گفتگوی رهیافتگان با دختر تازه مسلمان مسیحی
ماجرای مسلمان شدن کشیش مسیحی و خواهر زاده اش در ایران

عموی من که کشیش هست . عموی بنده سه ساله بودن که از ایران رفتن و وقتی من اولین بار ایشون رو دیدم ۳۳ ساله شون بود. بسیار مومن و متدین بودن در مسیحیت با دنیایی از اطلاعات… با یه روحانی جوان بحث کردن و در آخر هم اشهد گفتن و مسلمان شدند.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )  گفتگو از بنت الهدی مفخمی / این بار نیز سایت رهیافته ارگان رسمی انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی گفتگویی با یک تازه مسلمان شده مسیحی را منتشر می‌نماید. بانوی تازه مسلمانی که به دلایل حفظ امنیتش از آوردن نام او در این مصاحبه خود داری می کنیم. اشنایی او با اسلام از سفرهای زیاد خانوادگی اش آغاز شده…

رهیافتگان : لطفا خودتان را برای مخاطبان سایت رهیافته معرفی کنید

من ن.ا متولد ۱۳۶۴ تهران هستم. در خانواده ای متولد شدم که به دلیل مهاجرت های زیاد و رفت و برگشت های مکرر به نقاط مختلف دنیا، بیشتر ادیان را در بر داشت. این مساله را به وضوح از دوران کودکی ام میان اقوام مشاهده می کردم. و همیشه برایم سوال بود بهترین دین چیست. آن هم در شرایطی که می دیدم کسانی که در مذاهب دیگر نیز هستند افراد بدی نیستند.

 

رهیافتگان : چگونه  با اسلام آشنا شدید؟

زندگی در ایران سبب شده بود تا همیشه نسبت به اسلام کنجکاو باشم. به خصوص بحث‎های مربوط به منجی

 

رهیافتگان : پس از اینکه مسلمان شدید واکنش خانواده شما چگونه بود؟

خداروشکر آنها با این موضوع هیچ مشکلی نداشتند و به دلیل اینکه تحقیقات گسترده مرا دیده بودند، خوشحال بودند که راه خودم را پیدا کردند.

 

رهیافتگان : آیا ازدواج کردهاید؟

بله ازدواج کردم

 

رهیافتگان : زندگی در یک کشور مسلمان با وجود اینکه مسیحی بودید چگونه بود؟ برخورد مردم جامعه با چطور بود؟

 

متاسفانه نسبت به مردم مسلمان احساس خوبی نداشتم به دلیل اینکه وقتی تحقیقاتم را با زندگی مردم مقایسه می کردم به این نتیجه می‌رسیدم که اکثریت مردم اسلام را رعایت نمی‌کنند. گرچه این رفتار بین مسیحیان و ادیان دیگر هم همینطور است و آنها نیز مومن و غیر مومن دارند اما با توجه به کمال دین اسلام و کامل بودن آن؛ عدم اطلاع مردم از دین و عدم انجام آنچه می دانسته اند در بین اکثریت، برایم عجیب بود.

مردم با افراد مسیحی خوب برخورد می‌کردند، بیشتر افراد در محیط های مختلف وقتی می‌فهمیدند من مسیحی هستم شروع به بدگویی از اسلام می‌کردند و دین‌زده بودند و بیشتری‌ها اطلاعات بسیار بسیار پایینی درباره دلیل مسلمان بودن شان و شناخت دو پیامبر بودند.

 

رهیافتگان : به نظر شما زیباترین آیه قرآن کدام است، و چرا؟

آیه ۲۱ سوره حشر- اولین بار این آیه را بر دیوار شیشه‌ای اتوبوس بی.‌آر.تی دیدم و وقتی نگاه کردم و آن را خواندم حالم دگرگون شد. تا مدت ها در ذهنم آن را دوره می کردم و از حس عجیب خود متعجب بودم. با خودم می گفتم محال است این کلام ساده ای باشد که مرا چنین آشفته کرده است. حس خاص این آیه همیشه با من همراه است.

 

رهیافتگان : نظر شما در رابطه با حجاب چیست؟ آیا پوشاندن حجاب تأثیری بر زندگی خصوصی شما دارد؟ آیا فکر می‌کنید تنها به زنان اختصاص دارد؟

زن زیباترین آفرینش الهی است، حجاب را دوست دارم زیرا که می‎دانم خداوند عاشق من است و عاشق همیشه دوست دارد معشوق را از چشم دیگران محفوظ بدارد.  همچنین حجاب، حیا را افزایش می‎دهد، ایمان را بالا می‎برد و به همین خاطر به نظر من مردان نیز باید حدود را رعایت کنند و به دنبال رهایی و برهنگی نباشند که در شان انسان نیست.

 

رهیافتگان : آیا حجاب برای شما سخت بود؟ چگونه خود را متقاعد کردید که اینگونه حجاب بپوشید در حالیکه قبلا برای شما واجب نبود در بین اعضا فامیل و… حجاب داشته باشید؟

بله، خوب در ابتدا سخت بود، من که سالها بر سر دین با خود کلنجار رفته بودم، برایم سخت بود پوششی را انتخاب کنم که مرا از خیلی از تفریحاتم باز می‎دارد. من نوازنده بودم وقتی مسلمان شدم سازم را فروختم زیرا خواندم که شیطان از صدای آلات موسیقی لذت می‎برد و حس می‎کردم در خانه ی من نمیشود هم صدای قران باشد و هم ساز.. حالا که من راهم را پیدا کردم باید با این موضوع هم کنار بیایم.  به همین خاطر توانایی گذشت از آنچه دوست داشتم را خداوند به من عنایت کرده بود. سختی های گذشت از سازی که سالها با آن خاطره داشتم. کمتر از سختی های حجاب نبود..اما همیشه با خود می گفتم وقتی او خوشحال هست..همین برای من کافی است.

به نظرم من پیش از اینکه مسلمان شوم، عاشق شدم..و عشق دنیای مرا تغییر داد. عشق به خدایی که بالاتر از او نیست. وقتی عاشق شدم او راه را نشانم داد. وقتی آدم کسی را دوست دارد سعی می کند تا کاری نکند که او را نارحت کند و من هم همین کار را کردم. یعنی تلاش کردم که همینطور باشم.

تحول من برای دوستانم خیلی عجیب بود، به دلیل اینکه در مسیحیت هم شخص متعصب و معتقدی بودم هرگز فکر نمی کردند که من تغییر دین بدهم. آنها خیلی کنجکاو شدند و از من سوالات زیادی کردند. بیشتر دوستانم مسلمان بودند ولی از محجبه بودن من بسیار ناراحت شدند. کم کم بین ما فاصله افتاد و الان با هیچ کدام به جز یکی از دوستان قدیمی‎ام که خیلی مرا باور داشت و دارد، ارتباطی ندارم.

 

رهیافتگان : نظرتان درباره قانون لزوم رعایت حجاب در ایران چیست؟

متاسفانه این قانون بدون فرهنگ سازی در سطح گسترده انجام شده است، مردمی که با دین خود غریبه هستند چطور می توانند قانون آن را رعایت کنند. کاش این موضوع از ابتدا با تمرکز و توجه بسیار بر استفهام ماهیت والای زن و ارزش او انجام می شد تا کار به این روز نمی کشید.

 

 رهیافتگان : چگونه با توجه به مسیحیت و اسلام، نهاد خانواده را تجزیه و تحلیل کنید؟

در مسیحیت مطالب خاصی دراین باره نخواندم و ندیدم! اما در اسلام صدها روایت در این باره موجود است و در قرآن کریم نیز توصیه های زیادی به زن و شوهر شده است.  اگر اشخاص بتوانند با مبنای اسلام خانواده را اداره کنند هر خانواده بهشتی مطلق در پناه خداوند خواهد بود.

 

رهیافتگان : چه چیزی شما را به اسلام جذب کرد؟

آرامش مطلق اعمال عبادی

 

رهیافتگان : کسی از دوستان یا آشنایانتان بوده که بعد از شما مسلمان شده باشد؟

خیر

 

رهیافتگان : آیا نام خود را تغییر دادید؟ چرا؟

خیر. به دلیل اینکه نامی که برای من گذاشته شده بود غیر اسلامی نبود و البته من این را نمی دانستم. مادرم از خانواده ای مسلمان بود و به همین خاطر با اصرار در زمان تولد من این اسم را برای من گذاشته بود و پدرم هم موافقت کرده بودند.

رهیافتگان : هنگامی که برای اولین بار نماز خواندید، چه احساسی داشتید؟ آیا برای شما خواندن ۵ بار نماز در روز سخت نیست؟

احساس پرواز در حریم الهی را داشتم. خیر سخت نیست و سرشار از لذت است. تمام سعی ام را می کنم که حتما چند روز یکبار به مسجد بروم و نماز جماعت بخوانم.

 

 رهیافتگان : اگر بخواهید از زیبایی اسلام سخن بگوید، چه چیزی را می گویید؟

وقتی نماز می خوانی حس آرامشی عجیب داری. وقتی قرآن می خوانی همینطور..وقتی دعای کمیل می خوانی..همینطور…به نظرم زیباترین موضوع در اسلام همین ارامش الهی است.

 

رهیافتگان : چگونه حق زنان را در اسلام در مقایسه با آنچه که غرب منتشر می کنند، تحلیل می کنید؟

اسلام به زن بسیار بها داده است، در کتاب سنن النبی ما رفتار پیامبر اسلام با همسرانش را می بینیم که بسیار ارزشمند و والا است. در روایات دیگر و در شناخت حضرت زهرا سلام الله از اوج توجه و عشق پیامبر اسلام و همینطور حضرت علی علیه السلام می فهمیم که این دو بزرگوار در مقام پدر و همسر تا چه اندازه در انجام وظایف شان در مقابل دختر و همسرشان، محتاط و دقیق بوده اند.

اسلام دقت می کند که زن چه جایگاهی دارد و برای هر مرحله ی زندگی اش به او بها و ارزش می دهد. اما در غرب زنها به دنبال عقیده های فمینیستی هستند و تلاش می کنند تا راحت باشند؛ این راحتی در نظر اکثر آنها مساوی بودن شان با مردان است. در حالی که اسلام همچین نظری ندارد و هر کس را در جای خود ارزشمند می داند. زن را در جایگاه خود بزرگ و والا و دنیای احساس می داند تا بتواند مادر باشد، مادری کند و عاشق باشد؛ مرد را نیز در جایگاه خود قدرتمند و عاقل می داند تا بتواند اداره زندگی را در دست بگیرد و همسر و فرزندانش را حمایت کند.اسلام زن را حمایت می کند تا بتواند به جایگاه بزرگ برسد، مادر بودن زن را سرشار از ارزش می داند زیرا که تربیت یک نسل را از زن می داند.اما در غرب تلاش می کنند تا بیشتر زن ها را به راحتی و آسودگی تشویق کنند تا او مسئولیت مادری و لذت آن را درک نکرده و به راحتی خود بیندیشد.

 

رهیافتگان : چه ویژگی در اسلام شما را جذب کرد؟

حق و حقیقت مطلق. زندگی اهل بیت

 

رهیافتگان : آیا مردم مسلمان ایران، در مسلمان شدن شما تاثیری داشتند؟چگونه؟

اصلا. چون همانطور که گفتم، رنگ و بوی اسلام را خیلی در افرادی که میشناختم نمی بینم.

 

رهیافتگان :در انجیل، اشاره ای به منجی شده؟ و چه شباهتی با منجی در اسلام دارد؟

بله؛ آیات مربوط به منجی از مهم ترین آیاتی هستن که ذهن ما رو سمت این می برن که چرا حضرت مسیح در صحبت هاشون بحث منجی رو اینقدر بالا و پایین و خاص مطرح کردند،این موضوع نشون دهنده این هست که منظور ایشون اشاره به دو منجی همراه هم بوده مهدی موعود و خود مسیح

 

انجیل لوقا

از آیه ۳۷ تقریبا شروع به صحبت درباره منجی میشهT  این رو هم عموی من که کشیش هست داشت. عموی بنده سه ساله بودن که از ایران رفتن و وقتی من اولین بار ایشون رو دیدم ۳۳ ساله شون بود. بسیار مومن و متدین بودن در مسیحیت با دنیایی از اطلاعات. البته خود ایشون هم یک شک هایی داشتن به بحث های مسیحیت، ولی یه جورایی من حس می کردم ترس دارن که تغییر ایجاد کنن بعدها سری بعدی که ایشون اومدن سال ۸۹ بود من ایشون رو دیدم. یه جایی رفتیم برای بحث با یه روحانی جوان بحث کردن و در آخر هم اشهد گفتن و مسلمان شدند. حماسه ۹ دی رو من با ایشون راهپیمایی رفتیم، من اون زمان هم عاشق رهبر بودم. حتی به دیدنشون هم رفته بودم به سختی و حرفهاشون بسیار روی من اثر داشت ۹ دی رو با هم رفتیم و یه خاطره ی بسیار زیبا شد برامون.

عموی من در همه جا می ایستاد و می گفت من برای همه دنیا می گم که روزی در ایران بودم که مردم به دلیل حرف یک مرد مومن اینطور به خیابونها اومدن، خیلی اثر گرفته بودن

 

رهیافتگان :پس اول ایشون مسلمون شدن؟

بله ابتدا ایشون مسلمان شدند. البته من در بحث ایشون با اون روحانی جوان حضور نداشتم و هرگز هم نفهمدیم که آخر به چه دلیلی مسلمان شدند. ایشون امریکا بودند و از اون جا مهاجرت کردند. حقیقتش از سال ۹۳ تا حالا کسی ازشون خبری نداره.

 

 

رهیافتگان : می تونم بپرسم کشیش کدوم شهر بودن؟

بله، ایشون در لس انجلس بودن

 

رهیافتگان :نظرتون راجب به آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی چیه؟

تا زمانی که ایشون رو ندیده بودم راستش نظر خاصی نداشتم … نه مخالف بودم و نه موافق..خنثی اما زمانی که به بیت رهبری رفتم و ایشون رو دیدم…از زمانی که دیدمشون گریه کردم تا وقتی از اونجا اومدم بیرون از اون به بعد به این باور رسیدم که این شخص یک آدم ساده مومن نیست و حتما شخص خاصی هست و باید به حرفهاشون با دقت گوش کرد و عمل کرد

 

رهیافتگان :به عنوان یک تازه مسلمان چگونه دعوتی را پیشنهاد میکنید که بتواند بر روی یک غیرمسلمان موثرتر باشد؟

اگر هر مسلمانی واقعا تلاش کند تا مسلمان زندگی کند و مانند مسلمان رفتار کند و صحبت کند؛ این خود بزرگترین تبلیغ برای اسلام است.

 

رهیافتگان :نظرتون درباره اهل بیت چی هست؟ به کدام یک ارادت بیشتری دارید؟

آنها بی نظیرترین افراد تاریخ هستند. من عاشقانه امام حسین علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله و ارباب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دوست دارم.

 

رهیافتگان :آیا از آموزه های اهل بیت در زندگیتان استقاده می کنید؟

بله؛ پس از اسلام آوردن، کتابهای زیادی در این رابطه تهیه کردم و تلاش می کنم تا احادیث آنها را علاوه بر انتشار در شبکه های مجازی در زندگی خویش نیز به کار گیرم. به امید خداوند.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: