تازه داماد آلمانی:
اسون ماتزل (sven mutzl) تازه مسلمان آلمانی

اگر امیرحسین بخواهد یک کتاب برای جزیره تنهایی‌اش با خود داشته باشد قرآن را انتخاب می‌کند. این پاسخ امیرحسین به سوال ما بود.

به گزارش رهیافتگان: نه تنها یک جوان آلمانی، بلکه همه جوانان جهان، مهمان سفره حضرت علی(ع) برای سیر‌آب شدن از معارف کوثر غدیر هستند، تا زلال عشق به خالق و محبت به خلق و بندگی به خدا و آزادی انسان را لاجرعه سر بکشند و معرفت نفس خویش را در مسیر حیات زندگی و گذر عمر از اصلاب و ارحام گذشتگان تا بسیط ارض و از وجود حاضر جسمانی به عروج بقاء روحانی در سرای دیگر درک کنند.

 اسون ماتزل (sven mutzl) نوزده ساله است و متولد هامبورگ آلمان. موهای بور، پوست روشن و چشمان آبی‌اش از نژاد آریایی خبر می‌‌دهد.دانش‌آموز سال آخر دبیرستان است ولی در عین جوانی تصمیم گرفته با نازنین داودی ازدواج کند. آن‌ها در آلمان با هم آشنا شده‌اند. وقتی از نازنین درباره نحوه این آشنایی می‌‌پرسم می‌‌گوید:(من و اسون علاقه زیادی به مسائل دینی داشتیم. ایشان انجیل را کاملا خوانده بود اما معتقد بود بخش‌هایی از آن کاملا تحریف شده است. او به قرآن علاقمند بود و آن را خوانده بود. می‌‌خواست مسلمان بشود. معتقد بود دین اسلام دین کاملی است(.

از داودی می‌‌پرسم آیا همسر آلمانی‌اش پس از ازدواج با او مسلمان شد که می‌‌گوید:(خیر، ایشان به دین اسلام علاقه داشتند و حتی در ماه مبارک رمضان روزه هم می‌‌گرفتند و نماز می‌‌خواندند ولی هنوز مسلمان نشده بودند. وقتی با او آشنا شدم تشنه اسلام بود. و سپس پاسخگوی پرسش‌های بعدی ما می‌‌شود

آیا یکی از معیارهای شما برای انتخاب اسون علاقه ایشان به اسلام بوده است؟ نازنین داودی می‌‌گوید:
بله، وقتی فهمیدم به اسلام علاقمند شده‌اند مسجد هامبورگ را به او معرفی ‌‌کردم. وقتی او شهادتین را گفت و به اسلام روی آورد رابطه ما صمیمانه‌تر شد. پس از آن با هم بحث‌های اسلامی و دینی می‌‌کردیم چرا که اسلام باعث پیوند ما بود.
از اسون می‌‌پرسم معیارهای او برای انتخاب همسرش چه بوده است. می‌‌گوید:(قبل از این که مسلمان بشوم با هم توی یک مدرسه درس می‌‌خواندیم و همدیگر را می‌‌شناختیم.
من خودم به اسلام و تشیع علاقمند بودم. با پدر همسرم به مسجد هامبورگ می‌‌رفتیم. همسرم نازنین وقتی علاقه من را دید به من نماز را‌ آموزش داد. او نماز را به عربی می‌‌خواند و من می‌‌نوشتم. بعد یاد گرفتم خودم نماز بخوانم. اسلام باعث شد پنجره‌های تازه‌ای به روی من گشوده شود. هر وقت سئوال داشتم از نازنین می‌‌‌پرسیدم و او با صبر و حوصله به سئوال‌های دینی‌ام پاسخ می‌‌داد. گاهی از مدرسه تا خانه با هم حرف می‌‌زدیم چون هم مسیر بودیم. )
کنجکاوم بدانم (اسون ماتزل) چقدر از قرآن مجید شناخت دارد.
اما پیش از آن که این سئوال را بپرسم انگار می‌‌داند چه در ذهن و دلم می‌‌گذرد که می‌‌گوید:(قرآن را خوانده‌ام و هم‌اکنون در حال خواندن قرآن به زبان آلمانی هستم و یک سری کتاب‌های آموزشی درباره شناخت اسلام دارم که به زبان‌های آلمانی و انگلیسی است. تفسیر قرآن را هم می‌‌خوانم.
دوست دارم از نکته‌های اسلامی آگاه شوم. در شهر خودمان هامبورگ به کلاس دینی می‌‌روم. در آن جا استادی داریم که آلمانی است و چند سال است مسلمان شده. او در آن جا درباره شناخت قرآن و اسلام با شاگردانش صحبت می‌‌کند و همچنین اگر کسی‏سئوال یا پرسشی درباره اسلام و قرآن داشته باشد به او پاسخ می‌‌دهد.)
به راستی هم اسلام چه دین گران‌بها و ارزشمندی است و قرآن چه سرچشمه پایان ناپذیری است که تشنگان معرفت را آب گوارای الهی می‌‌نوشاند، حتی اگر در هامبورگ آلمان باشند!
از پسر مو بور درباره خانواده‌اش پس از گرویدن او به اسلام می‌‌پرسم که می‌‌گوید:(ابتدا برایشان خیلی سخت بود و عجیب به نظر می‌‌رسید. زیرا هنوز شناختی از اسلام نداشتند.
برایشان شگفت‌آور بود کسی در خانه نماز بخواند یا کارهای این چنینی انجام بدهد. من برای آن‌ها آرام آرام توضیح دادم به طوری که قانع شدند. هر کاری را که انجام می‌‌دادم فلسفه‌اش را هم تا آن جا که می‌‌توانستم برایشان توضیح‏می‌‌دادم. آن‌ها را با زیبایی‌‌های اسلام آشنا کردم، حالا خیلی خوب با این مسئله کنار آمده‌اند.

 

مثلا وقتی به منزل پدرم دعوت می‌‌شویم به خاطر ما گوشت ذبح اسلامی می‌‌خرند با پدرم در این زمینه مشکلی ندارم حتی گاهی وقت‌ها با من به کلاس شناخت اسلام می‌‌آید، پدرم با من به ایران آمد، اما چون مرخصی‌اش خیلی زود تمام شد به آلمان برگشت، ایران به چشم پدرم دوست داشتنی و زیبا بود.

مرور مسئله برایشان جا افتاد وحالا ابدا مشکلی با من ندارند.
از اسون ماتزل می‌‌خواهم یک سوره برایم بخواند و او سوره حمد را قرائت می‌‌کند. قدری لهجه دارد اما شیرین و شنیدنی است. اسلام او را از نو متولد کرده وو دنیای تازه‌ای فرا روی او نهاده است. می‌‌گوید:(در هامبورگ به مسجد امام علی (ع) می‌‌رویم.
در آن جا پسر و دخترهایی هستند که مسلمان شده‌اند، آن‌ها آلمانی هستند، در آن جا با مسلمانان ایرانی تعامل داریم و با هم درباره اسلام حرف می‌‌زنیم.. فرزندان ایرانی‌هایی که در آلمان زندگی می‌‌کنند رفتار صمیمانه‌ای دارند، عده‌ای هستند که در آلمان از خارجی‌ها خوششان نمی‌‌آید اما کلا ایرانی‌ها در آلمان خوب هستند. آلمانی‌ها، ایرانی‌ها را دوست دارند و به آنها احترام می‌‌گذارند.)
نظر شما درباره تحولات اخیر جهان چیست؟ اسرائیل چرا به یک کشور مسلمان حمله می‌‌کند؟ نظر شما چیست؟ اسون می‌‌گوید:(کار اسرائیل درست نیست. غیرر انسانی است. به تازگی کتابی از تهران خریده‌ام درباره اسرائیل. این کتاب را امام خمینی(ره) درباره اسرائیل نوشته است.)
اسم کتاب چی بود؟
اگر اشتباه نکنم مشکل فلسطین و اسرائیل از دیدگاه امام خمینی (ره)
او می‌‌گوید:(آلمانی‌ها و ایرانی‌ها هر دو از نژاد آریایی هستند که در زمانی دور، از هم جدا شدند و هر کدام سرزمینی برای زندگی انتخاب کردند.
اسون ماتزل، یک نام (ایرانی – اسلامی) هم برای خود انتخاب کرده است. (امیرحسین.) او این نام را به خاطر علاقه به امام حسین(ع) انتخاب کرده است.
او به ائمه و زندگی آن‌ها علاقمند است. (خیلی دوست دارم شهر مذهبی مشهد را ببینم، دوست دارم به زیارت امام رضا (ع) بروم که تا چند روز دیگر به اینن آرزویم می‌‌رسم. امامان نقش ارزنده‌ای در هدایت مردم جامعه دارند من آن‌ها را دوست دارم یک بار در کلاس هنر یک نقاشی کشیده بودم که درباره امام حسین (ع) بود. یک لاله‌ شهید نقاشی کرده بودم و معلم تعجب کرده بود.از ایران خاطره‌های زیادی دارم به ویژه شهرهای مذهبی مثل قم. من چند ساعت بیشتر در قم نبودم اما در آندر آن جا به نوعی آرامش معنوی دست پیدا کردم. این خاصیت مذهب است که آدم را به آرامش می‌‌رساند

اسون ماتزل که حالا به (امیرحسین) تغییر نام داده است، می‌‌خواهد در آینده فیزیک بخواند. او شیفته فلسفه نیز هست. از فلسفه یونانی (هلنیسم) استقبال می‌‌کند و آثار افلاطون، ارسطو و سقراط را دوست دارد.
او بر اساس سنت غرب و آلمان خودگراست و به عقل و منطق اعتقاد دارد. می‌‌گوید:(من همه چیز را بر اساس خرد و عقلم انتخاب می‌‌کنم.
من اسلام را آگاهانه انتخاب کرده‌ام. خداوندی که اسلام را به من معرفی کرده قابل پرستش است و همان چیزی است که حقیقتا وجود دارد.
-نخستین چیزی که در بدو ورود امیرحسین جلب توجه می‌کرد گردن‌‌بندی بود که به گردن داشت و بر آن شمایل مبارکک حضرت محمد(ص) و امام علی(ع) حک شده بود.
– تازه داماد آلمانی می گوید: اسلام ، به من محبت و عشق آموخت.
-اگر امیرحسین بخواهد یک کتاب برای جزیره تنهایی‌اش با خود داشته باشد قرآن را انتخاب می‌کند. این پاسخ امیرحسین به سوال ما بود.
-امیرحسین همیشه کتابهای صحیفه سجادیه ونهج‌البلاغه وقرآن را البته به ترجمه آلمانی به همراه داشت
-به بازی‌های مهدی مهدوی‌کیا در هامبورگ علاقه دارد بارها از نزدیک با اوارتباط داشته، به هرحال هرچه باشد، اودرشهرهامبورگ بازی می‌کند امیرحسین گفت: زمانی که به مهدی گفتم مسلمان شدم بغلم کرد و مرا بوسید.

منبع: مجله خانواده سبز

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید:

  1. محمد جواد گفت:

    سلام
    خسته نباشید مطالب سایت هرروز بهتر وبیشتر میشه

  2. روزبهانی گفت:

    درسته مسلمون شده ولی من نفهمیدم چی میخواد بگه ؟؟

  3. خلیلی گفت:

    سلام، کشور اتریش Austria به اشتباه استرالیا آمده است. بهتربود از تصویری درست استفاده شود