تاریخ انتشار :

انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی منتشر کرد:

انتشار کتاب لبخند ادواردو؛ نوشته بانوی رهیافته فرانسوی ویژه گروه سنی کودکان

چشم‌های بابابزرگ دوباره خیس شد. بغلش کردم و اشک وسط لُپش را پاک کردم. بابابزرگ گفت: «یک روز ادواردو آمد ایران و از امام رضا خواست که پدرش با او مهربان‌تر شود و به دینش احترام بگذارد. پدرش هم مهربان‌تر شد، ولی زورش به بقیه نرسید. این‌ها نمی‌خواستند که این همه ثروت به یک مسلمان برسد و ادواردو را شهید کردند.»

به گزارش رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)  ادواردو، فرزند سناتور آنیلی، شخصیت‌ مطرح و بانفوذ ایتالیا بود که پس از اینکه مسلمان می‌ شود و بعد از تهدید و فشارهای بسیار، حاضربه تغییر عقیده خود نمی ‌شود، او را مظلومانه به شهادت می‌ رسانند. این مولتی میلیاردر ایتالیایی که بعد از تشرف به دین اسلام نام خود را مهدی گذاشت و به تمام ثروت و قدرت وموقعیتی که هیچکس حتی در خواب هم نمیبیند داشته باشد پشت پا زد. موسسه رهیافتگان (انجمن شهید ادواردو آنیلی) که برای معرفی و الگو سازی این جوان مهدوی سالهاست تولیدات و برنامه های مختلفی داشته است این بار در قالب کتابی داستان وار برای کودکان اقدام کرده است تا به زبانی ساده و روان این شهید بین المللی و سرباز امام زمان را معرفی کند.

کتاب« لبخند ادواردو» نوشته کلرژوبرت بانوی رهیافته فرانسوی و تصورگری مرضیه صادقی در همین رابطه برای گروه سنی ب نوشته و تصویرگری شده که توسط انتشارات عهد مانا به چاپ رسیده است. کتاب « لبخند ادواردو» که یکی از آثار تولیدی این موسسه بین المللی است سعی دارد به زبانی ساده به بخش کوتاه از زندگی پرفراز و فرود و پر از مشکلات شهید آنیلی بپردازد آ در قالب دوست بابابزرگ کودکی که برای نوه اش سرگذشت او تعریف می شود .

در بخشی از کتاب می خوانیم: چد روز پیش خانم معلم گفت: یک عکس انتخاب کنید و هرچه دوست دارید در موردش بنویسید.» بچه ها شلوغ کردند و هی سوال کردند: خانم اجازه؟ عکس چی؟ عکس کی؟…» من به یاد یک عکس افتادم: همان عکس دوست بابابزرگم روی دیوار اتاقش. همان که وسط این همه عکس، لبخند نمی زند و بابابزرگ قول داده بود یک روز داستانش را برای من تعریف کند….

و یا در برشی دیگر؛
چشم‌های بابابزرگ دوباره خیس شد. بغلش کردم و اشک وسط لُپش را پاک کردم. بابابزرگ گفت: «یک روز ادواردو آمد ایران و از امام رضا خواست که پدرش با او مهربان‌تر شود و به دینش احترام بگذارد. پدرش هم مهربان‌تر شد، ولی زورش به بقیه نرسید. این‌ها نمی‌خواستند که این همه ثروت به یک مسلمان برسد و ادواردو را شهید کردند.»
دلم برای ادواردو خیلی سوخت…

کتاب «لبخند ادواردو»
ناشر عهد مانا
نویسنده کلر ژوبرت
تصویرگر مرضیه صادقی
سال نشر : ۱۳۹۹
تعداد صفحات : ۲۴

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار