عضو جامعهٔ ایگبو در جنبش اسلامی نیجریه‌
مسیحی تازه مسلمان نیجریه ای چگونه شیعه شد

ماجرا ۵ سال پیش شروع شد. آن موقع از مسیحیت به اسلام رو آورده بودم و زیر نظر اساتید محترم اهل تسنن‌ در مسجد مرکزی اووری[۳] ایالت ایمو،[۴] داشتم قرآن حفظ می‌کردم.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) گروه مصاحبه و ترجمه سایت رهیافتگان وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی، هارونا نورمال نِویز،[۱] عضو جامعهٔ ایگبو[۲] در جنبش اسلامی نیجریه و یکی از اعضای سرشناس این جنبش که به رهبری درخشان شیخ ابراهیم زکزاکی اداره می‌شود، از سیرش به‌سوی تشیع و جنبش اسلامی می‌نویسد.

 

چرا شیعه شدم؟

هارونا نورمال نویز (جامعه‌‌ٔ ایگبوی جنبش اسلامی نیجریه به رهبری شیخ زکزاکی)

ماجرا ۵ سال پیش شروع شد. آن موقع از مسیحیت به اسلام رو آورده بودم و زیر نظر اساتید محترم اهل تسنن‌ در مسجد مرکزی اووری[۳] ایالت ایمو،[۴] داشتم قرآن حفظ می‌کردم.

آن‌ها (یعنی اساتیدم) به‌جای این‌که دانش اسلامی لازم را در اختیارم بگذارند، نطق‌هایی درباره‌ٔ شیعیان به‌ خوردم می‌دادند که ذهنم چندان قبول‌شان‌ نمی‌کرد. مثل اینکه

  • شیعیان مسلمان نیستند.
  • شیعیان خدا را نمی‌پرستند، بلکه ائمه‌شان را می‌پرستند.
  • شیعیان قرآن دیگری دارند.
  • شیعیان به حج نمی‌روند.
  • شیعیان پنج مرتبه در روز نماز نمی‌خوانند.
  • تشیع را یک یهودی بنا گذاشته تا اسلام اصلی و واقعی را از بین ببرد.
  • وقتی به من گفتند کشتن یا آزار شیعیان از جمله کارهایی است که از نظر اسلام ثواب دارد، درباره‌ٔ این باورها دچار تردید شدم. (پروردگارا از شیعیان سراسر جهان محافظت بفرما.)

این‌ها فقط چند مورد از چیزهایی است که اساتید و هم‌کلاسی‌های اهل تسنن‌ام به من می‌گفتند، بدون این‌که برای این گفته‌ها و اتهامات بی‌اساس‌شان سند و مدرکی ارائه کنند. همه‌ٔ این‌ها من را ترغیب کرد شخصاً دست ‌به‌ تحقیق بزنم و با علمای شیعه ارتباط مستقیم برقرار کنم تا حقیقت را بفهمم. دست‌ آخرمتوجه شدم هرآنچه اساتیدم به من گفته بودند جز دروغ، تبلیغات منفی و فریب نبود و حقیقت نداشت. (خداوند همه‌ٔ جویندگان حق و حقیقت را هدایت کند.)

در مسیر این تحقیقات و حقیقت‌جویی‌، به کتا‌ب‌هایی اصیل درباره شیعیان برخوردم، مثل

  • المراجعات[۵]
  • آنگاه هدایت شدم[۶]
  • شب‌های پیشاور[۷]
  • عظمت علی[۸]
  • حسین، ناجی اسلام[۹]

من از این هم فراتر رفتم و سوالاتی پیرامون مسلمانان و اسلام پرسیدم. مثل اینکه

آیا گروهک بوکوحرام شیعه است؟ پاسخ قطعاً خیر است. آن‌ها سنی‌ هستند.

آیا داعش شیعه است؟ خیر، سنی است.

آیا القاعده شیعه است؟ خیر، سنی است.

آیا طالبان شیعه است؟ پاسخ همچنان خیر است. آن‌ها سنی‌اند.

آیا اسامه بن‌لادن شیعه است؟ خیر، او عالمی سنی است.

ردپای چند عملیات انتحاری به شیعیان می‌رسد؟ هیچ سابقه‌ای در سرتاسر جهان ثبت نشده است.

همین‌جا، در شمال نیجریه، المُجیری‌ها‌ تهدیدی بزرگ علیه امنیت ملی و مایهٔ شرمساری اسلام شده‌اند. سوال من این است که این بچه‌ها شیعه‌اند؟ جوابش قطعاً خیر است. آن‌ها سنی‌اند.

شبه‌نظامیان فولانی چطور؟ شیعه‌اند؟ خیر. سنی‌اند.

من از زندان‌هایی در سرتاسر شمال نیجریه بازدید کردم تا ببینم تعداد شیعیانی که مرتکب جرائمی چون سرقت مسلحانه، گروگان‌گیری، قتل، تجاوز، جرائم مرتبط با مواد مخدر و غیره شده‌اند، چند نفر است. در کمال تعجب، حتی یک شیعه به‌خاطر چنین جرائمی در بازداشت یا زندان نیست. بلکه همه‌ٔ زندانیان سنی‌اند. حتی علمای‌شان نیز در جنایاتی مثل تجاوز، کودک‌آزاری، مواد مخدر و مواردی از قتل نقش دارند. (خودتان وقت بگذارید و در شمال نیجریه از هر زندانی که می‌خواهید، بازدید کنید تا مطمئن شوید چیزی که می‌گویم حقیقت دارد یا نه.)

می‌پرسید چرا شیعیان مورد نفرت برادران مسلمان‌شان هستند؟ آن‌ها می‌گویند شیعیان دولت را به رسمیت نمی‌شناسند. سوال این‌جاست که چگونه؟ جواب این است که هنگام تجمع هیئت‌ها، خیابان را سد می‌کنند. اما در نیجریه مردم برای کارناوال خیابان را می‌بندند، برای جشن‌ها خیابان را می‌بندند، برای نماز خیابان را می‌بندند، برای مراسم تدفین خیابان را می‌بندند، حتی موقع عروسی هم خیابان را می‌بندند، پس چرا برای خیابان‌بستن شیعیان، فرق قائل می‌شوند؟

استدعای من این است که اگر کسی می‌تواند، با شواهد قانع‌کننده مرا روشن کند که چرا نباید شیعه باشم و نه تنها شیعه، بلکه پیرو شیخ‌ابراهیم زکزاکی باشم؟

پروردگار را به‌خاطر الطاف بی‌پایانش شکر می‌کنم که بنده‌اش را به مسیر حقیقت، محبت و به‌سمت دروازه بهشت هدایت کرد.

یا الله، از تو می‌خواهم همان‌گونه که مرا به شناخت این مسیر هدایت کردی، دیگرانی را که از این راه غافل‌اند نیز هدایت فرمایی.

[۱]Haruna Normal Nwaeze

[۲]Igbo

[۳]Owerri

[۴]Imo

[۵] نوشتهٔ سیدعبدالحسین شرف‌الدین موسوی. المراجعات مجموعه مناظره‌هایی میان نویسنده و رییس وقت حوزه علمیه اهل تسنن مصر است که در کمال ادب و احترام میان طرفین نگاشته شده است. این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است.

[۶] نوشته دکترمحمد تیجانی سماوی. وی در این کتاب ماجرای شیعه شدن خود را نگاشته است.

[۷] این کتاب ده شب مناظره میان یک مبلغ شیعی، مشهور به محمد سلطان الواعظین شیرازی، با گروهی از بزرگان و عالمان حنفی‌مذهب اهل سنت افغانستان است.

[۸]Ali the Magnificent

این کتاب نوشته‌ٔ یوسف لالجی است و به فارسی ترجمه نشده است.

[۹]نوشتهٔ میراحمدعلی. این کتاب به زبان انگلیسی (عنوان اصلی: Hussein the Savior of Islam) است و به فارسی ترجمه نشده است.

گروه مصاحبه و ترجمه سایت رهیافتگان وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی،

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: