تاریخ انتشار :

مارین دختر تازه مسلمان فرانسوی؛

من مثل قبل هستم تغییری نکردم فقط حالم بهتر شده است

تغییر مذهب و حجاب مارین برای والدینشان حداقل اوایل خیلی سخت بود. وقتی می بینید فرزندشان در این مسیر قدم برداشته تعجب کردند. مخصوصاً وقتی با دین آشنا نیستی.مونیک مادر مارین توضیح می دهد. ما هرگز به طور کامل از هم هم جدا نشدیم اما چند سال اول سخت بود.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)  گروه ترجمه انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی سایت رهیافتگان-مترجم: معصومه طاهری    پائولین روی مبل ضخیم صورتی و نقره ای اتاق نشیمن مراکشی خواهرش نشسته و خواهرزاده اش روی زانوهایش بازی می کند. سمت چپ او مارین چای نعناعی را که تازه دم کرده است، در لیوان های کوچک تزئین شده به سبک عربی می ریزد. او از چهار سال پیش که مسلمان شده تغییر کرده است دیگر گوشت خوک نمی‌خورد، پنج بار در روز نماز می‌خواند، حجاب دارد و چادر سر می کند و دیگر لاک به ناخن هایش نمی زند. با این حال که زندگی مارین تغییر کرده و می توانست از خواهرش دوری کند  اما چیزی بین آنها تغییری نکرده است حتی به هم نزدیکتر شده اند و وقتی مارین می گوید حس هنری دارم، پائولین سری تکان می دهد و تایید می کند.

 

مارین ۲۴ ساله با صورت گرد و چشمان قهوه ای و پائولین ۲۱ ساله با چشمان آبی و صورت کشیده  و آماندین کوچکتر از آنها ۱۴ ساله است. هر سه در اورلئان، در خانواده‌ای بزرگ شدند که مذهب جایی نداشت. مادرشان مشاور شغلی و پدرشان مدیر بازرگانی است. این سه دختر همیشه با هم خوب بوده اند، بخصوص مارین و پائولین که فقط سه سال با هم فاصله سنی دارند وقتی که ۱۶ و ۱۳ ساله بودند و والدینشان از هم جدا شدند آنها بیشتر بهم نزدیک شدند پائولین می گوید: «در چنین مواقعی خواهر و برادر به هم می چسبند.

 

این دو خواهر یک کنجکاوی مشترک دارند مادرشان می گوید: «هر دو مشتاق یادگیری هستند و با دیگان برخورد خیلی خوب دارند.» با این حال مارین حساس تر است می گوید: خواهرم مقاوم تر از من است. من خیلی استرس دارم و نسبت به همه چیز دچار شک هستم و می خواهم بیشتر بدانم همین سوالات مدام من را به اسلام علاقمند کرد.

 

البته تغییر مذهب او تدریجی بود در سال ۲۰۱۱مشغول تحقیق و مطالعه شد  می گوید: می خواستم درباره دینی بیشتر بدانم که در رسانه ها خیلی کم از آن چیزی گفته می شد.او قرآن را به فرانسه می خواند و از طرق اینترنت سوالاتی که داشت را دنبال می کرد و از انجمن های اسلامی مشاوره می گرفت کم کم مهمانی رفتن و خوردن الکل و گوشت خوک را کنار گذاشت.

 

آن زمان مارین ۱۹ ساله بود.  در دانشگاه رشته بازرگانی بین المللی می خواند. در خوابگاه تنها بود و دوران سختی را می گذراند گوشه گیر و تنها شده بود. سوالات زیادی در ذهن داشت که کم کم از طریق اسلام به جوابهای آن می رسید. مذهب راهی برای کنار آمدن با خودش شده بود می گوید: «تغییرمذهب من نوعی رهایی است، این انتخاب برای اولین بار در زندگی ام است.» او علاقه روزافزونش به اسلام را پنهان نمی کند. خواهرش پائولین دانشجوی حقوق در تورز به یاد می آورد: «ما همیشه با یکدیگر صادق بودیم، برای همین  وقتی تغییر مذهب خودش را مطرح کرد برای من عجیب نبود.

 

در ژانویه ۲۰۱۲، مارین تصمیم خود را گرفت یا بهتر بگوییم تصمیم خود را علنی کرد. او مدتها فکر کرده بود کسی نبود راهنمایی اش کند مردد بود نیاز داشت تا با کسی مشورت کند. او که در کنار درس و مطالعه کار هم می کند و مسئول بوتیک لباس‌های آماده است با زن محجبه ای به نام آلیا آشنا می شود که کمی از او بزرگتر است. اعتماد به نفسی که آن زن دارد یا فقط یک رابطه مشتری و فروشنده باعث شد مارین جرات نزدیک شدن به یک غریبه را پیدا کند. این دو زن با هم دردودل  کردند و در نهایت با هم دوست شدند. آنها درباره مذهب خیلی حرف میزنند، مارین تمام سوالاتی را که دارد از او می پرسد. یک ماه بعد از اولین دیدارشان، آلیا مارین را برای تغییر مذهب به مسجد آرگون واقع درشمال اورلئان می برد و او درحالی که دوستش درکنارش است شهادتین را می خواند و مسلمان می شود. مارین با هیجان و علاه از آن روز تعریف می کند:« گریه کردم، چون احساس می کردم به نوعی آرامش و رضایت خاطر رسیدم و از همه مهمتر سبک تر شدم.

 

مارین دیگر لاک ناخن می زند و منطقی توضیح می دهد: «لاک فی نفسه حرام نیست، اما وقتی وضو می گیریم، آب از آن نمی گذرد. اساساً در اسلام محدودیت ها زیاد نیست بیشترعقلانی و اعتدال است.» دستورات اسلامی که از آنها پیروی می کند، در نظرش به عنوان موانع و حدودیت نیستند، بلکه یک روش زندگیست که مارین می داند و می خواهد خودش را با آن  وفق دهد.

 

با این حال مدتی طول کشید تا زندگی جدید مارین برای پائولین سازگار شود. بلافاصله پس از تغییر مذهب، خواهرش محجبه شد. البته کم کم  اول یک روسری ساده روی موههایش سپس پارچه بلندتر و شش ماه بعد، حجابش کامل تر و پوشیده تر شد. در آن لحظه احساس کرد خواهرش در حال تغییر است.

 

تغییر مذهب و حجاب مارین برای والدینشان حداقل اوایل خیلی سخت بود. وقتی می بینید فرزندشان در این مسیر قدم برداشته تعجب کردند. مخصوصاً وقتی با دین آشنا نیستی.مونیک مادر مارین توضیح می دهد. ما هرگز به طور کامل از هم هم جدا نشدیم اما چند سال اول سخت بود.

 

بعدازظهری در تابستان ۲۰۱۲ زمانی که خانواده به یک مهمانی دعوت شده بودند. مارین که شش ماهی است مسلمان شده و چند روزی است حجاب داشت مادرش مانع از آمدنش به مهمانی شد و او شب را در ماشین تنها و منتظر تا پایان مهمانی گذراند… اما امروز اوضاع آرام است.

 

مادر(مونیک) گاهی از لباس دخترش و رنگ روسری که بر سر دارد تعریف می کند. او تقریباً راحت تر از قبل است: «مارین بسیار زیبا است.» با این حال قوانینی در خانه  وضع شده وقتی او به خانه مادرش می رود، چادر خود را در ورودی خانه می گذارد و بدون پوشش می رود چون مونیک می گوید : دوست دارم او را به طور طبیعی ببینم.

 

اما با پدرشان همه چیز پیچیده تر بود، زیرا او در کنار مارین نبوده و مراحل تدریجی تغییر دین دخترش را ندیده است . از زمان طلاق، مارین به ندرت او را می بیند. مارین بدون اینکه قضاوت او بر تصمیمش تأثیر بگذارد، می‌فهمد که وقتی برای اولین بار او را محجبه دید، شوکه شد. مارین فکر می کند: فامیل نگران او هستند . می ترسند با پوشاندن خودم را ببندم. ترسی که ثابت شده بی دلیل است.

درست است، پائولین گاهی برای خواهرش می ترسد. اما بیشتر نگران آن است که طاقت نیاورد بخصوص پس از حملات تروریستی ۲۰۱۵ در فرانسه با هر آنچه که در جریان است، مسلماً به مسلمانان برچسب می زنند چون در فرانسه این شرایط علیه مسلمانان وجود دارد.

 

مارین خود را خوش شانس می داند. او مورد هدف توهین‌های اسلام‌هراسی قرار گرفته است، اما از زمانی که مسلمان شده به اوحمله نکرده اند. اولین بار وقتی مردی در خیابان از کنارش می گذشت او را عرب کثیف خطاب کرد. اما او فرانسوی، سفید و محجبه بود در واقع مارین با بحران هویت فررانسوی روبرو شده است. بار دوم مردی به او گفت: به کشورت برگرد! اما من کجا بروم؟ او فقط می خندد تا یک موقعیت پوچ را کم اهمیت جلوه دهد. من  اینجا متولد شده ام. من فرانسوی و مسلمان هستم. من هنوز همان مارین هستم حتی  بهتر.

 

در یک خانواده عجیب نیست که یکی از اعضا تغییر کند. اما آیا پائولین هم به راهی که خواهر بزرگش طی کرده  فکر می کند؟ اوه نه، به هیچ عنوان. من نمی توانم این احساس را با تغییر مذهب داشته باشم، زیرا دوست ندارم محدود شوم. تنها محدودیت های من برمبنای ارزشها و اصولهای جامعه است ولی ین تفاوت دیدگاه مانع ارتباط دو خواهر نمی شود وما به انتخاب های همدیگر احترام می گذاریم، پائولین این ها تکرار می کند.

 

مارین هم می گوید: من نمی خواهم او را از لباس پوشیدن هر طور که می خواهد بازدارم یا اگر دامن کوتاه می پوشد، او را قضاوت نمی کنم. او به خواهرش نگاه می کند و به او لبخند می زند: خب، از طرف دیگر من به او سوسیس تعارف نمی کنم! و بعد هر دو از خنده منفجر شدند.

 گروه ترجمه انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی سایت رهیافتگان-مترجم: معصومه طاهری   

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار