دکتر عبدالکریم تاراس چرنینکو نخبه روس
با مطالعه آثار ابن سینا و ملاصدرا مسلمان شدم

اگر نهج البلاغه و قرآن در مقام وحدت مسلمین محور باشند و این نصایح امام را الگو قرار دهیم، حتما پیروز می­شویم و این پیروزی نه با سلاح است بلکه با گفتگو و صلح و اسلحه اندیشه و صمیمیت و تعقل و تفکر است، انشاالله.

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) ، در بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم، در غرفه رهیافتگان (وابسته به انجمن شهید ادواردو آنیلی) در خدمت دکتر عبدالکریم تاراس چرنینکو از روسیه هستیم.

 

رهیافتگان: آقای چرنینکو چه شد که مسلمان شدید؟

من در کشور شوروی سابق و لائیک به دنیا آمده ام، زمانی که شوروی از بین رفت و مرز کشورها تغییر کرد، بسیاری از افراد به دین اسلام و مذهب شیعه جعفری گرویدند.

 

رهیافتگان: جرقه مسلمان شدن و شیعه شدن شما از مطالعه آثار ملاصدرا و ابن سینا شروع شد؟

بله، البته در ابتدا از مطالعه آثار ابن سینا شروع شد و سپس آثار ملاصدرا را در ۱۴، ۱۵ سالگی مطالعه میکردم. ترجمه قرآن و برخی آثار اسلامی دیگر هم چون علاقه مند بودم، مطالعه میکردم و بیشتر به عنوان یک علاقه مند به آموزش فلسفه اسلامی، فلسفه مطالعه میکردم. اما در رشته فیزیک تحصیل کردم و مهندس شدم. سپس چند سال بعد در سن ۱۹ سالگی در خارج از کشور مدرک بانکداری گرفتم و پس از آن به مدت ۶ سال، سابقه مدیریت در بانک مسکو داشتم.

 

رهیافتگان: یعنی در ۱۹ سالگی همه این فعالیت ها را داشتید؟

خیر، مهندسی را در ۲۱ سالگی در مقطع ارشد گرفتم و نیم سال بعد بانکدار شدم و در ۲۳ سالگی نماینده بخش بانکداری سازمان های کشورهای اسلامی شدم. با اینکه روسیه در اینجا عضویت نداشت، اما به عنوان بازدید در کنفرانس اسلامی روسیه این امتیاز را داشت.

 

رهیافتگان:  پس در سال ۱۹۹۱م که شوروی از هم پاشید، مسلمان و شیعه شدید و قبلا کمونیست بودید، درسته؟

من ۲۰-۲۱ ساله بودم که برای مدیریت بانکداری اسلامی کار بانکی ام را شروع کردم و چند سال بعد به عنوان نماینده در شورای بانکداری اسلامی رفتم که تقریبا ۷ سال پس از مسلمان شدن من بود. (در سال ۱۹۹۸ م نماینده بانکداری روسیه بودم.)

 

رهیافتگان: شما نابغه بودید که در سن ۱۹ سالگی چند تا مدرک گرفتید و رئیس بانک شدید و نماینده روسیه در شورای بانکداری اسلامی روسیه و … به نظرتون سن ۱۵ سالگی، سنی هست که برای فرد عادی مسلمان شود؟ البته غیر از شما که در شرایط نخبگی هستید.

من اعتقادی ندارم که استثنائی هستم، برعکس فکر میکنم خیلی عادی هستم. افراد زیادی می شناسم که خیلی زودتر و قبل از ۱۵ سالگی به بلوغ فکری و اعتقادی رسیده اند.

رهیافتگان: چرا به سراغ نهج البلاغه رفتید و آن را ترجمه کردید ؟

در سال ۱۹۹۷ م به نمایشگاه کتاب در امارات متحده رفتم و نهج البلاغه با شرح شیخ محمد عبده گرفتم و تصمیم گرفتم این کتاب که مورد نظر خاص و عام مسلمانان است را به روسی ترجمه کنم.

 

رهیافتگان: زیباترین چیزی که در نهج البلاغه دیدید چه بوده؟

به نظر من نهج البلاغه بهترین مفسر عقائد دینی قرآن کریم است و نیز بهترین روش سخنوری دارد که مورد توجه باقی دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان روسی قرار گرفته است. (اکثر مسلمانان روسیه مهاجر هستند و تسلطی بر زبان روسی ندارند.) استقبال غیر مسلمانان، خصوصا مسیحیان روسیه از این ترجمه بیشتر بوده است. نهج البلاغه زبان خاصی دارد و برای هر قشر از مردم خطبه خاص و تاثیرگذاری دارد. نامه امام به مالک اشتر خیلی تاثیرگذار است، خصوصا در این شرایط سیاسی دنیا که نمونه ای از آرمان شهر مطلوب را به تصویر می کشد. اما متاسفانه هنوز قانون اساسی که کاملا طبق نظر قرآن و اسلام باشد، در حال اجرا نداریم. با اینکه ۱۴۰۰ سال از این نامه گذشته است اما اهمیت خود را از دست نداده است، حتی علمای برجسته معاصر امروز نیز از این کتاب خیلی استفاده کرده­اند. (مانند محمد باقر صدر که در آثار خود و بویژه کتاب اقتصادنا ایشان که به روسی هم ترجمه شده است، نمود بارزی دارد.)

در این نامه خیلی از مسائل سیاسی و روز و معاصرصحبت شده است، خصوصا در محیط زیستی غرب، کلید حل تمام مشکلات این نامه می­تواند باشد.

رهیافتگان: خاطره جالبی در مورد نهج البلاغه دارید؟

چیزی که الان خاطرم هست این است که مثلا، دوست صمیمی لبنانی دارم که مسیحی هستند و پدرشان از بزرگان مسیحیت هستند، نهج البلاغه را کامل حفظ کرده­اند وقتی علت این کار را پرسید گفتند این امر در میان مسیحیان لبنان چیز عجیبی نیست، چرا که به عنوان اعجاز ادبی عرب به آن نگاه می­کنند و حفظ و مطالعه آن جزء لاینفک زندگی آنان است و ادیان دیگر هم با این کتاب آشنایی دارند.

رهیافتگان: از ترجمه نهج البلاغه شما تاکنون کسی متاثر شده و آیا خاطره ای در این باره دارید؟

امام علی علیه السلام در جنگ صفین با اصحاب خود صحبت میکردند و فرمودند ای کاش در راه راست آنقدر مطمئن بودید که دشمنانتان در ضلالت هستند! این را نباید اصلا فراموش کرد، زیرا مسلمانان کل دنیا باید این نگاه را داشته باشند و نسبت به یکدیگر تنفر و کراهتی نداشته باشند. چیزی که الان در میان تکفیری ها و برخی گروههای تندور دیگر مشاهده می­کنیم. برخی شیعیان لندن نشین از طرف خودشان تبلیغ می­کنند که اهل تسنن اصلا مسلمان نیستند، ازاین طرف تکفیری ها در مقابل شیعه این برخورد را دارند.

اگر نهج البلاغه و قرآن در مقام وحدت مسلمین محور باشند و این نصایح امام را الگو قرار دهیم، حتما پیروز می­شویم و این پیروزی نه با سلاح است بلکه با گفتگو و صلح و اسلحه اندیشه و صمیمیت و تعقل و تفکر است، انشاالله.

 

رهیافتگان: با جرج جرداق هم ملاقات داشتید؟

ملاقاتی نداشتم، اما ایشان نویسنده کتاب «امام علی علیه السلام، صوت العدالیه الانسانیه» هستند و از طریق یکی از دوستان ایشان را می­شناختم. برخی گفته­اند شیعه شده­اند اما برخی دیگر معتقدند همان مسیحی مانده­اند.

 

رهیافتگان: با علامه جعفری که از چهره­های شاخص نهج البلاغه هستند، ارتباط داشته­اید؟

نه، ارتباط خاصی نداشتم.

 

رهیافتگان:از میان شرح های نهج البلاغه کدام را بیشتر می پسندید؟

 

با شروح ابن ابی­الحدید و محمد عبده بیشتر ارتباط دارم.

 

 

رهیافتگان: شرح نهج البلاغه محمد عبده، شرحی اجتماعی است. به نظر شما شرح ایشان در حال حاضر اثری دارد؟

اهمیت نقش شرح ایشان در آن است که خود نویسنده یک شخصیت برجسته در زمینه تقریب مذاهب اسلامی است و از اولین ورودی­های دانشگاه الازهر بودند و همچنین مذهب شیعه جعفری را اولین بار هم ردیف مذاهب اربعه اهل تسنن به رسمیت شناختند و از این لحاظ شخصیت مهمی هستند و در میان برخی معاندین و مخالفین نهج البلاغه از اهل تسنن، این جایگاه تاریخی و اجتماعی وی در خصوص شیعه، جایگاهی استثنایی است.

 

رهیافتگان: شرح ابن ابی­الحدید هم شرح سنّی است؟

ایشان معتزلی بودند و در شرحشان یک شخصیت موضوعی داشتند و به برخی جملات شیعه استناد می­کنند، اهمیت ویژه­ای دارند. اگر یک شخصیت شیعی این کار را انجام دهد ، نظر ذاتی وی است اما اگر یک شخصیت از اهل تسنن این کار را انجام دهد، نظرشان موضوعی است نه ذاتی!

 

رهیافتگان: مهمترین شرح نهج البلاغه شیعی را چه می­دانید؟

شرح علامه جعفری، اما خودم بیشتر سعی می­کنم از شروح اهل تسنن استفاده کنم تا نشان دهم این کتاب در میان همه مسلمین جایگاه ویژه­ای دارد. حتی از مطالبی که سایر ادیان درباره این کتاب نوشته­اند، استفاده می­کنم که سایر ادیان هم درباره این کتاب نظر خاصی دارند.

 

رهیافتگان: زیباترین برداشت شما از اسلام چیست؟

اجازه بدید یک مقدمه­ای عرض کنم: دین با توجه به آیه «مالک یوم الدین» به معنای زادگاه آخر است و معنای ارتباط واپسین داشتن با خداوند که ما درنظر می­گیریم ندارد و کلمه “دین” ارتباط گسترده تری دارد و به معنای دیدگاه  کامل­تر و جهان بینی است.

پس دین اسلام یعنی جهان بینی اسلامی و ویژگی­اش این است که در خود کلمه اسلام است. برخی می-گویند اسلام یعنی «اطاعت» در حالیکه اطاعت یکی از این معانی آن است، اما اسلام معنای گسترده­تری دارد، مثل کلمه «دین»! یعنی کاملا جانسپاری در راه خدا و زندگی کردن با روح خدا. این جهان بینی اسلامی است و این بهترین چیزی است که دراسلام می­بینیم. در حقیقت تمام ادیان یکتاپرست و اسلام است. حضرت موسی علیه­السلام فرمودند: مسلمان باشید! حضرت عیسی علیه­السلام آمدند و گفتند من آمدم تا حضرت موسی را تایید کنم. و با توجه به اختلاف زیان­ها، کلماتی شبیه قرآن داشتند که این جهان بینی واحد در تمام ادیان حق را شان می­دهد. فقط مشکل این است که ادیان دیگر تحریف شدند یا اجازه دادند تحریف شوند. اما قرآن می­فرماید اگر از ته دل خدا را بپرستیم نجات می­یابیم. خداوند هیچ وقت الکی کسی را طرد و تکفیر نمی­کند.

به نظر من زیباترین چیزی که در اسلام است این است که اسلام در حقیقت یک دیانت و دین وحدت برای تمام جهان است و هیچ کس را مردود نمی­کند و برای همه راه نجات باز است.

رهیافتگان: در یک جمله اسلام را برای یک غیرمسلمان تعریف کنید.

اسلام دین محبت و دوست­داشتنی و عدالت و انصاف است. همه فرزند حضرت آدم علیه­السلام هستیم و اگر کسی محبت و برادری نداشته باشد، عدالت و انصاف ندارد. کسی نمی­تواند خدا را دوست داشته باشد اگر این ویژگی­ها را نداشته باشد. اسلام یعنی جانسپاری و عبودیت خداوند، یعنی راه دوست داشتن و بشریت بخاطر خداوند است و باقی امور از این اصل منشعب می­شود. از استاد حضرت عیسی علیه­السلام پرسیدند تورات چیست؟ گفت تورات یعنی اینکه خداوند می­فرماید همدیگر را دوست داشته باشید. خب اسلام هم همین است و همه ادیان الهی یک ریشه دارند.

 

رهیافتگان: تفسییر که شما در مورد نهج البلاغه دارید کار میکنید تفسیر موضوعی است یا غیر از این است؟

خیر، تفسیر موضوعی نیست.

 

رهیافتگان: نظریه شما در مورد سیستم اسلامی بانکداری چیست؟

به عنوان یک بانکدار سابق اسلامی عرض می­کنم که سیستم بانکداری اسلامی تنها سیستمی است که می­تواند روبروی سیستم فعلی دنیا بایستد و عادلانه توزیع اقتصاد داشته باشد و هر سیستمی که بر اساس ربا در دنیا باشد، مشکل ایجاد می­کند.

گفتگو از جمال طاهری- سادات علوی

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: