تاریخ انتشار :

اصول کافی معتبرترین کتاب «حدیثی» شیعه

منطق شیعه در رفتار با کتابهای حدیثی

هر چند مرحوم کلینی برترین محدث تاریخ شیعه است؛ اما معصوم از خطا نبوده و این امری طبیعی و مطابق با عقل است. بنابراین شیعه بعد از قرآن هیچ کتابی را به طور مطلق صحیح نمی داند و این حُسن و واقع بینی شیعه را می رساند. البته از نظر شیعه بیشتر روایات اصول کافی صحیح است و همانها تفسیر قرآن شمرده می شود.

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )  پایگاه اطلاع اطلاع رسانی حضرت ایت الله مکارم اینگونه به این پرسش  پاسخ داده است:

س:آیا بیشتر روایات اصول کافی ضعیف دانسته شده است؟ اگر چنین است، چرا شیعه آن را تفسیر قرآن می داند؟!

پاسخ اجمالی:

بی شک اصول کافی معتبرترین کتاب «حدیثی» شیعه است. امّا شیعه بجز «قرآن کریم» هیچ کتابی را به طور «مطلق» صحیح نمی داند و این از محسّنات شیعه است. هر چند مرحوم کلینی برترین محدّث تاریخ شیعه است؛ اما معصوم از خطا نبوده و این امری طبیعی و مطابق با عقل است.
سؤال اینجاست که چرا اکثر اهل سنّت به صحیح بخاری «اعتماد مطلق» دارند؟! در حالی که در میان روایات این کتاب علاوه بر حدیث ضعیف و شاذّ، حدیث جعلی نیز وجود دارد. از لحاظ متن نیز روایاتی دارد که خلاف تعلیمات قرآن و در حق رسول خدا(ص) توهین بار است!


پاسخ تفصیلی:

مرحوم ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینی(رحمه الله علیه) اهل روستای کلین در اطراف ری و تهران، و در خانواده ای عالم متولد شده اند. پدرشان از علما و مادرشان از یک خانواده جلیل القدر بوده است، دایی ایشان نیز از علما شیعه به حساب می آمده است، مرقد مطهر پدر ایشان در کلین و مورد زیارت و احترام بسیار در نزد شیعیان است و مرقد خودم مرحوم کلینی در بغداد قرار دارد.(۱)

 

جایگاه مرحوم کلینی در نزد علمای شیعه

مرحوم کلینی جایگاه ویژه ای در میان علمای شیعه، دارد؛ چنانکه مرحوم شیخ طوسی در کتاب «الفهرست» به آن تصریح می کند: «محمد بن یعقوب الکلینی، یکنى أبا جعفر، ثقه، عارف بالاخبار»(۲)؛ (محمدبن یعقوب کلینی ملقب به اباجعفر، مورد اطمینان است و شناخت بر روایات دارد).

شهید ثانی از علمای شیعه در کتاب «رسائل» خویش در باره ایشان چنین می نویسد: «شیخ مبارک و جلیل القدر، رییس مذهب، ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی از اساتید خودش که در کتاب کافی، کتابی که مانند او از حیث جمع آوری و تنظیم و چینش ابواب در دنیا وجود ندارد و آنرا در طول ۲۰ سال نوشته است، روایت کرده است. خداوند تبارک و تعالی سعی ایشان را مشکور بدارد و اجر جزیل به ایشان دهد».(۳)

شیخ بهایی درباره ایشان چنین می نگارد: «و اما کتاب کافی، تالیف ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی رازی، شخصیتی مولف و مورد اعتماد در اسلام که خداوند مرقد ایشان را معطر بگرداند در مدت ۲۰ سال این کتاب را جمع آوری کرده است».(۴)

مرحوم محمد تقی مجلسی نیز در کتاب «لوامع صاحبقرانی» این گونه درباره ایشان می نویسد: «رئیس حدیث گویان و مورد اطمینان در اسلام کسی که بین خاص و عام، بین همه، مورد بزرگداشت و تجلیل است، محمد بن یعقوب کلینی رازی».(۵)

 

جایگاه کافی در نزد علمای شیعه

هرچند هیچ یک از علما و دانشواران شیعه معتقد به صحت، صد در صد کتاب شریف کافی نیستند؛ اما آن را با الفاظی متعددی مورد توصیف و ستایش قرار داده اند: شهید ثانی در شرحی لعمه دمشقیه کتاب کافی را چنین توصیف می کند: «بزرگترین اثری که محمد یعقوب کلینی بعد از خودشان به جا گذاشته اند این موسوعه حدیثی بزرگشان است که نامش «الکافی» است، هم در بحث اصول و هم در فروع (اعتقادی)؛ تالیف الکافی از باب جمع احادیث و باب بندی و تنظیم ابواب فقه و اصول، در نوع خودش یک کتاب ویژه است…».(۶)

محقق علی بن عبد العالی محقق ثانی نیز کتاب کافی را از بزرگ ترین کتاب های حدیث شیعه می داند و چنین آن را توصیف می کند: «کتاب بزرگ که در حدیث نوشته شده است و به اسم کافی نامگذاری شده است، مانند آن را کسی نوشته است… در این کتاب احادیث شرعی و اسرار دینی وجود دارد که در غیر آن نمی توان یافت».(۷)

شیخ مفید نیز کتاب کافی را برترین کتاب شیعه می داند و چنین آن را مورد توصیف قرار می دهد: «کافی از برترین کتاب های شیعه است که بیشترین فایده را می توان از آن برد».(۸)

 

منطق شیعه در رفتار با کتابهای حدیثی

مطالب یاد آوری شده شمه ای از گفتار علما در باره مرحوم کلینی و کتاب شریف ایشان کافی می باشد و چنانکه ملاحظه شد، هیچ یک از علمای شیعه معتقد به صحت، صد در صد کتاب شریف کافی نیستند. زیرا هر چند مرحوم کلینی برترین محدث تاریخ شیعه است؛ اما معصوم از خطا نبوده و این امری طبیعی و مطابق با عقل است. بنابراین شیعه بعد از قرآن هیچ کتابی را به طور مطلق صحیح نمی داند و این حُسن و واقع بینی شیعه را می رساند. البته از نظر شیعه بیشتر روایات اصول کافی صحیح است و همانها تفسیر قرآن شمرده می شود.

 

بخاری صحیح ترین کتاب اهل سنت!

برخلاف شیعه، بیشتر اهل سنّت صحیح بخاری را کاملا صحیح می دانند؛ ابن حجر عسقلانی می گوید: «اسماعیلى از بخارى روایت کرده است که بخارى گفت: در این کتاب نیاورده‌ام مگر حدیث صحیح را … و ابراهیم بن معقل نسفى گفته است: از محمد بن اسماعیل(بخاری) شنیدم که مى گفت: در این کتاب جامع (صحیح بخاری) چیزى را وارد نکردم مگر آنچه که صحیح بوده است…».(۹) در حالی که در همین کتاب که اهل سنت ادعای صحت کامل آن را دارند، و آن را صحیح ترین کتاب بعد قرآن کریم می دانند، علاوه بر اینکه احادیث ضعیف و شاذ یافت می شود، مطالبی خلاف عقل و خلاف معارف قرآن کریم موجود می باشد.

آلبانی حدیث شناس معروف اهل سنت معتقد است در صحیح بخاری و مسلم احادیث شاذ و غیر صحیح نیز وجود دارد و چنین می گوید: «اگر کسی اعتقاد به صحت تمام روایات بخاری و مسلم داشته باشد تعصب کور کورانه او را می رساند».(۱۰)

در کتاب بخاری روایاتی یافت می شود که عقیده به «تجسیم» خدا را می رساند؛ از جمله چنین روایت شده است که خداوند در قیامت برای شناخته شدنش ساق پایش را به همگان نشان می دهد؛ ابوسعید خدری به نقل از نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) در این باره چینین می گوید: «… یقول یَکْشِفُ رَبُّنَا عن سَاقِهِ فَیَسْجُدُ له کُلُّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ ویبقى کُلُّ من کان یَسْجُدُ فی الدُّنْیَا رِیَاءً وَسُمْعَهً فَیَذْهَبُ لِیَسْجُدَ فَیَعُودُ ظَهْرُهُ طَبَقًا وَاحِدًا»(۱۱)؛ ([روز قیامت] پروردگار ما ساقش را برهنه می نماید و همه مردان و زنان مؤمن، برایش سجده می کنند. ولی کسانی که در دنیا به قصد ریاء و شهرت، سجده می کردند، می خواهند سجده کنند اما پشت شان مانند یک سینی [سخت] می شود. [در نتیجه، نمی توانند سجده کنند]).

این خدایی که بخاری معرفی می کند صاحب جسم و شبیه انسان است؛ از آنجایی که خدا قبل از انسان وجود داشته، پس انسانها شبه خدا خواهند بود! در حالی که خداوند در آیه ۱۱ سوره مبارکه شورا می فرماید: «لیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیر»؛ (هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست).

همچنین در کتاب بخاری روایاتی وجود دارد که شأن پیامبر اسلام را پایین می آورد و در حق ایشان توهین روا می دارد؛ مثلا در روایتی آمده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در منظر عموم مردم لخت و عریان ظاهر می شد!!!

از جابر بن عبدالله انصاری در این باره چنین نقل شده: «…أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کان یَنْقُلُ مَعَهُمْ الْحِجَارَهَ لِلْکَعْبَهِ وَعَلَیْهِ إِزَارُهُ فقال له الْعَبَّاسُ عَمُّهُ یا بن أَخِی لو حَلَلْتَ إِزَارَکَ فَجَعَلْتَ على مَنْکِبَیْکَ دُونَ الْحِجَارَهِ قال فَحَلَّهُ فَجَعَلَهُ على مَنْکِبَیْهِ فَسَقَطَ مَغْشِیًّا علیه فما رؤی بَعْدَ ذلک عُرْیَانًا»(۱۲)؛ (رسول الله(ص) [قبل از بعثت] هنگام تعمیرکعبه، همراه سایر قریش، سنگ‏ها را بر دوش خود حمل می ‏کرد، آنحضرت در آن هنگام، ازار پوشیده بود. عباس عموی رسول الله(ص)؛ فرمود: برادر زاده! چقدر خوب است، اگر ازارت را باز کنی و آن را زیر سنگها و روی شانه ات بگذاری، راوی می ‏گوید: رسول الله(ص) ازار خود را باز نمود و آنرا روی شانه های خود نهاد. سپس بیهوش به زمین افتاد. و بعد از آن، هرگز برهنه دیده نشد)!!!

پی نوشت:
(۱). اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، تصحیح وتعلیق: علی اکبر غفاری، دارالاسلام، تهران، ۱۳۶۳، چاپ پنجم، ج ۱، ص۱۰ – ۱۴.

(۲). الفهرست، الطوسی، أبو جعفر محمد بن الحسن(الوفاه:۴۶۰ هـ ق)، تعلیقه: آل بحر العلوم، علامه سید محمد صادق، الشریف الرضی، قم، ایران، بی تا، ص۱۳۵.
(۳). رسائل الشهید الثانی، الشهید الثانی، زین الدین بن علی بن احمد عاملی(الوفاه:۹۶۵هـ ق)، تحقیق: المختاری، رضا، مرکز النشر التابع لمکتب الإعلام الإسلامی، قم، ایران، ۱۳۸۰ هـ ش، الطبعه الأولى، ج ۲، ص۱۱۵۳.
(۴). الحبل المتین(ط.ق)، الشیخ البهایی العاملی، بهاءالدین محمد بن حسین عاملی(الوفاه:۱۰۳۱هـ ق)، بی نا، بی تا، ص ۷.
(۵). لوامع صاحبقرانى(شرح الفقیه)،المجلسی، محمد تقی(الأول)(الوفاه:۱۰۷۰هـ ق)، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم – ایران، ۱۳۷۳هـ ش، الطبعه الأولى، ج ۲، ص ۱۰۸.
(۶). الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، الشهیدثانی زین‌الدین بن علی بن احمد عاملی الجبعی(الوفاه:۹۶هـ ق)، تحقیق: کلانتر، السید محمد، منشورات جامعه النجف الدینیه، ۱۳۸۶ و ۱۳۹۸هـ ق، الطبعه الأولى و الثانیه، ج ۱، ص ۴۸.
(۷). الکافی، همان، ج ۱ ، ص ۲۷.
(۸). تصحیح اعتقادات الإمامیه، البغدادی، الشیخ المفید، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبی عبد الله العکبری،(الوفاه:۴۱۳هـ ق)، تحقیق: درگاهی، حسین، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، بیروت – لبنان، الطبعه الثانیه، ۱۴۱۴هـ ق/ ۱۹۹۳م، ص ۷۰.
(۹). فتح الباری شرح صحیح البخاری، العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل(الوفاه:۸۵۲هـ ق)، هدی الساری مقدمه، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، محب الدین الخطیب، دار المعرفه، بیروت، ۱۳۷۹هـ ق، ج۱، ص۷.
(۱۰). السلسله الصحیحه، محمد ناصر الدین الألبانی، بی نا، بی تا، ج۶، ص۳۹.
(۱۱). صحیح البخاری، البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل((الوفاه:۲۵۶هـ ق)، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه الثالثه، ۱۴۰۷هـ ق/۱۹۸۷م، ج۴، ص۱۸۷۱.
(۱۲). همان، ج ۴، ص ۱۴۳.

منبع: شفقنا

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار