تاریخ انتشار :

اولین شب بیست ونهمین نمایشگاه قرآن ،بخش رهیافتگان؛

خانم دکتر اوبرادو رهیافته رومانیایی ، حجاب به من حس سبکی وآزادی داد

لوبیتا اوبرادو که از اعضا انجمن شهید ادواردو آنیلی است که در زمان دانشجویی در رومانی مسلمان شده است

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) معصومه طاهریخانم دکتر اوبرادو که به دلیل گرویدن به مذهب تشیع و علاقه به جمهوری اسلامی به عنوان تنها حکومت شیعی در دنیا بعد از ازدواج به ایران آمد و سالهاست به عنوان بانوی مسلمان دندانپزشک در ایران فعالیت می کند. وی  که در بیست ونهمین نمایشگاه قران مهمان شب اول بخش رهیافتگان بود گفت: من از کودکی  نسبت به مسایل دینی کنجکاو بودم بخصوص حجاب مسلمانان برای من جالب بود همیشه با خودم می گفتم کاش  انجمنی باشد تا مسلمانان در آن همدیگر را بشناسند و با هم مرتبط بشوند تااینکه گفتند  کشوری هست که اغلب مردم آن شیعه هستند و آن جمهوری اسلامی ایران است برای همین ایران آمدم و در این کشورمستقر شدم .

 شما تا چندسالگی حجاب نداشتید؟

۲۲ سالگی

 

نگاه دیگران در کشورتان نسبت به پوشش اسلامی چادر شما چیست؟

خوب نگاههاع متفاوت است برخی نگاه مثبت داشتند برخی فکر می کردند من عرب هستم ومی گفتند چه شیک وجالب و یکدست شده ای ،برخی حجاب داشتن من را مثل راهبه ها می دانند یک عده هم می گفتند شیطان در جلدش رفته که پوشش سیاه دارد و یک خاتنم جادوگری بود که مردم قبولش داشتند وقتی عکس من را دید گفت نمی دانم چیست فقط می دانم یک نیروی قوی در او ایجاد شده است سالها بعد که ازدواج کردم عده ای گفتند شوهرش باعث شده تا این طور بشود و حالا رفته به دسته تروریست ها تا واسطه ورود اسلحه ومهمات به رومانی شود و کشتار در کشور راه بیندازد یک مدت هم می گفتند افسرده شده است  که رنگ تیره وسیاه به تن دارد  خیلی در چشم بودم فشار زیادی روی من وارد شد.

چه چیزی باعث شد تا این فشار را احساس نکنید و در مسیر خود پایدار باشید؟

مسیر زندگی اینقدر برای من لذتبخش بود که اصلا فکر نمی کردم حجاب داشتن سخت وناراحت کننده باشد  و به چشمم نمی آمد. اینقدراحساس خوشبختی می کردم که این شرایط برای من سخت نبود

 

فرهنگ پوشش مردم رومانی چگونه است؟

پوشش مردم ما کاملا خوب و پوشیده است در هنگام جشن و عروسی روسری های ما کوچک بود به عنوان شال گردن یا دور گردن استفاده می شد.

 

داشتن حجاب برای شما سخت نبود؟

بله اولش فکر می کردم گرمای تابستان داشتن حجاب سخت است بعد از دوسال برایم داشتن حجاب عادی بود یک سری از خانمها می گفتند حجاب خود شما خوب است ولی نیازی به این پوشش تازه نیست چنین پوششی از دین ما نیست من سعی می کردم آنها را راضی نگه دارم مثلا مادرم می گفت مشکی نپوش ذهنیت خوبی اینجا ندارند  برای همین اوایل مشکی نمی پوشیدم  و سعی می کردم رنگهای غیرمشکی ولی غیرجذب کننده بپوشم.

 

زمان تشرف شما به اسلام وضعیت مسلمانان در رومانی چگونه بود؟

زمان من  فقط سه نفر مسلمان بودیم یک آقا و دو خانم که آنها هم با مشکلات زیادی مواجه بودند البته ما شش تا نه ماه از همدیگر بی خبر بودیم تازه بعد از آن متوجه شدیم مثل هم مسلمان هستیم از بس که می ترسیدیم ومشکلات زیادی برای ما آن زمان وجود داشت.

زمانتی که من مسیحی بودم مثل بقیه  پوشش نداشتم اما خیلی لباس باز هم نمی پوشیدم طبق عرف جامعه  به ورزشگاه و استخر می رفتم اما وقتی که با اسلام اشنا شدم  و حجاب برسر کردم می دانستم سخت و گرم خواهد بود و آستین هایم پوشیده خواهد بود. یادم است اولین بار که در جمع دوستانه دعوت شدنم لباس بلند پوشیدم اما روسری نداشتم رومیزی را برداشتنم سرم کردم خیلی ضخیم و گرم بود من هم بلد نبودم درست هم صدا را نمی شنیدم اما همان لحظه حس خیلی خوبی به من دشست داد یک حس سبکی و آزادی  که برایم شیرین بود این حس برعکس انتظار برای خودم خیلی عجیب بود حجاب به من حس سبکی داد.

 

اشتراک گذاری :


آخرین اخبار