گفت‌و‌گو با محمد عرب شاعر و خواننده اسلامي به زبان انگليسي
با معجزه قرآن دوباره مسلمان شدم

کارناوال نرفتم و به جنگل‌های آمازون پناه بردم هرشب قرآن می‌خواندم و گریه می‌کردم که چرا زودتربه قرآن دسترسی نداشتم درجنگل‌ها به‌قدری پیش رفتم که دیگراجازه پیشروی نداشتم تا به قبایل سرخپوست رسیدم

 

download (1)

 

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )،محمد عرب ایرانی مقیم آمریکاست که از نوجوانی به اتفاق خانواده در لوس‌آنجلس ساکن شد او که به دلیل شرایط خانوادگی و محیطی از فرهنگ دینی دور بود، بیشتر به آمریکایی‌ها شباهت داشت تا ایرانی‌ها و کاملا در فرهنگ و زندگی آمریکایی ذوب شده بود تااین‌که باعنایت الهی به گفته خودش در 24سالگی به‌طور اتفاقی بامعجزه قرآن معنای واقعی اسلام را می‌چشد و شیعه می‌شود. از آن به بعد رنگ وبوی زندگی او کاملا تغییر می‌کند؛ چنان‌چه زندگی خود را وقف تبلیغ اسلام در اروپا و آمریکا نموده است. اغلب او را دومین سامی یوسف ایران می‌خوانند که با زبان شعر و ترانه مردم دنیا را به ‌زیبایی‌های اسلام و تشیع دعوت می‌کند. فرصتی دست داد تا با ایشان گپ‌وگفتی داشته باشیم که خواندن آن خالی از لطف نیست

رهیافتگان: شما بارها درمیان صحبت‌های خود گفته‌اید که مسلمان شدم مگر از مسلمان‌زاده ایرانی نبودید؟

قبل از انقلاب 14ساله بودم که همراه خواهرم به آمریکا نزد عمویم رفتیم ، چون هنوز کارت سبز پدر و مادرم نیامده بود مدتی با خانواده عمو زندگی می‌کردیم آن‌ها عقیده‌ای به اسلام نداشتند این مساله از همان زمان برای من همیشه سوال بود چرا این‌قدر نفرت وجود دارد. بعد از یک مدت از آنها جدا شدیم و من و خواهرم تنها بودیم تا پدر و مادرم آمدند. ما کاملا ازفرهنگ اسلامی دور بودیم تا 24سالگی که سفری را رفتن به برزیل برای کارناوال تنظیم کرده بودم به‌طور تصادفی خواهرم متوجه سفرم شد و گفت بیا از زیر قرآن ردت کنم. خواهرم مقید نبود ولی این سنت را قبلا دیده بود که برای حفاظت مسافر او را از زیر قرآن رد می‌کنند چون به من علاقه داشت و نمی‌خواست اتفاقی برایم بیفتد. من به احترام ایشان حرفی نزدم دیدم قرآن ترجمه فارسی هم دارد گفتم با خودم می‌برم تا بعدا یک مقداری خواهرم را ارشاد کنم که بداند زمان این حرف‌ها گذشته است. کتاب را با خودم بردم. به ریودوژانیرو که رسیدم شب در هتل خواستم چشمانم خسته بشود و زودتر بخوابم قرآن را از اول شروع به خواندن کردم تقریبا دو سه صفحه خواندم و کنارگذاشتم خوابیدم چند ثانیه بعد مطالبی که خوانده بودم را خواستم مرور کنم کنجکاو شدم و متن را 13تا 14بار خواندم هر بارانگار تلنگری به قلبم می‌خورد تا این‌که در مقابل این آیه قرار گرفتم آیا شما را شکی است؟ دیگر نتوانستم به‌راحتی از آن بگذرم زندگی‌ام عوض شد. کارناوال نرفتم و به جنگل‌های آمازون پناه بردم هر شب قرآن می‌خواندم و گریه می‌کردم که چرا زودتربه قرآن دسترسی نداشتم در جنگل‌ها به‌قدری پیش رفتم که دیگراجازه پیشروی نداشتم تا به قبایل سرخپوست رسیدم دراین مدت با آن‌ها بودم؛ وقتی برگشتم دوسوم قرآن را خوانده بود خواهرم نگران شده بود زیرا سفر یک هفته‌ای من یک‌ماه طول کشید و پلیس بین‌الملل را خبرکرده بود. نکته جالب این‌که همان یک‌ماه، همزمان با ماه رمضان بود شب‌های قدر را پشت سرگذرانده بودم بدون این‌که اطلاعی داشته باشم. شب‌هایی که احساس خاصی داشتم  و مدام گریه می‌کردم بعدها فهمیدم شب‌های قدر بوده است. وقتی به خانه برگشتم کاملا متحول شده بودم. آلات موسیقی و مشروبات الکلی که برای دوستان نگه می‌داشتم دور ریختم دوستانم عوض شدند قبل از آن اسم‌های مختلفی داشتم ولی از آن به بعد گفتم من محمدم هستم و ازفضاهای قبلی مثل بار و لاس وگاس و…کاملا دور شدم شروع کردم به تحقیق درباره اسلام و تشیع، به دوستانم در ایران گفتم برایم نوار سخنرانی بفرستند تا گوش بدهم. این لطف خدا بود تا واقعا با اسلام آشنا بشوم و دوباره مسلمان گردم.

رهیافتگان: چطورشد که  به ترانه‌سرایی برای  معرفی اسلام و اهل بیت ورود کردید در حالی که شغل شما چیز دیگری است؟

من در هیات‌های مذهبی که در آمریکا و کشورهای غربی برگزار می‌شود شرکت داشتم می‌دیدم افراد تازه‌مسلمان حتی خود آمریکایی چیزی از این عزاداری‌ها متوجه نمی‌شوند. سینه‌زنی‌ها و عزاداری‌ها به زبان فارسی، عربی یا اردو بودند و آن‌ها فقط شور و حال جوانان را می‌دیدند اما چیزی نمی‌فهمیدند این بود که احساس کردم باید آن‌ها را هم سهیم کرد بعد یک‌سری از اشعار را به همراه اتفاقات حادثه کربلا و معرفی افراد سرودم تا به شکلی معنای عزاداری و مراسم دینی ما را درک کنند.

رهیافتگان:  کمی در مورد شعری اخیرا که خوانده‌اید بگویید؟

اسم این آهنگ «تنهایی برای بیداری» است که سی.دی آن 8 قسمت دارد در اصل سعی کردم معرفی‌نامه اهل‌بیت باشد مخصوصا موضوع مهم کربلا و عاشورا در آن آمده است که برای انگلیسی زبان‌ها و کشورهای غربی تنظیم شده است

رهیافتگان: از منابع خاصی برای ترجمه استفاده کردید؟

نه اشعار جوششی ازخودم بوده هر چه در این موارد به ذهنم می‌رسیده درقالب شعر درمی‌آوردم یا بعضی  وقت‌ها بچه‌ها در سن خیلی کم اشعاری به زبان انگلیسی می‌دادند و من از روی آن مطالبی را تهیه می‌کردم  و به صورت لاتین با ریتم سینه‌زنی در می‌آوردم که دوست داشتند همین باعث می‌شد تا تشویق به شعرگفتن شوند حتی وقتی مدتی ایران بودم و آمریکا رفتم با خیلی ازدوستان صحبت می‌کردم دوست داشتند شعرهای جدید‌شان را برای من بفرستند .

رهیافتگان: در نظر ندارید از اشعارآیینی استفاده کنید؟

به نظرم اگرهنرمندان آن‌جا خودشان شعر بگویند بهتر است تا این‌که بیایم سرمایه‌گذاری کنم و اشعاری را به انگلیسی برگردانم چون اشعار از خودشان است درک آن‌هم برایشان راحت‌تراست در هرحال زبان هم با زمان تغییر می‌کند اشعار هم باید با واژه‌های جدید سروده شود تا مقبول‌تر و جذاب‌تر باشد و با فرهنگ محیط هم همخوانی داشته باشد

رهیافتگان: اولین شعری که به این سبک و سیاق خواندید را به خاطردارید؟

بله «کربلا،‌کربلا» بود یک دخترخانم 13ساله شعری نوشت که بخشی از شعرکربلا، نشات گرفته از شعرهای این نوجوان پاکستانی است که الان در آمریکا ساکن هستند‌.

رهیافتگان: مسلما تاثیرگذاری اشعار به غیر از ترجمه، منوط به همخوانی بافرهنگ و محیط کشور مورد نظر هم است شما در این‌باره مشکلی نداشتید؟

به دلیل این‌که از نوجوانی در آمریکا بودم و درآن محیط بزرگ شدم از طرفی از فرهنگ مذهبی دورافتاده بودیم و خانواده ما هم مذهبی نبودند موقعیت کاملا اجازه داد تا وارد جامعه و فرهنگ آمریکا شوم و ازنزدیک آن را لمس کنم. مثل خود آن‌ها زندگی کنم و مثل خودشان فکرکنم یا حداقل بدانم اگر آن‌ها درباره مسایل عمیق نمی‌اندیشند دلیلش عمدتا این نیست که عناد دارند، بلکه نمی‌دانند و اکثرا سطحی فکرمی‌کنند برنامه‌ریزی بلندمدت را زیاد مورد نظرندارند اگر به مسایل اقتصادی آن‌ها نگاه کنیم می‌بینیم بیشتر کوتاه مدت است لذا باید با فن کلام وارد شوید که بتوانید آن‌ها را متقاعد کنید تا بنشینند و به حرف‌های شما گوش بدهند وگرنه معمولا زیر بار حرف‌های شما نمی‌روند .

رهیافتگان: بازخورد‌ها نسبت به ترانه‌های دینی شماچگونه بوده است؟

در جلسات افراد تازه‌مسلمان خیلی دوست داشتند بعضی بااشعار گریه می‌کردند  احساس کردم آن‌ها شور و هیجان سینه‌زنی مجالس را حس می‌کردند چون اشعار به زبان انگلیسی برای آن‌ها گفته می‌شد درک می‌کردند.

رهیافتگان: به نظر می‌آید شما بیشتر روی بچه‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنید علت خاصی دارد؟

بله،  کار با بچه‌ها در دراز مدت نتیجه بهتری می‌دهد پیامبرهم فرمودند که الحجر الصغر زیرا تاثیرگذاری روی سن کم بیشتراست وقتی سن بالا می‌رود تغییرات سخت‌ترمی‌شود به همین خاطر اگر با بچه‌ها کارکنیم بهتر است. یکی ازدوستانم در دیزنی کارمی‌کرد دیزنی برای کودکان سرمایه‌گذاری زیادی می‌کند و کاملا فرهنگسازی دارد به نوعی سرمایه‌گذاری اصلی هالیوود در دیزنی است حتی گرایش افراد به مصرف‌گرایی و خرید کالا را ازهمان کودکی در آن‌ها تقویت می‌کند با تبلیغات و برنامه‌ریزی این کار را به راحتی انجام می‌دهد اما ما در زمینه کار خودمان که مسایل دینی و عقیدتی است فرهنگسازی داریم. درخیلی از اشعار، من با بچه‌ها گفت‌وگو دارم آن‌ها را به فکر وامی‌دارم مثلا در شعر «فهرست فصل‌ها» در حالت شعرمی‌گویم فصل‌ها جزیی از طبیعت هستند حالا این طبیعت را چه کسی به‌وجود آورده است بعد در خود شعر جوابش را می‌دهم که طبیعت را خالق یکتا آفریده است به این شکل بچه‌ها را وادار به تفکرمی‌کنم تا در مورد زندگی و محیطی که هستند فکرکنند.

رهیافتگان: به زبان فارسی هم برای بچه‌ها شعر می‌سرایید؟

نه فعلا اشعارم مختص بچه‌های کشورهای اروپایی و آمریکایی به زبان انگلیسی است ‌چون امکانات و فضای ما را برای درک مفاهیم عقیدتی و دینی ندارند.

رهیافتگان: به نظرمی‌آید مهد کودک‌های خود ما کمتربه معرفی اهل بیت و اسلام در قالب شعر می‌پردازند نظرشما چیست؟

شعرهای ایرانی اکثرا احساسی هستند ولی اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها اطلاعات‌شات درباره اهل بیت کم است وقتی اطلاعات ندارند شعرها بیشتر جنبه اطلاع‌رسانی پیدا می‌کنند. متاسفانه در ایران چون سطح اطلاعات عمومی در مورد ائمه اطهار و اسلام تقریبا زیاد است تصور می‌شود لزومی به‌کار دراین زمینه نیست درحالی‌که باید اطلاعات زیربنایی دینی را در بچه‌ها تقویت نمود تا در سنین بالا مبانی دینی قوی داشته باشند.

 

رهیافتگان: به نظر شما ایران به عنوان ام‌القرای جهان توانسته است در امر تبلیغ اسلام و تشیع موفق باشد؟

در غرب ایران را به عنوان کشوری مذهبی می‌شناسند و این تبلیغ خوبی است. بعد از پیروزی انقلاب ما در تبلیغ دین موفق بودیم خیلی از مسیحی‌ها و یهودی‌ها درخارج می‌گفتند تا قبل از این‌که جمهوری اسلامی شکل بگیرد از معرفی دین احساس ترس داشتیم زیرا از نگاه غرب خدا مرده بود اما انگار با انقلاب ایران دوباره خدا زنده شد و جوانان به مسایل عقیدتی علاقه پیدا کردند و دین نفس تازه‌ای کشید آن‌ها ایران را کشوری مذهب محور می‌دانند. روزی یکی از استادان در امریکا به من گفت قرآن را نمی‌شناسم ولی می‌دانم ادبیات قرآن باعث نجات ادبیات دیگر شده است. لذا اتفاتی که در ایران افتاد یک حرکت شیعی بود.

رهیافتگان: پس این رسالت ما را در جهان سنگین‌تر می‌کند؟

بله، زیرا بازار دین در جهان گرم است و فرقه‌ها و ادیان مختلفی وجود دارد که عقاید خاص خود را تبلیغ می‌کنند و دین بازیچه سیاسیون شده ما باید حقیقت را تبلیغ دهیم البته فارغ از شیعه وسنی بودن به جهانیان فرصت داد تا حقیقت را درک کنند خود من وقتی به اسلام وتشیع روی آوردم شاید فقط  20دقیقه طول کشید منطق قرآن من را متحول کرد و بعد از 5سال تحقیق شیعه شدم؛ پس در فرهنگسازی و تبلیغ دین باید صبور بود قطعا با یک مقاله و کتاب فردی مسلمان نمی‌شود.

رهیافتگان: برای انجام کارهای هنری وتبلیغی از ارگان خاصی حمایت می‌شوید؟

نه هزینه‌ها شخصی است هرکس به چیزی علاقه دارد و برای آن هزینه می‌کند عشق من هم این است تا برای اسلام کاری کنم تا روز قیامت شرمنده خدا نشوم.

رهیافتگان: کارها و تجربه‌های خودتان را به صورت مکتوب هم درآوردید؟

فعلا درحد سایت و وبلاگ است

رهیافتگان: در کدام کشورها سی.دی‌های شما توزیع می‌شود و بیشتر مورد استقبال قرار می‌گیرد؟

تا آن‌جایی که مطلع هستم در کشورهای اروپایی مثل انگلیس،‌ کانادا،‌ استرالیا و ایالات آمریکا سی.دی‌ها توزیع شده‌اند. در آمریکا به‌خصوص ایالتی که  خودمان بودیم؛ یعنی لوس آنجلس اقبال زیادی شده است.

رهیافتگان: کار توزیع چگونه است؟

برای دوستانم می‌فرستم و آن‌ها  نشر می‌دهند در استرالیا آن‌ها خودشان از روی سایت دانلود می‌کنند و بقیه را هم  در مساجد می‌دادم که می‌فروختند و پول آن را برای کارهای فرهنگی مسجد جمع آوری می‌کنند.

رهیافتگان: آهنگ‌های سامی یوسف حرکتی و کلیپی است که جذابیت آن را برای مخاطب بیشتر می‌کند شما قصد چنین شیوه‌ای را در کارهای‌تان ندارید؟

انشالله در آینده فرصت پیدا کنم به صورت کلیپ هم در می‌آورم اتفاقا کلیپ جالب و موثرتر است چون شعرها دینی و شیعی است دلنشینی بیشتری دارد

رهیافتگان: اخیر اشاهد هستیم شیعیان هنرمند آمریکایی ازطریق موسیقی رپ و هیپ‌هاپ به تبلیغ اسلام می‌پردازند نظر شما درباره چنین شیوه‌ای چیست؟

این موسیقی‌ها را با فاصله گوش می‌دهیم زیاد با موسیقی‌های دیگر فرقی نمی‌کند هرچند محتوای آن خوب باشد بنابراین به نظرمن به‌‌گونه‌ای در شان اسلام نیست و گرنه شاید اشکال فقهی ندارند اما بهتراست تا سبک مربوط به خودمان را داشته باشیم مثلا یوسف اسلام چند شعر درباره اسلام سروده اخیرا که فهمید استفاده از گیتار مشکل شرعی ندارد شعرهایش را با گیتارمی‌سراید اما باید با دقت اشعار او را گوش داد تا منظورش را فهمید زیرا در عین زیبایی کلام، ‌اشعارش باکنایه همراه است ولی سبک شعرهای من اطلاع‌رسانی شفاف است بدون این‌که کنایه‌دار باشد احتیاجی به دوسه بار گوش دادن نیست.

رهیافتگان: آیا این به خاطر آن نیست که چنین  شیوه‌ای با فرهنگ‌شان سنخیت دارد ؟

درست است اما وقتی درباره اسلام کار می‌شود به‌نظرم باید اشعار به صورتی باشد که اگر یک ژاپنی مسلمان شده و تازه زبان انگلیسی یاد گرفته هم مفهوم شعر را بفهمد و درک کند. با سبک‌های مختلفی می‌توان تبلیغ کرد چه  بهتر که این سبک‌ها تقلیدی نباشند درموسیقی رپ و راک تنها شعرها عوض می‌شوند ولی با همان شیوه قبل هستند که فکر می‌کنم در شان اسلام نیست.

رهیافتگان: قصد ندارید درباه ائمه معصومین مثل امام هادی  در مقابل شاهین نجفی هم شعر بگویید؟

فکر بدی نیست انشالله توفیقی باشد انجام می‌دهم اما دوست داشتم کار را از پیامبران شروع کنم زیرا در غرب سایت‌های مختلف به ساحت پیامبران خیلی توهین می‌کنند. وقتی از حضرت عیسی می‌گویم منظور این است که ما مسلمانان هم منتظر آمدن مسیح هستیم یا در قالب شعر از حضرت موسی مقابل شبهاتی که راه‌انداخته‌اند دفاع می‌کنم لذا وقتی یک یهودی می‌بیند مسلمانی از پیامبرش دفاع می‌کند به‌طور حتم نگاهی که درباره مسلمانان دارد عوض می‌شود .

رهیافتگان: آیا قصد ندارید تا در شبکه جام جم اشعارتان را بخوانید و حضور داشته باشید؟

انشالله در آینده کلیپ‌هایی می‌سازم و با تلویزیون تعامل خواهم داشت

رهیافتگان: در پایان خاطره‌ جالبی اگر دارید برای‌مان نقل کنید؟

در طی رفت و آمدهایی که از آمریکا به ایران دارم به‌تازگی که آمریکا رفته بودم یکی از دوستان گفت مسجدی در شهر سانفرانسیسکو باز شده است که ما را برای مراسم گشایش دعوت کرده بودند در مراسم یک‌سری از کودکان شعرمی‌خواندند که اتفاقا شعر کربلای من بود آن‌‌ها شعر را از روی اینترنت دیده بودند، ‌بعد از دانلود، حفظ کرده بودند تا در شب افتتاحیه مسجد باهم بخوانند که شعرخوانی آن‌ها خیلی تاثیرگذاربوده است. این برایم جالب بود و خدا را شکر کردم.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما