تاریخ انتشار :

فلسطین،

تاریخ مسجد الاقصی، سومین حرم مسلمانان

مسجد الاقصی، سومین حرم مسلمانان در طول تاریخ خود شاهد وحشیانه ترین حملات بوده است،اما زنان و مردان نگهبان تا به امروز از مسجد الاقصی دربرابر اشغالگران ایستاده اند.

به گزارش رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)به نقل از مرکز اطلاع رسانی فلسطین، هزار زن …!! بله هزار زن …آنان نگهبانان مسجد الاقصی بوده و از جمله زنان عابد، فرمانبردار خداوند، عالم و متعلم بودند و در برابر وحشیانه‌ترین حمله‌ای که مسجد الاقصی را طول تاریخش هدف قرار داده بود ایستادگی کردند!! ما از تهاجم آریل شارون ژنرال اسرائیلی (متوفی ۲۰۱۴م) به محوطه‌های مسجد الاقصی در سال ۲۰۰۰ سخن نمی‌گوییم در نتیجه موضوع بحث ما به مبارزات زنان و مردان نگهبانی که امروز به دفاع از مسجد الاقصی در برابر اشغالگران می‌پردازند و شبکه‌های ماهواره‌ای لحظه به لحظه آن را پوشش می‌دهند ارتباطی ندارد.

ما از تهاجم خونین صلیبی‌ها به مسجد الاقصی در حدود هزار سال پیش از این سخن می‌گوییم، چنانچه امام قاضی ابن العربی آندلسی (متوفی ۵۴۹هـ/۱۱۴۸م) به ما خبر داده است که در آن زمان مدافعان مسجد الاقصی دارای نوعی سازمان دهی متشکل از حدود هزار زن بوده که تحت رهبری متحد عالمانه و زنانه قرار داشته است. این زنان هنگام حمله وحشتناک آن زمان به مدافعان بی باک مسجد الاقصی در برابر تجاوزات صلیبی‌ها به این مکان مقدس تبدیل شدند و در دفاع از آن به اندازه‌ای ایستادگی از خود نشان دادند که تمام آنها به شهادت رسیدند در حالی که صابر و استوار بودند.

هنگامی که برای ترسیم تصویری حاکی از جایگاه مسجد الاقصی در قلوب عرب‌ها و مسلمانان تلاش می‌کنیم این صحنه ابتدایی با شکوه – و تکرار آن در مبارزه امروز جنبش «زنان الاقصی» – بهترین نقطه‌ای است که می‌توانیم از آن شروع کنیم.

اولین چیزی که در تاریخ مسجد الاقصی نظر ما  را جلب می‌کند چگونگی تصمیم‌گیری برای اجرای اولین پروژه توسعه ساختمان آن در تاریخ اسلام است. ساخت قبه الصخره در مسجد الاقصی با مشارکت امت اسلامی و شاید اجماع آنان در آن زمان صورت پذیرفته است.

مسئله مهم دیگر در تاریخ مسجد الاقصی ارتباط نام آن به مفهوم «دژ و نگهبانی» است چرا که دژ اصولاً به معنای همان جایگاه‌هایی است که زهاد جهادگر در آن حضور داشتند، اماکنی که عابدان آنها را در مرزهای باز در برابر دشمنان بنا کرده بودند و به وسیله آن «خدا ترسی و عبادت شب و دلاوری و شجاعت روز را مجسم کرده بودند.» سه هزار نفر از این نگهبانان که همگی از علما و صالحان زمان خود و زینت رواق‌های مسجد الاقصی و اطراف این مکان مقدس بودند در قتلگاه استعمار صلیبی قدیم به شهادت رسیدند.

اما ابو حامد غزالی (متوفی ۵۰۵هـ/۱۱۱۱م) در پیشاپیش این مدافعان قرار داشت، اگر چه وی به طور قطع شاهد کشتار صلیبی در الاقصی نبوده اما – بر اساس یکی از نقل‌ها- وی کتاب مهم خود «احیاء علوم الدین» را در جوار این مکان مقدس نوشته است که هر مجاهدی همیشه آن را همراه داشته و با آن هزاران نفر از محاربان سلسله زنگی، ایوبی و مملوکی هدایت و پرورش یافته‌اند، سلسله‌هایی که بزرگترین فتوحات و مقاومت در تاریخ امت اسلامی را داشته‌‌اند.

زمانی که تجاوز به قدس و مسجد الاقصی در چارچوب جریان صهیونیسم آغاز شد که این جریان نیز توسط قدرت‌های صلیبی به وجود آمده و قدرت لازم برای این کار را از آنها دریافت کرد ندای نگاهبانان برای دفاع از مرز مقدسات همچنان در آسمان الاقصی طنین انداز است. این جریان – چنانچه در حوادث اخیر نبرد شمشیر قدس نمایان شد – بر آن تاکید دارد که مسجد الاقصی بالاجماع همچنان مسئله اصلی امت است و در این مقاله برای تبیین دلایل و نمودهای اهمیت فراوان این مکان مقدس برای امت اسلامی تلاش خواهد ش

 

فضیلت ثابت و جاودان

 

مسجد الاقصی دومین مسجد مهم برای مسلمانان پس از مسجد الحرام بر روی زمین است. بخاری (متوفی ۲۵۶هـ/۸۷۰م) از ابوذر غفاری (متوفی ۳۲هـ/۶۵۴م) رضی الله عنه روایت می‌کند که گفت: گفتم ای رسول خدا کدام مسجد بر روی زمین در مرتبه اول قرار دارد؟ پیامبر فرمود: مسجد الحرام، ابوذر می‌گوید پرسیدم پس از آن کدام مسجد؟ پیامبر فرمود: مسجد الاقصی. در قرآن کریم نیز آیه‌ای در خصوص مسجد الاقصی وجود دارد چنانچه خداوند متعال می‌فرماید: سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ المَسْجِدِ الحَرَامِ إِلَى المَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ. (إسرا/۱)

از آنجایی که احادیث و میراث شرعی بر جای مانده به طور متواتر بر فضیلت مسجد الاقصی دلالت دارد آنچه در این مقاله برای ما مهم است تلاش برای بررسی شواهد عملی دال بر این فضیلت در تاریخ مسلمانان در قرن‌های گذشته است و اینکه این اهمیت و فضیلت چگونه در زندگی آنان متجلی شده در حالی که آن را محلی برای عبادت، علم آموزی، تربیت و دژی برای نگاهبانی و جهاد قرار داده‌اند.

شاید مهمترین عامل جایگاه عملی مسجد الاقصی در قلوب مسلمانان اصالت تالیفات علما در فضیلت و جایگاه مسجد الاقصی است چرا که فضایل مسجد الاقصی با تاریخ تدوین معارف اسلامی همزمان و همراه بوده است. اولین کتاب تالیف شده در این زمینه از بشر بن اسحاق البلخی (متوفی ۲۰۶هـ/۸۳۱م) تحت عنوان «فتوح بیت المقدس» است که از کتب الازرقی (متوفی ۲۵۰هـ/۸۶۴م) و الفاکهی (متوفی ۲۷۲هـ/۸۸۵م) که در مورد اخبار مکه مکرمه به رشته تحریر در آمده از قدمت بیشتری برخوردار است.

اما اولین کتابی که با نام «فضایل بیت المقدس» تالیف شده اثر ولید بن حماد الرملیّ (متوفی حدود ۳۰۰هـ/۹۱۲م) است. وی هم عصر مولفان کتب سته (ششگانه) اهل سنت بوده است. اما ذهبی (متوفی ۷۴۸هـ/۱۳۴۷م) در کتاب خود به نام «سیر أعلام النبلاء» مولف این کتاب را فردی راستگو، دارای حافظه‌ای خوب و مردی الهی توصیف می‌کند. پس از آن کتاب‌های زیادی در خصوص فضایل مسجد الاقصی و تاریخ آن تالیف شده به طوری که شمارش و احصای آن امری مشکل است.

 

سابقه‌ای بی نظیر

سابقه بی نظیر این مکان مقدس ناشی از توجه معنوی، تاریخی و فکری به بیت المقدس می‌شود. اما از جهت عملی اولین چیزی را که می‌توان در خصوص جایگاه بیت المقدس در قلوب مسلمانان بیان کرد اقداماتی است که آنان در ساخت، مرمت و زینت آن انجام داده‌اند. بر اساس آنچه مجیر الدین العُلَیمی از مورخان اسلامی (متوفی ۹۲۸هـ/۱۵۲۲م) در کتاب خود «الأنس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل» آورده در اولین لحظه‌ای که عمر بن خطاب (متوفی ۲۳هـ/۶۴۵م) قدس را به عنوان فاتح آن در سال ۱۶هـ/۶۳۸م تحویل گرفت به سوی مکانی حرکت کرد که صخره مقدس در آن وجود داشت. اما عمر بن خطاب آنجا را زیر زباله‌های فراوانی یافت که رومیان به دلیل نفرت از بنی اسرائیل به آنجا ریخته بودند، عمر بن خطاب عبای خود را روی زمین انداخته و مقداری از آن زباله‌ها را روی آن ریخت و پس از آن دیگر مسلمان نیز در نظافت آن مکان مشارکت کردند.

مسئله مهم در خصوص مسجد الاقصی و جایگاه مردمی آن این است که اولین پروژه عمرانی برای توسعه و تعمیر این مکان مقدس اقدامی مبتنی بر یک تصمیم مردمی انجام و حکومت زمان به تنهایی مفتخر به این تعمیر و توسعه این مسجد نشده است. امام سبط بن جوزی (متوفی ۶۵۴هـ/۱۲۵۶م) در کتاب «مرآه الزمان» خود می‌نویسد: زمانی که عبدالملک بن مروان (متوفی ۸۶هـ/۷۰۶م) برای ساخت قبه الصخره تصمیم گرفت، به مناطقی از مصر که تحت تسلط و فرمان خود بود نوشت: «اما بعد امیر المومنین قصد ساخت گنبدی بر روی صخره بیت المقدس دارد تا برای مسلمانان سایه و سپری باشد … ایشان اکراه دارند که پیش از مشورت با اهل رای و نظر ساخت آن را آغاز کند … فضیلت و برتری از آن رعیت است چنانچه خداوند فرموده: وَشَاورْهُمْ فِی الْأَمْرِ (آل عمران/۱۵۹) پس آنچه را در این خصوص در نظر دارید بنویسید. سپس برای عبدالملک نوشتند: خداوند به واسطه اقداماتی که امیرالمومنین در ساخت بیت المقدس و تزیین مسجد الاقصی انجام می‌شود خیرات را به دستان او جاری می‌کند.

اگر چه برخی مورخین معتقدند دلیل مشورت عبدالملک با امت ناشی از ضعف جبهه داخلی آن به دلیل نزاع بر سر خلافت با عبدالله بن زبیر (متوفی ۷۳هـ/۶۹۳م) بوده اما به این حقیقت که مسجد الاقصی با اراده جمعی و بی نظیر امت در زمان پادشاهی جبار مرمت شده خدشه‌ای وارد نمی‌کند.

عبدالملک دو نفر از بهترین مردان خود را برای نظارت بر ساخت این مسجد تعیین کرد و آن دو نفر یکی فقیه محدث رجاء بن حیوه (متوفی ۱۱۲هـ/۷۳۱م) و دیگری یزید بن سلام (متوفی ۷۲هـ/۹۶۲م) بودند. اما از سوی دیگر وی دقیقترین جزئیات را پیش از شروع ساخت این مسجد مد نظر قرار داده و بر آن نظارت کرد. سبط بن جوزی این گونه به ما خبر می‌دهد که «عبدالملک صنعتگران و مهندسان آن زمان را از هر نقطه جمع کرد و به آنها دستور داد قبه الصخره را پیش از ساخت برای وی تصویر کنند و آنان نیز قبه الصخره را در صحن مسجد الاقصی برای عبدالملک تصویر کردند و تعجب وی را برانگیختند». این همان روندی است که امروزه در عرصه طراحی مهندسی ساختمان‌ از آن به نمونه معماری یا همان ماکِت (Maquette) تعبیر می‌شود که پیش از آغاز ساخت بنا تولید می‌گردد.

سبط بن جوزی می‌افزاید «عبدالملک برای تامین بودجه ساخت در شرق محل طراحی شده برای قبه الصخره خانه‌ای بنا کرد و آن را مملو از پول کرده و به رجاء و یزید دستور داد تمام آن را صرف ساخت این مسجد نموده و روند ساخت به هیچ عنوان متوقف نشود. پس از آن بود که این مسجد ساخته شده و تا کنون باقی مانده است. همچنین العُلیمی در الأنس الجلیل در خصوص میزان بودجه صرف شده برای ساخت قبه الصخره این گونه به ما خبر می‌دهد که عبدالملک برای ساخت این بنا پول فراوانی فراهم کرده به طوری که مقدار آن معادل خراج ۷ سال مصر بوده است.

سبط بن جوزی ادامه می‌دهد پول‌ها و اموال فراهم شده برای ساخت مسجد الاقصی و قبه الصخره هیچگاه به بیت المال مسترد نشد بلکه عبدالملک به کارگزاران خود دستور داد هزاران دیناری که پس از اتمام ساخت باقی مانده بود را در تزیین گنبد و درب‌های قبه الصخر‌ه استفاده کنند و مقدار این اموال به حدی بود که هیچکس نمی‌تواند گنبد تزیین شده با آن طلاها را تصور کند.

این منبع تاریخی در ادامه آورده است این طلاها سال‌ها برای مسجد باقی ماند و به ذخیره‌ای برای بازسازی مسجد الاقصی تبدیل شد. در سال ۱۳۱هـ/۷۵۰م زلزله بیت المقدس سبب تخریب شدید مسجد الاقصی شد. ۱۰ سال بعد (۱۴۱هـ/۷۵۹م) منصور خلیفه عباسی (متوفی ۱۵۸هـ/۷۷۶م) از این مسجد بازدید کرد و مردم از تخریب این مسجد به وی شکایت کردند. منصور به آنان گفت: شما از سختی شرایط آگاه هستید و من امروز چیزی برای بازسازی آن ندارم اما می‌توانید از صفحات طلای موجود روی گنبد و داخل درب‌ها را برای بازسازی مسجد استفاده کنید و مردم نیز چنین کردند.

 

مراقبت ویژه

ابن کثیر از مورخان بزرگ (متوفی ۷۷۴هـ/۱۳۷۲م) در کتاب «البدایه و النهایه» تاریخ پایان ساخت قبه الصخره را بیان کرده و می‌گوید: هنگامی که ساخت قبه الصخره کامل شده بر روی آن – از سمت ورودی باب القبلی که به طرف مسجد الاقصی باز می‌شود – پس از بسم الله الرحمن الرحیم نوشته شده این گنبد را عبدالله عبدالملک امیر المومنین در سال ۷۲ پس از هجرت نبوی (۷۲هـ/۶۹۲م) ساخته است.

از آن زمان مراقبت از مسجد الاقصی افزایش یافته است تا جایی که العُلیمی نسبت به برتری مسجد الاقصی بر تمام مساجد هم عصر خود از جهت مساحت و آبادانی آن تاکید دارد. وی یک فصل از کتاب خود را «توصیف مسجد الاقصی و شرایط آن در عصر ما» نامیده و در بخشی از آن می‌گوید: بدان که مسجد شریف الاقصی در زیر آسمان بی نظیر بوده و هیچ مسجدی با ویژگی‌ها و وسعت آن بنا نشده است. این مسئله ۱۵۰ سال پیش از العُلیمی توسط ابن بطوطه گردشگر (متوفی ۷۷۹هـ/۱۳۷۷م) مورد تاکید قرار گرفته به طوری که وی پس از بازدید از قدس در توصیف مسجد الاقصی می‌گوید: روی زمین مسجدی بزرگتر از آن وجود ندارد.

البته تعجبی در تاکید این دو نفر وجود ندارد چرا که مساحت مسجد الاقصی که محصور به دیوارهای قدیمی آن است ۱۴۴ هزار متر مربع و تا دهه ۵۰ قرن گذشته میلادی مساحت آن دو برابر حرمین شریفین بوده است. بر اساس اطلاعات رسمی ارائه شده توسط مقامات عربستان سعودی مساحت مسجد الحرام در مکه پیش از سال ۱۳۷۶هـ/۱۹۵۶م حدود ۲۸ هزار متر مربع بوده و مساحت مسجد نبوی نیز پیش از سال ۱۳۷۲هـ/۱۹۵۲م کمی بیش از ۱۰ هزار متر مربع بوده است. پس از آن این دو مسجد همچنان توسعه یافته اما مسجد الاقصی تحت اشغالگری صهیونیست‌ها به حال خود باقی مانده و هیچ گونه توسعه‌ای پیدا نکرده است.

اما در خصوص مزین شدن مسجد الاقصی به انواع زینت‌ها و برگزاری جشن‌های مختلف در آن باید گفت این مسجد از ابتدای ساخت به تعداد زیادی قندیل‌‌های آویزان شده به زنجیرهای طلا و نقره در اندازه‌ها و وزن‌های مختلف آراسته شده و این زیبایی تقریباً تا قرن ۱۵ میلادی ادامه داشته است.

شمس الدین سیوطی (متوفی ۸۸۰هـ/۱۴۷۵م) در کتاب «إتحاف الأخِصّا بفضائل المسجد الأقصی» نوشته است: ۳۷۵ زنجیر برای نگه داشتن قندیل‌ها در مسجد الاقصی آویخته شده است که ۲۳۰ عدد از آنها در مسجد بوده و بقیه آنها در قبه الصخره است، طول زنجیرها ۴ هزار ذراع است (هر ذراع تقریباً ۵۳ سانتیمتر است) و وزن آنها ۴۳ هزار رطل شامی است (هر رطل شامی حدود ۱۹۰۰ گرم است) و تعداد قندیل‌ها ۵ هزار عدد است.

این قندیل‌ها از طلا و نقره بوده و تنها برای نور افشانی و زینت نیست بلکه به خودی خود ثروتی برای این مسجد محسوب می‌شوند و سارقان از ارزش آنها غافل نبوده و در هر حمله‌ و اشغالگری مسجد الاقصی و قدس شریف در معرض تعرض آنان قرار داشته است. به عنوان مثال ابو الفرج ابن جوزی (متوفی ۵۹۷هـ/۱۲۰۱م) در کتاب «المنتظم» آورده است: صلیبی‌ها هنگامی که قدس و مسجد الاقصی را در سال ۴۹۶هـ/۱۰۹۹م اشغال کردند بیش از ۴۰ قندیل نقره مسجد را به سرقت بردند که وزن هر قندیل ۳۶۰۰ دِرهم (که امروز قیمت آن حدود ۴۵۰۰ دلار است) است، آنها همچنین بیش از ۲۰ قندیل طلا نیز به سرقت برده و یک چلچراغ (لوستر) نقره‌ای به وزن ۴۰ رطل شامی نیز از دیگر مسروقات آنان بوده است.

 

مدیریت ویژه

قبه الصخره پس از پایان ساخت تحت مراقبت‌های شدید قرار داشته و خدماتی در شأن و منزلت خود دریافت کرده است. از جمله این توجهات و خدمات معطر سازی و بخور دادن طی مراسمی بسیار با شکوه است که توسط گروهی از کارکنان ویژه برای خدمت رسانی و مراقبت از این مکان مقدس انجام می‌شده است. ابن کثیر در کتاب «البدایه و النهایه» آورده است: عبدالملک بن مروان وقتی ساخت قبه الصخره را به پایان رساند برای آن خدمتگزاران و خادمانی اختصاص داد.

سبط بن جوزی در کتاب «مرآه الزمان» تاکید دارد گروه اداره کننده امور مسجد الاقصی لباسی رسمی و مخصوص داشتند و کار آنها از دقت و نظم بالایی برخوردار بود وی می‌نویسد: خدمتگزاران مسجد الاقصی روزهای دوشنبه و پنجشنبه مُشک، عنبر، گلاب و زعفران را با یکدیگر مخلوط کرده و از آن نوعی عطر مخصوص استخراج می‌کردند و آن را از شب بخور می‌دادند. تمام خادمان صبح این دو روز به حمام رفته غسل کرده و خود را پاکیزه می‌کردند سپس وارد رختکنی می‌شدند که در آن نوعی عطر وجود داشت که بیشتر آن از زعفران بود و در آنجا لباس‌های خود را بر تن می‌کردند. جامه‌های آنان نگارین بوده و با کمربندهایی تزیین شده با طلا لباس‌های خود را محکم می‌کردند.

وی در خصوص کیفیت معطر ساختن قبه الصخره نوشته است: آنها پس از معطر کردن قبه الصخره عودها را در آتش‌دان‌ها و بخوردان‌های طلا و نقره قرار می‌دادند و پرده‌ها را انداخته و عودها را در تمام قبه الصخره چرخانده به طوری که رایحه آن همه مسجد را فرا می‌گرفت. پس از آن پرده‌ها را مجدداً بالا برده تا رایحه پیچیده شده در مسجد خارج شود به طوری که تمام شهر آن را استشمام می‌کردند. سپس یک منادی ندا می‌داد آگاه باشید که درب‌های قبه الصخره باز شد، هر کس خواهان زیارت است بیاید. پس از آن مردم به سوی مسجد آمده و پس از اقامه نماز از آن خارج می‌شدند و هنگام استشمام رایحه بخورات و عودها از فرد نمازگزار گفته می‌شد این امروز در قبه الصخره بوده است.

قبه الصخره همیشه مورد توجه پادشاهان مختلف بوده و مراقبت از آن پس از بازپس‌گیری از صلیبی‌ها افزایش یافت. عماد الدین اصفهانی (متوفی ۵۹۷هـ/۱۲۰۱م) در کتاب «الفتح القِسِّی» می‌نویسد: صلاح الدین ایوبی (متوفی ۵۸۹هـ/۱۱۹۳م) فردی از بهترین قاریان زمان، آراسته‌ترین، زیباترین، خوش صداترین، معروف‌ترین و معتبرترین در دینداری و آشناترین به قرائات هفتگانه بلکه دهگانه را به امامت قبه الصخره منصوب کرده و خانه و زمین و بستانی را برای او وقف کرده و به بهترین وجه به او نیکی کرد.

اصفهانی سپس به اموال جمع آوری شده و مدیریت قبه الصخره و مسجد الاقصی توسط صلاح الدین پرداخته و می‌گوید: قرآن‌های کامل و قرآن‌های ۳۰ جزیی به مسجد آورده شد … صلاح الدین کارمندانی برای قبه الصخره به طور خاص و برای بیت المقدس به طور کلی تعیین کرد تا منافع مرتبط با این اماکن مورد توجه قرار گیرد. اما کسانی که به عنوان کارگزار توسط صلاح الدین منصوب می‌شدند جز عارفان معتکف و عبادت کنندگان خداوند متعال نبودند. این مکان مقدس چه شب‌های لذت بخشی با حضور گروه‌های مختلف مردم داشت و شمع‌ها در آن شب‌ها نور افشانی می‌کردند، تواضع و فروتنی آشکار و اشک‌های پرهیزکاران جاری و عارفانی که از شدت عبادت پشت آنان خمیده شده بود در این مکان پراکنده بودند. العُلیمی در «الأنس الجلیل» آورده است: به دلیل اشتیاق مردم برای حضور در قبه الصخره و ازدحام آنان در این اماکن مقدس بیشتر آنان تنها موفق به خواندن دو رکعت نماز می‌شدند و بخش کمی از آنها می‌توانستند چهار رکعت نماز به جای آورند.

 

بناهای جاودان

در خصوص مهمترین بناهای مسجد الاقصی باید گفت امروزه وقتی نام این مسجد به میان می‌آید آنچه در اذهان متبادر می‌شود تصویر مسجد شریف آبی رنگ قبه الصخره با گنبدی طلایی است. اما اذهان عموم مردم قدس با شنیدن نام مسجد الاقصی به مسجد القبلی که دارای گنبدی سربی رنگ است منصرف می‌شود. ولی واقعیت هیچکدام از اینها نیست چرا که العُلیمی معتقد است «متعارف نزد مردم آن است که مسجد الاقصی – از سمت قبله – مسجد جامعی است که در صدر مسجدی ساخته شده که در آن محراب و منبر بزرگ وجود دارد و واقعیت کنونی آن است که مسجد الاقصی نامی برای تمام مسجدی است که محصور در دیوارهای آن است.

این آن چیزی است که العُلیمی به آن معتقد است که امروزه از افراد مورد اعتماد نزد متخصصین بوده همچنانکه نزد بسیاری از عامه مردم نیز به دلیل کسب آگاهی‌های زیاد از آن، فردی شناخته شده است. در ذیل تلاش می‌شود تا مهمترین بناهای مسجد الاقصی از گذشته تا امروز با استفاده از توصیفات بی نظیر و تفصیلی ارائه شده توسط العُلیمی در کتاب «الأنس الجلیل» مورد بررسی قرار گیرد.

۱- مسجد قِبلی: العُلیمی در توصیف این مسجد می‌گوید: مسجد جامعی که در صدر مسجد الاقصی و در سمت قبله وجود دارد و نماز جمعه در آن اقامه می‌شود در متعارف مردم مسجد الاقصی است. این مسجد شامل ساختمانی عظیم و دارای گنبدی مرتفع و مزین به نگین‌های رنگارنگ بوده و زیر این گنبد منبر و محراب قرار داشته و روی این گنبد چنانچه از ظاهر آن برمی‌آید پوشیده از سرب است. قسمت بیرونی گنبد این مسجد همچنان به همان رنگ سربی باقی مانده و هنوز این ساختمان مسجد اصلی به شمار می‌رود که در آن منبر صلاح الدین/نور الدین زنگی (متوفی ۵۶۹هـ/۱۱۷۳م) وجود دارد که بر روی آن خطبه نماز جمعه را قرائت می‌کرده است.

۲- مسجد قبه الصخره: مسجدی هشت ضلعی و دارای گنبد طلایی مشهور است و پیش از آن گذشت که به دستور عبدالملک و باصرف صدها هزار دینار ساخته شده است. هم اکنون این گنبد رنگی طلایی دارد نه آنکه پوشیده از طلا باشد. العُلیمی معتقد است اگر چه نماز جمعه در مسجد قبه الصخره اقامه نمی‌شده اما نماز عید و طلب باران در قدیم در آن اقامه می‌شده است.

از کلام العُلیمی و دیگران فهمیده می‌شود که مسجد قبه الصخره امام جماعت مستقلی داشته و شرح حال افراد متعددی به عنوان «امام مسجد الصخره» در کتب تاریخی وارد شده است. اما هم اکنون در مسجد قبه الصخره نماز مستقلی اقامه نمی‌شود بلکه نماز در آن تابع نمازی است که در مسجد قبلی خوانده می‌شود و معمولاً زنان به ویژه در روزهای جمعه در آن نماز به جای آورده و برای مراسمات گوناگون در آن حاضر می‌شوند.

۳- قبه السلسله: در مسجد الاقصی گنبدهای زیادی وجود دارد اما دو مورد از آنها از شهرت بیشتری برخوردار بوده و تمام گنبدها از این دو کوچک‌تر هستند. مشهورترین آنها قبه السلسله است که العُلیمی آن را چنین توصیف می‌کند: گنبدی در نهایت دقت بر روی ستون‌های مرمری که پیش از ساخت قبه الصخره برای تجسم آن در ابعادی کوچک‌تر ساخته شده و از این جهت دارای ویژگی‌ها و مشخصات قبه الصخره است.

۴- مسجد الاقصی قدیم و مصلی مروانی: هر دوی این اماکن در شرق مسجد القبلی واقع شده است. اما الاقصی قدیم زیر مسجد القبلی در جهت محراب و در کنار آن نیز مصلی مروانی قرار دارد. العُلیمی می‌گوید: و زیر مسجد – در سمت قبله – مکان بزرگی ساخته شده و دارای دیوار و سقف است و آن را الاقصی قدیم می‌نامند و در کنار این مکان که آن نیز زیر مسجد الاقصی و در جهت درختان زیتون است مکانی بزرگ ساخته شده که امروزه با نام مصلی مروانی شناخته می‌شود.

۵- دیوار براق (ندبه): دیوار غربی مسجد الاقصی شریف است که در برابر باب المغاربه واقع شده و اعتقاد بر این است که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در شب معراج از آن وارد مسجد الاقصی شده است. بر اساس روایتی از ابن القیم (متوفی ۷۵۲هـ/۱۳۵۱م) در «زاد المعاد» پیامبر اسلام در این محل نازل شده و در حالی که امام جماعت بوده با دیگر پیامبران نماز گذارده‌اند و دیوار براق را به حلقه درب مسجد ارتباط داده است. دیوار غربی مسجد الاقصی همان است که صهیونیست‌ها امروز آن را دیوار ندبه می‌خوانند.

۶- درب‌ها: مسجد الاقصی غیر از باب المغاربه ۱۵ درب دیگر نیز دارد که برخی از آنها باز و برخی دیگر مسدود هستند. مشهورترین درب‌هایی که هم اکنون به روی همگان باز است «باب السلسه» و «باب السکینه» است. العُلیمی در مورد این دو درب می‌گوید: این دو به روی خیابان برزگی باز می‌شوند و اصلی‌ترین درب‌های مسجد است و بیشتر ورود و خروج مردم از آنها انجام می‌شود. این دو درب همچنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و حتی پس از بسته شدن باب المغاربه توسط صهیونیست‌ها از ۱۳۸۷هـ/۱۹۶۷م استفاده مردم از آنها بیشتر شده است.

۷- طاق‌های قوسی شکل: یکی از مهمترین بناهای زیبا در صحن شریف قبه الصخره طاق‌های قوسی شکل است که العُلیمی آن را این گونه توصیف می‌کند: صحن مفروش به سنگ‌های سفید بوده و دسترسی به صحن مسجد از جهات مختلف آن امکان پذیر است و تمام این جهات از پله‌ای سنگی برخوردار است که به صحن منتهی می‌شود و در بالای این پله‌ها طاق‌های قوسی شکل مرتفعی بر روی ستون‌هایی قرار دارند. در برخی کتب این طاق‌های قوسی شکل «البوائک» جمع «بائکه» نامیده شده که همین معنا را داشته و امری بدیع در معماری به شمار می‌رود.

۸- مساطب: این کلمه جمع مَسطبه است و به اماکنی گفته می‌شود که کمتر از یک متر از سطح زمین ارتفاع داشته و یک پله برای بالا رفتن از آن تعبیه گردیده و مجالس علمی بر روی آن برگزار می‌شود، علاوه بر آنکه در قدیم برخی اوقات اجتماعات عمومی نیز بر روی آن برگزار می‌شده است. العُلیمی برای ارائه مثال از برگزاری این اجتماعات به جلسه مهم مسئولان و علمای وقت در ربیع الاول ۸۷۹هـ/۱۴۷۴م اشاره می‌کند که در مسطبه موجود در کنار باب المغاربه و برای بررسی مشکل کنیسه یهود در آن زمان برگزار شده است.

 

گهواره تربیت

در کنار معماری ساختاری و خدمات ارائه شده به مسجد الاقصی با امکانات مختلف آن نوع دیگری از مراقبت و توجه به این مکان مقدس را شاهد هستیم که ارتباط زیادی با جایگاه این مسجد شریف دارد. بر همین اساس می‌توان آن را عمارتی زاهدانه و عبادی دانست که از تمایل به اقامه نمازهای پنجگانه در آن فراتر رفته و این مکان مقدس را به برخی دیگر از ارکان اسلام مانند حج و روزه پیوند داده است.

بسیاری از افراد صالح دوست دارند که برای حج از مسجد الاقصی مُحرم شوند که اصل این سنت مبتنی بر عمل به حدیثی است که امام ابو داود (متوفی ۲۷۵هـ/۸۸۸م) از طریق ام المومنین ام سلمه (متوفی ۶۱هـ/۶۷۲م) روایت می‌کند که وی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم شنیده که ایشان فرمودند: کسی که برای حج تمتع یا عمره از مسجد الاقصی با صدای بلند تلبیه گفته و به سوی مسجد الحرام حرکت کند خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‌بخشد یا بهشت را بر او واجب می‌نماید.

اگر چه در سند این روایت جای شک و شبهه‌ای نیست اما ابو داود برای تایید بیشتر این روایت به آن عمل کرده و گفته است: خدا کسی را که امر سخت احرام از بیت المقدس به سوی مکه را انجام می‌دهد بیامرزد. چنانچه امام بَغَوی (متوفی ۵۱۶هـ/۱۱۲۲م) در کتاب شرح السنه می‌گوید: احرام حج از مسجد الاقصی توسط تعدادی از اصحاب پیامبر اسلام انجام شده است. بنابراین به نظر می‌‌رسد این سنت ریشه در زمان صحابه پیامبر اسلام داشته و در ادامه نسل‌های مختلف مسلمانان نیز تا زمان اشغال مسجد الاقصی توسط صهیونیست‌ها این عمل را انجام می‌داده‌اند.

شاید زیباترین داستان احرام از مسجد الاقصی که توسط مورخان حکایت شده و بیانگر جایگاه این مسجد در قلوب مسلمانان است داستان احرام گروهی از مجاهدان باشد. آنان از مناطق مختلف شام، بین النهرین و دیاربکر (که امروز در جنوب شرقی ترکیه است) در سال ۵۸۳هـ/۱۱۸۷م برای آزادی قدس از اشغال صلیبی‌ها به این شهر آمده بودند.

الفتح بن علی الاصفهانی (متوفی ۶۴۳هـ/۱۲۴۵م) در کتاب «مختصر سنا البرق الشامی» آورده است: وقتی کار فتح قدس به پایان رسید موسوم حج نزدیک شد و مجاهدان راه خدا گفتند از مسجد الاقصی به سوی مسجد الحرام محرم می‌شویم و پس از درک فضیلت آزاد نمودن قدس – در این سال – با ادای فریضه جهاد و حج که دو رکن اسلام هستند رستگار می‌شویم.

 

تکریم اصیل

زیارت بیت المقدس در پایان سفر حج – که تکریم حج نامیده می‌شود – سنتی است که بیش از پیش انتشار یافته است. بسیاری از مسلمانان پس از به جای آوردن حج به مسجد نبوی در شهر مدینه رفته به زیارت و اقامه نماز در آن می‌پردازند و معتقدند هیچ چیز نمی‌تواند مانند «تکریم حج» از طریق زیارت قدس و نماز در مسجد الاقصی حج آنان را زیباتر و کامل نماید.

پژوهشگران در نسبت دادن این سنت به دوران امپراطوری عثمانی دچار اشتباه شده‌اند زیرا این سنتی است که ریشه در تاریخ مسلمانان داشته و در اصل مبتنی بر حدیث مشهور «لا تُشَدُّ الرِّحَالُ إلا إلى ثلاثه مساجد» (سفر مکنید مگر به سه مسجد) است که بخاری و مسلم روایت کرده‌اند، گویی وقتی در این حدیث سه مسجد در یک متن با همدیگر آمده است مسلمانان دوست دارند میان زیارت تمام آنها در سفر حج جمع نمایند.

بلکه می‌توان گفت مراسم رسمی حج از قرون اولیه اسلام شامل این تکریم بوده است. ابن جوزی در کتاب «المنتظم» ضمن بیان حوادث سال ۱۴۰هـ/۷۵۸م نوشته است: ابو جعفر منصور (خلیفه عباسی) برای انجام حج آماده شد و در منطقه الحیره (در جنوب عراق) مُحرم شده و پس از انجام مراسم حج به مدینه (نبوی) رفته و پس از آن به سوی بیت المقدس ( در آغاز سال ۱۴۱هـ/۷۵۹م) رهسپار شد. در مسجد الاقصی نماز به جای آورد سپس به سرزمین شام رفته و در نهایت به عراق بازگشت. لذا مسئله تکریم در قرون اخیر به بخشی از سفر حج تبدیل شده که حجاج خود را از آن بی نیاز نمی‌دانند.

مسئله عجیب آن است که برخی علما و عابدان برای روزه ماه رمضان رهسپار مسجد الاقصی می‌شده‌اند همانگونه که برای احرام حج آهنگ این شهر می‌کرده‌اند. الامام القاضی ابن العربی الأندلسی المالکی (متوفی ۵۴۳هـ/۱۱۴۸م) وجود این مسئله را در میان گروه‌هایی از تارکان دنیا در کنار مسجد الاقصی گزارش می‌کند چنانچه در کتاب «سراج المریدین» می‌گوید: هر ساله گروهی از تارکان دنیا از کوه‌های شام نزد ما در بیت المقدس می‌آمدند و ماه رمضان را در مسجد الاقصی روزه گرفته و پس از آن به کوه‌ها و غارهایی که در آن سکونت داشتند بازمی‌گشتند.

وسعت مسجد الاقصی اجازه می‌دهد تا تعداد زیادی از افراد نماز خود را در آن اقامه کنند در حالی که در آن تعداد زیادی محراب به دلیل تعدد مذاهب فقهی اربعه ساخته شده است. چنانچه در دو حرم مکه و مدینه نیز از ابتدای قرن ۵ هجری/۱۱ میلادی این اتفاق افتاد اما علما در نهایت از اقامه دو نماز جماعت همزمان نهی کرده و برای نمازها ترتیب زمانی ثابت بر اساس مذاهب مختلف قرار دادند.

العُلیمی در کتاب «الأنس الجلیل» به بیان جزئیات ائمه جماعات و ترتیب نمازهای اقامه شده در مسجد الاقصی پرداخته و می‌گوید: اما در خصوص ترتیب ائمه جماعات، اولین آنها امام جماعت مذهب مالکی است که در مسجد جامعی که در غرب مسجد الاقصی در سمت قبله (مسجد جامع المغاربه) قرار دارد اقامه نماز می‌کند، سپس امام جماعت مذهب شافعی در مسجد جامع بزرگ القِبلی که نزد مردم به مسجد الاقصی شناخته می‌شود نماز را برپا می‌دارد، پس از آن امام جماعت مذهب حنفی در قبه الصخره و در پایان امام جماعت مذهب حنبلی در قبه الصخره اقامه جماعت می‌نماید. اما نماز جمعه تنها در مسجد القِبلی برگزار می‌شود.

العُلیمی می‌افزاید: مسجد الاقصی همچنین تعداد دیگری ائمه جماعات دارد که در داخل مسجد جامع الاقصی، غار قبه الصخره و مقابل درب‌های مسجد الاقصی تنها به اقامه نماز تروایح در ماه رمضان می‌پردازند و در دیگر ایام نماز اقامه نکرده و عمده نمازها توسط همان ائمه چهارگانه‌ای بزگرار می‌شود که جزئیات آن ذکر شد.

 

استوانه علمی

علاوه بر آنکه مسجد الاقصی عبادتگاهی زاهدانه است یکی از مهمترین دلایل توجه مسلمانان به این مکان مقدس گرفتن آن به عنوان یک مرکز علمی بی نظیر در تاریخ مسلمانان است. این جنبه از مسجد الاقصی همیشه تحت نظارت و حمایت حکومت‌هایی که مسئولیت شهر قدس را بر عهده داشته اند حفظ و تقویت شده است چرا که العُلیمی تاکید دارد «تمام پادشاهان و افراد برجسته از منافع مسجد الاقصی و خدمت به آن دریغ نکرده‌اند.»

از جمله نقل‌های تاریخی که حاکی از سابقه طولانی و سخاوتمندانه در جهت حمایت رسمی از فعالیت‌های علمی بیت المقدس است روایت ذهبی در «سیر أعلام النبلاء» از «امام القدوه شیخ فلسطین» ابراهیم ابن أبی عَبله (متوفی ۱۵۲هـ/۷۷۰م) است که وی در مورد ولید بن عبدالملک (متوفی ۹۶هـ/۷۱۶م) خلیفه اموی می‌گوید: خدا رحمت کند ولید را و کجاست مانند ولید؟ وی هند و آندلس را فتح کرد و مسجد دمشق (جامع اموی) را بنا کرد و مقداری نقره به من داد تا میان علمای مسجد بیت المقدس تقسیم کنم.

طبیعتاً این حمایت رسمی جایگاه علمی مسجد الاقصی را تقویت نموده که با تلاش فراوان علمای مذاهب و متخصصین این امر فراهم آمده و مورد استقبال و حمایت گسترده طالبان علم از تمام نقاط جهان اسلامی قرار گرفت. از قرن اول هجری/قرن هفتم میلادی مسجد الاقصی در ابتدا به عنوان مدرسه‌ای برای آموزش قرائت قرآن و پس از آن برای روایت حدیث نبوی و تدریس سایر علوم اسلامی مورد استفاده قرار گرفت.

فعالیت علمی در بیت المقدس پس از آزادی آن از اشغال صلیبی‌ها در اواخر قرن ۶ هجری/۱۲ میلادی با احیای «المدرسه النصریه» (الصلاحیه پس از اشغال صلیبی‌ها) شاهد رشد گسترده‌ای بود. این در حالی است که اطلاعات کتب تاریخی بیانگر آن است که مسجد الاقصی پیش از اشغال صلیبی‌ها یک دانشگاه بزرگ علمی که مهمترین مدارس علمی در آن به رقابت می‌پرداخته‌اند بوده است. لذا مباحثات علمی در آن رونق گرفته، کتاب‌های مهم در آن تالیف شده، مذاهب معتبر در آن رشد کرده و پذیرای مدارس تازه تاسیس در شام بود.

اما ابن العربی المالکی که در بسیاری از تالیفات خود ما را از مشاهدتش در مسجد الاقصی پیش از اشغال قدس توسط صلیبی‌ها آگاه می‌سازد نسبت به جنبه علمی مسجد الاقصی و تنوع درس‌های ارائه شده در آن اظهار تعجب می‌کند تا جایی که وقتی در سال ۴۸۸هـ/۱۰۹۵م برای زیارت قدس وارد این شهر می‌شود عظمت حیات علمی در رواق‌های مسجد الاقصی و سطح علمی رفیع علمای آن وی را به تعجب وا می‌دارد.

این حیات علمی باعث شد این دانشمند مسلمان حجی را که قصد داشت آن سال انجام دهد رها کرده و برای طلب علم در مسجد الاقصی باقی بماند و این در حالی است که بازار مباحثات علمی در نقاط مجاور و حتی در آندلس سرزمین وی نیز از رونق قابل توجهی برخوردار بوده است. المالکی در این خصوص در کتاب «قانون التأویل» خود آورده است: به پدر خود که رحمت خدا بر او باد گفتم شما نیت انجام حج داشتید پس برای آن تصمیم بگیرید، اما ایشان پاسخ دادند من این سرزمین را ترک نمی‌کنم تا دانش افرادی که در آن هستند را بیاموزم و آن را راهنمایی برای علم و نردبانی برای صعود به درجات بالاتر قرار دهم.

 

حیات معرفت شناسانه

با بررسی جنبه‌های مختلف حیات علمی مسجد الاقصی و مباحثات انجام شده در مجالس علمی آن میان افراد منتسب به مدارس فقهی برخی ویژگی‌های آن را می‌توانیم دریابیم. در داستانی که حاکی از آرامش علمی بی نظیر در مسجد الاقصی بوده و در کتاب «العواصم من القواصم» ابن العربی آمده می‌خوانیم: روزی در مدرسه الشافعی در باب الاسباب مسجد الاقصی نشسته بودم و گروه‌هایی از مذهب شافعی و حنفی در حال مناظره فقهی بودند، در آن هنگام فردی در برابر ما ایستاد و قاضی رشید یحیی بن مفرّج المقدسی (متوفی پس از ۴۸۸هـ/۱۰۹۵م) رئیس این مدرسه علمیه که از مسن‌ترین یاران نصر بن ابراهیم المقدسی (متوفی ۴۹۰هـ/۱۰۹۷م) بود را خطاب قرار داده و گفت: قسم یاد کرده‌ا‌م که اگر گردو خوردم همسر خود را طلاق بدهم اما فراموش کردم و گردو خوردم حال تکلیف من چیست؟ قاضی به حاضران در مجلس نگاه کرده و گفت: درباره این مسئله چه نظری دارید؟ یکی از پیروان مذهب حنفی گفت نقض عهد کرده و مرتکب گناه شده است و یکی از پیروان شافعی نیز از اختلاف در این مسئله خبر داد اما قاضی رشید تبسمی کرده و به آن مرد گفت برو که گناهی بر تو نیست.

نظم دروس برگزار شده در مسجد الاقصی همیشه در بالاترین حد ممکن بوده و این روند منظم حتی هنگام بروز ناآرامی‌های امنیتی در شهر قدس نیز به قوت خود ادامه داشته است. در این مورد نیز ابن العربی در تفسیر خود با نام «احکام القرآن» می‌گوید: در قدس اتفاق عجیب و نادری مشاهده کردم و آن این بود که شورشی علیه حاکم این شهر صورت پذیرفت و با استفاده از قوای قهریه به مقابله با وی پرداختند، در این شورش آشوبگران حاکم شهر را محاصره کرده و مدتی برای کشتن وی درگیر شدند و این شهر کوچک تا مدتی همین وضعیت را داشت ولی با این حال شرایط آشفته شهر در وضعیت معتکفان مسجد الاقصی تاثیری نداشته و به مناظرات علمی آنها خللی وارد نکرد و درس‌ها تعطیل نشد و نهایتاً نیروهای نظامی توانستند دو گروه درگیر با یکدیگر را متفرق نمایند.

چنانچه ابن جوزی در المنتظم خود در خصوص بخش مهمی از زندگی علمی و صوفیانه امام ابو حامد غزالی (متوفی ۵۰۵ هـ/۱۱۱۱م) که در کنار مسجد الاقصی گذرانده چنین می‌گوید: حامد غزالی تدریس خود در مدرسه نظامیه بغداد را رها کرده و به سوی بیت المقدس مهاجرت نمود در حالی از دنیا کناره گرفته و در مدت حضور در بیت المقدس کتاب الأحیا را نوشت و پس از آن به سرزمین خود بازگشت.

العلیمی در مورد محل استقرار نسبت داده شده به غزالی در بیت المقدس که برای فعالیت‌های درسی و تربیتی مورد استفاده قرار می‌داده می‌گوید: غزالی در حالی به بیت المقدس وارد شد که به طاعت و عبادت و زیارات مشاهد اهتمام فراوان داشت و تالیفات مشهور خود را در قدس به رشته تحریر درآورد و گفته می‌شود غزالی کتاب احیاء علوم الدین را در این شهر نوشته است، وی در گوشه‌ای در کنار باب الرحمه در شرق بیت المقدس که پیش از این به باب الناصریه مشهور بوده اقامت داشته‌ و از این جهت این درب الغزالیه هم نامیده شده است.

وقتی روایت العلیمی مسجد الاقصی را به عنوان مهد تالیف مهمترین و تاثیرگذارترین کتاب‌های غزالی در تاریخ علمی و تربیتی اسلام معرفی می‌کند درمی‌یابیم که مسجد الاقصی همچنین نقطه آغازی برای نشر یکی از مهمترین مذاهب فقهی که هنوز بر جای مانده محسوب می‌شود و آن مذهب حنبلی است. این مذهب به وسیله امام عبد الواحد شیرازی (متوفی ۴۸۶هـ/۱۰۹۳م) در نیمه دوم قرن ۵ هجری/۱۱ میلادی از عراق وارد شام شد. ابن رجب حنبلی (متوفی ۴۹۵هـ/۱۱۳۹م) در کتاب «ذیل طبقات الحنابله» می‌گوید: وی پس از ورود به شام در بیت المقدس ساکن شده و به تبلیغ مذهب امام احمد بن حنبل در اطراف خود اقدام کرد، سپس در دمشق ساکن شده و برای نشر این مذهب تبلیغ نموده و پیروانی برای آن فراهم کرد.

 

مدارس متنوع

شاید مسجد الاقصی اولین نقطه در شام است که مدارس فقهی به معنای یک نهاد علمی در آن به وجود آمده است چنانچه این مسئله در مورد مدرسه الصلاحیه قابل مشاهده است که نمی‌توان تاسیس آن را به صلاح الدین ایوبی نسبت داد زیرا در متون قدیمی‌ از ابن العربی از آن با نام مدرسه الشافعیه یاد شده و این یک قرن کامل پیش از عصر صلاح الدین است.

در یکی از متونی که به مسئله نظارت بر اموال شخصی وقف شده برای اهداف آموزشی به ویژه در قدس پرداخته ابن العربی در سراج المریدین آورده است که امام نصر بن ابراهیم المقدسی – که پیش از این در مورد آن سخن گفته شد – اموالی را برای این مدرسه وقف کرده بود، چرا که وی در قدس دو خانه داشته است. ایشان یکی از آن خانه‌ها را برای یک طلبه به همراه اموال فراوان اختصاص داده و نظارت بر آن را بر عهده شیخ اصحاب خود یحیی بن مفرج قرار داده به شرط آنکه سهم وی از اموال به اندازه سهم افرادی باشد که از این موقوفات استفاده می‌کنند.

اما ابن واصل حموی (متوفی ۶۹۶هـ/۱۲۹۷م) در کتاب خود «مفرج الکروب» آورده است این مدرسه پیش از اسلام به «قدیس حنه» شناخته می‌شد که می‌گویند قبر مادر حضرت مریم در این مکان قرار داشته اما پس از اسلام و پیش از فتح بیت المقدس توسط صلیبی‌ها به خانه‌ای برای علم آموزی تبدیل شد.

پس از آن حموی تغییرات به وجود آمده در این مدرسه را مورد بررسی قرار داده و می‌گوید حلقه درسی نصر بن ابراهیم المقدسی فقیه بزرگ اسلامی پیش از فتح قدس توسط صلیبی‌ها در آن برقرار بود و پس از اشغال این شهر توسط آنان در سال ۴۹۲ هجری/۱۰۹۲ میلادی بار دیگر مانند پیش از اسلام به کلیسا تبدیل شد. اما بعد از آن که قدس توسط صلاح الدین ایوبی از اشغال صلیبی‌ها آزاد شد این مکان به مدرسه علمیه تغییر ماهیت داده و موقوفات زیادی برای آن تعیین شد و تدریس و نظارت بر موقوفات آن به قاضی بهاء الدین بن شداد الموصلی (متوفی ۶۳۲هـ/۱۲۳۴م) واگذار گردید و پس از آن نیز عده‌ای از فقها عهده‌دار آن شدند.

اگرچه مدرسه صلاحیه نتوانست در سطح جهان اسلام به یکی از استوانه‌های علمی تبدیل شود اما این مدرسه مهمترین مرکز ثقل حوزه علمی بیت المقدس در مسجد الاقصی بوده است. بر اساس نقل العلیمی در زمان سلسله مملوکیان شیخ بیت المقدس با دریافت حکمی از سلطان قاهره تعیین شده و از این جهت وظایف سنگین و مهمی در کشور اسلامی داشته است.

از زمان‌های گذشته همیشه شیخ مدرسه الصلاحیه از میان بزرگان و مشاهیر فقها و محدثین معین می‌شده است. این مسئله توسط ابن شاهین المَلَطیّ (متوفی ۹۲۰هـ/۱۵۱۴م) در کتاب «نیل الأمل» ذیل وقایع سال ۸۴۲ هجری/۱۴۳۸ میلادی مورد اشاره قرار گرفته آنجا که می‌گوید: سنت معمول اینچنین جریان داشته است که شیخ مدرسه الصلاحیه تا زمان مرگ در این منصب حضور داشته چنانچه امروز نیز در مورد منصب شیخ الازهر مصر نیز همینگونه است.

 

بزرگداشت رسمی

پس از مدرسه الصلاحیه این مدرسه الأشرفیه بود که از بیشترین اهمیت و محوری‌ترین جایگاه برای رونق بخشیدن به حیات علمی در مسجد الاقصی برخوردار بود. این مدرسه توسط اشرف قایتبای (متوفی ۹۰۱هـ/۱۴۹۵م) از پادشاهان مملوکی در سال ۸۸۷ هجری/۱۴۸۲ میلادی ساخته شد. العلیمی در بیان ویژگی‌های این مدرسه آن را نمونه‌ای بی بدیل در زیبایی و حسن معماری در مسجد الاقصی توصیف کرده و آن را آخرین مدرسه بنا شده در این مکان مقدس تا اوایل قرن ۱۰ هجری/۱۶ میلادی می‌داند.

العلیمی در توصیف ویژگی‌های ساختمان این مدرسه و محاسن آن نوشته است: از مهمترین محاسن این مدرسه قرار گرفتن آن در این مکان شریف است که اگر در مکان دیگری ساخته شده بود از این رونق علمی برخوردار نمی‌شد، مردم در قدیم می‌گفتند بیت المقدس دارای دو رکن اصلی است و آن دو مسجد الاقصی و قبه الصخره است اما من می‌گویم رکن سوم بیت المقدس همین مدرسه است چرا که در حسن ظاهر و لطافت ساختار از عجایب روزگار است. العلیمی سخن بی‌بدیل دیگری نیز در توصیف این مدرسه دارد که خلاصه آن این است که هر چیز زیبایی در قدس زیباتر است.

امر تعیین شیخ مدرسه الأشرفیه در اختیار سلطان موسس این مدرسه بوده و بر همین اساس وی فرستادگانی را برای بررسی حسن رفتار و عملکرد شیخ این مدرسه اعزام می‌کرده است. المطلی این مسئله را اینگونه مورد اشاره قرار داده که در سال ۸۹۰ هجری/۱۴۸۵ میلادی سلطان علامه کمال بن ابی شریف (متوفی ۹۰۶هـ/۱۵۰۰م) را به عنوان شیخ مدرس تعیین کرده و ابو البقاء الجعیان را (متوفی ۹۳۰هـ/۱۵۳۴م) به عنوان قاضی قاهره معین نمود و به امیر جان بلاط (متوفی ۹۰۶هـ/۱۵۰۰م) مأموریت داد تا با سفر به قدس گزارشی از عملکرد شیخ مدرسه و انجام امورات آن تهیه کند.

العلیمی در کتاب الأنس الجلیل خود حدود ۴۰ مدرسه را معرفی می‌کند که در اطراف مسجد الاقصی و چسبیده به آن دایر بوده و این غیر از مدارسی است که در این شهر وجود داشته اما با این مکان مقدس فاصله داشته است. با وجود آنکه دو مدرسه سابق الذکر (الصلاحیه و الأشرفیه) شافعی مذهب و در هماهنگی با گرایشات دینی پادشاهان ایوبی و مملوکی بوده‌اند اما مذاهب دیگر نیز در مسجد الاقصی حضور علمی داشته‌ و مدارس آنان در نقاط مختلف شهر قدس فعالیت داشته‌اند.

مدرسه المعظمیه نیز برای پیروان مذهب حنفی بوده و این نامگذاری بر گرفته از نام واقف آن که یکی از پادشاهان دانشمند سلسله ایوبی و حاکم دمشق به نام المعظم ابن العادل (متوفی ۶۲۴هـ/۱۲۲۷م) بوده انجام شده است. وی ترجیح داده مانند دیگر وابستگان به سلسله ایوبی نباشد و مذهبی غیر از مذهب شافعی انتخاب کند و به یکی از فقهای مذهب حنفی تبدیل شود. بر اساس آنچه ذهبی در کتاب «السیر» خود آورده این پادشاه با وجود مسئولیت‌های حکومتی واجد شرایط صدور فتوا گردید.

العلیمی مکان مدرسه المعظمیه در شهر قدس و سال ساخت آن را برای ما مشخص کرده چنانچه می‌گوید: این مدرسه در مقابل باب شرف الأنبیا معروف به باب الدواداریه (که امروز باب العتم و باب ملک الفیصل نامیده می‌شود) ساخته شده و تاریخ وقف آن ۲۷ جمادی الثانی سال ۶۰۶ هجری/۱۲۰۹ میلادی بوده است.

 

رهبری شایسته

العلیمی شرح حال برخی از اساتید حوزه علمی بیت المقدس به ویژه شیوخ آنرا ذکر کرده که از جمله آنها قاضی القضاه خیر الدین خلیل بن عیسى البابَرْتی الحنفی (متوفی ۸۰۱هـ/۱۳۹۸م) ملقب به الامام العلامه است. وی از اهل علم و دین بوده و شهر و دیار خود را ترک کرده و در بیت المقدس رحل اقامت افکند و توسط سلطان ظاهر البرقوق (متوفی ۸۰۱هـ/۱۳۹۸م) در سال ۷۸۴ هجری/۱۳۸۲ میلادی به منصب قضاوت در بیت المقدس منصوب شد. وی اولین قاضی شهر بیت المقدس از مذهب حنفی بود که پس از فتح این شهر توسط صلاح الدین ایوبی به امر قضاوت در این شهر مشغول شد و پس از آن کرسی تدریس در مدرسه المعظمیه را نیز در دست گرفت.

اما مذهب مالکی نیز در بیت المقدس مدرسه‌ای به نام الأفضلیه داشته که العلیمی آن را اینگونه توصیف کرده است: مدرسه الأفضلیه که در قدیم به محله المغاربه شناخته می‌شده توسط سلطان افضل نور الدین ابی الحسن علی ابن الملک صلاح الدین الأیوبی (متوفی ۶۲۲هـ/۱۲۲۵م) وقف شده است. وی این مدرسه را در سال ۵۹۰ هجری/۱۱۹۴ میلادی و برای علمای مالکی بیت المقدس وقف نموده همچنانکه محله المغاربه را وقف طایفه مغربی‌ها صرف نظر از مرد یا زن بودن آنها کرده است.

به نظر می‌رسد سلطان افضل یکی از بی نظیرترین پادشاهان عالمی است که به نشر علم و دفاع از مقدسات علاقه‌مند بوده است. از این جهت ابن واصل حموی در شرح احوال وی آورده است: جامع فضائل و مناقبی که در پادشاهان بسیاری پراکنده است. چنانچه العلیمی در توصیف این پادشاه می‌گوید: وی به انجام انواع امور خیر و نیکی کردن شهره بود و به مجاهدان راه خدا برای دفاع از بیت المقدس و مسجد الاقصی سلاح فراوان داده است.

مدرسه مذهب حنبلی نیز که به نام «مدرسه الحنابله» شناخته می‌شده است در سال ۷۸۱ هجری/۱۳۷۹ میلادی ساخته شده و العلیمی در خصوص موقعیت این مدرسه در شهر قدس می‌گوید: مدرسه حنبلی در باب الحدید در غرب مسجد الاقصی بوده و توسط سلطان بَیدَمُر خوارزمی (متوفی ۷۸۱هـ/۱۳۷۹م) که حاکم منطقه شام بوده وقف شده است.

ذکر این نکته جالب است که ابراهیم بن علی الإسعَردی، صوفی و زاهد و شیخ مذهب شافعی (متوفی ۸۸۷هـ/۱۴۸۲م) اداره این مدرسه حنبلی را به عنوان شیخ مدرسه با وجود اختلاف مذهبی برعهده گرفته است. العلیمی در شرح حال وی نوشته است: این عالم به بیت المقدس آمده و در آنجا سکنی گزید و سلطان ظاهر جُقمُق (متوفی ۸۵۷هـ/۱۴۵۳م) او را به عنوان شیخ مدرسه حنابله در باب الحدید منصوب کرد.

با توجه به این تاریخ علمی شکوفا و پر رونق اگر بگوییم جایگاه علمی و معنوی مدارس مسجد الاقصی و مشایخ آن باعث شده این مکان مقدس میراثی جامع، جدید و اصیل مانند الأزهر و الزیتونه و القرویین بر جای بگذارد سخنی مبالغه‌ آمیز نگفته‌ایم. اما این روند با تسلط اشغالگران بر مسجد الاقصی در ابتدای دهه ۳۰ قرن ۱۴ هجری و اوایل قرن ۲۰ میلادی که شاهد تاسیس دانشگاه‌های جدید در اراضی فلسطین بوده است متوقف گردید.

 

محل دائمی برای اعتکاف

از جمله نمونه‌های رفعت جایگاه قدس در قلوب مسلمانان آن است که بسیاری از آنها این مکان مقدس را عنوان منزلگاهی جدید برای ترک سرزمین و خانواده‌هایشان اختیار کرده‌اند و با انس گرفتن با مسجد الاقصی به منظور طلب علم یا تزکیه نفس یا نشر علم و تعلیم تزکیه نفس به دیگران و یا برای دفاع از آن در کنار این مکان مقدس رحل اقامت افکنده‌اند. این مسئله در واقع بیانگر وجه دیگری از وجوه زندگی علمی در بیت المقدس بوده و آن این است که علم آموزی و تزکیه نفس با یکدیگر ملازم و همراه هستند.

امام ابن العربی المالکی (متوفی ۵۴۳هـ/۱۹۴۸م) در کتاب خود سراج المریدین مسجد الاقصی را اینگونه توصیف می‌کند: ما خداوند را در مسجد الاقصی -که خداوند آن را پاک گرداند – ۳۰ ماه و با ۳ دسته عبادت کردیم، با گروهی از عابدان، عالمان و معتکفان که تعداد آنان بالغ بر ۳ هزار نفر از افراد شناخته شده گردید، اما شمشیرها آنان را در یک بامداد کُشت، پس کدام زندگی بعد از آن لذت بخش است؟ و کدام آرزو را انسان دنبال کند؟

در کتاب «العواصم من القواصم» آمده است هنگامی که شهر قدس به دست نیروهای صلیبی افتاده و توسط آنان اشغال شد تمام آثار اسلام از مسجد الاقصی محو شده و در بامداد ۱۸ شعبان سال ۴۹۲ هجری ۳ هزار نفر در مسجد الاقصی کشته شدند که در میان آنان عابدان و عالمان و زنان و مردان و معتکفان در این مسجد که مشهور به دیانت بودند کشته شدند، همچنان که در میان آنها یک زن عالم شیرازی نیز وجود داشت که در قبه السلسله توسط صلیبیان به قتل رسید.

وقتی ۳ هزار نفر مجاور مسجد الاقصی از جمله افراد سرشناس و مشهور به دیانت بودند و مشخص نیست چه تعداد از افرادی که ناشناس بوده در جریان این جنایت به شهادت رسیده یا سالم مانده‌اند بنابراین مورخان نتوانسته‌اند تعداد کسانی که سرزمین‌های خود را برای سکونت در قدس رها کرده‌اند احصا نمایند به ویژه العلیمی در الانس الجلیل. پس آنان در شهر ماندند تا فوت کرده و در قبرستان مشهور این شهر به نام ماملّا دفن شدند.

ابن العربی همچنین در خصوص مهمترین اماکن مسجد الاقصی که علما و عابدان برای دفاع از این مکان مقدس در آن مستقر شده بودند می‌گوید: اما مسجد الاقصی مملو از عالمان و عابدان بود که در باب السکینه، محراب زکریا، باب التوبه، باب الرحمه، قبه السلسله، قبه النبی صلی الله علیه و آله، قبه جبریل علیه السلام، قبه الصخره، محراب داود، باب حطه و باب الأسباط حضور داشته و تمام مردان منقطع از دنیا و سالکان الی الله از مسجد خارج نشده تا به شهادت رسیدند.

 

دژ استوار

علما و دانشمندان اقامت در کنار بیت المقدس و در مجاورت مسجد الاقصی را به عنوان مناقب عالمان و فضائل عابدان ذکر کرده‌اند. به عنوان مثال الامام السخاوی (متوفی ۹۰۲هـ/۱۴۹۶م) در کتاب خود «الضوء اللامع» هنگامی که شرح حال علامه نصر المغربی المالکی (متوفی ۸۲۶هـ/۱۴۲۳م) را بیان می‌کند در شرح منقبت وی از عبارت «مهمان بیت المقدس» استفاده می‌کند. در ادامه آورده است که این دانشمند بزرگ از سرزمین خود به سوی قدس آمده و نزدیک به ۲۰ سال از عمر خود را در تجرد و اشتغال به علم و عبادت گذرانده و به زندگی ساده قناعت داشته و متصف به صفات علم و فضل و زهد بوده است.

از جمله این علما که در جوانی برای طلب علم به شهر قدس آمده و در آن رحل اقامت افکنده و تا زمان مرگ خود در این شهر زندگی نمود و در آن دفن شد و دارای جایگاه و اعتباری بود که پادشاهان و امرا برای دیدار با وی به خانه او می‌رفتند پیشوای زاهد عابد ابوبکر بن علی الشیبانی الموصلی الشافعی (متوفی ۷۹۷هـ/۱۳۹۵م) بوده است. این دانشمند بزرگ اسلامی که در سن جوانی از موصل به بیت المقدس آمده را سلطان برقوق برای دیدار به منزلش در منطقه الأمینیه در کنار دیوار مسجد الاقصی رفت.

همچنین به شهادت قاضی ابن العربی المالکی مجاورت با مسجد الاقصی اختصاصی به مردان نداشته و بسیاری از زنان صالح نیز چنین می‌کرده‌اند. ابن العربی ما را از وجود صدها زن نگاهبان و مدافع مسجد الاقصی که به طور منظم و سازماندهی شده متشکل از حدود هزار زن که دارای رهبری واحد عالمانه زنانه بوده‌اند با خبر می‌کند. آنان به مدافعان مسجد الاقصی هنگام تجاوز صلیبیان به صحن‌های مسجد الاقصی تبدیل شده تا جایی که تمام آنان در حالی که صابر و استوار بودند به شهادت رسیدند.

ابن العربی در سراج المریدین می‌نویسد: در بیت المقدس زنانی بودند که تمام زمان‌ها به آنان افتخار می‌کنند و گرداگرد عالمه‌ای شیرازی می‌چرخیدند که فقیهی واعظ و متدینی فداکار بود. هنگامی که رومیان در روز جمعه مطابق با ۱۸ شعبان سال ۴۹۲ هجری/۱۰۹۹ میلادی وارد مسجد الاقصی شدند تمامی آنان در این مکان مقدس پناه گرفته و در قبه السلسله مستقر شدند، پس وقتی رومیان به نزد آنان آمدند در برابر آنان ایستاده و آنها را مورد اهانت قرار داده و خاک به صورت هایشان پاشیدند و با شمشیرهای خود به مقابله با آنها برخاسته و تمام آنان را کشتند. کسی که از پشت بام مسجد الاقصی این صحنه درگیری‌ را مشاهده کرده بود به من گفت تعداد آنان نزدیک به هزار زن بود.

شاید کسی این سوال را بپرسد که چرا شخصی از بلخ یا مغرب یا مصر یا شام یا عراق و یا از نقاط مختلف جهان خانه و کاشانه و دیار خود را رها کرده و به جای مجاورت در کنار مکه و مدینه به بیت المقدس می‌آمده و این سوالی بسیار مهم است. می‌توانیم پاسخ آن را در عبارتی که احیاناً در شرح احوال علمای مجاور مسجد الاقصی آمده بیابیم به طوری که در توصیف یکی از آنان آمده است که مجاورت مسجد الاقصی به نیت نگهبانی از این مکان مقدس و جهاد پیرامون آن برای جلوگیری از تهاجم بیگانگان است.

 

ناملایمات سخت

قدس با توجه به قرار گرفتن مسجد الاقصی در مرکز آن به داشتن جایگاه دینی و علمی شهرت دارد اما با این حال تاریخ آن نشان می‌دهد که این شهر دارای شرایط ممتاز سیاسی بوده به نحوی که سلیمان بن عبد الملک (متوفی ۹۹هـ/۷۱۹م) را به انتقال پایتخت خلافت اسلامی به قدس واداشته است.

شمس الدین الأسیوطی مورخ مسجد الاقصی در «إتحاف الأخِصّا» آورده است: خلیفه سلیمان به بیت المقدس آمده و هیئت‌های گوناگون برای بیعت با وی به این شهر وارد شدند، سلطان در زیر گنبدی در صحن مسجد الاقصی و در نزدیکی قبه الصخره می‌نشست و فرش‌هایی برای وی پهن شده که بر آنها متکاها و صندلی‌هایی قرار داشت که بر آنها نشسته و به مردم اجازه ورود داده می‌شد و آنان نیز بر آن صندلی‌ها و متکاها می‌نشستند. در کنار سلطان نیز وزرا و مقداری پول قرار داشت، سلطان برای اقامت در بیت المقدس و منزل قرار دادن آن و جمع آوری اموال و مردم در آن اهتمام داشت.

اگرچه مسئله تعیین بیت المقدس به عنوان پایتخت جهان اسلام عملاً میسر نگردید اما مسلمانان آن را پایتخت عزت و کرامت خود قرار داده و شرایط این شهر را شاخصی برای سنجش عزت و شرف خود تعیین کردند. تا جایی که بنابر نقل احمد بن یوسف القرمانی (متوفی ۱۰۱۹هـ/۱۶۱۰م) در سال ۴۵۲ هجری/۱۰۶۱ میلادی قبه الصخره جایگاه خود را از دست داده و مسلمانان از گرد آن متفرق شدند.

اما ترس آنان دور از واقعیت نبود زمانی که صلیبی‌ها پس از کمتر از نیم قرن بعد قدس را اشغال کردند و قتل و آزار و اذیت را به مردم این شهر تحمیل نمودند تا جایی که حتی مورخین صلیبی را نیز به تعجب واداشته است، کسانی که در اینجا به ارائه برخی شهادت‌های آنها در مورد اقدامات و شیوه‌هایی که صلیبیان در حق مردم قدس و مقدسات آنها روا داشتند بسنده می‌کنیم، مقدساتی که همواره هدف بیگانگان و نقطه درگیری مذهبی دائم با تمدن غرب بوده است.

ویل دورانت مورخ آمریکایی در حوزه تمدن‌های گوناگون (متوفی ۱۴۰۲هـ/۱۹۸۱م) در کتاب خود به نام «داستان تمدن» به نقل از یکی از شاهدان عینی می‌نویسد: ریموند اجیلی (متوفی پس از ۴۹۲هـ/۱۰۹۹م) از کشیشان مسیحی و از شاهدان عینی ماجرا می‌گوید ما شاهد چیزهای عجیبی بودیم سر بسیاری از مسلمانان قطع شد و تعداد دیگری از آنان با سنگسار کشته شدند یا برخی دیگر را مجبور کردند که خود را از بالای برج ها به پایین بیاندازند و عده دیگری را چند روز شکنجه داده و سپس در آتش سوزاندند، در خیابان‌ها می‌توانستی تپه‌هایی از سرها و دستان و پاهای انسان‌ها را مشاهده کنی، انسان وقتی می‌خواست با اسب خود در خیابان‌ها و کوچه‌ها حرکت کند باید از میان اجساد مردان و اسب‌ها عبور می‌کرد.

ویل دورانت در کتاب خود افزود: دیگر مورخان معاصر نیز جزئیات دقیق‌تر و قابل استنادتری در این خصوص ارائه کرده‌اند. آنان می‌گویند زنان با ضربات شمشیر و دیگر حربه‌های جنگی به قتل رسیده‌اند، نوزادان شیرخوار از پا گرفته و از پستان‌های مادرانشان جدا کرده و آنها را از بالای دیوار به پایین پرتاب کرده‌اند یا سر آن‌ها را با ضربه‌ای عمدی خورد کرده اند، ۷۰ هزار مسلمانی که در شهر باقی مانده بودند را سربریدند و یهودیانی که زنده مانده بودند و به کنیسه خود پناه بردند نیز در حالی که همچنان زنده بودند در همان کنیسه به آتش کشیده شدند.

 

پرچمدار شرافت و سربلندی

خوب است در تصدیق سخن این شاهد صلیبی روایت ابن العربی در خصوص قتل زن عالم شیرازی و حدود هزار زن دیگر از شاگردان وی که از مسجد الاقصی نگهبانی می‌کردند و ۳ هزار نفر از عالمان و عابدان و نیکان روزگار که زینت رواق‌ها و جای جای این مکان مقدس بودند را یادآوری کنیم. همچنین نقل تاریخی ابن اثیر (متوفی۶۳۰هـ/۱۲۳۳م) مورخ مشهور نیز در این خصوص شنیدنی است که می‌گوید: صلیبی‌ها بیش از ۷۰ هزار نفر را در مسجد الاقصی به قتل رساندند که در میان آنها جمع کثیری از امامان مسلمین، علما، زهاد و عابدان بودند، کسانی که شهر و دیار خود را رها کرده و در کنار این مکان شریف اقامت داشتند.

اما در خصوص هتک حرمت مسجد الاقصی و دیگر بخش‌های آن توسط صلیبیان اطلاع از عملکرد آنان در سومین اشغال قدس شریف در سال ۶۳۷هـ/۱۲۳۹م برای ما کافی است که از اقدامات متجاوزانه آنان در اشغال اول این شهر از شدت کمتری برخوردار است. در این مورد ما شهادت موثق ابن واصل حموی را داریم که در عصر اشغال سوم در قدس زندگی می‌کرده و در کتاب «مفرج الکروب» مشاهدات خود از شهر قدس در سال ۶۴۱هـ/۱۲۴۳م را اینگونه توصیف می‌کند: وارد بیت المقدس شدم و دیدم راهبان و کشیشیان بر روی صخره مقدس ایستاده‌اند در حالی که بطری‌های شراب برای به جای آوردن رسم قربانی در دست داشتند، وارد مسجد جامع الاقصی شدم و در آن زنگی آویزان بود و سر دادن اذان و اقامه در حرم شریف ممنوع و در آن به نشر و بیان کفریات اشتغال داشتند.

از دوران قدیم اشغال بیت المقدس برای مسلمانان نوعی ذلت به شمار می‌رفته است – در حالی که بر اقدام دشمن علیه این شهر سکوت می‌کردند – به ویژه برای حاکمان مسلمان که نوع جنگیدن و بی تفاوتی آنان منجر به اشغال چند باره این شهر گردید. دو مورد از این اشغالگری‌ها به دلیل تسلیم داوطلبانه در برابر اشغالگران بوده است که در یک دهه در سال‌های ۶۲۶هـ/۱۲۲۹م و ۶۳۷هـ/۱۲۳۹م اتفاق افتاده است. ابن اثیر در خصوص یکی از اشغالگری‌ها و تاثیر آن در روحیه مسلمانان در آن زمان نوشته است: صلیبیان قدس را تحت اختیار گرفتند و مسلمانان آن را امری بزرگ به حساب آوردند و به همین دلیل دچار ضعف و دردی غیر قابل توصیف شدند، خداوند فتح قدس و بازگشت مجدد آن به مسلمانان را آسان گرداند.

 

توجهات احیاگر

از این جهت تاریخ اسامی پادشاهی که موفق و مشرف به آزادی مسجد الاقصی شده‌اند را به ثبت رسانده است که در راس آنها صلاح الدین ایوبی قرار دارد، کسی که مسجد الاقصی را نقطه مرکزی برای پروژه آزاد سازی تمام منطقه – و نه تنها شهر قدس – از اسارت صلیبیان قرار داد. ابر اثیر تاکید دارد همین ویژگی صلاح الدین باعث شده تا در طول قرون و اعصار و گذر روزها از وی به نیکی یاد شود.

جایگاه مسجد الاقصی پس آزادی در قلوب مسلمانان تحکیم شد. این مسئله در اولین لحظات پس از بازپس‌گیری قدس از متجاوزان صلیبی و در «خطبه فتح» ایراد شده توسط قاضی القضاه محیی الدین ابن الزکی الشافعی (متوفی ۵۹۸هـ/۱۱۰۵م) خود نمایی کرد. بر اساس نقل العلیمی این خطبه در حضور صلاح الدین و مصادف با اولین نماز جمعه پس از آزادی مسجد الاقصی قرائت شد و این مکان مقدس به اولین قبله، دومین مسجد و سومین حرمی که باید پس از دو مسجد زیارت شود توصیف گردید. العلیمی افزود پس از صلاح الدین نیز جانشینان وی از پادشاهان بنی ایوب در ساخت بناهای زیبا در مسجد الاقصی از سرآمدان روزگار بودند.

مورخین همچنین تاکید دارند که پادشاهان ممالیک – که وارثان سلسله ایوبیان بوده‌اند – نیز توجه ویژه‌ای به مدیریت و بخش‌های مختلف مسجد الاقصی داشته‌‌‌اند. آنان مشروعیت حکومت خود را با خدمت به ساکنان قدس و دفاع از این شهر مربوط دانسته و برای تثبیت این گزاره در افکار عمومی زمان خود تلاش می‌کردند. توجه به جایگاه مسجد الاقصی تا حدی برای ممالیک اهمیت داشت که سنت قرائت احکام پادشاهی در مسجد الاقصی به امری ریشه‌دار تبدیل شده و اشخاص معینی برای انجام این وظیفه گمارده می‌شدند. از جمله این افراد شیخ شمس الدین محمد القمری المؤذن الشافعی (متوفی ۸۷۵هـ/۱۴۷۰م) است که العلیمی در مورد آن این گونه حکایت کرده است که «دستورات و احکام واصله از پادشاه را بر روی سکوی مخصوصی در مسجد الاقصی قرائت می‌کند.»

این پادشاهان زمانی که تصمیمات مهم و عادلانه‌ای اتخاذ می‌کردند دستور می‌دادند آن را بر سنگ مرمر منقوش کرده و به دیوار مسجد الاقصی آویزان کنند تا بیانگر اهمیت تصمیم اتخاذ شده نزد آنان و الزام آور بودن آن برای والیان و مردم باشد. العلیمی در این رابطه آورده است که «سلطان برقوق مملوکی مالیات‌ها، دادخواست‌ها و هزینه‌هایی که حاکمان پیش از صدارت وی در قدس شریف وضع کرده بودند را باطل کرده و دستور داد آن بر سنگ مرمر منقوش نموده و به درب غربی باب الصخره آویزان کنند.

فرزند و جانشین برقوق، ناصر فرَج (متوفی ۸۱۵هـ/۱۴۱۲م) نیز که تمایل داشت مدیریت مسجد الاقصی را از اختیارات حاکم قدس جدا نماید چنین کرد. وی دستور داد حکم مربوطه را بر روی سنگی منقوش کرده و آن را به دیوار داخلی سمت راست باب السلسله آویزان کنند و متن حکم ناصر فرج که معمولاً با جملاتی کوتاه بیان می‌شد چنین بود: حاکم قدس دیگر بر حرمین شریفین (مسجد الاقصی و مسجد ابراهیمی در الخلیل) نظارت نخواهد داشت.

در دوران عثمانی قدس و مسجد الاقصی یکی از پر شکوه‌ترین دوره‌های خود را گذارنده است. دکتر احمد حسین الجبوری در کتاب خود به نام «القدس فی العهد العثمانی (۱۵۱۶-۱۶۴۰م)» آورده است پس از آنکه سلطان سلیم اول (متوفی ۹۲۶هـ/۱۵۲۰م) منطقه شام را به کشور خود ضمیمه کرد در مسیر سفر به مصر در اواخر سال ۹۲۲هـ/۱۵۱۷م وارد قدس شده و از آن بازدید کرد. هنگام ورود پادشاه عثمانی به قدس علما، حکما، متدنین و شیوخ عرب شهر قدس از وی استقبال کرده و کلید مسجد الاقصی و قبه الصخره شریف را به ایشان اعطا کردند. پادشاه عثمانی در حالی که خداوند را سجده کرده و تسبیح گوی حضرت حق بود گفت: سپاس و ستایش مخصوص خداست و من امروز حامی قبله اول مسلمانان هستم … و در مسجد الاقصی شدیداً گریه کرد.

الجبوری در ادامه می‌نویسد قدس در زمان حکومت سلطان سلیمان قانونی (متوفی ۹۷۴هـ/۱۵۶۶م) جانشین سلطان سلیم اول در رفاه کامل بوده و یکی از درخشان‌ترین روزهای خود در عهد عثمانی را پشت سر گذاشت. چرا که قدس مورد توجه ویژه سلطان قرار گرفته و این شهر به طور گسترده مورد بازسازی قرار گرفت. از جمله مهمترین اقدامات سلطان سلیمان قانونی مرمت قبه الصخره در سال ۹۴۹هـ/۱۵۵۲م بوده است.

الجبوری می‌افزاید هنگامی که نهاد فتوا در قدس و مسجد الاقصی از سلیمان قانونی حمایت کرد این پادشاه عثمانی با صدور فرمانی ویژه جایگاه این اماکن مقدس را برتری بخشید. سلیمان قانونی در سال ۹۴۴هـ/۱۵۳۷م با صدور فرمانی دستور داد نیروهای نظامی حق ورود به قدس را نداشته و مسئله امنیت این شهر و کنترل آن را به یک یگان مستقل نظامی متشکل از نظامیان نخبه‌ واگذار کرد و انتخاب افراد آن را نیز در اختیار مفتی قدس قرار داد..

منبع:شبستان

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار