قرقیزستان
دومین کنفرانس بین المللی اسلام در کشور سکولارقرقیزستان

دومین کنفرانس بین المللی اسلام در اقامتگاه دولتی آلاآرچا در کشور سکولارقرقیزستان برگزار شد.

   به گزارش رهیافته (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان) دومین کنفرانس بین المللی اسلام در اقامتگاه دولتی آلاآرچا در کشور سکولارقرقیزستان برگزار شد. در این کنفرانس که با حضور کارشناسان بیش از ۲۰ کشور برگزار شد، سورانبای جئین بیک‌اف، رئیس جمهور قرقیزستان شرکت و سخنرانی کرد. شرکت کنندگان این همایش موضوعات مدل ها و تجارب آموزش مذهبی؛ پوشش مسائل دینی از رسانه های گروهی و اینترنت؛ نقش زنان فعال مذهبی در جامعه امروز؛ نقش و جایگاه جوانان در یک جامعه مدرن چند فرهنگی و…  را مورد بحث و بررسی قرار دادند.

رئیس جمهور قرقیزستان گزارشی از وضعیت مذهبی در قرقیزستان و سیاست دولت در زمینه مذهبی ارائه داد. وی گفت: در قرقیزستان مشکلات زیادی در زمینه روابط متقابل دولت و دین انباشته شده که نتایج مباحث این کنفرانس می تواند به حل و فصل آنها کمک کند.

جئین بیک‌اف با اشاره به وضعیت برخورد و تعامل متقابل دین و دولت در جهان امروز گفت: برخی از کشور ها از موضع عدم دخالت دین در امور دولت حمایت می کنند ولی برخی دیگر از دولت ها یک دین یا یک مذهب را بر دیگر ادیان و مذاهب ترجیح می دهند و آن را در سطح دین و مذهب دولتی و رسمی بالا می برند. در بیش از ۲۵ کشور جهان دین اسلام از وضع رسمی و دولتی برخوردار است.

جئین بیک‌اف همچنین پیشنهاد کرد در قرقیزستان آکادمی اسلامی به منظور ایجاد هماهنگی دانش های دین شناسی ایجاد گردد. فعالیت این موسسه آموزشی دینی تحت نظارت دولت خواهد بود. رئیس جمهور افزود: اسلامی که اجداد ما از آن پیروی می کردند با پایه های یک جامعه سکولار و مقتضیات قوانین سکولار مخالفت ندارد.

در ادامه الماس بیک احمدعلی اف فعال اجتماعی قرقیزی گفت: نه تنها مردم قرقیز از اسلام قرقیزی خوششان می آید بلکه حتی عرب ها نیز علاقمند این نوع اسلام شده اند. اعراب، اسلام را دین انحصاری نکرده اند و آن را نخریده اند. هر ملت و قومی اسلام را با زبان، سنت ها و پوشش و آداب و رسوم می پذیرد و گرایش پیدا می کند. نباید فراموش کنیم که ملت های آسیای مرکزی سهم بسزایی در خزانه جهانی اسلام داشته اند. اکنون زمانی فرا رسیده که اسلامی از نوع اسلام آسیای مرکزی انتخاب کنیم. ممکن است از نظر اعراب، اسلام ما اسلام نادرست و نیمه کامل باشد اما به هر حال این مدل اسلام از آن خودمان است. ما به خدای یکتا و محمد پیامبر اعتقاد داریم. همین کافی است. بقیه اصول باید با ویژگی های ملی، تاریخ، جغرافیا ، فرهنگ و زبان مطابقت داشته باشد.

در ادامه، این همایش درقالب چهار پانل در هتل اوریون بیشکک ادامه یافت.ازطرف جمهوری اسلامی ایران سه نفر در این همایش به ارائه مقالات خود پرداختند.

محسن ملک افضلی استاد دانشگاه المصطفی با مقاله «چالش های محدودیت آموزش و تبلیغات دینی درجوامع سکولارو الگوی برون رفت ازآن»  سخنان خود را ارائه داد. درچکیده این مقاله آمده است:

یکی از اصول و اقدامات اساسی دولت های سکولار برای حفظ و ترویج نظام سکولاریستی ، ممنوعیت یا محدودیت آموزش و تبلیغات علنی و رسمی دینی به ویژه دین مقدس اسلام است.این امر چالشهایی را به دنبال داشته که ازیک سو با اهداف سکولار سازی و ازسوی دیگر با مبانی دینی همخوانی ندارد.روئیدن گروهای افراطی و تکفیری و پایداری مذاهب ساختگی از این قبیل است.اگر چه برای گذر ازاین مشکلات نظریه تربیت امام در این کشورها شکل عملی به خود گرفته است،لکن این اقدام نیز خود با آسیب هایی مواجه است.این مقاله درصدد است با تحلیل تبلیغات دینی دراین گونه جوامع به الگویی راهگشا دست یابد که تامین کننده نیازهای دینی ومعنوی پیروان ادیان به ویژه مسلمانان بوده و از دیگر، بامبانی پیشرفت و مدرنیته درتضاد نباشد.

همچنین،  رضا شاکری ، دیگر استاد دانشگاه المصطفی، مقاله خود را با عنوان «نقش اسلام و علمای اسلام در تعلیم و تربیت اسلامی وروشهای مدرنیته درمبارزه با بنیاد گرایی» به زبان عربی قرآئت کرد.

وی دراین مقاله به جایگاه حوزه های علمیه درتربیت اسلامی جامعه تاکید کرد و درادامه  با اشاره  به آیه شریفه :  ” لا اکراه فی الدین ” درزمینه آزادی اندیشه دینی و لزوم مبارزه با افراط گرایی به سخنان خود ادامه داد.

همچنین، علی حکیم پور رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در مقاله خود با موضوع «بررسی رابطه دموکراسی با دین و سکولاریسم» پرداخت. در ادامه خلاصه ای از این سخنرانی را می خوانید؛

مردمسالاری در قبض و بسط و عقلانی شدن دین و سکولاریسم نقش بنیادی ایفا می کند .ازاین رو، ابتدا سخن خود را از دموکراسی (  Democracy) آغاز می کنم. همان طور که می دانید این واژه درزبان یونانی ازترکیب دو واژه “دموس” و”کراتوس”گرفته شده که به معنای :” حکومت ازمردم و برای مردم” است.( برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به : دموکراسی، اثر آنتونی آربلاستر، ترجمه حسن مرتضوی، نشر آشیان ، چاپ دوم ۱۳۸۵، ص ۲۹ ) . براساس آن ، کشور  با رای شهروندان  و نمایندگان آنان اداره می شود.

نکته ای که باید قبل از ورود به موضوع اصلی بحث تاکید کنم، اینکه دموکراسی درهیچ سرزمینی یک شبه به وجود نمی آید بلکه فرایند تحقق آن طولانی و نیازمند فراهم شدن مقدماتی ؛ ازجمله رشد سطح آموزش ملی ، رفاه امنیت نسبی جامعه ، رسانه های همگانی ، تبادل آزاد اطلاعات ، توسعه جهانگردی و مراودات بین المللی، تحزب، روشنفکری و…است.

هدف اساسی دموکراسی حضورحداکثری مردم و نمایندگان آن در مدیریت جامعه است.ازاین رو، برقراری آن به معنای نادیده گرفتن فرهنگ،آئین و عرف جامعه نیست ، به طوری که به تجربه ثابت شده با حاکمیت آن درکشورهای مردم سالار شاخص های  فرهنگی ،دینی ، تعاملات اجتماعی ، حقوق شهروندان  وآزادی های مدنی نیز بهبود می یابد.

اما باید دانست دموکراسی، تنها در اسم خلاصه نمی شود بلکه تحقق آن دارای الزاماتی است.به بیان دیگر، بدون وجود آنها نمی توان جامعه ای را مردم سالار  نامید.دراین مقال کوتاه ،لازم می دانم  به چند مورد از نشانه ها و الزامات آن اشاره کنم:

الف. قانون گرایی؛

درجامعه مردم سالار شهروندان مصلحت خویش رادراین می بینند که با تکیه برقانون ازحقوق ومنافع خویش وجامعه مراقبت کنند. درجوامع مدنی تخطی ازقانون هزینه های سنگینی دارد وبه راحتی نمی توان آن را نقض کرد.اعتبارحقوق شهروندی به رعایت قانون وابسته است وبی توجهی به آن جامعه را ازریل مدنی بودن خارج می کند.

ب.آزادی بیان ونشر؛

آزادی بیان ونشرازنشانه های مهم دموکراسی است و بدون آندو جامعه مدنی استقرارنمی یابد.ازاین رو، باید فضایی فراهم شود که همه افراد جامعه جسارت ابرازنظروطرح دیدگاه های خود را بدون  هرگونه دغدغه و هراسی داشته باشند.

آزادی تبادل اندیشه و دیدگاه باید دررسانه های همگانی نیز تامین شود وصاحب نظران،دگراندیشان واندیشمندان کشوربا رعایت اخلاق حسنه ونزاکت به بیان نظرات خویش درآنها بپردازند.نظارت ها وبازرسی های شدید دولت ازموانع آزادی بیان و نشر وبروزاستعداد های خلاق ودرخشان درحوزه های نظری وفکری است.

وجود کتاب و نشریه فراوان و متنوع دریک جامعه نشانگر رشد دموکراسی درآن است.باید تلاش کرد که درپایتخت و همه شهرها کتابفروشی ها و کتابخانه های مختلف ایجاد کرد که از این طریق آگاهی عمومی جامعه بالا رود.

ج.تکثرگرایی سیاسی (Pluralism as a political philosophy )؛

رعایت حرمت دیدگاه های گوناگون نشانه وجود دموکراسی دریک جامعه است. درفضای متکثر ،امکان تعامل وبرخورد اندیشه ها ورشد تجربیات وآگاهی ها بیشتر می گردد.مردم درچنین فضایی به استدلال وبرهان رو می آورند وازتعصب وخشونت فاصله می گیرند.درجامعه متکثر و آزاد زمینه های بروز خلاقیت ها،نواندیشی ها وآگاهی ها نیز بیشتر فراهم می گردد.

 د.رعایت حقوق شهروندی؛

آموزش حقوق شهروندی درجوامع مردمسالاراست که معنا پیدا می کند.دراین جوامع نه تنها درمدارس بلکه درهمه محافل آموزشی وفرهنگی به آموزش حقوق شهروندی وپیامد های منفی ومثبت آن می پردازند.

ازاین رو، برهمه کشورهای مردمسالار است که حداقل یک کتاب درسی را دردوره دبیرستان به آموزش مفاهیم دموکراسی ،حقوق شهروندی،اهمیت قانون اساسی،حقوق اقلیت ها ،امتیازات تعامل وهم فکری اجتماعی،آثار مثبت مدارا ومدیریت درزندگی اجتماعی و…اختصاص دهند.

ه. شکل گیری نهاد های مدنی ؛

وجود نهاد های مدنی ازالزامات تقویت مردمسالاری است. مجلس وشوراهای شهروروستاها به عنوان نمایندگان مردم نقش زیادی درارتقای سطح مردمسا لاری  درجامعه دارند .

 رسانه های همگانی وانجمن های مردم نهاد نیزازعوامل تاثیرگذاردراستقرارمردم سالاری هستند.آنها می توانند درجهت تخدیریا روشنگری جامعه ایفای نقش کنند.اما اگر ،درمیان رسانه ها وانجمن ها رقابت سالم حاکم باشد،نتیجه تعاملات آنها به مردمساری می انجامد. تعطیل کردن مطبوعات وکانال های خصوصی ازنشانه های ضعف دموکراسی است.

و.تفکیک قوا؛

یکی ازنمود های بارز مردمسالاری وجود قوای مقننه،مجریه وقضائیه مستقل است.استقلال وتفکیک قوا به این معنا نیست که هیچ تعاملی بین آنها نباشد.قوای سه گانه نه تنها با یکدیگر تعامل وهمفکری وهمکاری دارند،بلکه درشرایط خاصی نقش نظارتی نیز نسبت به یکدیگر دارند.گاهی ،مجلس به استیضاح رئیس جمهور ووزرا می پردازد،دولت نیز ازابزارهای دیگری برای تاثیر گذاری درمجلس وقوه قضائیه استفاده می کند.همچنین،قوه قضائیه با تمهیداتی ازاختلاس وفساد اداری مدیران جلوگیری می نماید.

ز.کاهش فساد اقتصادی

رانت، رشوه ، اختلاس و همه اشکال دزدی به فساد اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی جامعه منجر می شود.وجود دموکراسی منجر به کاهش سطح فساد درنزد حکومت و جامعه می شود.از این رو، برای تشخیص مردم سالاری حقیقی باید دید درچنین جامعه ای میزان پاکدستی چقدر است! با ادعا نمی توان کشوری را مردم سالار نامید.به قول سعدی شیرازی : به عمل کار برآید به سخندانی نیست.

رابطه دین ودموکراسی؛

دین نقش هدایتی دارد. خداوند متعال پیامبران را با هدف اصلاح جامعه وازبین بردن مفاسد و رذائل اخلاقی مبعوث کرد.سخن حکمت آمیز رسول گرامی که : ” انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق “؛ من برای تکمیل کرامت های اخلاقی مبعوث شده ام ، موید این ادعاست.( بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج ۱۰، ص ۳۲۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ سوم، ۱۴۲۴ق. ). بنابراین،دین ازایمان وعقیده پاک انسان ها مراقبت می کند وآنان را به انجام نیکی ها امر،وازارتکاب گناهان وبدکاری ها منع می کند.

دراین میان، باوجود اینکه دین مترادف دموکراسی نیست اما درآن تاثیرعظیمی دارد؛چرا که مخالف طغیان وستمگری است .به طوری که درقرآن کریم به شدت ازرفتارپادشاهان انتقاد شده است:” اذهبا الی فرعون انه طغی و قولا له قولا لینا لعله یتذکراویخشی”؛  بروید به نزد فرعون که سخت طغیان کرده است.پس به ملایمت با او سخن سخن گویید،شایدپند پذیرد یا بیم کند(طه ، ۴۳ و۴۴) ونیز آیه : ” ان الملوک اذا دخلو قریه افسدوها وجعلوا اعزه اهلها اذله وکذالک یفعلون”؛ پادشاهان وقتی وارد شهری می شوند، مسلما آنرا به تباهی می کشند وبزرگان آن سرزمین را خوار و ذلیل می سازندو( سلطه گران همواره) چنین می کنند”(نمل، ۳۴)

دین اسلام، مردم را ازارتکاب اموری چون:حسد،بدگویی،دروغ،فریب،ریاکاری،تهمت،تجاوزبه حقوق  ،دزدی ،زنا، قتل ، فساد ،اذیت واضرار به غیر و… منع می کند و درمقابل، آنان را به انجام اموری چون: مشارکت ،مشورت، کمک به یکدیگر، گذشت،دستگیری ازمستمندان ،دفاع ازحیثیت وآبرو، مبارزه با فساد ومعاملات حرام ، خوش خلقی،قول حسن،مدارا و…فرمان می دهد.

دراین میان ، یکی ازمهمترین اهداف دموکراسی تحقق امور مذکور درجامعه است.به طوری که قرآن کریم درآیات زیادی ازمردم رابه تکریم انسانی،رعایت حقوق بشر وتربیت جامعه ای سالم ومطلوب فرمان داده است؛ ازجمله آیه شریفه :” لقد کرمنا بنی آدم “؛ هرآینه ما بنی آدم را گرامی داشتیم (آسرا، ۷۰)

ازاین رو، چنانچه دولت ها به گسترش وآموزش علوم و ارزش های اسلامی با استفاده از تجربیات اندیشمندان دینی بپردازند،درحقیقت به تحقق دموکراسی کمک کرده اند.این درحالی که بی توجهی به این امر سبب هدررفت تجربیات و چه بسا انحراف و انحطاط آنها گردد.شوربختانه ، گسترش افراط گرایی درمیان جوامع دینی ارتباط تنگاتنگی با این موضوع دارد.

رابطه دموکراسی و سکولاریسم( sécularisme )؛

سکولاریسم مکتبی است که اساس آن برآبادکردن زندگی دنیوی بشر بنا شده است.این مکتب برخلاف تصور برخی ازمردم ، ضدیتی با دین ندارد.بلکه هدف اصلی آن بهره گیری از همه امکانات مادی ومعنوی برای اداره مطلوب جامعه است.دراین میان ، دین اسلام به عنوان دینی که دارای برنامه هدفمند برای مدیریت جامعه مدنی دین مدار است ، این ظرفیت و توان را دارد که به یاری دولت های سکولاردرجوامع اسلامی نیز بشتابد.خاطرنشان می شود، دین اسلام دارای دو وجه فردی و اجتماعی است.یعنی علاوه بر توجه به مسائل فردی دینداران درزمینه اداره جامعه نیز احکام وقواعد متعددی دارد.ازسوی دیگر، دارای دو رویکرد مشخص برای آبادی دنیا و آخرت است.به بیان دیگر، ازدیدگاه اسلام آبادی آخرت از آبادی دنیا می گذرد.دراین جاست که دین نقش اجتماعی پیدا می کند و ورود خود را درحقوق و سیاست ضروری می بیند.

ازاین رو ، دولت های سکولار درجوامع اسلامی می توانند ازاحکام ودیدگاه های حقوقی و اجتماعی اندیشمندان اسلامی بهره های فراوانی ببرند.ازسوی دیگر، درزمینه هایی؛ چون: احوال شخصیه (ازجمله: ازدواج ، طلاق،ارث، قیمومت فرزندان ) ، احکام دبح حیوانات حلال ، آموزش تعلیمات دینی در مدارس عمومی ، تاسیس مساجد و مدارس علمیه دینی ، برگزاری برخی از مناسبات دینی ،گفتگوی بین ادیان و مذاهب،تعطیلی میلاد حضرت رسول(ص) و… به یاری جامعه مسلمان بشتابد.

گفتنی است اگر یک دولت سکولار بر پایه دمکراسی اداره شود، تردیدی نیست بهره گیری آن از آموزه های اجتماعی و فردی اسلام به اخلاق و معنویت جامعه نیز کمک خواهد کرد وبدین ترتیب، ازهزینه های گزاف حاکمیت در مدیریت اخلاق ، مدنیت ، فرهنگ ومشارکت همگانی کاسته خواهد شد.درحقیقت، دولت سکولار با استفاده علمی و فکری از دین ،علاوه براینکه شهروندان دیندار خود را راضی نگه می دارد بلکه به آرامش و رضایتمندی مردم نیز کمک می کند.وانگهی، روح همدلی و معنویت درجامعه تقویت می شود. وانگهی، دین و سکولاریسم درصورتی که درمحیط دموکراتیک قرارگیرند، نقش بالنده ای پیدا می کنند.این درحالی است فاصله گرفتن آندو از اصول و مبانی دموکراسی موجب سقوط جامعه در باطلاق افراطی گری ، عقب ماندگی، فساد و دیکتاتوری می شود.

نتیجه

یک جامعه سالم و خواهان پیشرفت و تعالی قبل از هرچیز باید به دمکراسی و فرایند حاکمیت آن بها داده ودرزمینه تحقق اثباتی آن سرمایه گذاری کند.آنگاه، درچنین جامعه ای خواه دینی و خواه سکولار رعایت حقوق شهروندی و مبانی اخلاق و قانون در اولویت قرارمی گیرد. این درحالی است درجوامع غیر دموکراتیک ، به همان اندازه که آموزه های غلط به نام دین به تصلب ، خشونت و انحطاط مدنی شهروندان دامن می زند ، سکولاریسم نیز موجب خشونت، زورگویی ، فساد و مخالفت با اخلاق و حقوق شهروندی می شود .بنابراین ، مدیریت درست جامعه نه درجدایی دین ازسیاست بلکه درتوجه به اصول و مبانی دموکراسی نهفته است. درمقابل، مبارزه با مظاهر و ارزشهای دینی درکشورهایی که اکثریت جمعیت آنها را معتقداران به خدا تشکیل می دهند، به اتلاف نیرو ومنابع ملی آنان منجر خواهد شد؛ بدون اینکه دین ازقلوب مردم وحتی  عرصه اجتماع خارج شود. هزینه های سنگین و بی نتیجه شوروی سابق شاهد این واقعیت است.

درپایان لازم می دانم تاکید کنم که جمهوری اسلامی ایران دارای تجارب ارزنده درزمینه دین و دموکراسی است که می تواند دراختیار کشور برادر و دوست قرقیزستان قراردهد.درزیر به برخی از تجارب اشاره می کنم:

*تجارب فراوان در زمینه تعامل بین دین ،دموکراسی ، مدرنیسم و زندگی مدنی جامعه ؛

*تجارب عملی درزمینه تدوین کتب آموزشی دینی برای دانش آموزان مدارس  ودانشجویان دانشگاه ها که نقش زیادی در آگاهی دینی صحیح آنان نسبت به مفاهیم دینی  ایفا می کند. این آموزش ها تاثیر مهمی در اجتناب شهروندان از ورورد به گروه های افراط گرا داشته است.

*همچنین، جمهوری اسلامی ایران تجربه عظیمی در مبارزه با افراط گرایی و تروریسم کسب کرده و جامعه را از اینگونه جنایات مدرن حفظ کرده که دراین مورد نیز آمادگی دارد علاوه بر تبادل تجربیات خود ، برنامه های آموزشی مشترکی درایران و قرقیزستان برگزار کند.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: