کارملو کوکو
مرد جوان ایتالیایی که توسط قران شفا گرفت و مسلمان شد

تصمیم گرفتم به همراه یکی از دوستانم به مشهد بیایم و از نزدیک با اسلام و مسلمانان آشنا شوم.

   به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) ظهر روز پنجشنبه ۲۰ دی ماه، آقای کارملو با حضور در حرم مطهر علی بن موسی الرضا (ع) و گفتن شهادتین به دین مبین اسلام گروید. ایشان علت تشرف خود را این گونه بیان کرد: من مسیحی بودم و شناختی نسبت به اسلام نداشتم. در محل کار خود که به عنوان سرآشپز کار می کردم گاهی صدای اذان مسلمانان را می شنیدم و با شنیدن آن احساس آرامش به من دست می داد، ولی هیچ گاه فکرش هم را هم نمی کردم که یک روز بخواهم مسلمان شوم.

تا اینکه با یک دانشجوی دختر ایرانی آشنا شدم و به ایشان علاقمند شدم و دوست داشتم که با او ازدواج کنم اما وقتی فهمیدم که برای ازدواج باید مسلمان شوم با خودم گفتم اصلا چرا باید برای ازدواج مسلمان شوم، اصلا شاید نباید ازدواج کنم چون نمی خواهم مسلمان شوم ولی بعد اتفاقی افتاد که همه چیز را تغییر داد. یک روز تصادف کردم و دچار سکته مغزی شدم. زمانی که در بیمارستان در حالت کما بودم آن خانم در کنار تختم قرآنی به دست داشته و بالای سر من قرآن می خوانده. من در خوابی که در همان ایامی که در کما بودم دیدم صدای قرآنی که دوستم می خواند را می شنیدم و به من آرامش می داد. همراهانم تعریف می کردند که اولی که به بیمارستان رفته بودم دکترها گفته بودند که این زنده نمی ماند ولی بعد از یک هفته که حالم خیلی خوب می شود دکترها گفتند معجزه شده و حالش خیلی بهتر شده و هنگام ترخیص از بیمارستان دکتر بخش می گوید: من نمی دانم شما چکار کردید ولی هر چه که بود مربوط به کتابی که بالای سرش می خواندید بود چون از لحاظ پزشکی ایشان زنده نمی ماند. همین واقعه علت اصلی تشرف من به اسلام بود چون با دیدن این نشانه مصمم شدم که هم مسلمان شوم و هم با آن خانم ازدواج کنم.
وی بعد از تشرف به اسلام اسم رضا را به عنوان اسم جدید خود انتخاب کرد و در مورد احساسش در حرم امام رضا (ع) گفت که بودن در حرم به او آرامش می دهد و عاشق معماری حرم است چون معلوم است که با عشق و علاقه ساخته شده است.

در پایان از ایشان درخواست شد که جمله ای برای کسانی که مشتاقند مسلمان شوند بگوید که در جواب گفت: به قلبشان گوش کنند. کمی بعد با تأمل گفت: البته برای من یک حالت معجزه ای پیش آمد ولی برای بقیه نمی دانم چه بگویم.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: