مصاحبه قاری مشهور مصری با رادیو مصر
ماجرای ساخت مسجد توسط استاد منشاوی با کمک یک دوست مسیحی

رادیوی مصر اخیراً مصاحبه‌ای از مرحوم منشاوی منتشر کرد که مربوط به ۵۰ سال قبل است و اخیراً در آرشیو آن را پیدا کرده‌اند، در این گفت‌وگو خاطراتی مانند ساخت مسجد توسط شیخ و سفر به اندونزی مطرح و در خلال مصاحبه به تلاوت پرداخته است.

 به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) رادیوی مصر چند روز قبل مصاحبه‌ای با استاد محمد صدیق منشاوی پخش کرد که این مصاحبه سال ۱۹۶۷ میلادی یعنی دو سال قبل از فوت استاد با وی گرفته شده و طی ۵۰ سال اخیر بازنشر نداشته تا اینکه در آرشیو رادیوی مصر یافته می‌شود و پخش آن بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های مختلف جهان اسلام داشت.

در این مصاحبه شیخ منشاوی به بخشی از زندگی، سفر‌ها، تلاوت‌ها و ماجرای جالب ساخت مسجدی به یاد پدرش اشاره می‌کند که در ادامه خلاصه‌ای از این گفت‌وگو که در استودیوی اذاعه الشعب ضبط شده تقدیم می‌شود.

همچنین در خلال این گفت‌وگو، مرحوم منشاوی سه تلاوت زیبا هم از سوره‌های مبارکه شعراء، قمر، رحمن و توبه اجرا می‌کند که در ادامه صوت کامل و متن خلاصه‌شده آن تقدیم می‌شود.

متولد ژانویه ۱۹۲۰ میلادی در شهر منشاه واقع در استان سوهاج کشور مصر هستم. پدرم و اجدادم همه قاری قرآن بودند و من هم در این خانواده مذهبی و قرآنی پرورش یافتم. سال ۱۹۲۷ هفت ساله بودم که به همراه عمویم راهی قاهره شدیم و در آنجا کنار وی که قاری قرآن سرشناسی بود به حفظ آیات الهی پرداختم و بخش اعظمی از قرآن را از بر شدم. اما با بازگشتم به شهر خودم این کار را دنبال کردم و موفق به حفظ کل قرآن شدم.

تلاوت قرآن را نزد اساتید شهرم از جمله شیخ محمد النمکی، محمد ابو العلا و رشوان ابومسلم آغاز کردم و تا حدود ۱۱ سالگی فنون تلاوت را به خوبی یاد گرفتم و برای اولین‌بار در محفلی در روستایی به نام «أبارالملک» از توابع شهر «اخمیم» با پدرم حاضر شدیم و آنجا در برابر جمعیت تلاوت کردم که با استقبال بالای اهالی مواجه شد و این امر سبب خوشحالی پدرم شد.

مدتی بعد یکی از دوستان به مدیر رادیو قاهره پیشنهاد داد تا از تلاوت‌های من در رادیو استفاده کند اما به دلیل تقارن با ماه رمضان و حضورم در شهر اسنا برای تلاوت این پیشنهاد را نپذیرفتم. اما آنها برای اینکه تلاوت‌های من را ضبط کنند گروهی را با تجهیزات به شهر اسنا فرستادند و تلاوت‌های من را ضبط و از رادیو پخش کردند. پس از آن این تلاوت‌ها به تأیید هیأت داوران اذاعه رسید و من به عنوان قاری رسمی رادیو انتخاب شدم. آن زمان اولین دستمزدی که از رادیو گرفتم مبلغ ۱۲ جنیه(واحد پول مصر) برای تلاوت نیم ساعته بود و در حال حاضر هم دستمزدم ۲۵ جنیه است.

به زادگاهم یعنی شهر المنشاه علاقه زیادی دارم و حداقل هر دو ماه به آنجا سر می‌زنم و با خانواده و اقوام و دوستانم دیدار می‌کنم. اماکنی که در آنجا قرآن یاد گرفتم را می‌بینم و تجدید خاطرات کنم.

در آنجا مسجدی را بنا کردیم که به نام پدرم صدیق منشاوی است. البته ساخت این مسجد داستانی دارد که جالب است. من زمینی در منشاه داشتم و آن را طی قراردادی به اداره پست واگذار کردم تا از آن به عنوان پارکینگ استفاده کنند، اما در ادامه از این کار پشیمان شدم و با خود گفتم که ای کاش کاری می‌کردم که برایم باقی بماند، پس تصمیم گرفتم تا قرارداد زمین را برهم زنم و آن صرف امری خیر مانند ساخت مسجد کنم. اما مسئولان اداره پست مخالفت کردند و حاضر به فسخ قرار داد نشدند.

چند روز بعد خود مسئولان پست با من تماس گرفتند و گفتند: حاضریم قرار داد را فسخ کنیم. در همین حین دوستی مسیحی را دیدم و وی بدون اینکه این ماجرا‌ها را بداند به من پیشنهاد ساخت مسجد را داد. این اتفاق برای من عجیب بود که چگونه یک فرد مسیحی به من چنین پیشنهادی می‌دهد آن هم درست زمانی که خودم قصد چنین کاری را داشتم.

این اتفاق انگیزه‌ام را بسیار قوی کرد و تصمیم گرفتم تا این زمین را به مسجد تبدیل کنم و این کار را با کمک دوست مسحی‌ام انجام دادیم. 

اولین سفر خارجی‌ام به کشور اندونزی بود که در سپتامبر ۱۹۵۵ انجام شد و در سال ۱۹۵۶ به سوریه رفتم که اولین کشور عربی بود که به آن سفر داشتم همچنین در ادامه به اردن، عربستان، لیبی، الجزایر و برخی کشور‌های دیگر هم سفر کردم. در این ایام نشان‌های مختلفی از کشورهایی که در آنجا تلاوت داشتم از جمله اندونزی و سوریه دریافت کردم.

تلاوت در سه مسجد مهم جهان اسلام، یعنی مسجدالحرام، مسجد النبی و مسجد الاقصی از افتخاراتم است، در این مساجد فضای معنوی و جو روحانی فوق العاده ای حاکم بود که انسان را از مادیات و امور دنیایی جدا می‌کرد.

در زمان سفر به اندونزی در فرودگاه کراچی پاکستان توقف داشتیم و به علت این که کسی در آنجا با زبان عربی آشنایی نداشت با مشکلات زیادی مواجه شدم و مجبور بودم با زبان اشاره با مسئولین فرودگاه صحبت کنم. آن‌زمان یک شب را به تنهایی در آن فرودگاه به سر بردم و هیچ کس همراهم نبود و ترس زیادی داشتم اما تلاوت قرآن سبب آرامشم شد.

در ادامه مجری برنامه دعا و آیه مورد علاقه استاد منشاوی را از وی پرسید، که وی پاسخ داد: دعای مورد علاقه‌ام: «رب انی ظلمت نفسی فاغفر لی کثیرا ولا یغفر الذنوب الا انت فاغفر لی مغفرهً من عندک، وارحمنی إنک أنت الغفور الرحیم» و آیه مورد علاقه‌ام «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقین» است.

تلاوت استاد منشاوی را اینجا بشنوید:

در این گزارش تلاوت مجلسی محمد صدیق منشاوی از آیات ۲۳- ۵۲سوره إبراهیم قابل دریافت است.

تلاوت مجلسی محمد صدیق منشاوی از آیات 23- 52سوره إبراهیمدانلودتلاوت مجلسی محمد صدیق منشاوی از آیات ۲۳- ۵۲سوره إبراهیم

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَأُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلَامٌ ﴿۲۳﴾
و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند به بهشتهایى درآورده مى ‏شوند که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است که به اذن پروردگارشان در آنجا جاودانه به سر مى ‏برند و درودشان در آنجا سلام است (۲۳)

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ ﴿۲۴﴾
آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده سخنى پاک که مانند درختى پاک است که ریشه‏ اش استوار و شاخه‏ اش در آسمان است (۲۴)

تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ ﴿۲۵﴾
میوه‏ اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‏ دهد و خدا مثلها را براى مردم مى‏ زند شاید که آنان پند گیرند (۲۵)

وَمَثَلُ کَلِمَهٍ خَبِیثَهٍ کَشَجَرَهٍ خَبِیثَهٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ ﴿۲۶﴾
و مثل سخنى ناپاک چون درختى ناپاک است که از روى زمین کنده شده و قرارى ندارد (۲۶)

یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ وَیُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِینَ وَیَفْعَلُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ ﴿۲۷﴾
خدا کسانى را که ایمان آورده‏ اند در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏ گرداند و ستمگران را بى‏ راه مى‏ گذارد و خدا هر چه بخواهد انجام مى‏ دهد (۲۷)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ کُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ﴿۲۸﴾
آیا به کسانى که [شکر] نعمت‏ خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سراى هلاکت درآوردند ننگریستى (۲۸)

جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿۲۹﴾
[در آن سراى هلاکت که] جهنم است [و] در آن وارد مى ‏شوند و چه بد قرارگاهى است (۲۹)

وَجَعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِیرَکُمْ إِلَى النَّارِ ﴿۳۰﴾

و براى خدا مانندهایى قرار دادند تا [مردم را] از راه او گمراه کنند بگو برخوردار شوید که قطعا بازگشت‏ شما به سوى آتش است (۳۰)

قُلْ لِعِبَادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا یُقِیمُوا الصَّلَاهَ وَیُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَهً مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لَا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خِلَالٌ ﴿۳۱﴾
به آن بندگانم که ایمان آورده‏ اند بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ ایم پنهان و آشکارا انفاق کنند پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستیى (۳۱)

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْأَنْهَارَ ﴿۳۲﴾
خداست که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبى فرستاد و به وسیله آن از میوه ‏ها براى شما روزى بیرون آورد و کشتى را براى شما رام گردانید تا به فرمان او در دریا روان شود و رودها را براى شما مسخر کرد (۳۲)

وَسَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَیْنِ وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ﴿۳۳﴾
و خورشید و ماه را که پیوسته روانند براى شما رام گردانید و شب و روز را [نیز] مسخر شما ساخت (۳۳)

وَآتَاکُمْ مِنْ کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ ﴿۳۴﴾
و از هر چه از او خواستید به شما عطا کرد و اگر نعمت‏ خدا را شماره کنید نمى‏ توانید آن را به شمار درآورید قطعا انسان ستم‏پیشه ناسپاس است (۳۴)

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ ﴿۳۵﴾
و [یاد کن] هنگامى را که ابراهیم گفت پروردگارا این شهر را ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور دار (۳۵)

رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَمَنْ عَصَانِی فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۳۶﴾
پروردگارا آنها بسیارى از مردم را گمراه کردند پس هر که از من پیروى کند بى گمان او از من است و هر که مرا نافرمانى کند به یقین تو آمرزنده و مهربانى (۳۶)

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلَاهَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ ﴿۳۷﴾
پروردگارا من [یکى از] فرزندانم را در دره‏ اى بى‏ کشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم پروردگارا تا نماز را به پا دارند پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده و آنان را از محصولات [مورد نیازشان] روزى ده باشد که سپاسگزارى کنند (۳۷)

رَبَّنَا إِنَّکَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِی وَمَا نُعْلِنُ وَمَا یَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ ﴿۳۸﴾
پروردگارا بى‏ گمان تو آنچه را که پنهان مى داریم و آنچه را که آشکار مى‏ سازیم مى‏ دانى و چیزى در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نمى‏ ماند (۳۸)

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْکِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعَاءِ ﴿۳۹﴾
سپاس خداى را که با وجود سالخوردگى اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستى پروردگار من شنونده دعاست (۳۹)

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَاهِ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ ﴿۴۰﴾
پروردگارا مرا برپادارنده نماز قرار ده و از فرزندان من نیز پروردگارا و دعاى مرا بپذیر (۴۰)

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ ﴿۴۱﴾
پروردگارا روزى که حساب برپا مى ‏شود بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى (۴۱)

وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصَارُ ﴿۴۲﴾
و خدا را از آنچه ستمکاران مى کنند غافل مپندار جز این نیست که [کیفر] آنان را براى روزى به تاخیر مى‏ اندازد که چشمها در آن خیره مى ‏شود (۴۲)

مُهْطِعِینَ مُقْنِعِی رُءُوسِهِمْ لَا یَرْتَدُّ إِلَیْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ ﴿۴۳﴾
شتابان سر برداشته و چشم بر هم نمى‏ زنند و [از وحشت] دلهایشان تهى است (۴۳)

وَأَنْذِرِ النَّاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذَابُ فَیَقُولُ الَّذِینَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَکُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ مَا لَکُمْ مِنْ زَوَالٍ ﴿۴۴﴾
و مردم را از روزى که عذاب بر آنان مى ‏آید بترسان پس آنان که ستم کرده‏ اند مى‏ گویند پروردگارا ما را تا چندى مهلت بخش تا دعوت تو را پاسخ گوییم و از فرستادگان [تو] پیروى کنیم [به آنان گفته مى ‏شود] مگر شما پیش از این سوگند نمى ‏خوردید که شما را فنایى نیست (۴۴)

وَسَکَنْتُمْ فِی مَسَاکِنِ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ وَتَبَیَّنَ لَکُمْ کَیْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَکُمُ الْأَمْثَالَ ﴿۴۵﴾
و در سراهاى کسانى که بر خود ستم روا داشتند سکونت گزیدید و براى شما آشکار گردید که با آنان چگونه معامله کردیم و مثلها براى شما زدیم (۴۵)

وَقَدْ مَکَرُوا مَکْرَهُمْ وَعِنْدَ اللَّهِ مَکْرُهُمْ وَإِنْ کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ ﴿۴۶﴾
و به یقین آنان نیرنگ خود را به کار بردند و [جزاى] مکرشان با خداست هر چند از مکرشان کوهها از جاى کنده مى ‏شد (۴۶)

فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ ﴿۴۷﴾
پس مپندار که خدا وعده خود را به پیامبرانش خلاف مى ‏کند که خدا شکست‏ ناپذیر انتقام‏گیرنده است (۴۷)

یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ﴿۴۸﴾
روزى که زمین به غیر این زمین و آسمانها [به غیر این آسمانها] مبدل گردد و [مردم] در برابر خداى یگانه قهار ظاهر شوند (۴۸)

وَتَرَى الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفَادِ ﴿۴۹﴾
و گناهکاران را در آن روز مى ‏بینى که با هم در زنجیرها بسته شده‏ اند (۴۹)

سَرَابِیلُهُمْ مِنْ قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمُ النَّارُ ﴿۵۰﴾
تن‏پوشهایشان از قطران است و چهره ‏هایشان را آتش مى ‏پوشاند (۵۰)

لِیَجْزِیَ اللَّهُ کُلَّ نَفْسٍ مَا کَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ ﴿۵۱﴾
تا خدا به هر کس هر چه به دست آورده است جزا دهد که خدا زودشمار است (۵۱)

هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ وَلِیُنْذَرُوا بِهِ وَلِیَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِیَذَّکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۵۲﴾
این [قرآن] ابلاغى براى مردم است [تا به وسیله آن هدایت ‏شوند] و بدان بیم یابند و بدانند که او معبودى یگانه است و تا صاحبان خرد پند گیرند (۵۲)

 

 

محمد صدیق منشاوی/سور حشر علق حمد بقره

<

>

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: