فارسی می پردازد. رادیو و تلویزیون تاجیکستان در انحصار دولت است و از میان چهار کانال تلویزیون این کشور، دو کانال به زبان تاجیکف یک کانال به زبان روسی و یک کانال به زبان ازبکی اختصاص داده شده است. روزنامه فارسی زبان پیوند درباره ارتباط فرهنگی ایران و تاجیکستان در دی ماه ۱۳۷۱ چاپ شهر دوشنبه می نویسد: «تاجیکستان با ایران دارای مشترکاتی دیرینه، تاریخی، فرهنگی و زبانی می باشد.

شاید دسته ها و گرو ه هایی پیدا شوند که این علایق و روابط دیرین را به بهانه های اینکه ایران در مسایل داخلی تاجیکستان مداخله می نماید، مخدوش سازند. آنچه مسلم است و در واقعیت آن هیچ گونه شبهه ای وجود ندارد، این است که ایران در تاجیکستان فقط هدف های فرهنگی را دنبال می کند و این امری کاملا طبیعی است. زیرا در تاجیکستان در درازای هفتاد و اندی سال، زبان فارسی سیر رشد یابنده نداشته است؛ مردم از گذشته خویش کنده شده اند. همه این نارضایتی ها را می توان با کمک ایران جبران کرد.» اما گذشته از مطالب یادشده که مطالعات اسنادی این پژوهش را تشکیل می دهد، مطالعات اسنادی ای که به طور یقین پس از تبادلات و تعاملات بسیار، ویژگی های فرهنگی تاجیک ها را مورد توجه قرار داده است، یافته های پژوهش حاضر در قالب مصاحبه با دانشجویان تاجیک حایز نکات ارزشمندی بویژه از نگاه جوانان تحصیلکرده این کشور در خصوص فرهنگ تاجیک و ارتباطات فرنگی آن با ایران است.

ازدواج: همانگونه در مقدمه ذکر شد، دانشجویان تاجیک در نخستین سوال درباره شروع موضوع ارتباطات بین فرهنگی از«ازدواج» سخن گفتند. بنابراین ابتدا از ازدواج آغاز می کنیم. آنها مراسم عروسی شان را به طور مختصر این چنین تعریف می کنند: در ابتدا مراسم خواستگاری است که به لهجه تاجیکی «سَفیدی» نامیده می شود. در این مراسم پارچه سفیدی به دو نیمه شده، به عروس و داماد داده می شود که بیانگر سفید بخت شدن زوجین است. پس از مراسم نامزدی و تهیه وسایل عروسیب از طرف داماد، جشن ازدواج برگزار می شود. مراسم روز اول در خانه عروس انجام می شود و روز بعد با داماد به اداره عقد نکاه(محضر) می روند و عقد دولتی انجام می پذیرد. بعد از عقد دولتی، نکاح اسلامی انجام می شود. ظهر مراسم ازدواج، آش ناهاری می دهند که البته از پلو درست شده است. بعد ازظهر نوبت جوانان است که مراسم رقص و پایکوبی آنها تا اوایل سحر ادامه دارد. فردای عروسی، مراسم «سر و پا بینان» است که در خانه داماد برگزار می شود. سر و پا یک نوع پوشش است که تاجیک ها به مهمان عزیز خود که به خانه شان وارد می شود، می پوشانند. این روز، مخصوص هدیه دادن به عروس و داماد است که بیشتر هدایا به شکل پارچه می باشد و سپس «چادرکَنان» که همان شب زفاف است.

به طور خلاصه فرهنگ ازدواج در تاجیکستان را می توان در مواردزیر مطرح کرد: سن ازدواج در تاجیکستان نسبت به ایران پایین است. دخترها در ۲۱-۱۸ سالگی و پسرها در ۲۶-۲۳ سالگی(به طور تقریبی)توافق اولیه دختر و پسر بسیار مهم است. معیارهای تاجیک ها برای ازدواج عبارتند از : عاقل بودن، اعتماد متقابل زوجین به یکدیگر، تحصیلات و پول که به اندازه موارد اولیه از اهمیت چندانی برخوردار نیست.آمار طلاق در تاجیکستان با توجه به اهمیت دادن به معیارهای ازدواج، پایین است. ازدواج ها معمولا بین شهری است و با فامیل خیلی دور صورت می گیرد. تقریبا دو سوم ازدواج ها برون فامیلی است. به اعتقاد تاجیک ها ازدواج بین فامیلی خوب نیست. فشار برخی خانواده ها برای ازدواج درون گروهی و واکنش منفی جوانان و از طرف دیگر نزدیکی فرهنگ تاجیک ها در قسمت های مختلف این کشور، آنها را به ازدواج برون فامیلی سوق می دهد.

نکته جالب توجه آنکه برخی دیگر از دانشجویان تاجیک اظهار می دارند که ازدواج آنها بیشتر فامیلی است. این تناقض گفته ها تا حدی بیانگر تفاوت های فرهنگی قومیت های درون تاجیکستان می باشد. باکره بودن دختر در ازدواج اول بسیار مهم است. مراسم ازدواج تاجیک ها به صورت مختلط و با مشارکت همزمان مردان و زنان در مراسم برگزار می شود. – از نظر تاجیک ها ازدواج با تاتارها، روس ها و ازبک ها با وجود تفاوت های ملی و مذهبی مشکلی ندارد. – زنان شهری تاجیک بعد از مراسم ازدواج معمولا خانه دار هستند اما در شهر دوشنبه زنان شاغل بعد از ازدواج بیشترند.

برگزاری مراسم ازدواج تاجیک ها معمولا با مناسبت خاصی قرین نیست و الزام یا اشتیاق خاصی هم برای این کار وجود ندارد. از نظر تاجیک ها، صیغه یا ازدواج موقت خوشایند نیست و اینکه برخی از روحانیون معتقدند که صیغه کردن، احساس گناه را از بین می برد، دلیل خوبی نیست. بر اساس قانون وقتی دختر و پسر به سن تکلیف رسیدند، می توانند ازدواج کنند و سنت های دست و پاگیر در این زمینه وجود ندارد. در مراسم خواستگاری، نقش عموهای داماد و پدربزرگ وی بسیار مهم است. رقص و موسیقی در ازدواج تاجیک ها نقش مهمی دارد. تحلیل: با توجه به دیدگاه تاجیک ها در مورد ازدواج خودشان می توان گفت احترام به بزرگترها در آغاز خواستگاری مهم است.مراسم ازدواج آنها با شادی و پایکوبی خاصی همراه است که از توجه آنها به شعر و ادب فارسی سرچشمه می گیرد. توجه به معیارهای سنتی در ازدواج با توجه به اینکه مردم از فقر و بحران اقتصادی رنج می برند، مشاهده می شود و وجود مراسم «سروپا بینان» یا دو نیمه کردن پارچه و هدیه دادن آن همگی موید این است که سنت های اصیل در ازدواج در نزد تاجیک ها ریشه عمیقی دارد.

پول و تحصیل شروط ثانویه شروع زندگی مشترک می باشد. اختلاط زن و مرد در مراسم عروسی نشانه توجه آنها به شادمانی و طرب است. همچنین ناهمزمانی با مناسبت های خاص سال خصوصا مناسبات مذهبی نشان می دهد که بین مناسبات مذهبی و ازدواج پیوند عمیقی وجود ندارد و جایگاه امور مذهبی در ازدواج پایین است. تاجیک ها درباره ازدواج ایرانی ها معتقدند بالا بودن مهریه های سنگین در آغاز زندگی مشترک، بیانگر بی اعتمادی زوجین به یکدیگر است. بحث صیغه یا ازدواج موقت از دیدگاه علمای ایرانی برای آنها بسیار قابل توجه است و در این زمینه که آیا فرهنگ صیغه در ایران جا افتاده یا نه؟ دچار ابهام هستند و پاسخ مشخصی ندارند. آنها درباره ناهمزمانی ازدواج با مناسبت های خاص معتقدند

در ایران هر روز یک مناسبت خاص وجود دارد(!) و از نظر آنها ایرانی ها توجه زیادی به اینکه مراسم در یک مناسبت خاص برگزار شود، نشان می دهند در صورتی که اهمیت چندانی ندارد. با این توصیف، تاجیک ها میزان توجه به اعتقادات دینی را در مراسیم ازدواج ایرانی ها و خودشان یکی از وجوه تفاوت فرهنگی دو کشور با یکدیگر می دانند. تاجیک ها معتقدند با توجه به محدودیت های موجود در زمینه آداب و رسوم، ازدواج های ایرانی ها از شادی لازم برخوردار نیست. همچنین ازدواج بین شهری تاجیک ها بر خلاف ازدواج فامیلی ایرانی ها نشان دهنده کم اهمیت بودن مسایل قومی و نژادی در ازدواج تاجیک هاست. در واقع ازدواج تاجیک ها به ازدواج در ایران، بیشتر یک دیدگاه انتقادی است که بی اعتمادی و عدم استقلال جوانان در تصمیم گیری از مشسخصه های بارز آن به شمار می رود. تاجیک ها معتقدند ایرانی ها از کلیات ازدواج در تاجیکستان آگاهی دارند اما در رابطه با برگزاری مراسم به دور از تعلقات دست و پاگیر تا حدی بدبین هستند.

به نظر آنها پاسخ به این سوال که راجع به مراسم ازدواج ایرانی ها چه تصوری دارید؟ هنگامی میسر است که در این باره بیشتر بدانند. آنها بیشتر تصورات خودشان را نسبت به ایرانی ها بیان می کنند اما به طور کلی تاجیک ها فکر می کنند ایرانی ها مراسم ازدواج آنها را بیشتر می پسندند. تدفین: تاجیک ها هنگام سخن گفتن از مرگ بر خلاف ازدواج کوتاه صحبت می کنند و تمایل زیادی به تشریح مراسم تدفین ندارند. این امر فرضیه اصلی ما را درباره اینکه تاجیک ها مردمانی شاد هستند بیش از پیش تقویت می کنند.

خلاصه اعتقادات و آداب و رسوم تاجیک ها راجع به مرگ و مراسم تدفین عبارت است از: – مراسم سوگواری در همان روز اول انجام می شود. ابتدا یک روحانی نماز میت برای مرده می خواند و سپس مراسم ختم برگزار می شود و در روزهای بعد مراسم سوم و هفتم وجود ندارد. – مراسم اصلی سوگواری به ترتیب عبارت است از: روز اول، چهلم، نیمسال و سر سال. البته چندین پنجشنبه نیز مراسم ختم برگزار می کنند که بسته به خانوده متوفی می تواند ادامه یابد. بعد از شش ماه باز مراسم ختم می گیرند و در سر سال مراسم سالگرد برگزار می شود که از مهمانان دعوت می شود و گاو ذبح می کنند. الزاما سوره فاتحه را برای مرده نمی خوانند و سوره تبارک جایگزین آن می شود. زنان در مراسم سوگواری لباس سفید بر تن می کنند اما مردان لباس مخصوصی ندارند. فقط کلاه مخصوصی می گذارند که البته آن هم الزامی ندارد. به اعتقاد تاجیک ها مردان نباید در هنگام فوت عزیزان گریه کنند زیرا مرد باید به درونش گریه کند.

تحلیل: با نگاهی به مراسم سوگواری تاجیک ها در می یابیم که انها به شکل ظاهری مرسم سوگواری توجه چندانی ندارند و تعبیر«مرد باید به درونش گریه کند» بیانگر کم اهمیت دانشتن ظواهر است و نبود پوشش خاص برای مردان نیز نشان از همین امر دارد. در این رابطه نقش عاطفی زنان برجسته تر است. نوع غذای آنها در مراسم سوگواری – شیر برنج و آبگوشت- نشان دهنده سادگی و بی آلایشی در مراسم تدفین است. تصور تاجیک ها نسبت به مراسم تدفین ایرانی ها بر این اساس استوار است که ایرانی ها به جهت آمیختگی زیاد با مراسم مذهبی و دینی، سوگواری های بیشتری انجام می دهند.

البته تاجیک ها از وجود مراسمک سوم، هفتم و مانند آن در ایران آگاهی چندانی نداشتند. آنها وجود تشریفات خاص در مراسم سوگواری را به دیده انتقاد می نگرند. تمامی موارد فوق بیانگر این است که تاجیک ها علاقه چندانی به طرح موضوع مرگ و مراسم تدفین در بحث ارتباطات بین فرهنگی ندارند چرا که در حین صحبت درباره مراسم تدفین، برخلاف ازدواج آنها سوالات زیادی راجع بع فرهنگ ایرانی ها در این زمینه مطرح نکردند. تاجیک ها با توجه به دوستان ایرانی شان معتقدند چون ایرانی ها با سوگواری بیشتر از شادمانی پیوند خورده اند، لذا از دیدگاه آنها، تاجیک ها انسان های شاد و کم توجه به مرگ می باشند. یک علت آن سلطه هفتاد ساله کمونیسم بر این کشور است. اعیاد شاد یا غمگین بودن ملت ها، فردگرا یا جمع گرا بودن آنها، روابط اجتماعی میان اقوام مختلف، همه و همه در قالب برگزاری اعیاد قابل بررسی است و آگاهی از این موضوع در تاجیکستان به خاطر پیوند عمیقش با ایران در مطالعات بین فرهنگی یک ضرورت است.

اعیاد

اعیاد تاجیک ها با توجه به صحبت های دانشجویان تاجیک به سه دسته قابل تقسیم است: ۱- عید کریسمس:تاجیک ها این عید را عید جهانی و مدرن می دانند. از آنجا که تقویم تاجیکی بر اساس سال میلادی است، عید اصلی آنها هم کریسمس است. ۲- عید نوروز: تاجیک ها این عید را عید باستانی و سنتی می دانند. عید نوروز از دیرباز در تاجیکستان ریشه داشته و بعد از استقلال این کشور با شکوه خاصی برگزار می شود. ۳- عید مذهبی: شامل عید فطر و عید قربان می باشد که هر کدام سه روز تعطیل است. این اعیاد، قبل از فروپاشی شوروی فقط یک روز تعطیل بود و استقلال تاجیکستان در افزایش اهمیت این اعیاد تاثیر بسزایی داشته است.

عید کریسمس در تاجیکستان اول ژانویه جشن گرفته می شود. آموزش و پرورش به مدت ۱۲ روز تعطیل است و این امر در مورد سایر ادارات و مراکز ۳-۲ روز است. کریسمس مهمترین عید تاجیک ها از نظر دانشجویان تاجیک می باشد. در مراسم سال نو میلادی میادین اصلی شهر ، تزئین و مردم در آنجا جمع می شوند. بابا نوئل همراه با نوه اش به بچه ها هدیه می دهد و آهنگ خاصی را زمزمه می کنند. (دانشجویان تاجیک این آهنگ را به یاد نداشتند) هر محله ای می تواند یک کاج مخصوص داشته باشد و مراسم خاصی را برگزار کند.

در روزهای بعد، جشن ها در میان همکاران در سازمان ها به صورت گروهی رونق خاصی دارد. بنابراین برگزاری جشن عید در تاجیکستان به صورت خانوادگی نیست و به شکل جمعی برگزار می شود. مدل های اروپایی و نواختن کَرنی(کرنای ایرانی) نیز از طرفداران زیادی برخوردار است. عید نوروز نزد تاجیکان اهمیت خاصی دارد. عید نوروز با دخالت مستقیم دولت به مدت سه روز تعطیل در خیابان ها جشن گرفته می شود؛ به این ترتیب که در فاصله های ۲۰ تا ۲۵ متری خوانندگان مختلف آواز می خوانند و سفره های رنگین به صورت رایگان پهن می شود.

اعیاد مذهبی نیز در تاجیکستان از شکوه خاصی برخوردار است. وحدت و انسجام در اجرای مراسم نماز عید به چشم می خورد. به قول یمکی از دانشجویان تاجیک:«آنها هم که زیاد متدین نیستند باز هم مراسم نماز عید را به جا می آورند.» همچنین تعطیلی سه روزه برای هر کدام از این اعیاد مذهبی نشانه توجه به آنهاست. تحلیل: به طور کلی در برگزاری اعیاد در تاجیکستان روحیه وحدت و جمع گرایی به خوبی مشاهده می شود. سادگی و عدم تشریفات در مراسم عید بر خلاف سایر مراسم جایی ندارد. به نظر تاجیک ها وجود آداب و تشریفات مذهبی در اعیاد هیچ تضادی با مدرنیته ندارد. تاجیک ها به خوبی از اهمیت نوروز نزد ایرانیان آگاهند و در عین حال معترفند که عید نوروز در تاجیکستان هنوز جایگاه خاص خود را نیافته است. صله ارحام، عیدی دادن و عیدی گرفتنف احترام به بزرگترها و دیدار آنها در نوروز و مراسم خاص دیگر از سوی ایرانی ها نزد تاجیک ها دارای اهمیت بسیاری است. در عین حال تاجیک ها بر این باورند که ایران به عنوان یک سرزمین مذهبی نتوانسته است بین عناصر سنتی و مدرن در اعیاد آشتی برقرار کند و این امر در اعیاد مذهبی بیشتر نمود می یابد.

آنها می گویند: «اعیاد مذهبی شما از شکوه و شادمانی لازم برخودار نیست» به نظر آنها نباید بحث تضاد میان سنت و مدرنیسم در برگزاری مراسم و اعیاد مطرح باشد یا به عبارت بهتر از نظر آنها: در ایران هرکس مذهبی باشد نمی تواند مدرن باشد. مراسم و مناسبت های خاص: مهمترین مناسبت های ویژه سال در نزد تاجیک ها عبارت است از : – جشن استقلال در نهم سپتامبر هر سال – روز جهانی کارگر در اول ماه مه که با شکوه خاصی برگزار می شود و کارگران و نظامیان در خیابان های شهر رژه می روند. – روز جهانی زن در هشتم مارس که در این روز زنان و مادران از فرزندان و شوهرانشان هدیه دریافت می کنند. – جشن زرتشت که هرسال در تابستان به صورت کنگره برگزار می شد و قرار است به شکلی گسترده و با بازگشت به آئین های گذشته احیا شود. – روز دروغگویی در اول آوریل که بیشتر جنبه شوخی و سرگرمی دارد و بنیانگذار آن لنین است.

شعار اول آوریل این است:«اول آوریل به کسی باور نکن» تاجیک ها در این روز در قالب شوخی و دروغ همدیگر را دست می اندازند که هدف از این امر شادی است. تحلیل: توجه به برگزاری مناسبات فوق نشانگر این است که تاجیک ها توجهی خاص به مناسبت های ملی و جهانی دارند. همچنین مراسم درغ اول آوریل ناشی از اهمیت دادن آنها به سرگرمی، شادی و نشاط است. بنابر تصور تاجیک ها، ایرانیان به مناسبت های جهانی به اندازه آنها اهمیت نمی دهند و به آن بیشتر از دیدگاه مذهبی و ملی می نگرند. مثلا علیرغم اینکه ۸ مارس روز جهانی زن است ولی در ایران روز زن را مقارن با تولد حضرت فاطمه می دانند. از نظر تاجیک ها مناسبت های ایرانیان اغلب رنگ و بوی مذهبی دارد و سرشار از غم و اندوه است.

تاجیک ها بر این باورند که ایرانیان نمی دانند مناسبت های جهانی جایگاه خاصی در میان مردم تاجیک دارد. این باور از آنجا نشات می گیرد که ایرانی ها جز در موارد خاص مانند کمک به مردم فلسطین و مسایلی که مجاورت فیزیکی یا معنوی دار، اهمیت چندانی برای این مناسبت ها قایل نیستند. لذا نگرش آنها به جمهوری کوچک و فقیر تاجیکستان، محدود به نگرش های خاص از جمله عدم توجه به مناسبت های جهانی است.

خط و زبان: در حال حاضر در تاجیکستانف زبان فارسی تاجیکی و خط سیریلیک رایج است. با توجه به نزدیکی فارسی و تاجیکی و تاثیرات تحولات بعد از استقلال، مردم تاجیک علاقه بیشتری به زبان فارسی پیدا کردند. آنها معتقدند در دوران حکومت شوروی سابق، تماس آنها با سایر مردم فارسی زبان قطع شده بود و اکنون می خواهند به پیشینه تاریخی خود بازگردند. مظهر بارز این بازگشت تاریخی به زبان و ادبیات فارسی را می توان در توجه خاص تاجیک ها به شخصیت ها و بزرگان ادب فارسی مشاهده نمود.

خلاصه این علایق در زیر آمده است:

– توجه تاجیک ها به ادبیات ایران بیشتر درقالب شعر تجلی می یابد. اشعار رودکی، مثنوی مولوی، گلستان سعدی، رباعیات خیام، شاهنامه فردوسی- تاجیک ها سعدی را تاجیکی می دانند و حتی سخنرانی آقای خاتمی را درباره اشتراکات فرهنگی ایران و تاجیکستان موید این گفته می دانند. در مورد فردوسی، تاجیک ها می گویند:«فردوسی مال خودمان است، شما باید او را بشناسید»! همچنین آنها مقصود فردوسی را از واژه عجم در بیت زیر اشاره به تاجیک ها می دانند: بسی رنج بردم در این سال سی عجم، زنده کردم بدین پارسی لاهوتی نیز از جمله شاعرانی است که تاجیک ها معتقدند شناخت بیشتری نسبت به ایرانیان از او دارند.

تاجیک ها بر این تصورند که زبان فارسی هنوز جایگاه خود را در تاجیکستان پیدا نکرده است. علت این امر، مخالفت سران فعلی مملکت است که می گویند: «فارسی را یاد بگیرید اما زبان رسمی نباشد» ریشه این امر به قبل از فروپاشی شوروی سابق باز می گردد که محرومیت زبان فارسی موجب شد زبان روسی به زبان علمی، فلسفی، فنی، اداری، حتی ارتباطات روزمره مردم تبدیل شود. گواه این امر خواندن رمان های روسی توسط تاجیک هاست. تاجیک ها معتقدند در کنار خط سیریلیک، خط فارسی نیز دارای اهمیت است و غیر از زبان رسمی و روسی، زبان انگلیسی جهت ارتباطات بین المللی مهم به شمار می رود. تحلیل: از نظر تاجیک ها، تطبیق و انعطاف پذیری زبانی در ارتباط با سایر فرهنگ ها لازم است.

این عقیده بیانگر توجه آنها به بحث پلورالیسم فرهنگی در حوزه زبان است. آنها به عنوان اقلیت خارجی سعی دارند تا خود را با اکثریت همگام سازند. تلقی تاجیک ها این است که اگر در ایران به عنوان اقلیت زبانی شناخته شوند در تعاملات روزمره دچار مشکل می شوند. به طور مثال آنها معتقدند در صورت عدم تطابق با زبان فارسی در ایران، رانندگان تاکسی ها سر آنها کلاه می گذارند وبه خصوصیت سوء استفاده از موقعیت توسط ایرانی ها اشاره دارند. دانشجویان تاجیک مدعی هستند ایرانی ها در تاجیکستان حتی در صورت عدم تکلم به زبان فارسی تاجیکی مورد احترام هستند و کسی سر آنها کلاه نمی گذارد. این نحوه نگرش تاجیک ها نسبت به ایرانی ها در اغلب موارد در این پژوهش وجود داشته است. در اینجا با توجه به متون و منابع مورد استفاده، خلاف گفته آنها بر اساس کتاب سفرنامه «از جیحون تا وخش» ذکر می گردد: «…بعدا متوجه شدیم که توطئه ای در کار بوده است. همان جوان، برای آنکه اتومبیل سفارت، ما را نبرد و کرایه ای نصیب او شود، در را بسته و سفارتیان را دست به سر کرده بود… کرایه مردک را پرداختیم، چیزی هم علاوه ترک تا دست از سر ما بردارند…» (یاحقی، سیدی، ۱۹۳،۱۳۷۸)

از دیگر نکات مورد توجه در مورد نگرش تاجیک ها به شعر و ادب فارسی، علاقه شدید و تسلط فراوان آنها بر اشعار و ادبیات فارسی است و این را هر کس که در تاجیکستان گذر و نظری داشته باشد، می تواند مشاهده کند. نویسنده کتاب از جیحون تا وخش می نویسد: «…این را باید خصیصه بارز تاجیک ها بدانیم اعم از زن و مرد و ادیب و سیاستمدار و آدم های فنی و کارندگان علوم تجربی، حتی عوام تاجیک با شعر تاجیکی که دیگر همان شعر فارسی است، کاملا مانوسند و در کمتر گفتگویی است که بیتی یا مصراعی در آن به کار نرود. از این جهت ما ایرانیان بسیار مغبون و از خود بیگانه ایم و باید اعتراف کنیم که بر سر هم به پای همزبانان تاجیکمان نمی رسیم…» (همان، ۱۹۹،۱۳۷۸)

خانیکی درباره نتایج فرهنگی سفر به تاجیکستان گفت: «هر تاجیکی، اشعار مختلفی از شاعران و ادیبان ایرانی می داند که فکر نمی کنم یک ایرانی ردر این باره مطلب بداند، به نحوی که قرائت یکی از این اشعار در اثنای سفر با شور و حال وصف ناپذیر، اشک همه را درآورد.» (خانیکی، کلاس درس مدیریت بحران های ارتباطی، ۸۱-۱۳۸۰، کارشناسی ارشد ارتباطات دانشگاه تهران) خانیکی معتقد است تاجیک ها با وجود اینکه فقیرترین کشور جمهوری آسیای میانه هستند اما با پاس داشتن فرهنگ و ادب فارسی، انسان های شاد و امیدواری نشان می دهند.

تاجیک ها بر آمیختگی زبان فارسی و عربی بسیار تاکید دارند به طوری که حتی با نیش و کنایه به ما گفتند:«اگر لغات عربی زبان شما را بگیرند، فقط حروف ربط آن باقی می ماند» آنها همچنین مشتاقند زبان عربی را هم بیاموزند. تاجیک ها خود را از نظر فرهنگ و ادب فارسی پیشروتر از ایرانی ها می دانند. نصب عکس ها و تصاویری از خوانندگان ایرانی و وجود دیوان های شاعرانی مانند حافظ، مولانا، خیام و گلستان سعدی گویای این امر می باشد.

تحصیل در ایران: مهمترین دلیل انتخاب کشور ایران از سوی دانشجویان تاجیک، پیشینه تاریخی مشترک است که در آن اشتراکات فرهنگی همچون زبان مشترک، دین مشترک و تا حدودی آداب و رسوم مشترک نهفته است.

علت بعدی علاقه تاجیک ها به تحصیل در ایران، تعاریف دوستان و افرادی است که قبلا به ایران آمده اند و کاتالوگ های زیبایی از خوابگاهی با امکانات رفاهی خوب را مشاهده کرده اند که البته به نظر آنها منطبق بر واقعیت نبود. علت سوم نزدیکی و مجاورت جغرافیایی تاجیکستان با ایران عنوان شد. دانشجویان تاجیک در مورد امکانات تحصیلی در ایران معتقدند که تفاوت چندانی با تاجیکستان وجود ندارد و هر دو کشور از جهاتی غنی و از جهاتی دیگر دچار ضعف هستند.

 

 

رسانه های جمعی: بخشی از نگرش تاجیک ها نسبت به فرهنگ ایرانی در قالب رسانه های جمعی تجلی می یابد. آنها بیشتر به مطالعه روزنامه های همشهری، اطلاعات، رسالت و کیهان می پردازند که سابقه انتشار بیشتری دارند و بیش از همه مخاطب صفحات ورزشی و اخبار خارجی هستند. آنها بیشتر دنبال مطالبی هستند که به انعکاس اخبار تاجیکستان و پیوندهای فرهنگی آن کشور با ایران می پردازد. این موضوع به مجاورت معنوی در بحث ارزش های خبری در روزنامه نگاری اشاره دارد. تاجیک ها بر این باورند که تلویزیون به جهت پرداختن و بازتاب واقعیت های جامعه ایرانی بیشتر از مطبوعات اهمیت دارد. مثلا سریال طنز «زیر آسمان شهر» از نظر آنها حداقل ۲۰ درصد واقعیت های جامعه ایران را نشان می دهد.

این سریال دلالت بر این دارد که «خالی بندی» در ایران و خصوصا میان تهرانی ها رایج است. تاثیر برنامه های رسانه های جمعی بویژه تلویزیون باعث شکل گیری زبان گفتاری خاصی در گفتگوی روزمره آنها شده است. مثلا کاربرد واژه هایی چون تابلو، سیگار کشیدن عشقی، آخرشه، نه…غلام! نمونه هایی از این موارد است. خصایص ایرانی ها از دیدگاه دانشجویان تاجیک: در حال حاضر کشورهای مختلف هر یک به خصوصیتی معروف هستند. علت، این است که فرهنگ امری اکتسابی است و انسان هایی که در قالب یک فرهنگ خاص قرار می گیرند دارای اشتراکات در آداب و رسوم و نگرش می باشند. مثلا آمریکایی ها عجولند، ایرلندی ها خسیسند، ژاپنی ها پرکارند و… تاجیک ها معتقدندبا توجه به شناختی که کسب کرده اند، نمی توان برای ایرانی ها صفات دقیقی ذکر کرد زیرا از قومیت های مختلف می باشند.

آنها در یک تقسیم بندی ایرانی ها را به سه دسته تقسیم کردند: الف- ایرانیان قبل از اسلام(زرتشتی ) ب- ایرانیان بعد از اسلام ج- ایرانیان اروپایی تاجیکستان از دیرباز در حوزه فرهنگی ایران قرار داشته است. شکوفایی مجدد فرهنگ ایرانی، بعد از تسلط اعراب یا به قدرت رسیدن سامانیان، مهد فرهنگ و ادب ایرانی، تاجیکی بوده است و دانشمندان زیادی از جمله ابن سینا از کتابخانه های شهر بخارا استفاده کرده اند. وابستگی به میراث فرهنگی و ادبی و علاقه مندی به شخصیت های ادبی و فارسی همچون فردوسی، جامی، سعدی، حافظ، رودکی و… در روح و جان همه تاجیک ها جای گرفته است، هر چند سیاست های فرهنگی شوروی (سابق) مانند تغییر الفبا و تحمیل زبان روسی در سازمان های حکومتی، حزبی، اداری، علمی و آکادمیک و باقی ماندن زبان ها و گویش ها های گذشته فقط برای محاوره روزمره و دور ماندن جامعه از زبان علمی و تفکر گذشته و محدود سازی ادبیات و اطلاعات و بسته بودن مرزها، بازیابی چنین فرهنگی را برای عموم محدود کرده بود و تنها نخبگان جامعه که به متون ادبی آگاهی و دسترسی داشتند، از آن بهره مند بودند و هویت فرهنگی جامعه را پاس می دارند.

البته منابع کلاسیک مانند دیوان حافظ، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی و غیره به خط سیریلیک در دسترس بود. به طور کلی ادبیات و شعر، جایگاه مهمی در میان تاجیک ها دارد. زندگی بدون شعر برای آنها مفهومی ندارد. آنها به شعر کلایسک عشق می ورزند و حافظ، بیدل ، مولانا، سعدی، خیام، فردوسی، لاهوتی و… درزندگی آنا حضوری دائمی دانرد. شاهنامه فردوسی در راس فرهنگ عامیانه تاجیک ها قرار دارد. در عرصه آداب و رسوم، سنت های ایرانی در زندگی مردم تاجیکستان خود را می نمایاند. عید نوروز و اعیاد مذهبی مانند عید فطر و عید قربان در تاجیکستان گرامی داشته می شود و پس از استقلال از طرف دولت به عنوان تعطیل رسمی اعلام شده است. پذیرایی، مهمان نوازی و برگزاری مراسم ازدواج یا فوت نزدیکان و وابستگان نیز نشان از اعتقادات مذهبی و اشتراک فرهنگی با ایرانیان دارد. وضعیت زنان تاجیک از موقعیت برتری نسبت به گذشته و قبل از فروپاشی شوروی حکایت دارد و برای تحصیل از حقوق مساوی با مردان برخوردارند. سطح تحصیل زنان در مجموع در مناطق روستایی پایین تر از مردان است و در مقایسه با زنان سایر جمهوری ها، تعداد زنان دانشجو پایین تر است. البته مساوات بین زن و مرد کامل نیست و سلطه سنتی مرد بر زن تا حدودی حفظ شده است. رسانه های جمعی تاجیکستان نیز عامی مهمی در جهت شناخت اشتراکات فرهنگی ایران و تاجیکستان است. از میان نشریات متعدد در تاجیکستان، نشریه پیوند به زبان فارسی منتشر می شود.

براساس آمار رسمی در سال ۱۹۹۰، ۷۴ روزنامه در تاجیکستان منتشر می شد که ۶۶ مورد آن به زبان تاجیکی و خط سریلیک بودند. تا قبل از درگیری های سال ۱۹۹۲، ۲۰۰ روزنامه و مجله مجوز چاپ گرفتند. همچنین از میان موسسات انتشاراتی تاجیکستان، موسسه انتشارات بین المللی الهدی بعد از استقلال به توزیع کتاب های فارسی می پردازد. رادیو و تلویزیون تاجیکستان در انحصار دولت است و از میان چهار کانال تلویزیون این کشور، دو کانال به زبان تاجیکف یک کانال به زبان روسی و یک کانال به زبان ازبکی اختصاص داده شده است. روزنامه فارسی زبان پیوند درباره ارتباط فرهنگی ایران و تاجیکستان در دی ماه ۱۳۷۱ چاپ شهر دوشنبه می نویسد: «تاجیکستان با ایران دارای مشترکاتی دیرینه، تاریخی، فرهنگی و زبانی می باشد. شاید دسته ها و گرو ه هایی پیدا شوند که این علایق و روابط دیرین را به بهانه های اینکه ایران در مسایل داخلی تاجیکستان مداخله می نماید، مخدوش سازند. آنچه مسلم است و در واقعیت آن هیچ گونه شبهه ای وجود ندارد، این است که ایران در تاجیکستان فقط هدف های فرهنگی را دنبال می کند و این امری کاملا طبیعی است. زیرا درتاجیکستان در درازای هفتاد و اندی سال، زبان فارسی سیر رشد یابنده نداشته است؛ مردم از گذشته خویش کنده شده اند. همه این نارضایتی ها را می توان با کمک ایران جبران کرد.» اما گذشته از مطالب یادشده که مطالعات اسنادی این پژوهش را تشکیل می دهد، مطالعات اسنادی ای که به طور یقین پس از تبادلات و تعاملات بسیار، ویژگی های فرهنگی تاجیک ها را مورد توجه قرار داده است، یافته های پژوهش حاضر در قالب مصاحبه با دانشجویان تاجیک حایز نکات ارزشمندی بویژه از نگاه جوانان تحصیلکرده این کشور در خصوص فرهنگ تاجیک و ارتباطات فرنگی آن با ایران است.

غذای مردم تاجیکستان (Tajikistan Food)

غذاهای تاجیکستان تلفیقی از غذاهای آسیای میانه و افغانستان و پاکستان است و غذاهای روسی نیز در این کشور نفوذ کرده اند. اگر شما علاقه مند به تجربه غذاهای مختلفی هستید، تاجیکستان جای خوبی است. برخی از غذاهای تاجیکستان Plov:غذای ملی تاجیکستان شامل برنج، گوشت و هویج شیشلیک (شیش کباب): کباب هایی که بر روی ذغال پخته می شوند، مانند گوشت گاو، گوسفند، مرغ و جیگر سوپ توشبرا سوپ اوگرا شامل رشته و خامه و پنیر دلمه: برگ های درخت انگور که در داخل آن گوشت و چیزهایی می گذارند و بخار پز می کنند شوربو: سوپی شامل سبزیجات به همراه گوشت گاو یا گوسفند همراه با پیاز Damalama: نوعی خورشت که گوشت گاو یا گوسفند در آب خود پخته می شودخاش: سوپی شامل پاها و ماهیچه های گوسفند غذاهای سنتی مردم تاجیکستان در ماه رمضان ازمیان انواع غذاهای مردم تاجیکستان در ماه رمضان، نشالا، آتاله و شیرچایی جایگاه ویژه ای در دسترخان یا سفره هر تاجیک دارد که با توجه به مناطق و اقلیم های مختلف، این غذاها تفاوت هایی با هم دارند. این غذاها از نظر کیفیت بسیار مناسب و همزمان از نظر هضم سبک هستند.

نشالا که از روغن ریشه یک نوع گیاه کوهی، آب شکر و سفیده تخم مرغ تنها در ماه مبارک تهیه می شود، هنگام شام و همچنین سحر صرف می شود و در هر دو مورد نیز هیچ مشکلی برای دستگاه هاضمه ایجاد نمی کند. تهیه نشالا در ماه رمضان به دلیل خوشمزه و مقوی بودن آن بسیار فراگیر است، اما تهیه نشالا بسیار سخت است و هر کسی به راحتی نمی تواند آن را بپزد. اتاله (یک نوع سوپ) نیز از غذاهای سبک است که آن نیز با شیوه خاص و در هر منطقه تاجیکستان به شکل خاص آن محل پخته می شود. مثلا در شهر دوشنبه و نواحی مرکزی تاجیکستان، اتاله با استفاده از آرد، شکر و روغن زرد تهیه می شود. این غذا عمدتا با توجه به نیاز غذایی بزرگسالان که دستگاه هاضمه شان در ماه مبارک رمضان حساس است، آماده می شود. تاجیک ها با توجه به زود هضم، کم هزینه و مقوی بودن این غذاها، آن ها را در رمضان مصرف می کنند. غذای دیگری که در ماه مبارک رمضان، علاقه مندان زیادی دارد، شیرچایی است که تاجیک ها آن را تنها در سحر استفاده می کنند.

شیرچایی نسبت به دو نوع غذای دیگر خیلی ساده و سریع آماده شده و برای تهیه آن از شیر، کمی چایی خشک و روغن زرد یا کره استفاده می شود. قرت آب (غذایی با استفاده از کشک)، شکرآب (با استفاده از پیاز، گوجه فرنگی و سبزی و گاهی کمی روغن گیاهی)، آش بریده (آش رشته)، آش پلو، اوگرا، ماست آبه برخی دیگر از انواع خوردنی های معمول در تاجیکستان است که در ماه رمضان کدبانو های تاجیک با حوصله خاص برای سفره افطاری تهیه می کنند. گذاشتن انواع میوه هایی که در تاجیکستان می رویند از جمله سیب، انار، انگور، هلو، هندوانه و خربزه نیز بر سر سفره رمضان معمول است. به دلیل سرد و مرطوب بودن اقلیم تاجیکستان خرمای سیاه و قهوه ای در این کشور تولید نمی شود، به همین دلیل میزان واردات این محصول از ایران و کشورهای عربی به تاجیکستان در ماه رمضان افزایش می یابد. نان تنک یا چپاتی (لواش)، فطیر، کلیچه، گردچه، چگلدک، سمبوسه، سله از انواع خوردنی هایی است که تاجیک ها از آرد تهیه کرده و در سفره افطار و سحری این ماه از آن استفاده می کنند.

جغرافیای تاجیکستان: تاجیکستان کشوری است کوهستانی در جنوب شرقی آسیای مرکزی. مساحت آن ۱۴۳۱۰۰ کیلومتر مربع (که منطقه خودمختار بدخشان را هم شامل می شود) و جمعیت آن ۵۹۹۵۴۶۹ نفر و پایتخت آن دوشنبه است که یکی از پنج جمهوری آسیای مرکزی محسوب می شود. همسایگانش عبارتند از: قرقیزستان و ازبکستان در شمال، ازبکستان در غرب، چین در شرق و افغانستان در جنوب. مرز مشترک تاجیکستان با افغانستان از سایر کشورها بیشتر است. تاجیکستان دارای چهار ولایت یا استان است که عبارتند از: خجند، کولاب، قرقان تپه و ولایت خودمختار بدخشان که در شرق تاجیکستان و در ارتفاعات پامیر واقع است. همراه با این استان ها، ۴۴ ناحیه دیگر در تاجیکستان وجو دارد. ایالت بدخشان ۴۴ درصد خاک تاجیکستان را دربر می گیرد و مرکز آن شهر خاروق است.

تاجیکستان کشوری زلزله خیز است که ۹۳ درصد آن را کوه های مرتفع پوشانده است. این کشور دارای رودهای بسیاری است که عبارتند از: سیر دریا یا سیحون، آمو دریا یا جیحون و زرافشان. مرتفع ترین قلل شوروی سابق نیز در تاجیکستان قرار دارد. قله لنین به ارتفاع ۷۱۳۴ متر و قله کمونیسم به ارتفاع ۷۴۹۵ متر در شمال پامیر واقع شده اند. شهرهای مهم در تاجیکستان ۱۸ شهر و ۴۹ شهرک است. پایتخت آن شهر دوشنبه که در بین سال های ۱۹۲۶ تا ۱۹۶۱، استالین آباد خوانده می شد در غرب کشور در میان دره ای واقع شده است.از نظر تاریخی سابقه دوشنبه به سبب تشکیل «دوشنبه بازار» بوده که در این محل قرار داشته است. دومین شهر تاجیکستان از لحاظ جمعیت خجند (لنین اباد) در شمال این کشور با ۱۶۳۰۰۰ نفر جمعیت می باشد.

مراکز مهم منطقه ای، شهرهای قرقان تپه و کولاب در جنوب، دوشنبه و خاروق در مرز غربیف ایالت بدخشان هستند. ۶۷ درصد جمعیت تاجیکستان در روستاها و ۳۳ درصد آنها از جمله روس های مقیم تاجیکستان در شهرها زندگی می کنند. مهاجرت نقش بسزایی در رشد جمعیت در آسیایس مرکزی به طور اعم و تاجیکستان به طور اخص داشته است. مهاجرت از خارج به تاجیکستان همیشه کم بوده و درحال حاضر وجود ندارد بلکه بیشتر از تاجیکستان به سایر کشورها بویژه به جمهوری های مجاور بوده است. دلایل مهاجرت تاجیک ها عبارت است از: بیم از دست دادن تابعیت روسی و یا فرار از جنگ و نا امنی های داخلی و امید به آینده اقتصادی روشن تر در روسیه اروپایی.
منبع: اسلام روز

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار