تاریخ انتشار :

محمد یانسانه

امام از نگاه جوان آفریقایی که شیعه شده است

اینکه چه شد به مذهب تشیع مشرف پیدا کردم داستانش طولانی است اما سعی می‌کنم خلاصه اش کنم و بگویم، اول که لطف خدا بوده و شامل همه نمی‌شود این‌که از کشورم برسم به ایران و شیعه شوم، لطف خدا بوده و شامل حالم شد.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) بنده محمد یاسنه، از کشور سیرالئون، طلبه جامعه مصطفی العالمیه اصفهان هستم که قبلا مسلمان سنّی مالکی مذهب بوده و شیعه شده‌ام، این حقیر در شهر مهمان‌نواز اصفهان تقریبا ۷ سال مشغول تحصیل و الآن در مقطع کارشناسی ارشد در رشته فقه و معارف هستم.

 چگونه به شیعه مشرف شدید؟

یانسانه: اینکه چه شد به مذهب تشیع مشرف پیدا کردم داستانش طولانی است اما سعی می‌کنم خلاصه اش کنم و بگویم، اول که لطف خدا بوده و شامل همه نمی‌شود این‌که از کشورم برسم به ایران و شیعه شوم، لطف خدا بوده و شامل حالم شد.

دوم بحث توسل است، آنان که شیعه زاده هستند نمی‌دانند که این توسل چه راه بزرگی است، نه اینکه بخواهم بگویم ما که شیعه شدیم فایده این توسل را بهتر بلدیم، اما کاری که برای ما انجام داد این است هر روزکه این دعا خوانده می شود مثل اینکه همان روزی است که به دست آورده‌ایم اما این برای شیعه زاده دیگر عادت شده است از مساجد شان از والدینشان از جامعه شان، اما برای ما که به این مذهب شرافت پیدا کردیم خیلی چیز جالبی هست.

سوم بحث تحقیق است، شما وقتی که بخواهید هر چیزی را که علاقه‌مند شدید یا بخواهید درباره آن آشنایی به دست آورید، لازم است درباره آن تحقیق کنید، این حقیر با تحقیق کوچکی که کردم الحمدلله به این نتیجه رسیدم که این مذهب حق است و آن را اختیار کردم که به این مذهب بپیوندم.

 

علمای ما، مظلومیت اهل بیت(ع) را از مردم مخفی کرده‌اند

چهارم بحث پرسش و پاسخ ،خیلی مهم است یکی از احادیث پیامبراست که سوال پرسیدن کلید علم است و پنجمین عاملی که باعث شد من به این مذهب شرف پیدا کنم، بحث مظلومیت اهل البیت(ع) است که از ما مخفی شده بود، در جامعه ما علماء این حقیقت را از ما مخفی کرده‌اند و چون مخفی کردند این مظلومیت بر سر اهل البیت(ع) شده است.

اما آخرش آنچه که خیلی مرا دگرگون وتسلیم کرد، بحث خوابی است که در شبی که دعای توسل در مدرسه شیعه کشور خودمان خواندم با توسل به اهل البیت(ع) داشتم. خوابی شگفت انگیزی که دیدم آفتاب پرستی بالای درخت می‌رفت من می‌کشیدمش پایین و آفتاب‌پرست تبدیل به یک هیولا شد.

خوابی که جرقه تحقیق شد

این هیولا می‌دوید دنبال من و خسته شده بودم که می‌خواست مرا بگیرد، گفتم مرا به اهل البیت(ع) ببخش، گفت مگر اهل البیت(ع) را می‌شناسی؟ گفتم :آره و شروع کردم با نفس عمیق گفتم امام علی(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسین(ع)، گفت فقط به ایشان تو را می بخشم.

از خواب بلند شدم، ساعت دو و نیم بامداد بود، دیگر خوابم نبرد، خیلی بدنم میلرزید، بعد از نماز صبح من به دوستانمان اعلام کردم من شیعه نیستم اما باید درباره شیعه تحقیق کنم، بحث‌های شیعه را یکی بعد از دیگری قبول می‌کردم تا بحث امام حسین(ع) که واقعا در وجودم خیلی اثر گذاشت.

 

 بحث امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) در کشور و هم مذهبان شما چگونه بود؟

یانسانه: در آنجا که بودیم بحث عاشورا که بود، خوشحال می‌شدیم، تبریک می‌گفتیم، غذای لذیذ می‌خوردیم اما در مدرسه شیعه که آمدم، آنان گریه کردند و این باعث شد من کلا تعصب را کنار بگذارم و درباره دین خودمان و مخصوصا این مذهب تحقیق کنم و به حقیقت رسیدم که این مذهب حق است چراکه با روان، ذهن و منطق انسان می‌خواند، این‌ها در انسان اثر می‌گذارد و من هم قبول کردم و برای ادامه درس آمدم ایران.

درباره امام حسین (ع) خلاصه بگویم در کشور ما اگر دوقلو به دنیا بیاید یکی را می‌گویند حسن و دیگری را حسین، پس اگر آمدید کشور ما و دیدید به افرادی می‌گویند حسن و حسین، خیلی بعید نیست که اینها دوقلو باشند و این عقیده است که نوه‌های پیامبر(ص)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هستند و بیشتر از این خبری نیست، درباره حضرت زهرا(س) که دختر پیامبر(ص) هستند هم بیش از این خبری نیست.

 

از نحوه تحقیق خود درمورد شیعه بگویید.

یانسانه: من دو هفته در مدرسه شیعیان در شهرمان بودم و با امام جماعت شهر خودمان که پدرم هست یک بحثی را شروع کردم، حالا من شیعه نشده بودم، آن بحث را گفتم که بابا چرا ما باید در روز عاشورا خوشحال باشیم و غذا زیاد بخوریم و بابا می‌گفت: «آن روز درست است نوه پیامبر(ص) شهید شده، اما موسی(ع) نجات پیدا کرد، ابراهیم پیامبر(ع) از نمرود نجات پیدا کرد، یونس(ع) از شکم ماهی رهایی یافت و این‌ها غلبه پیدا کردند بردشمنانشان».

گفتم: بابا فکرکنیم شما همین الآن از دنیا بروید، من گنجی پیدا کنم شما چه انتظاری دارید از فرزند خودتان؟ آیا فرزند شما باید برای شما عزاداری کند یا برای همان گنجی که پیدا کرده جشنی برپا کند؟ بابا به من گفت: «باید عزاداری برپا کنید» گفتم: اما در همین کتاب دیوان می‌گویند پیامبر(ص) یک روز عید قربان آمد امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را بردوش خود سوار کرد.

 

سوالی که اشک امام جماعت سنی مذهب را درآورد

برای این‌که آن‌ها انسان‌های خاصی هستند در وجودشان، این رفتار پیامبر(ص) که این قدر محبت به نوه و فرزندانشان داشتند نشان می‌دهد که اگر یکی از آن‌ها در همان روز شهید شده باشد ما باید خوشحال باشیم یا عزاداری برپا کنیم؟

بابا شروع کردند به اشک ریختن و جالب است مادر هم با پدربزرگم آنجا بودند، آن‌ها هم گریه می‌کردند برای امام حسین(ع) و جالب آن که امام جماعتی که بیش از ۱۰، ۱۵ سال بالای منبر به مردم می‌گوید ما باید روز عاشورا لباس نو بپوشیم به هم تبریک بگوییم، الآن دارد درباره امام حسین(ع) گریه می‌کند چون حرف جدید شنیده است، هم مادر گریه می‌کرد و هم پدربزرگم، واقعا خیلی اثرگذار بود.

گفتم الآن چه کار کنیم؟ شما بیش از ۱۰ سال است بالای منبر این‌ها را می‌گویید، بعضی مرده‌اند و بعضی هستند، بابا گفتند بالای همان منبر به مردم می‌گویم که دیگر نباید خوشحال باشند و محمد ما در مدرسه یاد گرفته و حق است و تقصیر ما هم نیست، این طور به ما رسیده است.

 آیا خانواده شما هم شیعه شدند؟

یانسانه: بله؛ بابا از همان جمعه شروع کرد به تبیین قضیه درباره امام حسین(ع) و دوسال پیش به مذهب تشیع مشرف شد و همین‌طور مادرم و برادرانم.

دلیل ساده برادرم برای شیعه شدن

برادر بزرگ ما در مدرسه شیعه هم نیامد و زودتر با یک دلیل راحت شیعه شد، می‌گفت: «ما بچه بودیم، بابا همیشه به ما می‌گفت که پیامبر(ص) هیچ کس را مثل حسن(ع)، حسین(ع)، علی(ع) و فاطمه(س) دوست نداشت، پیامبر(ص) این‌ها را دوست داشت و هرکس اینها را دوست داشته باشد می‌رود بهشت چون پیامبر(ص) این‌ها را دوست دارد، من هم دوست دارم و شیعه هستم» او حتی با یک عالم هم روبرو نشد.

حال شدن و لباس نو پوشیدن و پرخوری و تبریک گفتن در روز عاشورا از صحنه جامعه ما حذف شده و این فرهنگ‌ها به کمک استادان ما حذف شد.

 

آیا تا به حال به پیاده‌روی اربعین رفته‌اید؟

یانسانه: دوبار به پیاده‌روی اربعین رفته‌ام، سال دومی که ایران آمدم و پارسال هم رفتم، خلاصه حقیقت پیاده‌روی اربعین را با حرفی از یک خانم برجسته، از حضرت زینب(س) می‌خواهم قرض بگیرم، اگر می‌خواهید حقیقت حرف حضرت زینب(س) در کوفه(ما رایت الا جمیلا) را ببینید، به پیاده‌روی اربعین بروید.

 

حقیقت زیبایی کربلا را در اربعین می‌توان دید

جایی که امام حسین(ع) خلیفه زمان و امیرالمومنین است، آن‌جا شهید شود و خواهرش بگوید «ما رأیتُ الّا جمیلاً»، اگر می‌خواهید حقیقت این جمله را بیابید و بدانید، امروز بیاید کربلا، از نجف به کربلا هر انسانی را می‌خواهید می‌توانید ببینید.

بچه شش‌ماهه، خانم باردار و همه سنین، در راه نجف تا کربلا شما همه را می‌بینید شما از نجف تا کربلا چه می‌خرید؟ حتی آب نمی‌خرید! هرچه می‌خواهید در این راه هست، خسته می‌شویم میگویند، حاج آقا خسته شدی؟ دارو می‌آورند، اگر کفشت پاره شده باشد می‌دوزند و….

جالب است در جمعیتی بیش از ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر، هیچ کس از دیگری عصبانی نمی‌شود، ای کاش سنی‌های وهابی و مسؤولان سعودی که یک حج با سه یا چهار میلیون نفر جمعیت را نمی‌توانند مدیریت کنند، این‌ها را می‌دیدند که چگونه مدیریت می‌شود.

 

 در سفر پیاده روی اربعین به کربلا چه حال و هوایی داشتید؟به لحاظ تاثیر فردی در شما چه تحولی ایجاد کرد؟

یانسانه: من جایی مصاحبه کردم اگر من مسؤولی در عراق بودم، این جمله «ما رأیتُ الّا جمیلاً» را از همان عمود اول تا آخرین عمود می‌نوشتم که زیبایی‌ها قابل شمارش نیست، مردم عراق با همه ویرانی جنگ و با همه زحمت، با تمام وجود می‌آیند برای زائر امام حسین(ع).

جالب است اتفاقی که می‌افتد، مثلا شما به یک شهر یا روستایی می‌رسید، قبائل و مردم رقابت و مسابقه می‌کنند که شما را پذیرایی کنند، با همه سختی که دارند و جالب این‌که می‌گویند سال آینده هم بیایید و شما کدام غذا را می‌خواهید؟

کربلا بروی به جای یک مدرسه وکمک به یک فقیر،ده‌ها مدرسه خواهی ساخت و ده‌ها فقیر را یاری خواهی کرد

 

آیا پیاده روی اربعین ظرفیت ایجاد تغییر و تحول در انسان‌ها و جوامع بشری را دارد؟

یانسانه: بعضی می‌گویند چرا برویم کربلا؟ این پول را بدهیم چیزی بسازیم یا کاری بکنیم، به نظر من باید کربلا برویم اول تجدید بیعت کنیم با خود انسانیت، انرژی جدید کسب کنیم و برگردیم، کسی که می‌رود این زیارت را، انرژی جدیدی کسب می‌کند نه فقط مدرسه می‌سازد و نه فقط بیمارستان، بلکه انسان می‌سازد.

شاید کسی که نرفته باشد، درست است که مدرسه می‌سازد ولی فخر می‌ورزد اما کسی که به زیارت امام حسین(ع) در کربلا رفته و مردم عراق را دیده، می‌بیند کاری نکرده و چیزی نساخته در مقابل آنکه دارایی زیادی نداشته و در اربعین همه چیزش را آورده است.

 

کربلا، رفتنی نیست بلکه شدنی است

در این‌جا است که انرژی منفی که داشت از بین می‌رود و جایش انرژی جدید می‌آید، وقتی انرژی جدید می‌آید همه کارهایی که قبلاً می‌کردیم و کیف می‌کردیم را می‌بینیم هیچ بوده، انرژی را تبدیل به انرژی مثبت، انرژی الهی و انرژی حسینی(ع) می‌کنیم، بنابراین کربلا، رفتنی نیست بلکه شدنی است.

 

 جریان پیاده روی اربعین رادر شناخت درست از دین اسلام و تشیع چقدرموثر است ؟

یانسانه: اگر درباره پیاده‌روی اربعین برای انسانیت صحبت کنیم و مسلمانی و شیعه بودن را رها کنیم، ‌آیا اربعین و ائمه(ع) فقط برای مسلمانان است؟ قطعا خیر! زیرا این‌ها خلیفه الله هستند؛ اشتباه می‌کنیم وقتی می‌گوییم پیامبر(ص) فقط برای مسلمانان است و نتیجه‌ای که می‌گیریم هم نتیجه صحیحی نیست.

 

امام حسین(ع) فقط برای مسلمانان نیست

امام حسین(ع) تنها برای مسلمانان نیست زیرا خلیفه الله است، خدا هم فقط برای مسلمانان نیست و برای عالم تدبیر می‌کند؛ افرادی که مسلمان نیستند ببینند چه فیضی را از دست می‌دهند.

به نظر شما چطور می‌توان اسلام ناب محمدی و تشیع را به دیگران معرفی و آن‌ها را دعوت کرد؟

یانسانه: چه چیزی باعث شده که مردم گرایش بیش‌تری نسبت به دین اسلام پیدا کنند؟ «اِنَّکَ لَعَلَی‌ خُلُقٍ عَظیم» و«إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ»؛ باید مردم را به سمت دین دعوت کنیم بدون این‌که بگوییم قال‌الله و قال رسول(ص)، بلکه با اخلاق و رفتار این کار را انجام دهیم، ۱۰ سال است که در ایران هستم چون اخلاق ایرانی‌ها خوب است و اگر این‌چنین نبود، حتی اگر تمام پول‌های ایران را به ما می‌دادید خسته می‌شدیم و بر می‌گشتیم.

معنای کلمه «صلاه» دعا است؛ تمام رفتارهایمان در نماز هم دعا و تشکر از خدا است؛ خدا ما را به دنیا و بر سر این سفره پرنعمت آورد و بعد از خوردن از این سفره باید از او تشکر کنیم.

پیامبر(ص) مبعوث شدند و فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ »؛ شخصی با اخلاق به این دنیا آمد، نظم و نعمت را نگاه کرد، پیشانی را بر زمین می‌گذارد و می‌گوید «الله‌اکبر»، اما کسی که اخلاق ندارد، تکبر می‌ورزد و فکر می‌کند کار درستی است در صورتی که تا وقتی در برابر خالق تکبر بورزیم، نمک نشناس هستیم.

اربعین، نوری است که دعوت نمی‌خواهد

اربعین، کربلا و اهل بیت(ع) برای مسلمانان نیست بلکه برای انسانیت است پس هر انسانی حقیقت این‌ها را به‌دست بیاورد شما دعوتش نمی‌کنید بلکه خودشان حقیقت را درک می‌کنند چون وقتی در تاریکی نوری روشن می‌شود دعوتی صورت نمی‌گیرد و همه به سمت نور می‌روند؛ خود نور دعوت است و اربعین هم خود نور است.

 

وقتی تعریف کنیم امام حسین(ع) چه کسی است، نمی‌دانیم چه کسانی برای او گریه می‌کنند، برخی از افراد مدعی «لااله‌الاالله» هستند اما می‌گویند امام حسین(ع) هزار سال پیش کشته شده و چرا لباس مشکی می‌پوشید؟ این‌ها نمی‌دانند «الله اکبر» هم یعنی چه.

در امت محمد(ص) چه کسانی را سراغ دارید که خدا بیش از محمد(ص) و آل او به آن‌ها نعمت داده باشد؟ حضرت آدم(ع) هم به نور محمدی(ص) توسل پیدا کرد، خلیفه حقیقی حضرت محمد(ص) است و به این خاطر تمام پیامبران به این خلیفه حقیقی توسل پیدا کردند و تسبیح همه درختان علاوه بر «سُبْحانَ اللهِ، وَ الْحَمْدُ لِلهِ، وَ لا إلهَ إلاّ اللهُ، وَ اللهُ أکْبَرُ»، صلوات بر حضرت محمد(ص) است زیرا منشأ خلقت‌شان است و اگر حضرت محمد(ص) نبود هیچ چیز دیگر خلق نمی‌شد، امام حسین(ع) و دیگر اهل‌بیت(ع) برای همه خلقت و انسانیت هستند.

 

 تاثیرحضور دیگر ادیان در پیاده‌روی اربعین چیست؟

یانسانه: این مورد تأثیر زیادی گذاشته است زیرا پرجمعیت‌‌ترین گردهمایی دینی در جهان اربعین است و حدود ۳۰ میلیون نفر می‌آیند و از یک جا شروع می‌کنند و به سمت یک مقصد می‌روند و در این مسیر هیچ هشداری نمی‌شنویم و همه متمرکز به مقصدشان هستند.

مسیحی‌ها، زرتشتی‌ها، سنی‌ها، یهودی‌ها و…. همه به پیاده‌روی اربعین می‌آیند چون دین همین است و «ما ادراک الحسین(ع)» زیرا امام حسین(ع) با خالق معامله کرد و خریدار خدا بود و خون خود را تقدیم به پیشگاه خدا کرد و خدا خون او را خرید.

نور امام حسین(ع) در دل مسیحی و زرتشتی و یهودی و… هم هست

پیامبر می‌گوید مقتل امام حسین(ع) ‌یک حرارت است و این حرارت در قلوب مؤمنین است؛ در اینجا مؤمنین فقط به معنای کسانی که می‌گویند «لااله‌الاالله» نیست بلکه حتی مسیحی، زرتشتی و یهودی هم مؤمنین دارند؛ آن‌ها همه مؤمن نیستند مثل ما که همه مؤمن نیستیم، در دل همه مؤمنین نور وجود دارد و این نور از عظمت خدا است و مرزی ندارد و فراگیر است؛ همه خلقت نیاز به نور دارد حتی چیزهایی که جان ندارند.

ما برای اینکه حقیقت امام حسین(ع) را با رفتار حسینی(ع) به پیروان بعضی از ادیان و بی‌دین‌ها برسانیم، بدون زبان مردم را به این حرکت فرا می‌خوانیم، اما دشمنان می‌خواهند این حرکت را خاموش کنند چون هر انسان آزادی این حرکت را مشاهده کند می‌خواهد در آن شریک باشد و نصیبش شود زیرا حق است و هر انسان حق‌جو حتی اگر مسلمان نباشد می‌آید.

 

 تحول آفرینی کربلا و مخصوصا پیاده‌روی اربعین در فرد و اجتماع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

یانسانه: وقتی به کربلا می‌رسیم مانند قیامت است و همه به یک مقصد می‌روند و «لبیک یا حسین(ع)» می‌گویند، مانند زمان حج است که همگی تکبیر می‌گویند و عظمت دین را لمس می‌کنیم، با این پیاده‌روی می‌توانیم همه دنیا و انسان‌ها را شامل کنیم و به همین خاطر دشمنان دین دنبال از بین بردن این حرکت با بهانه‌های مختلف هستند.

 

اگر به کربلا برویم و برگردیم می‌خواهیم بیش‌تر برویم، دل نیرویی جدید می‌گیرد و بصیرت بیش‌تر می‌شود چون به سرچشمه بصیرت می‌رویم، بصیرتی مانند بنیان‌گذار این انقلاب؛ انقلابش پس از ۴ سال در کشوری مانند سیرالئون، یکی از کوچک‌ترین کشورهای غرب آفریقا میوه داد و مدرسه‌ای به نام «جامعه‌المصطفی» برای شیعیان ساخته شد؛ یکی از کوچک‌ترین کشورهای غرب آفریقا بنیان‌گذار این انقلاب را فراموش نکردند.

این یعنی بصیرت چون بصیرت خود را از کربلا گرفته است و سرچشمه خود انقلاب نیز از کربلا است خاموش‌شدنی نیست، تمام انقلاب‌ها از جمله بیداری اسلامی،‌ پایداری،‌ بحرین و… از کربلا سرچشمه گرفته است و تا ابد وجود دارد و در نهایت پیروز می‌شوند و انقلاب حقیقی را به پیروزی می‌رسانند.

منبع: فارس

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار