تاریخ انتشار :

ضحاک بن عبدالله

ماجرای جالب یاری کردن مشروط یکی از یاران امام حسین علیه السلام در روز عاشورا

ضحاک دعوت امام را مشروط قبول کرد و گفت: «من هم فردی عیالوارم و به مردم مقروض هستم؛ اما اگر به من اجازه دهی، هنگامی که هیچ جنگجویی -در کنارت- نیافتم، بازگردم و فقط تا آنجا برایت بجنگم

به گزارش رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان)  ضحاک بن عبدالله به همراه مالک بن نضر ارحبی، در میانه راه کاروان حسینی به سوی کوفه، با امام حسین (ع) ملاقات کردند. امام حسین (ع) آن دو نفر را به یاری خود خواند، وقتی آنان عذر خواستند امام (ع) علت عدم همراهی‌شان را جویا شد.

مالک بن نضر گفت: من بدهی و نان‌خور دارم. اما ضحاک دعوت امام را مشروط قبول کرد و گفت: «من هم فردی عیالوارم و به مردم مقروض هستم؛ اما اگر به من اجازه دهی، هنگامی که هیچ جنگجویی -در کنارت- نیافتم، بازگردم و فقط تا آنجا برایت بجنگم که برایت سودمند باشد و بتوانم از تو دفاع کنم.» امام (ع) پذیرفت.

او در روز عاشورا، دلیری به خرج داد و امام بارها او را تشویق و دعا فرمود. چون جمله یاران امام حسین (ع) – جز سوید بن عمر و بشیر بن عمرو – به شهادت رسیدند، او نزد حضرت آمد و شرط پیشین خود را یادآور شد و از ایشان اجازه بازگشت خواست، امام هم آزادش گذاشت.

داستان فرار ضحاک از این قرار است که ابن عبدالله به خدمت حضرت رسید وعرض کرد: “یابن رسول اللّه (ص )! می دانی که بین من وشما شرطی بود وآن اینکه از شمادفاع کنم مادام که یـارانـی داشته باشی وچون بی یاور شدی وماندن من برای شمافایده ای نداشته باشد, در رفتن از میدان جنگ آزاد باشم.” امام (ع) فرمود: درسـت مـی گـویـی اما چگونه می توانی خودرا از اینجا نجات بدهی، اگرمی توانی برو که از طرف من آزاد هستی.

ضـحـاک بن عبداللّه به طرف اسبش رفت وچون عمر بن سعد اسبان را پی می کرد وی اسب خـودرا در وسـط خیمه‌ها بسته بود وپیاده جنگ می‌کرد که دو نفررا کشت ودست دیگری را قطع کرد. آن روز حضرت چندین بار فرمود: “دستت شل مباد! خداوند متعال از اهل بیت پیامبر(ص ) جزای خیر یه تو عنایت کند”. ضحاک بن عبدالله می‌گـویـد: “سوار بر اسب شدم وحرکت کردم. ناچار لشکریان دشمن به من راه دادند تا از صف آنان بـیرون آمدم اما پانزده نفر مرا تعقیب کردند تا در قریه “شفیه” نزدیک فرات مرا یافتند. کثیر بن عبداللّه وایوب بن مشرح مرا شناختند وگفتند این شخص پسر عموی ماست , لذا خداوند مرا از دست آنان نجات داد.”

نکته جالب در مورد ضحاک این است که اگرچه درلحظه آخر از صحنه کربلا گریخت و از سعادت شهادت همراه امام(ع) محروم ماند اما پس از فرار به یکی از راویان مشهور کربلا تبدیل شد. در واقع، ضحاک از محدثین و گزارشگران واقعه کربلا در کوفه است.

منبع: البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۱۹۷؛ الطبری، پیشین، ص۳۰۵۰- ۳۰۵۱؛ ابن اثیر، پیشین، ج۴، ص۷۳٫

https://eitaa.com/DastaneRastan_ir

اشتراک گذاری :

آخرین اخبار